منبع اطلاعات و اخبار فناوری اطلاعات


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



آخر آنکه، سلب آزادی متهم در اثر بازداشت موقت، برخلاف اصل برابری سلاح ها ات که امروزه از اصول شناخته شده در آیین دادرسی کیفری به شمار می‌آید. به موجب این اصل، دو طرف دعوای عمومی یعنی متهم و مقام تعقیب، باید در جریان رسیدگی از وسایل و امکانات برابر برخوردار باشند تا بتوانند در شرایط مساوی از موضع خود دفاع نمایند. در حالی که یک طرف دعوی، دادستان قرار دارد که با امکانات کافی از جمله ضابطین دادگستری می‌تواند به جمع‌ آوری دلایل علیه متهم بپردازد، متهم با قرار بازداشت روانه زندان می‌گردد و با سلب آزادی رفت و آمد او، امکان جمع‌ آوری دلایل به نفع خود و ارائه آن ها را از دست خواهد داد که این محدودیت ها او را در شرایطی نابرابر با دادسرا قرار می‌دهد.

در مقابل، برای بازداشت موقت مزایایی هم بر شمرده شده است. نخست آنکه، بازداشت موقت موثرترین وسیله برای دستیابی به متهم و تضمین حضور او در مواقع لزوم نزد مرجع قضایی است. با صدور این قرار، متهم در بازداشتگاه نگهداری می شود و هر زمان به حضور او نیاز باشد، با اعلام روز و ساعت حضور او به مقامات بازداشتگاه، وی تحت الحفظ نزد مرجع قضایی احضار کننده آورده خواهد د و اراده او تاثیری در این امر نخواهد داشت. فایده دیگر قرار بازداشت موقت، جلوگیری از تبانی متهم با سایرین و یا فراری دادن متهمان از طریق آگاه ساختن آن ها از تعقیب کیفری و روند پیشرفت پرونده است. در این حال، با بازداشت کردن متهم و جلوگیری از ارتباط او با سایر کسانی که در ارتکاب جرم نقش داشته و تحت تعقیب قرار داشته یا قرار خواهند گرفت، امکان تبانی متهم با آن ها به منظور گمراه نمودن مرجع تحقیق از بین خواهد رفت.

یکی دیگر از فواید بازداشت متهم، جلوگیری از اعمال فشار او نسبت به بزه دیده و شهود است. در برخی موارد، متهم برای متقاعد ساختن شاکی به استرداد شکایت خود و یا منصرف نمودن شهود از ادای شهادت علیه او، دست به اقداماتی برای تحت فشار قرار دادن آن ها می زند تا از اثبات اتهام خود جلوگیری به عمل آورد. حمایت از بزه دیده و شهود یکی از وظایف مهم دستگاه قضایی است تا این افراد بتوانند آزادانه نسبت به ظلمی که بر قربانی جرم رفته زبان به اعتراض و شهادت گشایند، و ترس از عواقب تظلم و دادخواهی آن ها را از این کار باز ندارد. یکی از طرق تامین این حمایت، بازداشت متهم و جلوگیری از مراجعه او به شاکی و شهود برای اعمال فشار علیه آن ها‌ است.

و سرانجام اینکه، بازداشت موقت متهم کاه وسیله ای برای تامین امنیت او و مصون نگاه داشتن وی از انتقام بزه دیده یا بستگان اوست و بدن ترتیب، سلب موقت آزادی متهم به نفع او و برای کمک به اوست.

با توجه به مجموع معایب و مزایای بازداشت موقت، چنین قراری به عنوان یکی از قراردهای تامین کیفری در بیشتر کشورها از جمله کشور ما پذیرفته شده است. در عین حال، به منظور جلوگیری از سوء استفاده از آن و حفظ حقوق و آزادی های فردی، موارد صدور قرار بازداشت موقت، محدود و مشخص گردیده و امکان اعتراض به آن پیش‌بینی شده است. تعیین این حدود و شرایط، به قرار بازداشت موقت ویژگی هایی بخشده است که آن را از سایر قراردادهای تامین متمایز می گرداند. [۵]

بازداشت موقت متهم که از آن در حقوق کیفری ایران به توقیف احتیاطی نیز تعبیر شده است عبارت است از سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قستی از تحقیقات مقدماتی توسط مقام صالح قضایی. این سلب آزادی از متهم ممکن است در طول جلسات رسیدگی دادگاه و تا صدور حکم قطعی نیز ادامه یابد. تعارض بازداشت موقت نه فقط با اصل برائت، بلکه با برخی نهادهای سودمند حقوق کیفری و در مجموع با یک سیاست جنایی سنجیده و منسجم سبب شده است که حقوق ‌دانان آگاه و به ویژه جرم شناسان، پس از جنگ جهانی دوم، توجه خاصی به آن مبذول دارند. قرار گرفتن موضوع بازداشت قبل از محاکمه در دستور کار ‌کنفرانس‌ها، اعم از داخلی و بین‌المللی، و نیز اجلاس ها و کنگره های سازمان ملل متحد برای پیشگیری از ارتکاب جرم و رفتار با محکومان حکایت از اهمیت موضوع و ضرورت دستیابی به راه حل های مفید و کارساز در این زمینه دارد. در همین زمینه، قواعد سازامن ملل متحد برای حمایت از نوجوانان محروم از آزادی بر بند ۱۷ و با عنوان نوجوانانی که دستگیر می‌شوند یا در انتظار محاکمه به سر می‌برند به ‌دولت‌های‌ عضو توصیه ‌کرده‌است که از بازداشت پیش از محاکمه نوجوانان، تا آنجا که ممکن است اجتناب ورزند و آن را به موقعیت های استثنایی محدود سازند. مدت بازداشت نیز باید تا حد امکان کوتاه باشد و نیز در اختلاط اطفال و بزرگسالان اجتناب شود. همچنین، رهنمودهای سازمان ملل متحد برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان که به رهنمودهای ریاض معروف است در توصیه شماره ۱۳ متذکر شده که بازداشت قبل از محاکمه باید به عنوان آخرین چاره و برای کوتاه‌ترین دوره زمانی ممکن مورد استفاده قرار گیرد. [۶]

۲-جبران خسارت سایر کشورها

در کشور فرانسه

قانون مربوط به «جبران خسارات ناشی از برخی اقدامات اتخاذ شده در زمینه تعقیبهای کیفری» مصوب ۸ مارس ۱۹۷۱، به مواردی که بازداشت موقت، به ناحق صادر شده باشد توجه ویژه دارد. این قانون مقرر داشته است که متهم حق دارد تا مطالبه خسارات وارده بنماید؛ چنانچه وی بی گناه بوده یا دادرسی کیفری مراعات نشده باشد.

غرامت مذکور ممکن است کاهش یابد. این کاهش در صورتی است که متهم خود موجبات بازداشت موقت خود را فراهم آورده باشد، و یا ‌در مورد به نکات مهم پرونده دروغ گفته باشد، و یا عناصر مهمی را پنهان نموده باشد.

جبران مذکور، شامل تمام خسارات وارده به تبع بازداشت موقت ناموجه می‌گردد. خسارت مادی وارده، در صورتی قابل مطالبه است که بیش از ۲۵ یورو باشد. خسارت معنوی نیز تا حداکثر روزانه ۱۱ یورو قابل جبران است.

این دادگاه است که ‌در مورد اصل جبران خسارت، بدون دخالت در میزان آن، تصمیم گیری می کند. این حکم در مرحله نهایی دادرسی صادر می شود, و چنانچه دعوی به آن مرحله نرسد، با تقدیم درخواست ویژه متهم سابق از طریق دادستان انجام می‌گیرد. رأی‌ دادگاه در این مورد، قابل اعتراض خواهد بود.

پس از آنکه حق متهم نسبت به دریافت غرامت، قطعی شد، وی شش ماه فرصت دارد تا میزان مطالبه خود را به دادستان تقدیم کند. اداره دادگستری ایالتی، تصمیم لازم را ‌در مورد میزان خسارت وارده اتخاذ می‌کند. این رأی‌ تا سه ماه پس از صدور قابل اعتراض در دادگاه های حقوقی ایالتی می‌باشد.

در انگلستان

در این زمینه هیچ قانون یا آئین نامه ای وجود ندارد. با این حال، بر اساس مصوبه مجلس عوام (۲۹ نوامبر ۱۹۸۵)، وزارت کشور می‌تواند تا در صورت تقاضای متضرر، غرامت اشخاصی را که مورد بازداشت موقت غیر موجه قرار گرفته اند، در صورت وجود شرایط استثنایی، پرداخت نماید (شرایطی همچون وقوع اشتباه بسیار بزرگ توسط پلیس).

در عمل نیز این جبران خسارت، بندرت قابل پرداخت بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-25] [ 08:28:00 ب.ظ ]




آیا فکر و اندیشه گناه، گناه شمرده می‌شود یا نه؟

باید گفت که فکر گناه به دو صورت ممکن است مطرح شود. یکی این که فکر گناه به عنوان یک تصور ذهنی و خطور برخی از گناهان در فکر و اندیشه و توهم و خیال انسان که هیچ گونه اثر و پی‌آمد علمی و عملی به همراه نداشته باشد، یعنی تفکر عمدی نباشد. در این صورت هیچ دلیلی عقلی و یا نقلی وجود ندارد که فکر گناه بدین معنا، گناه محسوب شود،اما نمی توان منکر این شد که تفکر تعمدی به گناه آثار و پی‌آمد منفی بر روح و جان آدمی می‌گذارد. چنان که در روایتی آمده که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ فرمود: موسی بن عمران به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما امر می‌کنم که فکر زنا را در خاطر نیاورید، چه رسد ‌به این که عمل زنا را انجام دهید، زیرا که هر کسی فکر زنا کند، مانند کسی است که در ساختمانی زیبای رنگ‌آمیزی شده‌‌ای، آتش روشن کند که در این صورت دود آتش رنگ خانه را تباه می‌کند، گرچه ظاهراًً خانه سالم است(مجلسی، ۱۴۰۴ ه.ق، ج۱۴، ص ۳۳۱؛ به نقل از جنبش نت، ۱۳۹۲). از این گونه روایات به آسانی معلوم می‌شود که تفکر گناه به معنای یاد ‌شده گرچه گناه به مفهوم فقهی و کلامی نخواهد بود، اما آثار سوء بر روح انسان می‌گذارد (به نقل از همان).

صورت دوم فکر گناه آن است که فکر و اندیشه گناه منشأ آثار علمی و عملی بشود، در این‌ باره گرچه بحث‌های مفصل وجود دارد اما به نظر می‌رسد که این نوع تفکر و اندیشه گناه، انکار گناه بودنش کاری آسان نیست، زیرا بسیاری از گناهان کبیره از سنخ این نوع گناه یعنی، فکر گناه هستند. از جمله حسد. شهید دستغیب درباره آن می‌گوید: از گناهانی که در نصوص معتبره به آن وعده عذاب داده شده حسد است (دستغیب،۱۳۸۳، ج۲، ص۳۱۹).

ممکن است کسی بگوید که در برخی روایات آمده که هر مؤمنی قصد گناهی بکند تا وقتی که آن را بجا نیاورد چیزی بر او نیست و گناهی برایش نوشته نمی‌گردد. ‌بنابرین‏ حسد هم تا وقتی که کاری نکند، نباید گناه داشته باشد؟ جواب آن است که این روایات درباره گناهانی که از اعضاء و جوارح سر می‌زند و تا به جای آورده نشود گناه محسوب نمی شود. اما گناهانی که جای آن ها قلب است مانند ریاء، ‌عجب، بغض مؤمن، و مانند این‌ها از گناهان قلبی تماماً از مورد روایات عفو خارج است (دستغیب،۱۳۸۳، ج۲، ص۳۲۴).

لذا به نظر می‌رسد ‌در مورد گناهانی که مربوط قلب وفکر نیستند باید بین فکر گناه و بین نیت و عزم بر گناه تفاوت قائل شد: بدین بیان که هر فعلی مثل گناه که می‌خواهد از انسان صادر شود چهار مرحله را طی می‌کند:

۱٫ خطور و تصور آن فعل، ۲٫ میل و رغبت و شوق به آن فعل، ۳٫ اعتقاد به آن فعل، ۴٫ اراده و عزم و تصمیم بر انجام آن.

به نظر می‌رسد که فکر گناه همان سه مورد اولی باشد که معمولا غیر اختیاری است و آن چه غیر اختیاری است، مورد تکلیف نیست و مؤاخذه و عقوبت ندارد. اما مورد چهارم که عزم و اراده برای انجام گناه می‌باشد، مورد تکلیف و حرام است، چون که این حالت اختیاری است (دستغیب، ۱۳۵۱، ص ۸۴۴؛ به نقل جنبش نت، ۱۳۹۲).

در این قسمت بعد از مباحثی پیرامون وسواس از نظر اسلام، به حوزه روانشناسی دین نیز اشاره کوتاه خواهیم داشت.

تعریف دین

تعریف وا حدی از دین ارائه نشده است. کراس[۱۶۰] (۱۹۹۳) دین را به عنوان چیزی که سه مؤلفه‌ مهم دارد مفهوم سازی می‌کند:

۱- دینداری سازمانی :که باشرکت کنندگان و مؤسسات مذهبی ‌و دموکراسی و بافراوانی تمایل به رفتن به کلیسا در ارتباط است.

۲- دینداری ذهنی: که با نظر و میزان اهمیت و جایگاه دین در زندگی شخصی افراد مرتبط است.

۳- اعتقادات دینی: اعتقادات هسته ای مردم است که با دین و رابطه مرد و زن با خدا مرتبط می شود. کراس معتقد است در پژوهش ها ابعادی از دین مورد غفلت قرار می‌گیرد.

باید دقت کرد که بین مفاهیم دینداری ودین، تفاوت وجود دارد. دین به عنوان پدیده خارجی و مستقل از پذیرش انسان ها؛ یعنی مستقل از روان انسان‌ها و جامعه انسانی مد نظر قرار می‌گیرد، اما دینداری یا تدیّن، ناظر به پذیرش دین توسط انسان‌ها است. در واقع؛ دینداری صفت وحالت انسان درباره دین است(فقیهی و همکاران، ۱۳۸۵).

تفاوت دینداری[۱۶۱] و معنویت[۱۶۲]

اصطلاحات دینداری و معنویت معمولا به جای هم استفاده می‌شوند. درحالی که مفاهیم متفاوتی اند. دینداری مربوط به رفتارهای آشکار می شود الگوهای رفتاری را نشان می‌دهد و اظهارات دینی آشکار را تقویت می‌کند (هیل و همکاران، ۲۰۰۰ ). اعتقادات شخصی هم قسمتی از دینداری است اما بیشتر اعتقادات اصولی و سازمانی.

معنویت مربوط به تجربه های شخصی است و به طور کلی به اتفاقات و تفوق های خصوصی مرتبط است و بیشتر در قالب اصطلاحاتی همچون اعتقاد یا ارتباط داشتن به خدا توصیف می شود (هیل و همکاران، ۲۰۰۰ ).

تبیین روانشناختی دین

از دید گاه روانشناختی به دین و دینداری به ویژه کنش وری دین ‌در حالات روانی انسان توجه ویژه ای صورت گرفته است (خدایاری فرد، رحیمی نژاد، ۱۳۸۸). آرگیل (۲۰۰۰) با اعتقاد به گرایش علمی در روانشناسی، اظهار داشت که روانشناسان در حال حاضر، تمام حوزه های فعالیت و تجربه انسانی، از جمله رفتار اخلاقی، شخصیت، تغییر نگرش و اعتقادات را که قلمرو خاص مذهب تلقی شده، به شیوه های کاملا متفاوت و علمی مورد پذیرش قرار داده‌اند (ص ۷، ۱۴). رویکرد انگیزشی، روان تحلیل گری، شناختی و رفتاری به دین و نیز کنش های انگیزشی، شناختی، بهداشت روانی و روان درمانگری دین از جمله مباحث مطرح در حوزه روانشناسی دین می با شد(هالامی و آرگیل، ۱۳۸۶) که در ادامه بسته به ضرورت بحث به رویکرد انگیزشی و دیدگاه آلپورت در این حوزه اشاره می‌کنیم.

‌‌‌آلپورت‌ و دینداری‌ درونی‌ و بیرونی

گوردون‌ آلپورت (۱۹۶۷-۱۸۹۷)، روانشناس‌ برجسته‌ آمریکایی‌ در گستره‌های‌ شخصیت‌ و روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ است. وی‌ در خصوص‌ نقش‌ دین‌ در زندگی‌ مطالعه‌ ‌کرده‌است. نظام‌دارترین‌ بحث‌های‌ او در این‌ حیطه‌ در کتابی‌ تحت‌ عنوان‌ «فرد و دینش» گردآوری‌ شده‌ است‌ (آلپورت، ۱۹۵۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:28:00 ب.ظ ]




کمزیادخیلی زیاد

تعداد۴۵۲۰۱۶۰۳درصد۶/۱۴۰/۶۵۴/۱۹۰/۱

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۷-۱، تعداد ۴۵ نفر معادل ۶/۱۴ درصد از نمونه‌ مورد بررسی، میزان استفاده‌ اساتید از سبک مدیریت تعاملی را خیلی کم، تعداد ۲۰۱ نفر معادل ۰/۶۵ درصد میزان استفاده‌ از سبک مدیریت تعاملی را کم، تعداد ۶۰ نفر معادل ۴/۱۹ درصد میزان استفاده‌ از سبک مدیریت تعاملی را زیاد و تعداد ۳ نفر معادل ۱ درصد نیز میزان استفاده‌ اساتید از سبک مدیریت تعاملی را خیلی زیاد ارزیابی نموده‌اند.

جدول ۴-۷-۲: تحلیل میزان استفاده ی اساتید از سبک مدیریت تعاملی

متغیر

تعداد

میانگین

تجربی

انحراف استاندارد

میانگین نظری

آماره t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

سبک مدیریت تعاملی

۳۰۹

۱۵/۲

۵۴۱/.

۵/۲

۰۵/۱۱-

۳۰۸

۰۰۰/.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۷، میانگین مشاهده شده ۱۵/۲ و میانگین نظری ۵/۲ است. چون t محاسبه شده یعنی ۰۵/۱۱- در سطح ۰۱/. معنی‌دار است، لذا می‌توان گفت بین میانگین مشاهده شده و نظری تفاوت وجود دارد و میزان استفاده اساتید دانشگاه از سبک مدیریت تعاملی، به طور معناداری در سطح کم است. از لحاظ توصیفی نیز، میزان استفاده اساتید از سبک مدیریت تعاملی (۱۵/۲)، در سطح کم می‌باشد.

۴- بین دیدگاه دانشجویان در زمینه میزان استفاده اساتید از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس، تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

جدول ۴-۸: نتایج آزمون فریدمن پیرامون مقایسه میزان استفاده از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس

متغیر

میانگین رتبه

تعداد

مجذورکای

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

سبک مدیریت مداخله‌ای

۴۵/۲

۳۰۹

۱۹۹/۱۱۵

۲

۰۰۰/.

سبک مدیریت غیرمداخله‌ای

۹۲/۱

سبک مدیریت تعاملی

۶۲/۱

به منظور مقایسه میزان کاربست سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس، از آزمون رتبه‌ای فریدمن استفاده شد. نتایج جدول ۴-۸ نشان می‌دهد که مقدار آماره مجذورکای برابر با ۱۹/۱۱۵ و سطح معنی‌داری، ۰۰۰۱/. است ( ۰۱/۰p <). از آن‌جا که مقدار مجذور کای در سطح ۰۱/. معنی‌‌دار است، لذا می‌توان گفت که بین میزان استفاده از سبک‌های مختلف تدریس، تفاوت معنی‌داری وجود دارد. همچنین با مراجعه به میانگین رتبه‌ی هر یک از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس مشخص می‌شود که میزان استفاده از سبک مدیریت مداخله‌ای به طور معنی‌داری بالاتر از دو سبک دیگر بوده است.

۵- بین دیدگاه دانشجویان پیرامون میزان استفاده اساتید از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس، برحسب دوره تحصیلی، سال تحصیل و رشته تحصیلی، تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

جدول ۴-۹: مقایسه سبک‌های مدیریت کلاس درس بر حسب متغیرهای جمعیت‌شناختی

متغیرهای پیش‌بین

متغیرهای ملاک

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

آماره F

سطح معنی‌داری

دوره تحصیلی

سبک غیرمداخله‌ای

۰۱/.

۱

۰۱/.

۰۴۳/.

۸۳۶/.

سبک مداخله‌ای

۰۴۵/.

۱

۰۴۵/.

۲۷۰/.

۶۰۴/.

سبک تعاملی

۱۷۳/.

۱

۱۷۳/.

۵۷۱/.

۴۵۱/.

سال تحصیل

سبک غیرمداخله‌ای

۴۳۰/.

۳

۱۴۳/.

۶۳۷/.

۵۹۲/.

سبک مداخله‌ای

۲۲۲/.

۳

۰۷۴/.

۴۳۸/.

۷۲۶/.

سبک تعاملی

۵۳۵/.

۳

۱۷۸/.

۵۸۸/.

۶۲۳/.

رشته تحصیلی

سبک غیرمداخله‌ای

۱۴۷/۱

۶

۱۹۱/.

۸۴۹/.

۵۳۳/.

سبک مداخله‌ای

۱۴۸/۱

۶

۱۹۱/.

۱۳۶/۱

۳۴۳/.

سبک تعاملی

۲۶۵/۲

۶

۳۷۷/.

۲۴۵/۱

۲۸۴/.

اثر متقابل دوره و سال

سبک غیرمداخله‌ای

۴۷۳/.

۳

۱۵۸/.

۷۰۰/.

۵۵۳/.

سبک مداخله‌ای

۰۸۱/.

۳

۰۲۷/.

۱۶۰/.

۹۲۳/.

سبک تعاملی

۱۱۶/.

۳

۰۳۹/.

۱۲۷/.

۹۴۴/.

اثر متقابل دوره و رشته

سبک غیرمداخله‌ای

۹۰۲/۱

۶

۳۱۷/.

۴۰۸/۱

۲۱۳/.

سبک مداخله‌ای

۵۳۶/.

۶

۰۸۹/.

۵۳۰/.

۷۸۵/.

سبک تعاملی

۱۴۳/۲

۶

۳۵۷/.

۱۷۸/۱

۳۱۹/.

اثر متقابل سال و رشته

سبک غیرمداخله‌ای

۹۷۳/.

۱۶

۰۶۱/.

۲۷۰/.

۹۹۸/.

سبک مداخله‌ای

۰۵۸/۱

۱۶

۰۶۶/.

۳۹۲/.

۹۸۳/.

سبک تعاملی

۴۴۹/۲

۱۶

۱۵۳/.

۵۰۵/.

۹۴۳/.

اثر متقابل دوره، سال و رشته

سبک غیرمداخله‌ای

۲۲۳/۱

۱۱

۱۱۱/.

۴۹۴/.

۹۰۶/.

سبک مداخله‌ای

۸۵۴/۱

۱۱

۰۷۸/.

۴۶۱/.

۹۲۶/.

سبک تعاملی

۳۱۱/۳

۱۱

۳۰۱/.

۹۹۳/.

۴۵۴/.

خطا

سبک غیرمداخله‌ای

۹۶۵/۴۷

۲۱۳

۲۲۵/.

سبک مداخله‌ای

۸۸۲/۳۵

۲۱۳

۱۶۸/.

سبک تعاملی

۵۶۱/۶۴

۲۱۳

۳۰۳/.

به منظور مقایسه دیدگاه دانشجویان پیرامون سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس، بر حسب دوره تحصیلی، سال تحصیل و رشته تحصیلی، از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه یا مانووا استفاده شد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۹، چون مقادیر F ‌در مورد هیچ یک از متغیرها و نیز ‌در مورد اثرات متقابل آن‌ ها، در سطح ۰۵/. معنی‌دار نیست، لذا می‌توان گفت که بین میانگین‌های مورد مطالعه تفاوت وجود ندارد. ‌بنابرین‏ بین دیدگاه دانشجویان ‌در مورد میزان استفاده اساتید از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس، بر حسب متغیرهای دوره تحصیلی، سال تحصیل و رشته تحصیلی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

۶- بین سبک مدیریت غیرمداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

جدول ۴-۱۰: نتایج آزمون همبستگی پیرسون پیرامون رابطه بین سبک مدیریت غیرمداخله‌ای و خودارزشیابی دانشجویان

متغیر پیش بین

شاخص‌های مورد بررسی

خودارزشیابی دانشجویان

سبک مدیریت غیرمداخله‌ای

تعداد نمونه

۳۰۹

ضریب همبستگی

۱۹۴/.

سطح معنی‌داری

۰۰۱/.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




نتایج این تحقیق با یافته های پژوهش های هادون(۱۹۹۶)، هانس(۲۰۰۱)، اگلند و همکاران،(۱۹۹۳) ، (هولمز،۲۰۰۶)، هاشمی وجوکار(۱۳۹۰)، کشتکاران(۱۳۸۷)،همسو و همخوان است.

فرضیه دوم: بین شیوه های فرزندپروری والدین با تاب آوری دانش آموزان دختروپسر دارس نمونه دولتی مقطع متوسطه دوره دوم رابطه وجود دارد.

خانواده، مدرسه، رسانه ها، شبکه دوستان و مکان های عمومی ( کوی و برزن، مغازه ها، پارک ها، سینما، معابد و غیره) امروزه جزء منابع اصلی و تاثیر گذار هر جامعه ای می‌باشند. اما، در میان این عناصر، خانواده اولین و بیشترین تاثیر را بر روند ساخت هویت فرهنگی اجتماعی انسان و چگونگی شکل گیری این هویت دارد .فرزندپروری، شیوه تربیتی اعمال شده از سوی والدین است، که شامل مجموعه رفتارهای متعدد و گوناگون طبیعی و بهنجار می‌باشد که والدین به منظور کنترل کردن و اجتماعی نمودن کودک از آن استفاده می‌کنند، والدین سهل‌گیر در ابعاد کنترل و خواست‌های خود معتدل و پائین از این سطح هستند و در مهر ورزی حد وسط سه الگوی موجود رابه خود اختصاص می‌دهند.خانواده والدین سهل‌گیر، نسبتاً آشفته است. فعالیت‌های خانواده نامرتب و اعمال مقررات اهمال کارانه است. ‌بنابرین‏ با توجه به چنین آرایش از عملکرد خانواده وجود رابطه منفی بین این شیوه فرزندپروری و عملکرد تحصیلی قابل انتظار است. اما والدین در شیوه مقتدرانه بینش‌های شناختی را به کودکان خود منتقل می‌سازند و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک در رد یک رهنمود از خود نشان می‌دهند. این والدین سخن وران خوبی هستند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می گیرند و نیز به منظور توافق با کودک از ارتباط کلامی استفاده می‌کنند. آن‌ ها ظاهراًً تحمل مقاومت در برابر قهر و غضب کودک را دارند. والدین مقتدر به آغاز تعامل کودک، به گونه و درجه ای پاسخ می‌گویند که معمولاً برای کودک خشنود کننده است.

با توجه به اینکه خانواده ها تفاوت های زیادی از نقطه نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارند، و همچنین از جهت نوع رفتار با فرزندان و فضای حاکم بر خانواده و رابطه والدین با فرزندان که به اشکال آزادی، استبدادی و یا دمکراسی می‌ انجامد, متفاوتند. فرزندان از نظر شخصیتِ اجتماعی و هویت فرهنگی یکسان تربیت نمی شوند. نگرش ها, تصورات و رفتار خانواده بیشترین تاثیر را بر رفتار اجتماعی و هویت فرهنگی و اجتماعی فرزندان دارد.به عنوان نتیجه نهایی می توان گفت که : شیوه های فرزند پروری دمکراتیک، فرزندانی اجتماعی و خالق پرورش می‌دهد. محور اساسی دمکراسی بر گفتگو، مذاکره و مشاوره استوار

    1. .Garmezy ↑

    1. . Masten ↑

    1. ۳٫White. ↑

    1. ۴٫Driver ↑

    1. ۵٫Warren. ↑

    1. ۶٫Smith. ↑

    1. ۷٫Tooley ↑

    1. ۸٫Montague ↑

    1. ۹٫Robinson ↑

    1. ۱۰٫Cosper ↑

    1. ۱۱٫Paul ↑

    1. ۱۲-Kumpfer,kl ↑

    1. ۱٫Gorsuch ↑

    1. ۲٫Pinquart. ↑

    1. ۳٫Rutter,m ↑

    1. .Hurlington,k. ↑

    1. ۵٫dobbines ↑

    1. .Anisworth ↑

    1. .Protective Factors ↑

    1. ۲٫Fraser ↑

    1. ۳٫Richman ↑

    1. ۴٫Galinskg. ↑

    1. Exline.5 ↑

    1. Simpson.6 ↑

    1. Hales .7 ↑

    1. Francis.8 ↑

    1. Robbins.9 ↑

    1. Lewis.10 ↑

    1. Quigley.11 ↑

    1. Wheeler.12 ↑

    1. Yang.13 ↑

    1. Mao.14 ↑

    1. Graham.15 ↑

    1. Furr.16 ↑

    1. Flowers.17 ↑

    1. Burke.18 ↑

    1. ۱٫Grossman ↑

    1. ۲٫Moore. ↑

    1. ۱٫positive psychology ↑

    1. ۲٫stroebe. ↑

    1. ۳٫Hewstone ↑

    1. ۴٫cawan ↑

    1. ۱٫Homo Religious ↑

    1. ۲٫Frankel ↑

    1. ۳٫Logotherapy ↑

    1. ۱٫Religion Orientation. ↑

    1. ۲٫Intrinsic ↑

    1. ۳٫Extrinsic ↑

    1. ۴٫forget ↑

    1. ۵٫Barger ↑

    1. .Agent Thinking ↑

    1. .Pathway Thinking ↑

    1. .snyder ↑

    1. ۴٫lopez ↑

    1. .Yalom↑

    1. ۱٫Pario↑

    1. ۱٫Mecobe ↑

    1. Martin.2 ↑

    1. Darling.3 ↑

    1. Stenberg.4 ↑

    1. .Stretch1 ↑

    1. Seligman.1 ↑

    1. ۱٫Hauser ↑

    1. Lutar.2 ↑

    1. Gushing.3 ↑

    1. Dlgado.1 ↑

    1. Marcoen.2 ↑

    1. Elkins.3 ↑

    1. ۴٫Piedmont ↑

    1. Ingram.1 ↑

    1. ۲٫ Sandvike ↑

    1. Ellison.3 ↑

    1. Hall.4 ↑

    1. Edwards.5 ↑

    1. ۶٫Spiritual Transcendence Scale(STS) ↑

    1. ۷٫Tsuang ↑

    1. Wilihams.8 ↑

    1. Simpson.9 ↑

    1. ۱۰٫Lyons ↑

    1. ۱٫Carson ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




خلاصه فصل دوم

فصل دوم که مربوط به مروری بر ادبیات موضوع ومطالعات تجربی می‌باشد به بیان مقدمه ای آغاز می‌گردد. سپس به توضیح ادبیات پژوهش با بیان مطالب مرتبط با موضوع و متغیرهای مطرح شده روشن شدن موضوع و شفاف تر نمودن متغیرهای مهم و اثر گذار در تحقیق و ادبیات موجود در در این رابطه اقدام نمودیم. سپس به طرح ادبیات تجربی تحقیق اقدام نمودیم که حاصل مطالعات و نتایج کارهای پژوهش های انجام گرفته در داخل و خارج از کشور می‌باشد. در این بخش با بیان نکات مهم و برجسته تحقیقات آنان به ذکر متغیرها ،دوره ی مورد بررسی، نتایج حاصل شده در هر تحقیق به تقویت پایه ی نظری و تجربی پژوهش ود پرداختیم.

فصل سوم

روش تحقیق

۳-۱- مقدمه

تحقیق به منظور کشف یک مجهول یا تأیید یک موضوع پذیرفته شده انجام می‌گیرد تحقیق را ‌می‌توان یک عمل منظم دانست که در نتیجه آن پاسخ هایی برای سؤال­های مورد نظر و مطرح شده در موضوع تحقیق به دست می ­آید. برای انجام هر تحقیقی باید روش منحصر به فرد اجرای همان تحقیق را به کار برد، لذا باید همخوانی محتوایی بین روش تحقیق و نوع تحقیق وجود داشته باشد، پس هدف از انتخاب روش تحقیق آن است تا محقق مشخص نماید چه شیوه ای را آغاز نماید تا او را هرچه دقیق تر، آسان تر و سریع تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی که برای پرسش تحقیق در نظر گرفته شده یاری کند.

در فصل حاضر روش شناسی تحقیق را بیان می‌کنیم. برای این کار ابتدا به تشریح مسئله تحقیق و سپس فرضیه های تحقیق می پردازیم. در ادامه روش آزمون فرضیه‌ها، تعریف متغیرهای تحقیق، جامعه آماری، نمونه آماری و سایر موضوعات مربوط بیان می‌گردد.

۳-۲-مسئله تحقیق

مسائلی که به صورت سؤال مطرح می‌شوند، قابلیت تجزیه و تحلیل و تبیین علمی بیشتری دارند. اگر مسئله­ای را به صورت پرسش مطرح کنیم، می­توانیم فرضیه ­های جالب تر و علمی­تری را برای مطالعه آن تهیه کنیم و در مدت کوتاه تری نیز به نتیجه برسیم. لذا سؤالات زیر را به عنوان مسئله ­های تحقیق حاضر بیان می­کنیم.

۱) آیا نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی در بورس اوراق بهادار تهران تاثیری دارد؟

۲) آیا نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت مواد ومحصولات دارویی با در نظر گرفتن یک وقفه سه ماهه تاثیری دارد؟

۳) آیانوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت مواد ومحصولات دارویی با درنظرگرفتن یک وقفه شش ماهه تاثیری دارد؟

۴) آیا نوسانات نرخ ارزبر شاخص صنعت محصولات چوبی در بورس اوراق بهادار تهران تاثیری دارد؟

۵) آیا نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت محصولات چوبی با در نظر گرفتن یک وقفه سه ماهه تاثیری دارد؟

۶) آیا نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت محصولات چوبی با در نظر گرفتن یک وقفه شش ماهه تاثیری دارد؟

۷) آیا تاثیرنوسانات نرخ ارز بر بازده سهام صنعت مواد و محصولات دارویی بیش از صنعت محصولات چوبی است؟

۳-۳- فرضیه تحقیق

پس از بررسی مسئله تحقیق و مطالعات مقدماتی درباره پاسخ های احتمالی، جهت ارائه پاسخی منطقی به سؤال فوق، فرضیه های ذیل تدوین گردید.

فرضیه اول :

نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی در بورس اوراق بهادار تهران اثر گذار است.

فرضیه دوم :

نوسانات نرخ ارزبر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی با در نظرگرفتن یک وقفه سه ماهه اثرگذار است .

فرضیه سوم :

نوسانات نرخ ارزبر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی با در نظر گرفتن یک وقفه شش ماهه ‌اثرگذار است .

فرضیه چهارم :

نوسانات نرخ ارزبرشاخص صنعت محصولات چوبی در بورس اوراق بهادارتهران ‌اثرگذار است

فرضیه پنجم :

نوسانات نرخ ارزبرشاخص صنعت محصولات چوبی ‌با درنظرگرفتن یک وقفه سه ماهه ‌اثرگذار است .

فرضیه ششم :

نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت محصولات چوبی ‌با درنظرگرفتن یک وقفه شش ماهه اثر

گذاراست .

فرضیه هفتم :

تاثیرنوسانات نرخ ارزبرشاخص صنعت موادومحصولات دارویی بیش ازشرکت های صنعت محصولات چوبی است .

۳-۴-روش تحقیق

از نظر هدف، یکی از انواع تحقیق، تحقیق دانشگاهی یا کتابخانه ­ای[۲۹] است که به طور عمده از طریق مطالعه کتب، نشریات، اسناد و مدارک و تجزیه و تحلیل و مقایسه و ارزیابی آن ها پیش می رود. با توجه به ویژگی های مذکور، تحقیق حاضر در حیطه تحقیقات توصیفی – رگرسیونی است و داده های مورد نیاز آن از مشاهده اسناد مربوط به صورت های مالی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران گردآوری می شود.

۳-۵-جامعه آماری

جامعه آماری تحقیق شامل تمامی شرکت‌های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد و نمونه انتخاب شده شامل صنعت مواد و محصولات دارویی است که جزء کم کشش ترین صنایع بورس و محصولات چوبی است که جزء پر کشش ترین صنایع بورس اوراق بهادار می‌باشد .

با توجه به زمان انجام پژوهش حاضر (نیمه دوم سال ۱۳۹۲)؛و همچنین با توجه به قابلیت دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، دوره زمانی تحقیق حاضر یک دوره شش ساله، از ابتدای سال ۱۳۸۶ تا پایان سال ۱۳۹۱، در نظرگرفته شده است.

فهرست شرکت های صنایع دارویی وچوبی بورس اوراق بهادار تهران

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

۱

Top of Form

داروسازی‌ سینا

۱۵

لابراتوارداروسازی‌ دکترعبیدی‌

۲

داروسازی‌ اسوه‌

۱۶

تهران‌ شیمی‌

۳

فرآورده‌های‌ تزریقی‌ ایران‌

۱۷

داروسازی‌ امین‌

۴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




ج) شناختن و تحلیل هیجان ها و به کار گیری معلومات هیجانی، که شامل:

– توانایی درک چگونگی ارتباط هیجان های مختلف

– توانایی درک علل و نتایج هیجانات

– توانایی تفسیر هیجانات پیچیده، مثل حالات هیجانی متضاد

– توانایی شناسایی و پیش‌بینی حالات گذرا بین هیجانات، مثل شرم و خشم

این بخش شامل شناخت اساسی ‌در مورد نظام هیجانی می‌باشد. بنیادی ترین توانایی در این سطح، با توانایی فرد در شناسایی هیجانات و انتساب نام برای آن ها و تشخیص روابط بین هیجانات مختلف و تعبیر و تفسیر آن ها در ارتباطات است. فردی که از نظر عاطفی با هوش است، قادر به تشخیص و به کارگیری کلمات مناسب برای هیجانات خود بوده و می‌تواند هیجان ها را به صورت خانواده دسته بندی کند و یک گروه هیجانی را در میان هیجانات مبهم و وسیع متمایز کند (دهکردی، ۵۳،۱۳۸۶)

د) مدیریت هیجانات که شامل:

– توانایی پذیزش هیجانات، هم هیجانات خوش آیند و هم ناخوشایند

– توانایی نظارت بر هیجانات و تأمل ‌در مورد آن ها

– توانایی درگیر شدن، به تأخیر انداختن یا دور شدن از یک حالت هیجانی خاص

– توانایی مدیریت هیجان ها در خود و دیگران

شناخت عاطفی در مرحله چهارم هوش هیجانی،یعنی تنظیم عواطف نقش دارد. افراد به منظور استفاده از شناخت خود، باید قابلیت های بیشتری را کــسب کنند. آن ها باید نسبت به تجربه، خلق و احساس، حالت پذیرنده و باز داشته باشند و در درگیر شدن در رفتارهایی که هیجانات مطلوب به دنبال دارد، مهارت کــسب کنند. تنظیم هیجان به توانایی باز نگری و باز سازی شدت و جهت یک هیجان در خود و دیگران بر می‌گردد و شامل تعدیل هیجانات منفی و تغییر جهت آن ها به سمت سازش یافتگی و نگهداری هیجانات لذت بخش می‌باشد. افراد علاوه بر تنظیم هیجانات خود، باید قادر به مدیریت هیجانات دیگران نیز باشند. یعنی توانایی تنظیم و جایگزینی هیجانات را داشته باشند، مثل سخنرانی که برای بر طرف کردن احساس کــسالت در شنوندگان، لطیفه ای را تعریف می‌کند (پیتریدز[۱۱۱]،۳۱۰،۲۰۰۰).

۲-۲-۱۲- هوش هیجانی در محل کار

مطالعات نزدیک به ۵۰۰ سازمان در سرتاسر جهان که توسط گولمن مرور شده اند نشان می دهدکه افرادی که بالاترین امتیاز را در رابطه با شاخص های اندازه گیری EQ دارد به رأس شرکت‌ها ارتقا می‌یابند مثلا کارکنان ستاره دارای مهارت‌های بین فردی و اعتماد به نفس یبیشتر نسبت به کارکنان عادی هستند که عملکردشان ضعیف تر ارزیابی می شود(کومار[۱۱۲] وروپاری،۳،۲۰۰۹).

مشاغل مختلف همچنین نیازمند انواع مختلف هوش هیجانی هستند مقلا موفقیت در فروش توانایی همدلی برای سنجش خلق مشتری مهارت بین فردی برای تصمیم گیری ‌در مورد اینکه چه موقع یک محصول را تبلیغ کنید و چه زمانی ساکت بمانید. مسائل شخصی تان را به محل کار نیاورید یک نوع استدلال است که می‌گوید هیجانات در محل کار نامناسب هستند و ‌بنابرین‏ استدلال می‌کند که تصمیمات تجاری باید بر اساس اطلاعات منطق و عقل محض باشند و عواطف باید در میزان حداقل نگه داشته شوند، اما واقع گرایانه نیست که فرض کنیم عواطف می‌توانند در کنار درب ورودی در زمانی که به کارتان می رسید بازرسی شوند ممکن است بعضی افراد به دلایل گوناگون فکر کنند بی تفاوتی عاطفی یک ایده آل است و سعی کنند احساساتشان را مخفی نگه دارند چنین افرادی به شیوه خاصی کار و رفتار می‌کنند معمولا خشک منزوی یا هراسان هستند و به طور کامل در زندگی در محل کار شرکت نمی کنند این در بعضی شرایط لزوماً بد نیست اما برای یک سازمان معمولاً خوب نیست که چنین افرادی وارد نقشهای مدیریت شوند(همان ،۴).

پادساکوف[۱۱۳]و همکاران ( ۲۰۰۰ )درتحقیق خود رابطه مثبت میان نگرش های شغلی و رفتارهای شهروندی سازمانی ‌را کشف کردند. نتمیر[۱۱۴] و همکاران ( ۱۹۹۷ ) شواهد ترکیبی از رابطه میان رضایت شغلی و رفتارهای شهروندی سازمانیدر بررسی های نیروی فروش گزارش کردند. همچنین مک کنزی[۱۱۵] و همکاران (۱۹۹۸) شواهد ترکیبی از رابطه میان نگرش های شغلی و رفتارهای فراتر از نقش در بررسی شان ‌در مورد نیروی فروش گزارش کردند. کارکنانی که از شغل شان و تعهدی که به کارفرمایاشان دارند راضی هستند از طریق نشان دادن تمایل به اشتیاق دررفتارهای شهروندی سازمانیعکس العمل نشان می‌دهند. ‌بنابرین‏، رابطه ی مثبتی میان نگرش های شغلی ورفتارهای شهروندی سازمانیپیش بینی شده است( آکفلد[۱۱۶] وکوت،۱۵۳،۲۰۰۵).

کوپر[۱۱۷] و سواف (۱۹۹۷) روابط نزدیک میان هوش هیجانی و خلاقیت را نشان داده و نتیجه گیری کردند که کارکنان دارای هوش هیجانی فراوان مثبت تر و خلاق ترند. گلمن[۱۱۸] (۱۹۹۸) مطرح کرد که از آنجا که رهبران سطوح بالای هوش هیجانی را دارا می‌باشند. ‌بنابرین‏ هوش هیجانی مهمترین ویژگی در رهبری است(جانگ[۱۱۹] ویون،۳۶۹،۲۰۱۲).

دولویچ[۱۲۰]وهیگز (۱۹۹۸) نیز بیان کرده‌اند که اگر چه مهمترین عامل در آزمون‌های استخدامی توانایی فکری است، سازگازی با سازمان، ترفیعات و/یا پیامدهای بعد از ورود به سازمان توسط هوش هیجانی تعیین می‌شوند.

۲-۲-۱۳- هوش هیجانی و رضایت شغلی

هوش هیجانی یک پیش‌بینی کننده مهم پیامدهای سازمانی از جمله رضایت شغلی می‌باشد طبق تئوری هوش هیجانی فردی که قادر به درک است از احساسات خودش آگاه است و تنش، عواطف منفی و احساس آشفتگی را کنترل می‌کند، مطمئناً می‌تواند روابط بهتری با همکاران و سرپرستان داشته باشد که این منتهی به افزایش رضایت شغلی ،تعهد سازمانی و عملکرد شغلی بهتر می شود (اقدسیوهمکاران،۱۹۶۸،۲۰۱۱).

کافتسیوس[۱۲۱] و زامپاتاکیس (۲۰۰۸) تحقیقات خود نشان داد که هوش عاطفی تأثیر مستقیم معناداری روی رضایت شغلی دارد (P < 0/01 , B=0/14) به علاوه پیوندهای ضعیفی میان بعضی عوامل هوش عاطفی و رضایت شغلی وجود داشت. نتیجه سایر مطالعات نشان می‌دهد که هوش هیجانی تأثیر مثبت و قوی روی رضایت شغلی دارد(کافتسیوس و زامپاتاکیس،۷۱۲،۲۰۰۸).

۲-۲-۱۴- هوش هیجانی و ارزیابی عواطف درمحیط کار

ادراک عاطفی، شناخت تسهیل کننده، درک عاطفی و مدیریت عاطفی چهار بعد هوش هیجانی هستند. ادراک عاطفی[۱۲۲] شامل توانایی توجه دقیق به عواطف در خود و محیط وبیان مطلوب آن ها در محیط های اجتماعی است. ادراک عاطفی (هیجانی) باید به تمایز گذاری میان تهدیدات و مزایای محیطی کمک کند این جنبه می‌تواند برای سازگاری با عوامل تنش زا با هدایت توجه به سمت سرنخ های مربوط به تنش در محیط کمک کند. شناخت تسهیل کننده [۱۲۳]شامل استفاده از عواطف و ایجاد آن ها برای کمک به فرایند شناخت می‌باشد. افرادی که در تلفیق عواطف و شناخت مهارت دارند می‌توانند از عواطف مثبت برای تقویت خلاقیت ،پردازش یافتاری و بدون زحمت اطلاعاتو به کارگیری عواطف منفی برای حفظ تمرکز توجه در هنگام نیاز استفاده کنند(لیونز[۱۲۴]واشنایدر،۶۹۴،۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




  1. افزایش روابط متقابل:

در صورت مساوی بودن سایر شرایط، تعامل بیشتر افراد با همدیگر، به احتمال زیاد موجب می­ شود که آن ها منافع و پیوندهای مشترکی را بیابند که می ­توانند همکاری را تسهیل کنند. این مهم می ­تواند از طریق انتقال یا مبادله اعضاء واحدها صورت گیرد. با انتقال افراد به داخل یا خارج از یک واحد، در واقع ما ساختار داخلی آن را تغییر می­دهیم. نیروهای مسبب تعارض درون واحد یا بین واحدها، ممکن است از طریق این انتقال، پیوندهای مشترکشان از هم بگسلد، انتقال فردی از واحد خود وارد کردن وی به یک واحد رقیب، می ­تواند باعث ایجاد پیوند متقابل طرفین تعارض شده و برخوردی بین واحدها را حل کند.

  1. سیستم‌های استیناف:[۷۷]

رفع تعارضات می ­تواند از طریق ایجاد مجاری رسمی برای ارائه شکایات توسط طرفین درگیر، و انجام یک سلسله اقدامات بر اساس شکایات ارائه شده، صورت گیرد. اگر یکی از کارکنان یا گروهی از آن ها بر این باورند که حقوق آن ها به وسیله اقدامات یک مافوق یا یک همکار به مخاطره افتاده است، یک سیستم استیناف حق دارد ‌به این مسئله به طور رسمی بپردازد و حقوق ضایع شده را جبران نماید. سیستم رسیدگی به شکایات ممکن است به وسیله یک رئیس، یک مدیر اجرائی بالاتر در سازمان یا یک نفر شخص ثالث هدایت شود.

  1. توسعه ارتباطات غیر رسمی:

توماس پیترز و رابرت وارترمن، ارتباطات در سازمان‌های برجسته را به عنوان «یک شبکه وسیع از ارتباطات غیر رسمی و باز» تعریف کرده ­اند ارتباطات غیر رسمی باعث افزایش اعتماد متقابل می­شوند که این افزایش به نوبه خود باعث کاهش تعارض خواهد شد. ارتباطات غیر رسمی باعث می­ شود اطلاعات به جای اینکه تابع سیستم رسمی سازمان باشد، به هنگام نیاز مبادله شود. این محققان معتقدند بدین منظور می­بایست مکان‌های کاری، دفترها، سالن­های کنفرانس و … طوری طراحی شوند که ارتباطات مکرر، برنامه ریزی نشده و غیر منجسم را در سرتاسر سازمان ترغیب کند (فرهنگی، ۱۳۸۸).

۲-۶- پژوهش‌های انجام شده در داخل و خارج کشور در رابطه با هوش هیجانی و تعارض سازمانی :

در بررسی و کنکاش بعمل آمده در داخل و خارج و مجلات و سایت‌های داخل و خارج از کشور، تحقیقی که به بررسی رابطه هوش هیجانی با تعارضات بین فردی پرداخته باشد، یافت نشد، اما تحقیقاتی که به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مدیریت تعارض پرداخته بودند، یافت شده که در زیر به چند نمونه از آن ها اشاره می­کنیم.

۲-۶-۱- پژوهش‌های داخلی:

۲-۶-۱-۱- پژوهش‌های مربوط به هوش هیجانی و تعارض:

رحیم و همکاران (۱۳۸۰) بر روی الگوی هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض در هفت کشور مطالعه کردند که نشان دادن که خودآگاهی به طور مثبتی با خودگردانی، همدلی و مهارت‌های اجتماعی همبسته است. همدلی و مهارت‌های اجتماعی به طور مثبتی به انگیزش همبسته است که به نوبت با راهبردهای حل مسئله رابطه مثبت و با راهبرد مذاکرده رابطه منفی دارد.

فهیم دوین (۱۳۸۴) در پژوهشی با عنوان رابطه هوش هیجانی و مهارت‌های ارتباطی با راهبردهای مدیریت تعارض بین مدیران آموزشی و اجرای دانشگاه ­های تربیت بدنی دانشگاه ­های ایران ‌به این نتیجه رسید که رابطه هوش هیجانی با راهبرد کنترل در مدیریت تعارض ارتباط معنی­دار منفی وجود دارد. اما با راهبرد عدم مقابله هیچ گونه ارتباط معناداری مشاهده نشد و با راهبرد حل گرایی ارتباط معنادار مثبت مشاهده شد.

کلهر روح­اله (۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان رابطه هوش هیجانی با راهبردهای مدیریت تعارض بین مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین نشان داد که بین میزان هوش هیجانی مدیران مورد مطالعه با راهبردهای عدم مقابله درمدیریت تعارض رابطه معناداری از نوع معکوس وجود دارد. بین میزان هوش هیجانی مدیران با دو راهبرد راه حل گرایی و راهبرد کنترل رابطه معناداری مشاهده نشد و رابطه هوش هیجانی با هیچ یک از ویژگی‌های فردی مدیران از نظر آماری معنا­دار نیست. بحث و نتیجه ­گیری اینکه میزان هوش هیجانی مدیران می ­تواند عامل مهمی در شناسایی تعارضات و اتخاذ راهبرد مناسب برای مدیریت تعارض در سازمان باشد.

وطن خواه و همکارانش (۱۳۸۶) در تحقیقی تحت عنوان «تعیین همبستگی هوش هیجانی با راهبردهای مدیریت تعارض بین مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین» چنین بیان کردند که امروزه تعارض در سازمان‌ها به صورت یک مسأله جدی وجود دارد که این وجود تعارض نیست که باعث اختلال و از هم پاشیدگی در سازمان‌ها می­ شود، بلکه مدیریت غیر اثربخش تعارض سبب نتایج نامطلوب می­ شود. یافته­ ها نشان می­دهد که بین میزان هوش هیجانی مدیران با راهبرد عدم مقابله در مدیریت تعارض همبستگی معکوس وجود دارد. بین میزان هوش هیجانی مدیران با دو راهبرد راه حل گرایی و کنترل در مدیریت تعارض همبستگی معنادار مشاهده نشد. همچنین همبستگی هوش هیجانی با هیچ یک از ویژگی‌های فردی مدیران (سن، جنس، سابقه خدمت، سابقه مدیریت، میزان تحصیلات) از نظر آماری معنادار نیست.

شاه طالبی (۱۳۸۶) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سبک‌های مدیریت تعارض مدیران دبیرستانهای دخترانه شهر اصفهان در سال تحصیلی ۸۶-۸۵ نشان داد که رابطه معناداری بین هوش هیجانی و سبک‌های پنج گانه مدیریت تعارض وجود دارد.

فریده زند (۸۶-۸۷) در تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی با انواع سبک‌های مدیریت تعارض در مدیران صنعتی شهر تهران نشان داد که بین هوش هیجانی مدیران صنعتی و سبک همکاری مدیریت تعارض آن ها رابطه وجود ندارد و بین هوش هیجانی مدیران صنعتی و سبک مصالحه و سبک اجتنابی و رقابتی مدیریت تعارض رابطه وجود دارد.

آخوند لطفعلی، پریناز (۱۳۸۸) در تحقیقی با عنوان بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر تعارض و سبک مدیریت تعارض پرستاران بیمارستان روانپزشکی رازی تهران ‌به این نتیجه رسید که آموزش هوش هیجانی تأثیر مثبت و معناداری در سبک مدیریت تعارض و تعارض پرستاران داشته است. ‌بنابرین‏ پیشنهاد می­ شود آموزش هوش هیجانی در برنامه ­های آموزش ضمن خدمت پرستاران قرار گیرد.

اسمعیل خانی فرشته و همکارانش (۱۳۸۸) در تحقیقی با عنوان بررسی روابط ساده و چند گانه هوش هیجانی، خود کارآمدی و سرسختی روان شناختی با سبک مدیریت تعارض سازش در دانشجویان ‌به این نتیجه رسیدن که بین هوش هیجانی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه معناداری وجود ندارد.

فرزادنیا فرزانه (۱۳۸۹) در پایان نامه خود تحت عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی با سبک‌های مدیریت تعارض در سرپرستان بیمارستان میلاد ‌به این نتیجه رسید که پرستاران اغلب از تعارض در محیط کار اجتناب می­ورزند اما تعارض در کار آنان به وضوح مشاهده می­ شود. احساسات و عواطف آنان باید به طور مؤثری اداره شود و مهارت‌های مدیریت تعارض آنان توسعه و بهبود یابد در غیر این صورت محیط‌های درمانی با چالش‌ها و مسائل جدی روبرو خواهند شد . آنان باید مهارت‌های ضروری برای حفظ و ادامه ارتباطات و حل تعارضات در محیط کار را فراگیرند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




بدین گونه، در حالی که بازاریابی خود را در موقعیت فروش یک فرآورده می بیند، مشتری خود را در جایگاه خرید یک ارزش یا راه حل برای مسأله اش می‌گذارد. همچنین خریدار تنها به بهای پرداختی نمی اندیشد، بلکه علاقمند به محاسبه هزینه کلی و فراگیر به دست آوردن فراورده، به کارگیری و کنار گذاشتن آن است. خریداران مایلند تا فرآورده هرچه آسانتر و راحت تر در دسترسشان قرار گیرد. دست آخر، مشتریان خواهان ترویج و تبلیغ فرآورده ها نیستند، آن ها خواستار ایجاد ارتباطی دو سویه می‌باشند که موجب شناخت درست و خوبی از فرآورده (کالا/ خدمت) گردد. (کاتلر، ۱۷۸:۱۳۸۴)

قیمت از دیدگاه مشتری ( ارزش‌های مشتری پسند ) عبارت است از مجموعه فایده هایی که از یک محصول (کالا یا خدمات) نصیب او می‌شود،‌ منهای کلیه هزینه هایی که از این بابت متوجه او می‌گردد. مفهوم فایده و هزینه در این تعریف بسیار گسترده است و شامل کلیه مطلوبیت‌هایی که مشتری در دستیابی محصول به دنبال آن می‌باشد (فایده) و کلیه نامطلوبهایی که برای دستیابی به محصول باید بپذیرد (هزینه) می‌گردد. کیفیت محصول، کارکرد مناسب، زیبایی،‌ پرستیژ و هویت برخی از مصادیق مطلوبیت و هزینه های مالی، اجتماعی،‌ روحی و زمانی برخی از مصادیق هزینه در این تعریف هستند. سازمان‌ها برای خلق ارزش (بیشتر از رقیب) برای مشتری یا باید فایده های محصول خود را (با حفظ هزینه ها) افزایش دهند و یا به ازای فایده مشابه هزینه کمتری را متوجه مشتری کنند.

مدیریت بازار و بازاریان بهتر است که ابتدا به دیدگاه های مشتریان ( ۴C ) بیندیشند و سپس دیدگاه خود (۴ P) را تنظیم کنند. (کاتلر، ۱۳۸۴:۱۷۹ )

۲-۲-۹ مدل رفتار خرید مصرف کننده

معمولاً هر مصرف کننده با تصمیمات زیادی برای خرید مواجه است بیشتر شرکت‌های که درباره رفتار خرید مصرف کنندگان به تحقیق می پردازند می کوشند درباره آنچه مصرف کنندگان می خرند روش و تعداد خرید و علّت آنهاپاسخهای مناسبی بیابند. ولی آگاه شدن از علتهای رفتار مصرف کننده یا خریدار چندان ساده نیست زیرا اغلب پاسخهای مربوط ‌به این سئوالات در ذهن و فکر و مغز مصرف کننده وجود دارد. نقطه آغازین این مطالعات مدل محرک- پاسخ است رفتار مصرف کننده بر این اساس شکل می‌گیرد که عوامل تحریک کننده و انگیزش بسیاری به‌همراه عوامل و محرک‌های بازاریابی (یا همان آمیخته های بازاریابی) وارد جعبه سیاه مصرف کننده می شود.

شناخت مشکل

محیطی

عوامل رقابتی

عوامل قانونی

شرایط اقتصادی

مباحث فرهنگی-اجتماعی

تغییرات تکنولوژیکی

توسعه

مشخصات محصول برای جل مشکل

سازمانی

اهداف

سیاست‌های خرید

منابع

ساختارهای مرکز خرید

محرک های اجتماعی

نقش‌ها و خانواده ‌گروه‌های مرجع

طبقه های اجتماعی

فرهنگ و خرده فرهنگ

محرک های روانی

ادراک

توانایی و دانش

نگرش

شخصیت

محرک های فردی

جمعیت شناختی

وضعیتی

درگیری

جستجوی

محصولات و عرضه کنندگان

بین فردی

هماهنگی

تعارض

روابط قدرت

ارزیابی محصولات و عرضه کنندگان با مشخصات

انتخاب و سفارش محصولات و عرضه کنندگان

شخصی

سن

سطح آموزش

موقعیت شغلی

شخصیت

درآمد

ارزیابی پس از خرید

خرید

ارزیابی گزینه ها

جستجوی اطلاعات

شناخت مشکل

ارزیابی عملکرد محصولات و عرضه کنندگان

شکل ۲-۳ فرایند تصمیم خرید مصرف کننده( اسمیکین، ۲۰۰۰: ۱۵۴)

و او واکنش‌های مشخّص از خود نشان می‌دهد. جعبه سیاه مصرف کننده از دو بخش تشکیل شده است. نخست ویژگی های شخصی خریدار است که بر شیوه ای که اولین محرکها را به تصویر در می آورد و در برابر آن ها از خود واکنش نشان می‌دهد اثر می‌گذارد. و دوّم فرایند تصمیم گیری خریدار است که بر رفتار او اثر می‌گذارد. پیش‌تر، فروشندگان با بهره گرفتن از تجربه‌‌های روزانه خود،حاصل از فروش مستقیم کالا به مشتریان اطلاعات و شناخت لازم را نسبت به آن ها به دست می‌آورد. ولی با بزرگ تر شدن تدریجی شرکت‌ها و بازارها، بسیاری از تصمیم گیرندگان بازاریابی تماس خود را با مشتریان از دست داده‌اند و اکثراً روی به تحقیق و مطالعه مصرف کننده آورده ‌اند. پرسش اصلی این است که نحوه واکنش مصرف کنندگان به محرک‌های بازاریابی مختلفی که شرکت احتمالاً مورد استفاده قرار می‌دهد چگونه است؟ شرکتی که از چگونگی واکنش مصرف کنندگان نسبت به ویژگی‌های مختلف کالا، قیمت و دستاویزهای تبلیغاتی آگاهی داشته باشد، در قبال رقبای خود از یک امتیاز برخوردار است. لذا شرکت‌ها و مراکز آموزشی درباره ارتباط بین محرک بازاریابی و واکنش مصرف کننده تحقیقات بسیاری به عمل آورده‌اند. نقطه شروع این تحقیقات بررسی مدل محرک- واکنش رفتار خریدار است که در شکل زیر مشاهده می‌شود. همان طوری که شکل نشان می‌دهد محرک‌های بازاریابی، همراه با سایر محرکها وارد جعبه سیاه مصرف کننده می‌شوند و این سبب بروز واکنشهایی در این جعبه سیاه می شود. بازاریابان باید بدانند که در جعبه سیاه خریدار چه می گذرد. (کالن[۲۸]،۳۶۸:۲۰۰۶)

برای توصیف رفتار مصرف کننده مدل‌های مختلفی ایجاد شده اند. یکی از انواع این مدل‌ها مدل جعبه سیاه است که از طرف بسیاری از محققان مدیریت و بازاریابی به کار گرفته شده است. مدل جعبه سیاه در درون یک سیستم مبتنی بر این رویکرد روان شناختی است که انسان را همچون پردازشگری در درون یک سیستم فرض می‌کند. خروجی سیستم رفتار آدمی است که حاصل مختلفی طی این سالها بوده است به درستی شناخته شده نیست

در شکل۲-۴ که در صفحه بعد دیده می شود شاهد شکل جعبه سیاه هستیم در این شکل ورودی ها ،خروجی ها و

سیستم و اجزای آن به نمایش در آمده است

ورودی‌ها سیستم خروجی ها

جعبه سیاه

خصوصیات خریدار فرایند خرید

فرهنگی تشخیص نیاز

اجتماعی جستجوی اطلاعات فردی روان شناختی ارزیابی انتخابها

خرید

محرک‌های بیرونی

بازاریابی محیطی

محصول اقتصادی

قیمت فناوری

توزیع سیاسی

ترفیع فرهنگی

تصمیمات خرید

انتخاب محصول

انتخاب علامت تجاری

انتخاب فروشنده

زمان خرید

مقدار خرید

شکل ۲-۴ جعبه سیاه(حسینی،۱۵۲:۱۳۸۵)

در سمت راست شکل، محرک‌های بازاریابی قرار دارند که از چهار پی تشکیل شده‌اند. این چهار پی همان کالا یا محصول، قیمت، مکان و تبلیغات پیشبردی‌اند. سایر محرکها، شامل نیروها و وقایع اساسی موجود در محیط خریدارند. این نیروها عمدتاًً اقتصادی، تکنولوژیکی، سیاسی و فرهنگی‌اند. تمام این محرکها وارد جعبه سیاه خریدار می‌شوند. جایی که پس از طی مراحلی، به واکنش‌های قابل مشاهده خریدار در سمت چپ تبدیل می‌شوند. این واکنش‌های قابل رؤیت همان انتخاب کالا،انتخاب مارک تجاری کالا، انتخاب فروشنده و زمان است. (حسینی،۱۵۲:۱۳۸۵)

بازاریاب در پی این است که بداند چگونه محرک در جعبه سیاه مصرف کننده، به یک واکنش تبدیل می شود.جعبه سیاه خود از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت اول، خصوصیات فردی خریدار است که روی نحوه درک و واکنش او نسبت به محرک تأثیر دارد و قسمت دوم، فرایند تصمیم گیری خریدار است که روی رفتار او اثر می‌گذارد .

۲-۲-۱۰ خصوصیات فردی مؤثر در رفتار مصرف کننده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




۳-۴-۱ جامعه آماری

جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. زیرا در این تحقیق اطلاعات صورت های مالی به عنوان یکی از داده های مورد نیاز در محاسبه متغیرهای تحقیق است و دسترسی به اطلاعات قابل اتکا درباره این اطلاعات برای شرکت های خارج از بورس میسر نیست. ضمناً دسترسی به اطلاعات مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس از طریق آرشیوهای بورس، پایگاه ­های اینترنتی و همچنین بانک های اطلاعاتی بسته های نرم افزاری مختلف، به راحتی امکان پذیر است.

در این تحقیق برای جمع‌ آوری اطلاعات از سایت سازمان بورس و اوراق بهادار استفاده می‌گردد.

ازآنجا که قلمرو زمانی این تحقیق از ابتدای سال ۱۳۸۸ تا پایان سال ۱۳۹۲ می‌باشد، لذا جامعه ی آماری شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد به علت گستردگی حجم جامعه آماری و دشواریهای خاص حاصل از آن و همچنین وجود برخی ناهماهنگی ها میان اعضای جامعه با داده های مورد نیاز پژوهش، شرایط زیر برای انتخاب نمونه آماری قرار داده شده :

اطلاعات مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای عملیاتی تحقیق، برای آن ها در دسترس باشد.

دست کم از سال۱۳۸۷ در بورس پذیرفته شده و تا پایان دوره تحقیق در بورس فعال باشند.

پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند ماه باشد.

جزء مؤسسه‌ های مالی، سرمایه گذاری و بانک ها نباشد.

سرانجام پس از اعمال شرایط فوق تعداد ۱۰۹ شرکت انتخاب شدند.

۳ – ۴ – ۲ قلمرو موضوعی

قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی ارتباط بین پیچیدگی محیط حسابداری و سود شرکت‌ها می‌باشد.

۳ – ۴ – ۳ قلمرو مکانی و زمانی

محدوده زمانی تحقیق از ابتدای سال ۱۳۸۸ تا پایان سال ۱۳۹۲ می‌باشد. بدین ترتیب در این تحقیق از اطلاعات کلیه شرکت­هایی که در این بازه زمانی ۵ ساله، سهام خود را در بورس اوراق بهادار تهران تجربه کرده باشند و

اطلاعات مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای عملیاتی تحقیق، برای آن ها در دسترس باشد.

دست کم از سال۱۳۸۷ در بورس پذیرفته شده و تا پایان دوره تحقیق در بورس فعال باشند.

پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند ماه باشد.

جزء مؤسسه‌ های مالی، سرمایه گذاری و بانک ها نباشد.

۳-۴-۴ روش جمع‌ آوری و منابع اطلاعات

در این تحقیق برای جمع‌ آوری اطلاعات و داده ها از دو روش کتابخانه ای و می‌دانی استفاده شده است. در بخش کتابخانه ای، مبانی نظری و پیشینه تحقیق عمدتاًً از مقالات متعدد اخذ شده از اینترنت و نیز کتاب ها و مجلات تخصصی فارسی و لاتین جمع‌ آوری شده است. در بخش می‌دانی به منظور جمع‌ آوری داده های مورد نیاز از اطلاعات منعکس شده در صورت­های مالی و همچنین برخی از اطلاعات کیفی مانند گزارش حسابرس، تاریخ تشکیل مجامع عادی و فوق‌العاده از بانک اطلاعاتی نرم افزار تدبیرپرداز و ره آورد نوین و صورت مالی افشا شده به صورت مکتوب استفاده گردید.

۳-۴-۵ طبقه بندی و تشخیص و تعریف عملیاتی متغیرها

مهمترین و مفیدترین راه برای طبقه بندی متغیرها ، تقسیم آن ها به دو نوع مستقل و وابسته است. جنبه ای از محیط که به گونه ای آزمایشی مطالعه می شود ، متغیر مستقل و اندازه هر گونه تغییر که در رفتار ایجاد می شود متغیر وابسته خوانده می­ شود. پژوهشگر به دنبال آن است که رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته را کشف کند( هومن، ۱۳۸۴ ، ص ۱۱۴ و ۱۱۵).

متغیر عبارت از خصوصیت، موقعیت یا حالتی است که قابل تبدیل به کمّیت است و پژوهشگر با کنترل ، دستکاری و مشاهده آن در صدد انجام آزمایش یا آزمون فرضیه های آن می‌باشد (سیدعباس زاده،۱۳۸۰، ص ۱۸۱ ).

متغیرهای این تحقیق با توجه به نوع ارتباط آن ها با هم به سه نوع متغیر مستقل، وابسته و کنترل طبقه بندی شدند.

۳-۴-۵-۱ متغیرهای وابسته:

متغیرهای وابسته در این تحقیق شامل سود و رشد سود و نوسان پذیری سود می‌باشد.

– سود: مقدار آن به صورت سود(پس از کسر مالیات) در صورت‌های مالی وجود دارد.

– رشد سود: رشد سودحاصل تفاوت سود سال جاری با سال گذشته می‌باشد.(فرانکل و لیتو ۲۰۰۹)

– نوسان پذیری سود: نوسان پذیری سود مقیاسی است که تغییرات سود را اندازه گیری می کندکه بر اساس انحراف معیار ۵ سال گذشته آن اندازه گیری می شود .(دتچو و تانگ، ۲۰۰۹؛ حقیقت و معتمد، ۱۳۹۰؛ مهرانی و حصارزاده، ۱۳۹۰؛ آقابیگی و همکاران، ۲۰۱۲ )

۳-۴-۵-۲ متغیرهای مستقل:

متغیرهای مستقل در این تحقیق نوع صنعت و یادداشتهای اهم رویه های حسابداری می‌باشد.

نوع صنعت: پراکندگی شرکت ها بر اساس طبقه بندی سازمان بورس و اوراق بهادار انجام خواهد شد. (بیتا مشایخی و وحید منتی، ۱۳۹۲)

– اگر شرکت یادداشتی غیر از یادداشت اهم رویه های حسابداری منعکس در صورت های مالی استفاده کرده باشد یک در غیر اینصورت صفر. (پترسون،۲۰۱۲ )

۳-۴-۵-۳ متغیرهای کنترل:

متغیرهای کنترل در این تحقیق شامل کیفیت حسابرسی و اندازه شرکت می‌باشد.

-کیفیت حسابرسی:برای اندازه گیری آن از متغیر زیر استفاده می شود :

اندازه مؤسسه‌ حسابرسی: برای محاسبه اندازه مؤسسه‌ حسابرسی، اگر مؤسسه‌ حسابرسی کننده سازمان حسابرسی ‌باشد از ارزش یک و در غیر اینصورت عدد صفر استفاده می شود .(علی اکبر نونهال نهر و همکاران، ۱۳۸۹ )

– اندازه شرکت :لگاریتم جمع دارایی های یک شرکت است و هرچه حجم دارایی های شرکت بیشتر باشد اندازه شرکت بزرگتر است. (پترسون،۲۰۱۲ )

۳ – ۴ – ۶ چگونگی بررسی فرضیه‌ها

در این تحقیق برای آزمون فرضیه ­ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره و آزمونANOVA استفاده می شود و همواره درجریان آزمون مفروصات ۱، ۲و۳ آن ها از چند جنبه زیر مورد بررسی و آزمون قرار می گیرند:

      1. بررسی مفروضات اساسی مدل رگرسیون خطی.

      1. آزمون معنی دار بودن فرضیه‌ها.

      1. آزمون معنی دار بودن ضریب همبستگی.

    1. آزمون خود همبستگی بین مشاهدات .

و در جریان آزمون مفروضات ۴، ۵و۶ ، آن ها با آزمون ANOVA مورد آزمون قرار می گیرند:

از آنجا که با توجه به حجم داده ها و به منظور ارتقای دقت در انجام آزمون­های فوق از نرم افزارآماریSPSS استفاده می­ شود، لذا در این بخش به منظور ممانعت از تطویل بحث های فنی و آماری نیازی دیده نشد که به تشریح جزئیات و فرمول های آماری پرداخته شود ولی هدف از به کارگیری آزمون­های فوق، به طور مجزا تشریح می شود.

جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق، با بهره گرفتن از مدل‌های فوق ، ابتدا آن ها به صورت فرض های آماری بیان شدند و سپس با بهره گرفتن از رگرسیون و آزمون ANOVA مورد آزمون قرار گرفتند. در مفروضات ۱و ۲ و۳ رگرسیون محاسبه شده است. و از نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون ضرایب بتای متغیرها (β )، ضریب همبستگی ® و ضریب تعیین (۲R) تعدیل شده مدل به همراه بررسی معنی­داری متغیرها با بهره گرفتن از آزمون t، معنی داری مدل با بهره گرفتن از آزمون F و معنی داری ضریب همبستگی مدل با بهره گرفتن از آزمون t و همچنین بررسی خود همبستگی بین مشاهدات با بهره گرفتن از آماره « دوربین – واتسون » نیز نشان داده شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




الف : تعریف سفید امضاء

سفید امضاء ورقه ایست که، به صورت ناقص تنظیم گردیده و به شخص سپرده، و یا آنکه شخص به هر طریقی آن را به دست آورده و اقدام به تکمیل قسمت های ناقص نموده، و از آن وضعیت سوء استفاده می کند. ‌بنابرین‏ با این تعریفی که ارائه گردید، در سفید امضاء صرفاً امضاء و یا مهر امضاء در ذیل آن ورقه وجود داشته، و مرتکب پس از تکمیل مندرجات آن، اقدام به سوء استفاده از آن می کند.[۹۴]

الف .۱ : تعریف امضاء

در ماده ۶۷۳ ق.م.ا، از سفید امضاء نام برده شده، و برای تحقق جرم، آن ورقه باید امضاء… داشته باشد.اما قانون‌گذار امضاء را تعریف ننموده و شاید تصور او آن بوده که در قوانین دیگر از آن تعریف شده است. اما باید گفت که از امضاء در هیچ قانونی­تعریفی­صورت ­نگرفته است اما حقوق ‌دانان این­واژه­ را تعریف­ نموده ­اند.

امضاء نوشتن اسم یا اسم خانوادگی (یا هر دو) یا رسم، علامت خاص که نشانه هویت صاحب علامت است، در ذیل اوراق و اسناد عادی و رسمی که متضمن وقوع معامله یا تعهد یا اقرار یا شهادت و مانند آن ها است یا بعدا باید روی آن اوراق تعهد یا معامله ای ثبت شود .[۹۵]­

در حقوق فرانسه امضاء آن خط، شکل، حرف و عبارتی است که توسط شخصی، مستقیماً و بدون واسطه، با دست بر روی سطح منعکس می شود.[۹۶]

مهرامضاء :الف .۲

علاوه بر امضاء که می‌تواند، مبین اراده شخص، و اعلام رضایت وی تلقی­گردد، مُهر امضاء هم می ­تواند دارای چنین اوصافی باشد. ابهامی که در خصوص مُهر امضاء وجود دارد این است، که آن را، امضاء تلقی نمایم یا مهر­.اگرچه از لحاظ اثر حقوقی با هم تفاوتی ندارند و هردو مبین اراده شخص می‌باشد، اما از لحاظ تعریف، با هم تفاوت دارند که در بندهای قبلی توضیحات لازم ارائه گردید.

مُهر امضاء، با تعریف مُهر بیشتر مطابقت دارد تا امضاء. باید خاطر نشان نمود، که اگرچه مهر و امضاء هر دو برای منتسب کردن سند به شخص خاصی مورد استفاده قرار می گیرند، ولی مُهر سابقه­ای قدیمی­تر از امضاء دارد و از قدیم الایام مرسوم بوده است. در اسلام از قرن ششم هجری که پیامبر (ص) تصمیم بدعوت سران کشورهایی مثل ایران، روم، حبشه به اسلام گرفتند بنا به توصیه برخی از اصحاب، مُهری مزین به ((الله – محمّد رسوال الله)) ساخته و آن را در ذیل دعوت نامه های خود به کار بردند.در فرانسه امضاء از قرن شانزدهم میلادی مرسوم و تقریباً به طلوع مشروعیت وارد ایران شد.[۹۷]۱

الف.۳ : اثر انگشت

علاوه بر امضاء و مهر امضاء، حالت دیگری که مبین اعلام اراده و رضایت افراد می‌باشد اثر انگشت است. اگرچه مشخص نیست، که بشر از چه زمانی متوجه راز خلقت از لحاظ نقوش کف و انگشتان دست و پای خود شده، ولی این مسلم است، که از زمان‌های دور ‌به این امر عنایت داشته، کما اینکه در اغلب آثار قدیمی ملاحظه می شود, اولین بار ویلیام هر شل انگلیسی مأمور به خدمت در کمپانی هند شرقی در بنگال هندوستان و به تقلید از بازرگانان چینی و هندی از­سال­۱۸۵۸ در قبال پرداخت حقوق و دستمزد به کارگران، از آنان می­خواست که جلوی اسم خود را در لیست مربوطه انگشت بزنند. نامبرده پس از مدتی استفاده از این شیوه، متوجه گردید، که خطوط و نقوش سرانگشتان افراد، علی‌رغم گذشت چند سال تغییر نمی­کند. ضمنا باید گفت که نقوش و خطوط انگشتان هیچ فردی مثلنقوش سرانگشتان فرد دیگری نیست…در سال ۱۸۷۷ دکتر هانری مولدز انگلیسی در ژاپن شیوه­ای در انگشت نگاری ابداع کرد.­و امروز با توجه به پیشرفت علوم، علم جدیدی در عرصه کشف جرم و جنایت، بنام علم انگشت نگاری به وجود آمد، که نوید بخش این مطلب است، که هیچ مجرمی پس از ارتکاب جرم از چنگال عدالت فرار نخواهد کرد. در انگشت نگاری دو اصل بسیار مهم وجود دارد اولین اصل این که، هیچ دو اثر انگشتی در جهان شبیه هم نیستند حتی در خصوص دوقلو های همسان و حتی سرانگشتان خود فرد. ثانیاًً اثر انگشت افراد هیچ وقت از بین­نمی رود.[۹۸]

الف.۴ : وقوع جرم با امضاء یا مهر امضاء و مبانی جرم انگاری سوء استفاده از سفید مهر و سفید امضاء در حقوق ایران و فرانسه

. در حقوق ایران ماده ۶۷۳ ق.م.ا مقرر می­دارد: .

«هرکس از سفید امضاء یا مهری که به او سپرده شده یا به هر طریقی به دست آورده، سوء استفاده نماید، به یک تا سه­ سال حبس محکوم می شود.».­پر­واضح است که برای تحقق جرم موضوع ماده ۶۷۳ ق.م.ا. سوءاستفاده باید نسبت به سفید «امضاء» یا «سفید مهر»صورت بگیرد. پس در خصوص این که جرم مو­ضوع ماده مذکور، با مهر یا امضاء صورت ‌می‌گیرد، تردیدی نیست.

اما ابهامی که وجود دارد در خصوص مُهرامضاء و اثرانگشت است. در خصوص مُهر امضاء، با توجه به آنکه در نهایت مُهر قلمداد شد، پس جای درنگ نخواهد بود که با مُهر امضاء هم­جرم مذکور تحقق می­یابد. اما در خصوص اثرانگشت این ابهام وجود دارد که اگر بجای امضاء و یا…، در ذیل یک نوشته یا سندی اثر انگشتی زده شود و مرتکب اقدام به تکمیل و در نهایت از آن سوءاستفاده نماید، سبب تحقق جرم موضوع ماده ۶۷۳ ق.م.ا خواهد شد. در اینجا اختلاف نظر وجود دارد، گروهی از حقوق ‌دانان اعتقاد دارند، که اگرچه در ماده ۶۷۳ ق.م.ا اشاره ای به اثرانگشت نشده، اما چون اثرانگشت همانند امضاء بوده، ‌بنابرین‏ باید آن را مشمول دانست .[۹۹]۱

گروهی دیگر از حقوق ‌دانان اعتقاد دارند، که در قسمت اخیر ماده ۱۱۸ ق.ت (سابقاً رکن قانونی جرم سوءاستفاده بوده و به موجب قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ منسوخ شد) آمده است «… یا چیز دیگری که موجب خسارت صاحب امضاء یا مهر شود…» تحقق جرم موضوع ماده مذکور را باید، شامل سفیدمهر و سفیدامضاء دانست. ولی، تسری آن نسبت به سوءاستفاده از اثرانگشت، محل تردید است. و باید به نفع متهم از تفسیر موسع آن خودداری کرد.[۱۰۰]۲ گروهی دیگر از حقوق ‌دانان نظری مخالف با نظر قبلی و همسو با دیدگاه اولی دارند و معتقدند، که منظور از مهر اعم است از، خود مهر یا امضاء و یا ترکیب آن ها (مُهر امضاء) یا اثر انگشت، و هر علامتی که نشان دهنده تأیید متن سند به وسیله سپارنده است.[۱۰۱]۳

دکتر گلدوزیان اعتقاد دارند که، مصادیق مذکور در ماده ۶۷۳ ق.م.ا حصری نبوده و شامل اثر انگشت هم می شود.[۱۰۲]۴ حال از میان دیدگاه هایی که عنوان گردیده، کدام دیدگاه منطقی تر جلوه می کند.در مواردی که مقنن با اجمال یا تناقض گویی در متون قانونی دکترین را به تفکر وامی دارد، دکترین باید از آن مواد قانونی تفسیری را که کاشف از نیّت واقعی مقنن است را ارائه دهند. (تفسیر منطقی یا توصیفی).اگرچه مواردی که عنوان شد از جمله مواردی هستند که مبین اراده اشخاص است و اثرانگشت هم دارای این وصف است و حتی از حیث اثبات محکم تر از امضاء است اما به نظر می‌رسد آن دیدگاهی منطقی تر و با اصول حقوق کیفری و قاعده تفسیر جزایی به نفع متهم و منع تفسیر موسع در حقوق جزای ماهوی منطبق تر است،که اثرانگشت را از شمول ماده ۶۷۳ق.م.ا خارج و اعتقاد راسخ دارد، که جرم سوءاستفاده موضوع ماده ۶۷۳ ق.م.ا فقط با مهر یا امضاء و یا مهرامضاء قابل تحقق می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




۱-۷-۲- تمایل به استفاده مستمر

    • تمایل به استفاده مستمر به عنوان قصد و تمایل یک شخص برای استفاده از تکنولوژی برای خرید مربوط می شود و منعکس کننده ی تمایل فرد به پذیرش و استفاده از آن است(Nam, 2014, 267). این متغیر از طریق سنجش شاخص های استفاده از سیستم ها و خدمات فناوری اطلاعات در صورت نیاز، تمایل به استفاده از سیستم ها و خدمات فناوری اطلاعات در آینده و پیشنهاد به دوستان برای استفاده از سیستم ها و خدمات فناوری اطلاعات قابل اندازه گیری است(Chen et al, 2014, 6 ). سوالات مربوط ‌به این متغیر در قالب طیف لیکرت ۵ گزینه ای پرسیده شده است.

۱-۸-قلمرو تحقیق

۱-۸-۱- قلمروزمانی

قلمرو زمانی تحقیق جاری از تاریخ ۳۰ آذر سال ۱۳۹۳ تا تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۹۴ است.

۱-۸-۲- قلمرو مکانی

قلمرو مکانی تحقیق جاری آژانس های مسافرتی در شهر رشت است.

۱-۸-۳- قلمرو موضوعی

قلمرو موضوعی تحقیق جاری تحت عنوان تاثیر پذیرش تکنولوژی بر تمایل مستمر به استفاده از سیستم نوبت گیری الکترونیکی با توجه به نقش میانجی کیفیت ارتباطات در حوزه ی سیستم های اطلاعاتی پیشرفته و تجارت الکترونیک قرار دارد.

فصل دوم

ادبیات تحقیق

۲-مقدمه

استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات انقلابی را در بین ارائه دهندگان خدمات و کاربران ایجاد ‌کرده‌است. این توسعه و تعاملات افراد با یکدیگر هزینه های بیهوده را در ابعاد مختلف زندگی انسان کاهش داده است. رفتار و آمادگی برای پذیرش تکنولوژی مصرف کنندگان نیز در دهه های کنونی توجه بسیاری را در پژوهش ها به خود جلب ‌کرده‌است(Liljander et al, 2006, 178). استقرار موفقیت آمیز تجارت الکترونیک به وجود مجموعه ای از عوامل و شرایط نیاز دارد .حتی اگر بهترین وب سایت شرکت با امکان مبادله نیز طراحی شود، در صورتی که مشتریان به شبکه دسترسی نداشته باشند، یک سیستم حقوقی مناسب برای حل اختلافات در مبادلات الکترونیک تدوین نشده باشد، سیستم تبادل داده پیشرفته و کارآمد موجود نباشد و یا اینکه زیرساختار مالی وجود نداشته باشد، کاملاً آشکار است که تجارت الکترونیک نمی تواند مؤثر باشد. آمادگی الکترونیک باید در کلیه سطوح به میزان حداقل وجود داشته باشد تا استقرار تجارت الکترونیک با موفقیت همراه گردد .شرکت ها برای به کارگیری موفقیت آمیز تجارت الکترونیکی باید مجموعه ای از منابع و قابلیت ها را داشته باشند که از مهمترین آن ها، جلب نظر مساعد مشتریان شرکت یا در واقع برانگیختن علاقه مصرف کنندگان نهایی به استفاده از آن است(مظلومی و همکاران، ۱۳۸۹، ۱۰۳-۱۰۱). در بازار کسب و کار امروز، توجه شایانی به مفهوم ارتباطات بین فراهم کننده خدمت و مشتریان شده است. قبل از ایجاد رابطه، هر دو طرف باید به طور متقابل وجود رابطه را درک کنند و رابطه باید به وسیله وضعیت خاصی مشخص شود.(رحیم نیا و فاطمی، ۱۳۹۱، ۷۸). بازاریابی ارتباطی بر اساس درک نیازهای فردی مشتریان شکل می‌گیرد . امروزه بسیاری از شرکت ها تلاش زیادی در جهت اجرای صحیح برنامه های ایجاد وفاداری در مشتری انجام می‌دهند. تلاش هایی که شرکت برای حفظ و نگهداری مشتریان انجام می‌دهد تحت عنوان تمایل مشتری به ادامه خرید بیان می شود(صمدی و همکاران، ۱۳۸۸، ۲۰۶-۲۰۵). مشتریان تمایل به خرید را بر پایه میزان برآورده کردن انتظارات از محصول یا خدمت خریداری شده، استمرار می بخشند. مشتریان فوائد ادراک شده از محصول یا خدمت را با انتظارات قبل از خریدشان مقایسه کرده و نتیجه این مقایسه، تمایل آن ها به خرید را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر محصول یا خدمت خریداری شده، انتظارات اولیه فرد را برآورد کند و موجب رضایت فرد شود، این تجربه خوشایند، تمایل به خرید مجدد را در فرد ایجاد می‌کند(حسینی، ۱۳۹۱، ۱۷۰).

بخش اول

تمایل به استفاده مستمر

۲-۱- تمایل به استفاده مستمر

اینترنت پدیده ای است که در عصر کنونی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و شمار کاربران آن در سطح جهان افزایش چشمگیری داشته است .این رسانه ی جدید، موجب تغییر رفتارهایی شده است که مشتری در هنگام خرید از خود بروز می‌دهد. بررسی فرایند خرید و رفتار مصرف کننده در اینترنت، برای شرکت های تجارت الکترونیکی در جهت جذب مشتری، بالابردن فروش و افزایش سودآوری، اهمیت فوق العاده ای دارد. پذیرش تمایل به خرید اینترنتی و انجام آن، تا حد زیادی به ارتباطات مصرف کننده و چگونگی تعامل افراد با رایانه بستگی دارد(حسنقلی پور و همکاران، ۱۳۹۲، ۶۸).

با گذر از اقتصاد سنتی و شدت یافتن رقابت در ابعاد نوین، مشتری به صورت رکن اصلی و محور تمام فعالیت های شرکت درآمده است؛ به نحوی که از دیدگاه رقابتی، بقا و تداوم حیات سازمان ها در گرو شناسایی و جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان موجود می‌باشد. یکی از دغدغه های اصلی برای هر شرکتی در استفاده از تاکتیک های بازاریابی برای افزایش فروش و ارتباط دراز مدت با مشتری، بررسی تأثیر این تاکتیک ها بر رفتار مصرف کننده می‌باشد(صمدی و همکاران، ۱۳۸۸، ۲۰۶-۲۰۵). هر کسب و کاری با در نظر گرفتن و درک رفتار مخاطبان، بهتر انجام می‌گیرد. در معاملات و مبادلات، مطالعه رفتار مخاطبان و مصرف کنندگان، نگرش خوبی به افراد برای ارتباطات می‌دهد. بازاریابی موفق با درک چرایی و چگونگی رفتار مخاطبان آغاز می شود. رفتار مصرف کننده شامل فرآیندهای روانی و اجتماعی گوناگونی است که قبل و بعد از فعالیت های مربوط به خرید و مصرف وجود دارد(جلالی گرگانی و مهرانی، ۱۳۹۲، ۶۱).

تمایل به ادامه خرید به طور مستقیم از طریق ویژگی های اثربخش سیستم نظیر سودمندی ادراک شده و رضایت کاربر بر مبنای تجربیات گذشته تعیین می شود(Zheng et al, 2013, 514). مطالعات تجربی بسیاری همچنین نشان دادند که تمایل به ادامه خرید در واقع عملکردی از رضایت است، که از طریق حوزه ایی که کاربران یا مشتریان سیستم یا محصول را مفید، دارای کیفیت بالا و یا متنوع درک می‌کنند، تعیین می شود. ‌بنابرین‏ می توان این طور بیان کرد که رضایت به طور مثبت بر تمایل به ادامه خرید کاربراز محصولات یا خدمات توسط کاربر تاثیر می‌گذارد(Lin et al, 2012, 67). رضایت مشتری نقش مهمی در بازاریابی خدماتی ایفا می‌کند، زیرا پیش بین خوبی برای رفتار متعاقب یا تمایل به ادامه خرید محسوب می شود. بسیاری از مطالعات تجربی به دیدگاهی اشاره کرده‌اند که رضایت مشتری به طور مثبت بر تمایل به ادامه خرید مشتریان تاثیر می‌گذارد. ‌به این ترتیب، تمایل به خرید خدمات مشابه در مشتریان رضایتمند درمقایسه با مشتریان ناراضی بیشتر است (Zhao et al, 2012, 650).

    • مشتریانی که تعهد ارتباطی بیشتری دارند به احتمال بیشتری خرید را انجام می‌دهند و تمایل بیشتری برای خرید مجدد دارند(صمدی و همکاران، ۱۳۸۸، ۲۰۹).

    • تمایل به ادامه خرید در واقع تقویت و استحکام رضایت مشتری یا وفاداری مشتری می‌باشد. به طور کلی، تمایل به ادامه خرید برای حفظ مشتریان کنونی نسبت به کسب مشتریان جدید کم هزینه تر است(Chen et al, 2012, 934).
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




    1. بین تعداد مدیران مستقل و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

    1. بین سهامدار بودن مدیران و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

    1. بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

    1. بین ارزش بازار و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد

    1. بین کیو توبین و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد

    1. بین بازده دارائیها و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

    1. بین نسبت جمع بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

  1. بین نسبت سود قبل از بهره و مالیات و ریسک کوتاه ‌مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.

۳-۴ متغیرهای تحقیق

متغیرهای این تحقیق شامل :

۳-۴-۱ – متغیر وابسته

متغیر وابسته در این تحقیق عبارتند از :

متغیر وابسته (ریسک کوتاه‌مدت) : (کونزالیز و آندری[۵۲]،۲۰۱۴ )

در این پژوهش ، به منظور تعیین مقدار ریسک کوتاه‌مدت از بتای CAPM استفاده می‌کند. با بهره گرفتن از تجزیه بتای CAPM که توسط کامپل و ولتیناهو (۲۰۰۴) ارائه شد، ریسک کوتاه‌مدت را از ریسک بلند مدت جدا می‌کند. سپس با بهره گرفتن از تحلیل سری‌های زمانی ریسک کوتاه‌ مدت برای هر شرکت را تعیین می‌کند

اصولاً سرمایه ­گذاری­ها به جهت نوسان­پذیری که دربازده آن­ها ایجاد می­ شود؛دارای ریسک هستند. اقتصاددانان مالی الگوهای متفاوتی را برای اندازه ­گیری ریسک ارائه دادند. نظریه بازارسرمایه با بسط وتعمیم نظریه پرتفوی،مدلی رابرای قیمت گذاری دارایی­ های متضمن ریسک ( ریسک­دار) استخراج می­ کند. خروجی نهایی این نظریه، به نام مدل قیمت­ گذاری دارایی­ های سرمایه­ای[۵۳]،این امکان رافراهم می­سازد تا نرخ بازده هردارایی ریسک­دار تعیین شود (رود پشتی، ۱۳۸۹).

با توجه به یکی ازمفروضات مهم CAPM مبنی بر وجود ارتباط خطی بین بازده سهام هر فعالیت و بازده بازار سهام و وجود امکان قرض دادن و قرض گرفتن با نرخ بهره بدون ریسک برای بازده مورد انتظار داراییi خواهیم داشت:(نحوه محاسبه بازده در مدل CAPM )

که در آن:

متغیر های مورد بررسی در مدل CAPM

: بازده مورد انتظار دارایی i

: میزان حساسیت که ضریب بتا نامیده می­ شود و شاخص ریسک سیستماتیک است با بهره گرفتن از رابطه زیر محاسبه می­ شود.

:(نحوه محاسبه ریسک در مدل CAPM)

همان‌ طور که مشاهده می­ شود ضریب بتا از تقسیم کواریانس بازده دارایی ­i و بازده پرتفوی (بازار) m بر واریانس بازده پرتفوی m حاصل می­ شود.

: بازده دارایی بدون ریسک

: بازده پرتفوی بازار

در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه های( CAPM)عبارت بیانگر صرف ریسک می‌باشد. معادله مربوط به مدل CAPM ما را ‌به این سمت سوق می­دهد که ریسک سیستماتیک تنها عامل مهم در تعیین بازده مورد انتظار است و ریسک غیرسیستماتیک نقشی را ایفا نمی­نماید.

برای تعیین بتای کوتاه‌ مدت به متغیرهای زیر نیاز داریم. بازده ماهیانه‌ی کل که بدین شرح محاسبه می‌شود:

در این معادله

Rit بازده شرکتِ iدر زمان t است و

Pt قسمت بسته شده‌ رسمی سهم است،

Dt پرداخت سود تقسیمی در زمان t است.

۳-۴-۲- متغیر مستقل

متغیرهای مستقل این تحقیق عبارتند از :

(الف) کارایی هیئت مدیره : (کونزالیز و آندری[۵۴]،۲۰۱۴ )

جزئیات عناصر بدین شرح‌اند:

اندازه یا بزرگی هیئت که عبارت است از تعداد کل مدیران حاضر در هیئت،

مدیران مستقل: تعداد مدیران مستقل غیر اجرایی تقسیم بر اندازه هیئت ‌مدیره،

سهامداری مدیران که عبارت است از تعداد کل سهام شرکت که در دست مدیران است تقسیم بر تعداد کل سهام شرکت.‌

(ب) متغیرهای بازار . (کونزالیز و آندری[۵۵]،۲۰۱۴ )

ارزش بازار (MV): که بدین صورت محاسبه می‌شود: قیمت هرسهم ضربدر تعداد سهام معمولی جاری.

نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار (B/M): ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام تقسیم بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام.

نسبت کیو- توبین که عبارت است از دارایی‌های کل+حقوق صاحبان سهام‌داران + ارزش بازار تقسیم بر ارزش بازار.

(پ) متغیرهای حسابداری. (کونزالیز و آندری[۵۶]،۲۰۱۴ )

(ROA). بازده دارایی ها: عبارت است از سود قبل از پرداخت بهره و مالیات تقسیم بر کل دارایی‌ها.

Lev : اهرم: که عبارت است از بدهی کل تقسیم بر کل سهام.

Productivity : بهره ‌وری عبارت است از نسبت سود قبل از بهره و مالیات

۳-۵ مدل تحقیق

در این تحقیق از مطالعه‌ کامپل و همکاران (۲۰۱۰) پیروی خواهد کرد و معیارهای تاریخی مبتنی بر بازار و معیارهای حسابداری ریسک سهام را نیز به عنوان بتای کوتاه ‌مدت در مدل می‌گنجاند. علاوه بر آن از متغیرهای مجازی صنعت نیز استفاده می‌کند. در کل رگرسیون مقطعی ما بدین شرح خواهد بود:

۳-۶ روش تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیات

در این تحقیق برای آزمون فرضیه‌ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش داده های پانل می‌باشد. در ادامه ابتدا روش داده های پانل و آزمون‌های مربوط به آن تشریح می‌گردد. سپس آزمون های مربوط به معنی دار بودن کل مدل و معنی دار بودن متغیرهای مستقل توضیح داده می شود. در آخر نیز پس از تشریح آزمون های مربوط به مفروضات رگرسیون کلاسیک، نحوه تصمیم گیری ‌در مورد رد یا پذیرش فرضیه های تحقیق بیان می‌گردد. لازم به ذکر است در این مطالعه برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Eviews و SPSS بهره گرفته شده است.

۳-۶-۱ روش داده های پانل

مدل ها از لحاظ استفاده از اطلاعات آماری به سه گروه تقسیم می‌شوند. برخی از مدل ها با بهره گرفتن از «اطلاعات سری زمانی[۵۷]» یا به عبارتی طی دوره نسبتاً طولانی چند ساله برآورد می‌شوند. بعضی دیگر از مدل ها بر اساس «داده های مقطعی[۵۸]» برآورد می‌شوند یعنی متغیرها در یک دوره زمانی معین مثلاً یک هفته، یک ماه یا یک سال در واحدهای مختلف بررسی می‌شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




عنوان صفحه

جدول شماره۱-۱) سیر تاریخی مفاهیم سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی ۲۱

جدول شماره۲-۲) موانع اصلی یادگیری سازمانی ۳۹

جدول شماره ۲-۳) درجات مختلف نوآوری ۶۴

جدول شماره ۲ -۴)سنخ شناسی نوآوری سازمانی ۶۸

جدول شماره۱-۳) توزیع جامعه و نمونه با توجه به شهرستان های منتخب ۱۰۳

جدول شماره۲ -۳) تعداد سؤالات و مؤلفه های هریک از پرسشنامه‌ها ۱۰۵

جدول شماره۳-۳) پایایی ابزار گردآوری پژوهش(پرسشنامه‌ها) ۱۰۶

جدول شماره۱-۴) فراوانی و درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنس ۱۱۱

جدول شماره۲-۴) فراوانی و درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه به لحاظ سن ۱۱۲

جدول شماره۳-۴) فراوانی و درصد فراوانی نمونه آماری مورد مطالعه به لحاظ مدرک تحصیلی ۱۱۳

جدول شماره۴-۴) فراوانی و درصد فراوانی نمونه دبیران به لحاظ سابقه خدمت ۱۱۴

جدول شماره۵ -۴- نتیجه آزمون کالموگروف اسمیرونوف برای نرمال بودن توزیع داده ها ۱۱۵

جدول شماره۶-۴) بررسی میزان یادگیری سازمانی دبیران ۱۱۷

جدول شماره ۷-۴) بررسی میزان درگیری شغلی ۱۱۹

جدول شماره۸-۴) بررسی میزان نوآوری سازمانی ۱۱۹

جدول شماره۹-۴) میانگین یادگیری سازمانی، درگیری شغلی و نوآوری سازمان ۱۲۰

جدول شماره ۱۰-۴) میانگین یادگیری،درگیری شغلی و نوآوری به لحاظ سن،جنس وسنوات ۱۲۱

جدول شماره۱۱-۴) مقایسه میزان نوآوری سازمانی به لحاظ سن ۱۲۲

جدول شماره ۱۲-۴) بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی با درگیری شغلی دبیران ۱۲۳

جدول شماره ۱۳-۴- بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی با نوآوری سازمانی ۱۲۴

جدول شماره ۱۴-۴)تحلیل رگرسیون چندمتغیره تاثیر مؤلفه های یادگیری بر درگیری شغلی ۱۲۵

جدول شماره ۱۵-۴-) تحلیل رگرسیون چندمتغیره تاثیر مؤلفه های یادگیری بر نوآوری ۱۲۶

فهرست شکل ها

عنوان صفحه

شکل ۱-۱)مدل مفهومی تحقیق ۸

شکل۲-۱ ) یادگیری یک، دو و سه حلقه ای ۲۷

شکل ۲-۲) مدل یادگیری یکپارچه در خلق نوآوری ۷۹

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار۲-۱) یادگیری سازمانی به مثابه فرایندی پویا ۲۵

نمودار ۲-۲) نوآوری سازمانی ۶۶

نمودار۱-۴) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنس ۱۱۱

نمودار۲-۴) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب سن ۱۱۲

نمودار۳-۴) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب مدرک تحصیلی ۱۱۳

نمودار۴-۴) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب سابقه خدمت ۱۱۴

نمودا۵-۴) توزیع فراوانی متغیرهای تحقیق به همراه منحنی توزیع نرمال ۱۱۷

فصل اول

کلیّات پژوهش

۱-۱) مقدمه:

دنیای سازمان پرخروش و متلاطم است. سازمان ها، منبسط، منقبض و از هم جدا می‌شوند و از بین می‌روند. سطوح فعالیّت در سازمان گاه اوج می‌گیرد و گاه سقوط می‌کند (بهرنگی،۱۳۸۰: ۲۳۷). این محیط پر از تغییرات انفجار آمیز تکنولوژی در ارتباطات و اطّلاع رسانی، برای رؤسای سازمان ها که وظیفه و مسئولیّت تعیین عملکرد و آینده سازمان هایشان را دارند، تکالیف بی سابقه ای به وجود می آورد و به منظور ‌پاسخ‌گویی‌ مؤثر ‌به این توقّعات، مدیران سازمان ها باید در اولویّت ها و رفتار خود بازنگری کنند و برتری رقابتی نه تنها تابع افزایش عملکرد و سود آوری است، بلکه تابعی است از توانایی سازمان در نوآوری، یادگیری، دادن پاسخ سریع، طرح ریزی، زیربنای مناسبی برای ‌پاسخ‌گویی‌ به تقاضا ها و داشتن حداکثر کنترل بر سرنوشت خویش (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۸۷ : ۲۳). سازمان های آموزشی نیز برای آن که بتوانند پویا و اثربخش باشند باید به سمت سازمان یادگیرنده حرکت کنند لازمه این امر، تغییرات اساسی در سازمان ها و شیوه نگرش مدیران آن نیز هست. لازمه ی این که یک سازمان بتواند خود را بهبود دهد این است که با توجه به تغییرات محیط سریع تر یاد بگیرد که چه کاری را بهتراست انجام دهد و آن کار را چگونه انجام دهد. بدین ترتیب راه اساسی برای این که یک سازمان در مسیر بهبود و تعالی قرار گیرد این است که سازمان ها در رهبری دنیای معاصر نقش دارند یادگیری از سر راه آن برداشته و تسهیلات یادگیری برای آن فراهم شود (مشایخی وعسگری نژاد امیری،۱۳۸۹). در واقع حضورشان هم اکنون بر شئون مختلف زندگی به شدّت ساری است. به سخن پیتر دراکر ” جوانان امروز بدانسان که اجدادشان کشت و زرع می آموختند باید سازمان ها را بیاموزند ” و در این راستا نیروی انسانی و بهتر است بگوییم همان جوانان سازنده­ی سازمان ها هستند و آنچه در سازمان ها آموختنی است، نگرش های مرتبط با سازمان ها می‌باشد. ناهمسانی سازمان ها به شکل های گوناگونی ظاهر می‌شود. به همان صورت که سازمان ها متفاوتند، کسانی که آن ها را اداره و نیز بررسی می‌کنند، متفاوتند و از نگرش‌های شغلی متفاوتی برخوردارند. همه سازمان ها، برای تأمین ثبات، عزم و اطمینان کافی که با آن بتوانند به طور مؤثر و کارآمد در محیط های در بردارنده­ ناشناخته ها و عدم قطعیّت ها عمل کنند، برانگیخته می‌شود(بهرنگی، ۱۳۸۰). آموزش و پرورش از سازمان های مهم و کلیدی هرجامعه است و دبیران به عنوان نیروی انسانی از عناصر اساسی آموزش و پرورش در تحقق اهداف آن می‌باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




    1. – ratione personae ↑

    1. ۲- رجوع شود به کنوانسیون وین درباره روابطه سیاسی (۱۹۶۱) ↑

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۷۸ ↑

    1. – بهداد عابدین، مقاله مصونیت و امتیاز سیاسی از نظر حقوق بین الملل مجله حقوق مردم (بی تا) ↑

    1. – میرمحمدی، سید مصطفی،مصونیت ها و مزایای هیات های نمایندگی دولت ها نزد سازمان های بین‌المللی، تهران، انتشارات بین‌المللی، ۱۳۷۸، ص۶۴ ↑

    1. – المحمودی، مامون، المصطلاحات البدلوماسیه، مکتبه، خیاط، بیروت، ۱۹۶۶، ص۲۸ ↑

    1. – قضیه Schooner Exchange در ۱۹۱۲ نقل از کایر، ۱۹۴۶ ↑

    1. – Hugo Grotius ↑

    1. – میرمحمدی سید مصطفی، پیشین صص۷۶-۷۳ ↑

    1. – الملاح فاوی سلطات الامن و الصحانات و الامتیازات الدبلوماسیه. منشا المعارف الاسکندریه، ۱۹۸۱، ص۳۶ ↑

    1. – E.Vattel دیپلمات و نویسنده سوئیسی قرن ۱۸ در کتاب حقوق بین الملل نقل از کایر، ص۱۹۰ ↑

    1. – Reciprocite ↑

    1. – طاهری شمیرانی صفت الله، تقریرات حقوق دیپلماتیک در عمل، سایت اداره کل آموزش و توسعه نیروی انسانی، ۱۳۸۴ ↑

    1. – Sibert- حقوق بین الملل عمومی ۱۹۵۱ جلد اول ↑

    1. – inviobility ↑

    1. -immunite De guridiction ↑

    1. – کایر. حقوق دیپلماتیک معاصر ژنو ۱۹۶۴ ↑

      1. – اصل مصونیت شخصی مامور دیپلماتیک خارجی از تعرض در قدیم آنچنان در عرف و رسوم بین‌المللی اروپا مسلم بود که حتی مجلس انقلابی فرانسه فرمانی صادر و در ۱۲ وانتور سال دوم (۱۷۹۴) نوشت «مجلس کنوانسیون کلیه مقامات رسمی را از تجاوز به فرستادگان حکومت‌های بیگانه به هر عنوان که باشد منع می‌کند و هر ادعایی که علیه آن ها باشد کمیته نجات عمومی (قوه مجریه انقلاب) تنها مقام صلاحیتدار برای طرح دعوا علیه آن ها‌ است. ↑

    1. – کایر. حقوق دیپلماتیک معاصر ژنو ۱۹۶۴ ↑

    1. – ضیائی بیگدلی محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، پیشین، ص۴۰۳ ↑

    1. – توسلی نائینی، منوچهر. پایان نامه بررسی تطبیق ‌مصونیت‌ها و مزایای دیپلماتیک و کنسولی. دانشگاه شهید بهشتی، سال۷۱-۷۰، ص۱۵ ↑

    1. – functional immunity ↑

    1. – توسلی نائینی، منوچهر. پایان نامه بررسی تطبیق ‌مصونیت‌ها و مزایای دیپلماتیک و کنسولی. دانشگاه شهید بهشتی، سال۷۱-۷۰، ص۱۵ ↑

    1. – توسلی نائینی، منوچهر. پایان نامه بررسی تطبیق ‌مصونیت‌ها و مزایای دیپلماتیک و کنسولی. دانشگاه شهید بهشتی، سال۷۱-۷۰، ص۱۵ ↑

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۱۰۲ ↑

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۱۰۲ ↑

    1. – Hersh Lauterpacht مسئله مصونیت قضائی دول خارجی ۱۹۵۱ ↑

    1. – مارسل سیبر حقوق بین الملل عمومی، پاریس ۱۹۵۱ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – معین زاده عباس، حقوق دیپلماتیک نوین، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۲ ↑

    1. – حامد سلطان می‌گوید: «طبیعی بود که نظامهای اسلامی نمی توانستند رژیمی برای طبقات سفیران و اعضای ماموریتهای دیپلماتیک، و نیز رژیمی برای برخورداری آنان از ‌مصونیت‌ها، مزایا و معافیتها وضع کند. چنین رژیمی تنهادر کنوانسیون ۱۹۶۱ وین که کشورهای متعدد اسلامی در تهیه و تأیید آن مشارکت داشتند، نهایی شد ولی نظام سفیران در اسلام در موضوع مهمی محل اختلاف بود، زیرا مصونیت اعطایی خاص شخص سفیر بود و بدرفتاری نسبت به او و اطرافیانش ممنوع بود.» (احکام القانون الدولی فی الشریعه الاسلامیه، ص۲۲۰). ↑

    1. – jure jentium sancti ↑

    1. – Violator juris gentium ↑

    1. – نظام کاپیتولاسیون که در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله مصر به ویژه در قرن نوزدهم و بیست اعمال می شد. ↑

    1. – ابوالوفا احمد، حقوق دیپلماتیک (رهیافت اسلامی) گنج دانش، ص۲۲۳ ↑

    1. – ابوالوفا احمد، پیشین، ص۲۲۳ ↑

    1. – الملجا فی القانون الدولی (رساله دکتوراه) ص۹۸؛ آداب اللیاقه فی الحیاه البلوماسی و اصولها فی التراث الاسلامی، ص۱۰۶؛ الدیلوماسیه، ص۳۹۷٫ ↑

    1. – سلطات الامت و الحصانات و الامتیازات البلوماسیه، ص۷۰۷-۷۰۶٫ ↑

    1. – ولی اگر فرستاده در یکی از کشورهای اسلامی مامور شود- مانند وضعیت کنونی که ‌دولت‌های‌ سرزمین‌های اسلامی متعددند در حالی که یک دولت بودند- بدیهی ترین قاعده آن است که این فرستاده، مصونیت ندارد، زیرا او مسلمان است و درحق او همان اجرا می شود که نسبت به سایر مسلمانان وجود دارد. ↑

    1. – ابوالوفا احمد، پیشین، ص۲۶۳ ↑

    1. – زادالمعاد، ج۳، ص۳۲٫ ↑

    1. – الاحکام السلطانیه،ابی الحسن علی بن محمد حبیب البصری(الماوردی)،مصر،۱۳۹۳ ق، ص۲۴۸ ↑

    1. – ابوالوفا احمد، پیشین، ص۲۶۸ ↑

    1. – درباره حدیث مراجعه کنید به: الجامع الصحیح ( و هو سنن ترمذی)، ج۴، ص۳۲٫ ↑

    1. – درباره حدیث مراجعه کنید به: الجامع الصحیح ( و هو سنن ترمذی)، ج۴، ص۳۲٫ ↑

    1. – درباره حدیث مراجعه کنید به: الجامع الصحیح ( و هو سنن ترمذی)، ج۴، ص۳۲٫ ↑

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۱۰۵ ↑

    1. – البته این بدان معنی نیست که ‌در جرایم مشهود به تماشای مامور دیپلماتیک در حال ارتکاب جرم علیه افراد یا اموال نشست. بلکه درچنین حالتی می توان به حق دفاع مشروع در حدود قانونی و به میزانی که رفع تعدی شود توسل جست، زیرا دفاع مشروط حقی طبیعی است که کلیه نظامهای حقوقی آن را پذیرفته اند و بامقررات حقوق بین الملل نیز سازگار است. ↑

    1. – مستفاد از ماده سی و یکم کنوانسیون ۱۹۶۱ وین ↑

    1. – هرچند مصونیت دیپلماتیک مانع محاکمه دیپلمات درمحاکم دولت پذیرنده است، ولی این بدان معنی نیست که مطلقا نتوان وی را محاکمه نمود، زیرا ممکن است دولت فرستنده از مصونیت دیپلمات خود صرف نظر کند. در آن صورت دادگاه های دولت پذیرنده صالح برای محاکمه خواهند بود. از سوی دیگر می توان دیپلمات را به دلیل ارتکاب اعمال در خارج از کشور با طرح دعوی درمحاکم دولت فرستنده توسط یکی از اتباع یا یکی از بیگانگان محاکمه کرد (بنگرید به: بند۴ماده ۳۱ کنوانسیون ۱۹۶۱وین) ↑

    1. – سیسیل هرست، مصونیت های دیپلماتیک، ۱۹۲۶ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




IS_OCTAVE = exist(‘OCTAVE_VERSION’) ~= 0;

%% Check inputs

if (nargin ~= 3)

error(‘Invalid number of arguments’);

end

if (~isvector(u))

error(‘First input argument must be a vector’);

end

% convert to row vector if needed

u = reshape(u, 1, length(u));

if ((f_line ~= 50) && (f_line ~= 60))

error(‘Line frequency must be 50 or 60 Hz’);

end

if (fs < 2000)

warning(‘Sampling frequency should be >= 2000 Hz’);

end

%% Block 1: Input voltage adaptor

% remove DC component

u = u – mean(u);

% normalize input (scale with peak-amplitude value)

u_rms = sqrt(mean(u.^2));

u = u / (u_rms * sqrt(2));

%% Block 2: Quadratic demodulator

u_0 = u .^ 2;

%% Block 3: Bandpass and weighting filter

% bandpass filter

HIGHPASS_ORDER = 1;

HIGHPASS_CUTOFF = 0.05;

LOWPASS_ORDER = 6;

if (f_line == 50)

LOWPASS_CUTOFF = 35;

end

if (f_line == 60)

LOWPASS_CUTOFF = 42;

end

% subtract DC component to limit filter transients at start of simulation

u_0_ac = u_0 – mean(u_0);

[b_hp, a_hp] = butter(HIGHPASS_ORDER, HIGHPASS_CUTOFF / (fs / 2), ‘high’);

u_hp = filter(b_hp, a_hp, u_0_ac);

% smooth start of signal to avoid filter transient at start of simulation

smooth_limit = min(round(fs / 10), length(u_hp));

u_hp(1 : smooth_limit) = u_hp(1 : smooth_limit) .* linspace(0, 1, smooth_limit);

[b_bw, a_bw] = butter(LOWPASS_ORDER, LOWPASS_CUTOFF / (fs / 2), ‘low’);

u_bw = filter(b_bw, a_bw, u_hp);

% weighting filter

if (f_line == 50)

K = 1.74802;

LAMBDA = 2 * pi * 4.05981;

OMEGA1 = 2 * pi * 9.15494;

OMEGA2 = 2 * pi * 2.27979;

OMEGA3 = 2 * pi * 1.22535;

OMEGA4 = 2 * pi * 21.9;

end

if (f_line == 60)

K = 1.6357;

LAMBDA = 2 * pi * 4.167375;

OMEGA1 = 2 * pi * 9.077169;

OMEGA2 = 2 * pi * 2.939902;

OMEGA3 = 2 * pi * 1.394468;

OMEGA4 = 2 * pi * 17.31512;

end

num1 = ;

den1 = [1, 2 * LAMBDA, OMEGA1.^2];

num2 = ;

den2 = ;

if (IS_OCTAVE)

[b_w, a_w] = bilinear(conv(num1, num2), conv(den1, den2), 1 / fs);

else

[b_w, a_w] = bilinear(conv(num1, num2), conv(den1, den2), fs);

end

u_w = filter(b_w, a_w, u_bw);

%% Block 4: Squaring and smoothing

LOWPASS_2_ORDER = 1;

LOWPASS_2_CUTOFF = 1 / (2 * pi * 300e-3); % time constant 300 msec

SCALING_FACTOR = 1238400; % scaling of output to perceptibility scale (according [2])

u_q = u_w .^ 2;

[b_lp, a_lp] = butter(LOWPASS_2_ORDER, LOWPASS_2_CUTOFF / (fs / 2), ‘low’);

s = SCALING_FACTOR * filter(b_lp, a_lp, u_q);

%% Block 5: Statistical evaluation

NUMOF_CLASSES = 10000;

[bin_cnt, cpf.magnitude] = hist(s, NUMOF_CLASSES);

cpf.cum_probability = 100 * (1 – cumsum(bin_cnt) / sum(bin_cnt));

p_50s = mean([get_percentile(cpf, 30), get_percentile(cpf, 50), get_percentile(cpf, 80)]);

p_10s = mean([get_percentile(cpf, 6), get_percentile(cpf, 8), …

get_percentile(cpf, 10), get_percentile(cpf, 13), get_percentile(cpf, 17)]);

p_3s = mean([get_percentile(cpf, 2.2), get_percentile(cpf, 3), get_percentile(cpf, 4)]);

p_1s = mean([get_percentile(cpf, 0.7), get_percentile(cpf, 1), get_percentile(cpf, 1.5)]);

p_0_1 = get_percentile(cpf, 0.1);

P_st = sqrt(0.0314 * p_0_1 + 0.0525 * p_1s + 0.0657 * p_3s + …

۰٫۲۸ * p_10s + 0.08 * p_50s);

%% Optional graphical output

% time signals

if (SHOW_TIME_SIGNALS)

t = 0 : 1 / fs : (length(u) – 1) / fs;

filter_len = round(10 / 1000 * fs);

u_0_m = filter(ones(1, filter_len) / filter_len * 2, 1, u_0);

figure

clf

hold on

plot(t, u, ‘b’);

plot(t, u_0, ‘m’);

plot(t, u_hp, ‘r’);

plot(t, u_0_m, ‘c’);

hold off

legend(‘u’, ‘u_0’, ‘u_h_p’);

grid on

subplot(2, 2, 2)

hold on

plot(t, u_bw, ‘b’);

plot(t, u_w, ‘m’);

legend(‘u_b_w’, ‘u_w’);

hold off

grid on

subplot(2, 2, 3)

plot(t, u_q, ‘b’);

legend(‘u_q’);

grid on

subplot(2, 2, 4)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




بند دوم: سیستم دو مجلسی ابزاری جهت تحدید قدرت

طر‌فداران این سیستم می‌گویند، تنها تفکیک قدرت بین سه قوه کافی نیست، بلکه تفکیکی هم باید در داخل خود قوه مقننه هم صورت گیرد. آن‌ ها معتقدند که مجلس واحد همیشه این خطر را دارد، که به دیکتاتوری منجر گردد. زیرا مجلس واحد مقاومتی در مقابل خود نمی‌بینند، و لذا قوه مجریه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. که این صورت به دیکتاتوری مقننه تبدیل می‌شود. و یا خود تحت‌الشعاع مجریه قرار می‌گیرد که در این حالت دیکتاتوری مجریه، نتیجه مسلم و آن خواهد بود. لذا مجلس دوم یکی از عناصر مؤثر سیستم موازنه است، که آزادی را تضمین می‌کند.

همچنین به اعتقاد طر‌فداران این سیستم چون در رژیم پارلمانی دو مجلسی، معمولاً مجلس دوم هیچ‌گاه منحل نمی‌شود؛ بسیاری از مسائل مشروطیت را حل می‌کند، در واقع نمایندگی ملی به طور مطلق در موقع انحلال مجلس اول تعطیل نمی‌گردد، و فترت مطلق در مشروطیت پدید نمی‌آید، در نتیجه در تمام دوره های فترت تا تشکیل مجلس جدید اول، مجری نیز تنها نخواهد ماند و مجلس دوم را به صورت قیمی در مقابل خود خواهد داشت، و آن مجلس دومی که بیشتر مد نظر آن‌هاست، قطعاً مجلس عالی اشراف، یا اعضای انتصابی یا مشورتی نیست، بلکه تأکید آن‌ ها بر یک مجلس دوم دموکراتیک می‌باشد، که هدف آن تقسیم پارلمان به دو قوه مجزا است(جهانگیر، ۱۳۸۲،ص۱۳۰).

پس می‌توان به یقین گفت هدف اولیه و نهایی تفکیک قوا، مهار قدرت و ایجاد تعادل و توازن بین قواست.

حتی امروزه با وجود نظریات جدید در باب دولت حقوقی مدرن و همچنین نظریات تفکیک قوای مدرن ، هیچ خدشه‌ای به هدف اصلی تفکیک قوا که همان ایجاد تعادل و توازن قواست وارد نکرده است.

«با بررسی تاریخچه این نظریات به خوبی می توان این نکته را به دست آورد، که نظریه پردازان ، این نظریه را صرفا به عنوان یک شیوه سیاسی برای اعمال حاکمیت در جهت نجات از تمرکز قدرت مطرح می کرده‌اند، و در حقیقت ،تفکیک قوای سه گانه ، نوعی طبقه بندی مسئولیت ها و تقسیم قدرت بوده است، امروزه از دیدگاه سیاستمداران حرفه ای ، تفکیک قوا به عنوان یکی از اصول بنیادین در هر نظام سیاسی، امری حتمی واجتناب ناپذیر تلقی شده، وهر شیوه ای جز توزیع قدرت عمومی میان قوای سه گانه مردود وغیر منطقی محسوب می‌گردد»(عمید زنجانی ، ج اول، ۱۳۶۸،ص۱۳۲).

گفتار سوم: ویژگی ها وشرایط

دکتر قاضی در کتاب خود شرایط تفکیک نسبی قوا(نظام پارلمانی) را این چنین بر شمرده:

    1. برقراری تمایز بین وظایف و دسته بندی آن ها وواگذاری هر دسته از این وظایف که دارای ماهیتی همگون هستند، به دستگاهی متمایز: مقننه به پارلمان، مجریه به هیئت دولت و دستگاه های اداری و قضائیه به دادگاه ها.

    1. دستگاه های متمایز،به خلاف رژیم ریاستی،جنبه تخصصی کامل ندارند.یعنی دوایر کارکرد آن ها در نقاطی با یکدیگر به صورت متقاطع عمل می کنندو قلمروهای مشترکی را بو جود می آورند.مثلا مجریه در شکل گیری قوانین با مقننه همکاری می‌کند ومقننه در اجرای تمام و کمال قوانین در کار مجریه نظارت می‌کند.

    1. اندام‌های هر یک از قوا مانند هیئت دولت و پارلمان دارای تأثیر بر یکدیگرند.

  1. پارلمان پاسخگوی مردم و هیئت دولت پاسخگوی کارکرد خود در برابر پارلمان است.

این ویژگی ها را دوورژه، به طور خلاصه چنین ذکر ‌کرده‌است:«تمایز قوا،همکاری در وظایف،وابستگی اندامی.»که از یک طرف با اختلاط ‌و تمرکز قوا یکی نیست واز سوی دیگر با تفکیک کامل قوا تفاوت دارد.

اصلی ترین عامل در تحقق رژیم پارلمانی، مسئولیت سیاسی وزراء در برابر پارلمان است،لذا از این حیث با رژیم ریاستی تفاوت پایه ای دارد،زیرا در رژیم ریاستی،رییس جمهور هم رییس کشور هم رییس دولت است، و در برابر مجالس مقننه مسئولیت سیاسی ندارد.علاوه بر آن، در رژیم پارلمانی،رییس کشور(پادشاه یا رییس جمهور) که عنصری غیر مسئول است و شورای وزیران که مسئوولیت سیاسی دارد، امور قوه مجریه را با هم تقسیم کرده‌اند، کابینه وزیران باید اعتماد مجلس را داشته باشد،تا بتواند به کار خود ادامه دهد، هر چند که مبعوث یا معرفی شده از سوی رییس کشور باشد.(قاضی،۱۳۸۳،ص۳۳۷).

از دو راه امکان پذیر است تا بتوان میزان اعتماد پارلمان را نسبت به وزیران سنجید: یا نخست وزیر برای اطمینان از پشتیبانی پارلمان ،در موقع مناسب درخواست رأی عدم اعتماد می‌کند، یا اینکه اعضای پارلمان ، بعد از استیضاح از یک وزیر یا هیئت وزیران از مجلس می‌خواهد که نسبت به ابقاء یا سقوط هیئت دولت، مسأله را به رأی بگذارد. از سوی دیگر، برای آنکه اثر گذاری مقننه بر مجریه یک جانبه نباشد و امکان سقوط وزیران،کم کم پارلمان را به سوی گونه ای استبداد رأی نکشاند و رأی های عدم اعتماد پی در پی،موجب بی ثباتی هیئت وزیران نگردد،به قوه مجریه هم این حق اعطا شده است که در مقابل استیضاح وطرح سوال از جانب مجلس متوسل به اهرم انحلال شود.(طباطبایی موتمنی،۱۳۸۸،ص۱۳۹-۱۴۰) .

این اهرم انحلال در جهت جلو گیری از تهدید های بی مورد مجلس وهمچنین ایجاد تعادل ‌و توازن بین دو قوه وبرای اینکه مجلس متانت و محافظه کاری بیشتری از خود به خرج دهد وثانیا مردم بتوانند خود مستقیم نسبت به دولت ابراز اعتماد کنند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که دولت به علت بالا گرفتن اختلافات شدید با مجلس یا به علت واکنش های شدید اعضای مجلس نتواند وظیفه خود را ایفا کند، وهمچنین از پشتوانه افکار عمومی نسبت به خود مطمئن بوده، اقدام به انحلال پارلمان می‌کند، در این حالت مردم می‌توانند خود به طور مستقیم حمایت خود را از کابینه یا مجلس ابراز کنند. در این حالت اگر اعضای انتخاب شده جدید،در پارلمان، بیشتر هوادار هیئت دولت باشند، طبعا کابینه وزیران به صورت تقویت شده تری باقی می ماند وگرنه بر کنار می شود و جای خود را به کابینه دیگری می سپارد.به هر حال ،در رژیم پارلمانی نیز کوشش بر این بوده است که بین قوا، به گونه ای تعادل و هموزنی قوا به وجود آید.

تعادل قوا در رژیم های پارلمانی اساسا بر دو وسیله متقابل استوار است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:24:00 ب.ظ ]




عملیاتی باید انجام شود (عنصر مادی تدلیس)

این عملیات موجب فریب طرف معامله گردد (عنصر روانی تدلیس)

حقوق ‌دانان نیز تعاریف مختلفی از تدلیس ارائه کرده‌اند:

بعضی گفته‌اند: «تدلیس نوعی تقصیر عمد محسوب و عبارت است از به اشتباه انداختن دیگری به منظور مصمم کردن او به صدور اعلام اراده موجد عمل حقوقی و قبول الزام (یا الزاماتی) یا برعکس، به منظور این که شخص از قبول الزام (یا الزاماتی) و انعقاد معامله‌ای صرف نظر کند»( امیری قائم مقامی، عبدالمجید، ۱۳۷۸، ص ۳۱۴).و بعضی دیگر این چنین گفته‌اند: «اظهار دروغین واقعیت به وسیله لفظ یا فعل یا جلوگیری از افشای عیب موجود در موضوع قرارداد که به موجب آن، طرف دیگر به انعقاد قرارداد ترغیب شود»( بهروم، مهد علی،۱۳۸۰، ص ۲۹). اما به نظر می‌رسد که بعضی از اساتید حقوق، تدلیس را به صورت ‌کامل تری بیان کرده‌اند: «نیرنگی است نامتعارف که از سوی یکی از دو طرف معامله یا با آگاهی و دستیاری او به منظور گمراه ساختن طرف دیگر به کار می‌رود و او را به معامله‌ای برمی‌انگیزد که در صورت آگاه بودن از واقع به آن رضایت نمی‌داد»( کاتوزیان، ناصر،ص ۳۵۴).

و یا به طور جامع و مختصر می‌توان گفت؛ تدلیس، فریب دادن طرف قرارداد در انگیزه اصلی یا یکی از جهات تراضی است(همان).

۲-۳ تدلیس در شریعت اسلام

پیشتر معنی واژه ­ی تدلیس به­عنوان فریفتن، پوشاندن و کتمان کردن عیب بیان گردید. قرآن کریم به­ عنوان منبع اصلی دین اسلام به­ صورت مستقیم از این واژه استفاده نکرده است، اما مصادیقی از آن را در آیاتی برشمرده که به برخی از آن ها اشاره می ­شود: حیله­ ورزی برادران یوسف در جدایی انداختن بین فرزند و پدر(قرآن کریم، سوره ی مبارک یوسف، آیات ۱۸-۷). نیرنگ و خدعه­ ی همسر عزیز مصر(قرآن کریم، سوره ی مبارک یوسف، آیات ۳۴-۳۰). نهی از طلاق مکرر و رجوع به زن با هدف زیان رساندن به او(قرآن کریم، سوره ی مبارک بقره، آیات ۲۳۰-۲۲۹). نهی از نیرنگ زدن به زنان مطلقه(قرآن کریم، سوره ی مبارک بقره، آیه ی ۲۲۸).

در احادیثی که از معصومین نقل شده، تدلیس کننده یا فریبکار نکوهش گردیده است:

کسی که به مومنی ضرر رساند یا به او مکر بورزد مورد لعنت قرار می­ گیرد. (پیامبر اکرم)

مکر ورزیدن به کسی که به تو اعتماد ‌کرده‌است، کفر می­ باشد. (حضرت امام علی) با مراجعه به متون فقهی اهل تشیع و تسنن مواردی از تدلیس با اشاره­ ی مستقیم بدان مشاهده می­ گردد. در صدر اسلام نیز در میان صحابه­ ی پیامبر و نقل­قول های آنان مصادیقی از تدلیس به چشم می ­خورد. در متون قدیمی و کهن اهل سنت، تعبیر «دلسه» به معنی فریب در معامله به کار رفته و موارد استعمال نشان از ارتباط با واژه­ ی «ذریعه» به معنی لغوی شکارگاه کمینچی دارد. در میان فقهای شیعه، شهیدثانی در توجیه ارتباطی فقهی تدلیس با معنای ریشه ای آن گفته است تدلیس کننده یا همان مدلس موضوع دارای عیب را در ظلمت قرار می ­دهد و واقعیت را دگرگون نشان داده درصدد باوراندن غیر واقع به طرف مقابل است. شهیدثانی در تقریرات خود در بحث تدلیس با اشاره به سابقه ­ی آن درآثار صحابه و تابعین پیامبر که درباره­ ی عقد نکاح و بیع کالا بوده است، استناد به برخی روایات می­ کند که تدلیس، مستند قواعدی چون قاعده­ ی «غرور» به ‌عنوان یکی از اسباب ضمان در فقه امامیه است. هم چنین درباره­ ی تدلیس در شهادت نیز بر پایه­ روایتی از امام صادق (ع) احیای حق از طریق شهادت زور یا دروغ جایز شمرده نشده است(میرحسین بخنوه، ۱۳۸۶ ،ص۴۷).

فقهای امامیه در موارد متعددی بحث تدلیس را در عقد نکاح و عقد بیع مطرح کرده و احکامی را بر آن مقرر نموده­ اند. بر اساس نظر فقها، اگر کسی در امر نکاح، دیگری را به داشتن اوصافی یا کتمان حقایقی بفریبد و نکاح بر مبنای آن شکل بگیرد، پس از کشف حقیقت برای فردی که مورد فریب قرار گرفته خیار تدلیس به وجود آمده و او می­ تواند مبادرت به فسخ نکاح نماید.

باید اشاره کرد که در حقوق اسلامی به دلیل پراکندگی موارد تدلیس و خدعه، دشوار بتوان در آغاز تعریفی جامع از تدلیس ارائه داد. در بیشتر نوشته ­های فقها خواه شیعه و خواه سنی، تدلیس در امور مدنی گاه به خیار عیب و گاه به خیار غبن نزدیک می­ شود و در مواردی هم فاقد ضمانت اجراست. اما در آثاری از فقهای امامیه تدلیس و خیار تدلیس را می ­توان در امر نکاح مشاهده نمود(آیت ­اللهی،زهرا، ۱۳۸۷،ص ۲۳).

۲-۴ مطالعه تطبیقی تدلیس در حقوق ایران، فرانسه و انگلیس

در این قسمت از پژوهش به بررسی تطبیقی تدلیس در نظام های حقوقی ایران ، اسلام، فرانسه و در نهایت انگلیس می پردازیم تا با این بررسی زوایای تدلیس مشخص گردد. تدلیس از آنجا که پندار از نادرستی ذهن یکی از طرفین عقد پدید می آورد , ‌به این مفهوم نزدیک است؛ ولی اشتباه پندار نادرستی است که در ذهن خود مشتبه به وجود می‌آید و تدلیس پندار نادرستی است که یکی در ذهن طرف دیگر عقد به وجود می آورد. میان نظامهای حقوقی چهارگانه ای که تحت بررسی است ‌در مورد اشتباه تفاوت‌های بسیار چند در مبانی و چه در جزئیات دیده می شود ولی ‌در مورد تدلیس بیگانگی این نظامهای حقوقی کمتر است و گاه شباهت‌های چشمگیر می توان یافت.

۲-۴-۱ روش نظامهای حقوقی نسبت به تدلیس

تدلیس در حقوق فرانسه جزئی از نظریه وسیع عیب رضا است حال آنکه چنین نظریه ای با همین مفهوم یا وسعت و شمول در هیچیک از سه نظام حقوقی دیگر نیست. در حقوق انگلیس چون عقد، برخلاف فرانسه با ایران, جنبه رضایی ندارد، همچنین به علت سابقه تاریخی حقوق انگلیس که حتی در زمینه قراردادها راهی خاص خود پیموده و سبب شده است که مباحث عقدی به گونه ای که کاملاً متمایز از نظامهای حقوقی مدون تقسیم شود تدلیس عیب رضا بشمار نمی آید (اگر چه عیبی در ساختمان عقد است تدلیس در حقوق انگلیس عامل معیوب کننده عقد ) است نه ‌به این دلیل که عیبی در رضای طرف دیگر پدید می آورد بلکه از این رو که حکم قانون را بیرون از حیطه توافق عقدی نقض می‌کند به گفته دیگر، عیب قرارداد ناشی از نقص در توافق طرفین نیست بلکه مستند به حکم مستقل قانون است.

تدلیس در حقوق انگلیس جزیی از نظریه وسیعتری است شاید بتوان این اصطلاح را صرفا به منظور دریافت معنای معمول کلمه و آسان کردن بررسی به سو عرضه ترجمه کرد. برای آشنایی مقدماتی با مفهوم این نظریه می توان گفت سو عرضه هنگامی تحقق می پذیرد که یکی از طرفین عقد قبل از انعقاد آن ضمن عرضه موضوع عقد خصوصیاتی برای آن بنمایاند که با واقعیت تطبیق نکند و درعین حال که طرف دیگر را به انعقاد عقد می کشاند به صورت شرط صریح یا ضمنی عقد در نیاید سو عرضه ممکن است مدلسانه باشد یا معصومانه . سو عرضه معصومانه که خارج از بحث کنونی ما است ,با توجه باحکام خاصه آن در حقوق انگلیس معادلی در حقوق فرانسه , اسلامی یا ایران به صورت نظریه ای مستقل یا به مفهومی نزدیک بحقوق انگلیس ندارد اگر چه در این هر سه نظام حقوقی می توان احکامی یافت که از جهاتی نقش سو عرضه معصومانه حقوق انگلیس را ایفا کند(Potter ,Outlines of English History-p177)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




  • هر مدل برنامه ریزی استراتژیک چه در سازمان های بزرگ و چه در سازمان های کوچک باید در نهایت به یک برنامه استراتژیک قابل اجرا ختم شود . این برنامه استراتژیک باید شامل استراتژی های شرکت و نحوه اجرای استراتژی ها از نظر هزینه ، زمان و سایر منابع مورد نیاز باشد.

بر اساس آنچه از تفاوت های برنامه ریزی استراتژیک بین سازمان های بزرگ و کوچک و مقایسه مدل های برنامه ریزی استراتژیک سازمان های بزرگ و کوچک و ویژگی های خاص سازمان های کوچک به دست می‌آید ، می توان مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک سازمان های کوچک را در چهار مرحله و به شکل نمودار ۲ طراحی نمود . همان طور که ملاحظه می شود در این مدل علاوه بر مراحل سه گانه که از مقایسه مدل ها در جدول فوق به دست آمده ، یک مرحله دیگر با عنوان «ارزش های مدیران عالی » با توجه به ویژگی خاص شرکت های کوچک اضافه شده است.

مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک حداقل مراحل را داشته و از سادگی زیادی برخوردار است ، نیاز کم تری به افراد متخصص داشته ، توسط یک کمیته برنامه ریزی استراتژیک کوچک در مدت زمانی کم ، قابل به کارگیری می‌باشد . این ها همه ویژگی هایی هستند که مشکلات سازمان های کوچک را در استفاده از مدل های برنامه ریزی استراتژیک برطرف می‌کنند . ‌بنابرین‏ مدل مفهومی مذکور مدلی است که به لحاظ سادگی ، تعداد مراحل کم ، قابلیت به کراگیری توسط افراد کم وو در زمان کم می‌تواند نیاز به سازمان های کوچک را نسبت به برنامه ریزی استراتژیک برطرف کند ؛ به طوری که سازمان های کوچک با به کارگیری این مدل به همان مزیت هایی دست می‌یابند که سازمان های بزرگ در استفاده از مدل های متداول برنامه ریزی استراتژیک به آن ها دست می یافتند .

شکل ۳: مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک سازمان

مأموریت‌ و اهداف شرکت

ارزش های

مدیران عالی

تجزیه و تحلیل خارجی و داخلی

استراتژی ها و برنامه استراتژیک شرکت

مدل مفهمومی شکل ۳ برای برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک طراحی شده است و اهدافی به شکل زیر را دنبال می‌کند:

ایجاد قابلیت برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک:

یکی از محدودیت های سازمان های کوچک دراستفاده از مدل های متداول برنامه ریزی استراتژیک ، طولانی و پیچیده بودن و تعداد زیاد مراحل این مدل ها بود؛ به طوری که این سازمان ها با توجه به منابع و وقت محدود خود قادر به استفاده مناسب از آن ها نبودند . مزیت های استفاده از چنین برنامه ریزی را از دست می‌داند .مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک با تعداد مراحل کمتر و سادگی خود به دنبال این است که قابلیت و توانایی برخورداری از این نوع برنامه ریزی را در سازمان های کوچک به وجود آورد ، تا این شرکت ها بتوانند با صرف زمان و منابع کم و در حد توان خود از فواید برنامه ریزی استراتژیک بهره مند شوند.

متقاعد کردن مدیران سازمان های کوچک به لزوم برنامه ریزی استراتژیک :

مدیران سازمان های کوچک به خاطر مشکلاتی که برای برنامه ریزی استراتژیک در این سازمان ها وجود دارد ، نسبت به استفاده از این نوع برنامه ریزی اعتقاد چندانی ندارند و آن را نوعی تلف کردن وقت و هزینه می دانند.

مدل مفهومی ارائه شده با ویژگی های خاص خود به دنبال رفع مشکلات برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک و تغییر نگرش مدیران این سازمان ها نسبت به استفاده ازآن ها هستند ، به طوری که از این طریق مدیران به اهمیت و لزوم برنامه ریزی استراتژیک پی ببرند و برای انجام دادن فعالیت های شرکت در جهت رسیدن به اهداف و کسب موفقیت بیش تر از آن بهره برداری نمایند.

افزایش توان ‌پاسخ‌گویی‌ سازمان های کوچک به تغییرات محیطی وهمگامی با آن ها :

برخی بر این اعتقاد هستند که برنامه ریزی استراتژیک به خاطر دید بلند مدت خود در تعیین مسیر حرکت شرکت در بلند مدت قدرت انطباق و همگامی شرکت با تغییرات سریع را محدود می کتد و مانعی بر سر راه ‌پاسخ‌گویی‌ انعطاف پذیر آن ها به محیط می شود. در پاسخ ‌به این عده باید گفت که برنامه ریزی استراتژیک نه تنها مانعی برای تطبیق شرکت با محیط نیست ، بلکه از طریق بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق عناصر محیطی و لحاظ کردن آن ها در برنامه های سازمان ، باعث می شود که شرکت از تغییرات فوق العاده زیادی که امروزه در محیط های خرد و کلان اتفاق میافتد ، مطلع شود ، از فرصت های آن بهره برداری و از تهدیدهایش اجتناب نماید . مدل مفهومی ارائه شده نیز از چنین ویژگی هایی برخوردار است و به دنبال افزایش سرعت و قابلیت سازمان های کوچک در همگامی با تغییرات محیطی می‌باشد .

تعیین مسیر توسعه شرکت :

هر شرکت با هر اندازه و هر موقعیت به فکر توسعه و پیشرفت از جنبه‌های گوناگون می‌باشد . سازمان های کوچک نیز به مرور زمان درصدد افزایش فعالیت ها و تولیدات و بالطبع اندازه خود هستند . در این میان برنامه ریزی استراتژیک روشی است که مسیر استراتژیک توسعه شرکت را معین می‌کند .

این مدل مفهومی نیز به دنبال این است که از طریق تجزیه و تحلیل خارجی و داخلی ، تعیین مأموریت‌ و اهداف وارزش های مدیران شرکت زمینه فعالیت های جدیدی را در آینده شناسایی کند که شرکت با توجه به منابع خود ، قابلیت ورود به آن فعالیت ها را دارد . این امر از طریق استراتژی های حاصل از این مدل امکان پذیر است.

علاوه بر موارد فوق ، می توان اهداف زیر را نیز برای مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان کوچک برشمرد :

تسهیل فرایند برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک ؛

بهره مند ساختن سازمان های کوچک از مزایای برنامه ریزی استراتژیک ؛

شناخت جایگاه فعلی و موقیعت مطلوب آینده شرکت ؛

شناسایی رقبا ، مشتریان ، تامین کنندگان ، محصولات جایگزین و تازه واردها به صنعت ؛

تعیین استراتژی هایی که شرکت رابه هدف مورد نظر برسانند.

وضعیت اقتصادی یک کشور مهم ترین عامل است که یک بازاریاب خارجی باید روند بازاریابی خود را با آن تطبیق دهد.

مرحله رشد اقتصادی یک کشور تاثر بسیار مهمی بر فعالیت های تجاری خارجی ،تقاضا برای کالا ، سیستم توزیع موجود در یک کشور ، و مجموعه فرایند بازاریابی خواهد داشت . در اقتصادهای ایستا[۳۸] الگوهای معرفی شکل محدود و بدون تغییر را دارد و بازاریابی در آن صرفا تلاش جهت عرضه کالاهاست . در یک اقتصاد پویا الگوهای مصرف سریعا تغییر می‌کنند . بازاریابی در کشورهای دارای اقتصاد پویا [۳۹]همواره با چالش سطوح جدیدی از مصرف مواجه است . و تلاش های بازاریابی پویا نیاز و خواسته های دائما در حال تغییر بازار تناسب داشته باشد . ( حسنقلی پور، طهمورث؛ آقازاده،هاشم, ۱۳۸۴)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




مسئله سازگاری با تغییرات دوره میانسالی در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت با تقویت کردن مکانیسم‌های دفاعی پخته میانسالان و ترغیب به کنار گذاشتن مکانیسم‌های دفاعی ناپخته مورد توجه قرار می‌گیرد (لیشرینگ و لیبینگ، ۲۰۰۷). در پژوهش‌های مختلف، ارتباط سرکوب مسائل حل نشده مربوط به تغییرات جسمانی و روانی دوره میانسالی و بازداری از ابراز احساسات منفی و ناخوشایند ناشی از مشکلات اجتماعی- اقتصادی این دوره، با سازگاری پایین و اجتناب از حل مسائل در میانسالان به اثبات رسیده است (گیبونز و همکاران، ۲۰۰۸). از سوی دیگر تحقیقات نشان می‌دهند که ابراز هیجانی مثبت و کنار گذاشتن مکانیسم‌های دفاعی ناپخته، با بهبود سبک‌های مقابله همراه است (ایگل، ۲۰۰۹). این موضوع در تحقیق حاضر نیز انعکاس یافت. اعضای گروه آزمایش پس از شرکت در جلسات گروهی روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت و ترغیب به کنار گذاشتن سبک دفاعی آسیب زا‌شان، آگاهی از هیجانات خود، گرایش به سمت پذیرش هیجانات و رفتارهای خود و کسب دفاع‌های پخته‌تر، کاهش معناداری را در میزان علائم بحران هویت میانسالی نشان دادند. از دیدگاه محقق پژوهش حاضر، عمده‌ترین عامل تغییر در علائم بحران هویت میانسالی افرادی که در جلسات گروهی روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت شرکت کردند، سازگاری با تغییرات جسمانی دوره میانسالی، تغییر در سبک دفاعی، پذیرش هیجانات منفی و کسب بینش نسبت به تغییر جایگاه شان در اجتماع و در ذهن دیگران می‌باشد.

فرضیه دوم:

روان درمانی پویشی کوتاه مدت گروهی به طور معناداری باعث افزایش رضایت از زندگی میانسالی در گروه ازمایش نسبت به گروه کنترل می‌شود.

به منظور آزمون این فرضیه از تحلیل کوواریانس استفاده شد. همان طور که در جدول ۴-۱۵ مشاهده می‌شود، نتایج نشان داد که پس از شرکت در جلسات روان‌درمانی پویشی کوتاه مدت به شیوه گروهی، نمره رضایت از زندگی افرادی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آن‌هایی که در گروه گواه جایگزین شده بودند، افزایش معناداری داشته است. ‌بنابرین‏ روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت به شیوه گروهی، موجب افزایش رضایت از زندگی در میانسالان می‌شود.

این یافته تحقیق‌ با نتایج تحقیقات محمد، جزایری، دولتشاهی، رضایی و پورشهباز (۱۳۸۷)، کاظمیان (۱۳۸۶)، رضایی، محمدخانی و دولت شاهی (۱۳۸۸)، لیشرینگ و لیبینگ (۲۰۰۷)، گیبونز و همکاران (۲۰۰۸)، اسمیت (۲۰۰۸)، دی‌جونگ و همکاران (۲۰۰۱)، ماینا، فورنر و بوکتو (۲۰۰۵) و گالاگر- تامپسون و استفان (۱۹۹۴) که به تأثیرات مثبت روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت بر افزایش رضایت از زندگی اشاره کرده‌اند، همخوانی‌ دارد.

در تبیین این یافته پژوهش باید به تاثیرات روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت بر بهبود نحوه نگرش فرد به زندگی اشاره کرد. این بهبودی با تاثیرگذاری بر طبقه وسیعی از عوامل از قبیل انعطاف پذیری فرد در برخورد با تغییرات ناشی از افزایش سن، پذیرش بیشتر نسبت به هیجانات، افزایش توانایی در شناسایی هیجانات دیگران، ابراز هیجانی بیشتر، همدلی کردن و مدیریت هیجانات چالش‌برانگیز حاصل می‌شود. روش‌های اکتسابی هر فرد برای شناسایی کردن، سازمان‌دهی کردن و ابراز هیجاناتش و همچنین نحوه پاسخ‌گویی او به اتفاقات محیطی و استرس‌های ناشی از آن‌ ها متاثر از روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت می‌باشد. دیدگاهی که هر فرد نسبت به زندگی دارد، با اینکه در طول زمان به وجود آمده است و در شخصیت او نهادینه شده اند، اما با تجربه یک رابطه حمایتی مناسب و همچنین یادگیری روش‌های جدید برخورد با تجارب شخصی و رخدادهای بیرونی، قابلیت تغییر دارند. مداخلاتی که در راستای افزایش اعتماد بین فردی و پذیرش هیجانات دیگران در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت صورت می‌گیرد، زمینه ساز بهبود دیدگاه فرد نسبت به زندگی می‌گردد، در واقع فرد پس از برقراری رابطه توام با اعتماد با درمانگر و رد شدن از تحلیل انتقال، به زندگی اش با دید متفاوتی می‌نگرد. اتفاقی که در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت می‌افتد، صرفا تجربه روابط آرام و بدون تنش با درمانگر نیستند، بلکه مشخص کننده افزایش مهارت فرد در کاربرد هیجانات برای تنظیم رفتارها و روابطش می‌باشند (کردوا، جی و وارن، ۲۰۰۵).

نتیجه گیری نهایی

همان طور که مشاهده می‌شود نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان داد که روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت به شیوه گروهی باعث کاهش بحران هویت میانسالی و افزایش رضایت از زندگی میانسالان می‌گردد. نتایج این تحقیق و تحقیقات گذشته از مداخلات و روش‌های روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت در جهت بهبود وضعیت روانشناختی و سازگاری میانسالان حمایت می‌کند. در ادامه تبیین‌هایی برای نتایج به دست آمده در تحقیق ارائه می‌گردد که حاصل تجربه پژوهشگر در کاربست روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت برای میانسالان می‌باشد.

مواجهه مستقیم یکی از حوزه های اصلی مورد توجه در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت است. میانسالانی که درگیر مسئله بحران هویت می‌باشند، معمولا در مواجهه با تغییرات ناخوشایند همراه با افزایش سن، بیشتر از راهبرد مقابله‌ای ناکارآمد گریز- اجتناب استفاده می‌کنند و هیجانات مرتبط با این مسائل را سرکوب می‌نمایند. این افراد میانسال معمولاً هیجانات منفی ناشی از افزایش سن (از قبیل اندوه ناشی از کاهش جذابیت ظاهری، تضعیف قدرت شنوایی و بینایی، سفید شدن و نازک‌تر ‌شدن مو، خشک‌تر و شکننده‌تر شدن پوست، ترس از عدم تسلط بر زندگی خویش و اطرافیان نزدیک، خصومت نسبت به کسانی که آن‌ ها را به خاطر پا به سن گذاشتن زیر سوال می‌برند و ترس از کاهش عملکرد شناختی مانند حافظه و…) را سرکوب می‌کنند و متعاقبا مسئله به وجود آمده را انکار و از پرداختن به آن اجتناب می‌کنند. درمانگری که به روش روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت کار می‌کند در مواجهه با چنین وضعیتی، افراد را به پذیرش محدودیت‌های به وجود آمده، افزایش واقع نگری، پذیرش احساسات منفی و استفاده از راهبردهای مقابله‌ای حل مسئله از قبیل جستجوی حمایت اجتماعی، حل مسئله برنامه‌ریزی‌شده و ارزیابی مجدد مثبت تشویق می‌نمود. همچنین اعضای گروه تجارب مقابله با مسائل مشابه را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند و در پایان هر جلسه، در قسمت جمع‌بندی، راهکارهای مؤثر‌تر مورد تأکید قرار می‌گرفت. این موضوع باعث کاهش بحران هویت میانسالی در اعضا می‌شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




الف) روشن کردن مشخصات رشته‌های تحصیلی و چگونگی و مقررات تحصیل در آن ها.

ب) ارتباط بین تحصیل و شغل و آگاه سازی دانش آموزان از چنین ارتباط.

ج) راهنمایی دانش آموزان در جهت درک صحیح استعداد ها و علایق شخصی.

د)توجه به هدف های تحصیلی بعدی و طرح نقشه و برنامه ریزی در جهت رسیدن ‌به این مقاصد.

ه) آینده نگری در انتخاب رشته تحصیلی.

و) در نظر داشتن امکانات در انتخاب رشته تحصیلی. (www:http،۱۳۹۳).

۵- راهنمایی حرفه ای:

تعریف: راهنمایی حرفه ای عبارت است از تعیین یک شغل برای فرد که با استعداد، امکانات، ظرفیت و خصائص شخصیتی او سازگاری داشته باشد.محتوای این تعریف دو مورد را تداعی می‌کند. ابتدا این که خصوصیات جسمانی و اخلاقی و روانی فرد باید شناخته شود. دوم،شغل نیز همه جانبه مورد برسی قرار گیرد و در نهایت این دو باهم تلفیق و سازگاری داشته باشند.نظریات مختلفی در رابطه با راهنمایی شغلی به وسیله دانشمندان جامعه شناسی و مشاوره و راهنمایی و روانشناسی ابراز گردیده است. ابن سینا می‌گوید: لازم است انتخاب پیشه و هنر آینده هر کودکی مطابق ذوق و استعداد و طبیعتش باشد در این انتخاب هرگز نباید هوی و هوس را دخالت داد.پیه رون فرانسوی یکی از روانشناسان بزرگ معاصر، راهنمایی حرفه ای را یک وظیفه اجتماعی می شناسد. او که بنیان گذار راهنمایی شغلی در فرانسه است می‌گوید:لازم است حرفه ای برای فرد انتخاب شود که از دیگر حرف و مشاغل با استعداد، توان و امکانات شخص سازگار و هماهنگ باشد و نیز او از انجام این کار لذت ببرد و خشنودی او حاصل آید به علاوه توزیع مشاغل چنان مناسب و عادلانه باشد که امکانات جامعه و روند منطقی آن را ممکن ساخته و رضایت یک مجتمع را تامین نماید.در تجزیه و تحلیل نظریه پیه رون دو اصل موجود است. ‌به این معنی کسی که در امور راهنمایی حرفه ای فعالیت دارد باید شخص را کامل و دقیق بشناسد ثانیاً:از مشاغل و حرف اطلاع لازم و کافی داشته باشد و در ضمن آینده نگری کرده و مطالعات دائمی در توسعه امورات را همواره تعقیب نماید.دو گونه روانشناسی در تعیین حرفه مناسب برای افراد نقش وسیعتری دارند. روانشناسی تشخیص که خصوصیات فرد را مطالعه می‌کند و “روانشناسی فنی” که از کیفیت مشاغل با معیارهای علمی بحث و گفتگو می کند(www:http،۱۳۹۳).

اهداف راهنمایی:

آن است که از طریق کمک به افراد ، رشد شخصی ،روانی و بلوغ اجتماعی را در آنان تسهیل کند. به نظر عده ای دیگر از متخصصان هدف راهنمایی آن است که به فرد کمک کند تا خود و محیط خویش را بشناسد و خود را با محیط خویش ربط دهد و سازگار کند. ولی بسیاری از صاحب نظران عقیده دارند که هدف های راهنمایی را در دو بخش آنی و غائی می توان مورد برسی قرار داد:

الف) اهداف آنی:

این گروه اهداف بیشتر جنبه پیشگیری داشته و غرض افزایش ، دانش و اطلاعات دانش آموزان در رویارویی با مسائلی است که در حال حاضر با آن مواجه هستند نظیر:انتخاب رشته ، انتخاب دوست و مسائل خانوادگی ، و در این موارد سعی می شود دانش آموزان با موقعیت های محیطی ، استعدادها ، توانایی ها،و محدودیت های خود آشنا شوند و برای خود راه مناسبی انتخاب کنند. و به صورت منطقی و در زمان اندک در رفع مشکلات اقدام می کند.

ب) اهداف غائی و نهایی:

این اهداف نیز جنبه پیشگیری دارد ولی در زمانی طولانی تر قابل دست یابی است و موارد ی از قبیل: رشد همه جانبه دانش آموز،پرورش اعتماد به نفس ،قادر ساختن فرد به حل مشکلات خویش ،خود شناسی فرد ، خود رهبری ، مسئولیت پذیری و سازگاری فرد با زندگی را شامل می شود.(البته جدا کردن این دو هدف از یکدیگر مشکل است و در غالب موارد نمی توان بین آن ها مرز مشخص قائل شد زیرا: ممکن است اقدام در جهت هدف های آنی،موجب دستیابی به هدف های آتی را باعث شود. یا بر عکس پیشرفت در جهت هدف های آتی ،موجب برآورده ساختن هدف های آنی شود چنانچه در برنامه راهنمایی تنها به هدف های آنی اکتفا شود. این برنامه به وظیفه خود عمل نکرده و کار نا تمام گذاشته است. به همین دلیل، مشاور باید هر دو هدف را مورد نظر قرار دهد و به هدف های غائی، توجه بخصوص مبذول دارد. در کشورهای مختلف هدف تعلیم و تربیت ، که راهنمایی نقش تقویت کننده آن را دارد متفاوت است در بیشتر کشورها سعی بر آن است که در فرد به طور فزاینده ای قدرت خلاقیت و خود رهبری به وجود آید. در این صورت راهنمایی نیز با این هدف و بر همین اساس پایه ریزی می شود بر عکس در بعضی کشورها به راهنمایی دانش آموزان در انتخاب رشته‌های تحصیلی، شغلی، و رفع مشکلات آنی توجه می شود در ایران که شاید بتوان ادعا کرد که تعلیم و تربیت در زمینه ایجاد قدرت خلاقیت ، خود رهبری و اعتماد به نفس در دانش آموزان قصور ‌کرده‌است باید راهنمایی ضمن توجه به هدف های عمومی آموزش و پرورش ، برای رسیدن ‌به این هدف ها نیز توجه بخصوص و کوشش لازم را به عمل آورد. (www:http،۱۳۹۳).

اصول اساسی راهنمایی:

اصل اول:راهنمایی را کمک به فرد (دانش آموز) در روند رشد تعریف می‌کنند. راهنما کسی است که از مفهوم راهنمایی و رشد فرد آگاه است . او از مسئولیت استقبال می‌کند و به ارزش های فردی احترام می‌گذارد .در راهنمایی فنون و روش‌هایی برای کمک نمودن به فرد وجود دارد . این کمک ها موجب تجارب فرد شده و فرصت فکر کردن و معنا دادن به رشد او را توسعه و تعالی می بخشد.

اصل دوم: خود پنداری و اظهارات درونی و شخصی مراجع و امور و مسائل اجتماعی و خارجی دو موردی هستند که راهنمایی این دو زمینه را در نظر می‌گیرد. به عبارت دیگر دنیای هر فرد و ادراکات شخصی او از یک سو،و حوادث و مسائل خارجی از سوی دیگر در هم دخالت کرده و بر یکدیگر تاثیر می‌گذارد.

اصل سوم: برای مراجع باید ارزش و قدر قائل گردید. بدون توجه به عقیده ،موقعیت اجتماعی، جنس،نژاد، ملیت و وضع مالی او پس اصل شناسایی منزلت و قدر فرد و احترام به انتخاب او باید در راهنمایی منظور باشد. فرد در مسیر زندگی با موقعیت ها و موارد متعددی مواجه می شود که با توجه به مسئولیتی که نسبت به خود و جامعه دارد می‌تواند و قادر است آنچه را که در راه آن تلاش می‌کند به دست می آورد.

اصل چهارم:در راهنمایی فرد را کمک می‌کنند تا به انتخاب عاقلانه اقدام نماید.طرح ریزی نماید و تفسیر کند و سازگاری های لازم را با محیط به دست آورد. سدها و موانعی که در مسیر نقشه ها و تدابیر او وجود دارد شناخته و از سر راه برداشته می شود.در راهنمایی کمک ، می‌کند تا در جریان زندگی و در موقعیت های متناسب فراگیر آزادانه دست به انتخاب زده و عمل کند و مسئول کار و عمل خود باشد.

اصل پنجم:راهنمایی نباید تحمیل گردد و به اجبار انجام گیرد یعنی: راهنمایی گرایشی به جانب همکاری دارد و اجبار و اکراه در آ ن وجود ندارد دانش آموزان را نباید به خدمات راهنمایی مجبور ساخت اگر بدین گونه رفتار شود و آنان به صورت غیر داوطلب به مسئولان راهنمایی ارجاع گردند. مقاومت و رنجشی در آن ها دیده می شود که این عمل اثرات نا مطلوبی خواهد داشت .راهنمایی به انگیزه درونی و اشتیاق به تغییر استوار است نه انگیزه خارجی . هر دانش آموز حق دارد که برای حل مشکل خود کمک طلب کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




ارزیابی عملکرد عبارت است از: «فرایند کمی کردن کارایی و اثربخشی عملیات»که با مروری بر ادبیات موضوع می توان دلایل آن را به سه گروه اصلی زیر تقسیم کرد:

۱- اهداف استراتژیک:

که شامل مدیریت استراتژیک و تجدید نظر در استراتژی می‌باشد.

۲- اهداف ارتباطی:

که شامل کنترل موقعیت فعلی ، نشان دادن مسیر آینده، ارائه بازخور و الگوبرداری از سازمان‌های
دیگر است.

۳- اهداف انگیزشی :

که شامل تدوین سیستم پاداش و همچنین تشویق بهبود و یادگیری است. (کریمی-۱۳۸۵).

ارزیابی عملکرد همانند هر اقدام دیگری از مراحلی تشکیل شده است. در نمودار زیر مراحل مختلف ارزیابی عملکرد نشان داده شده است.(سعادت-۱۳۷۹).

نمودار شماره (۲-۱)

۲-۳-۲ ویژگی‌های یک سیستم ارزیابی عملکرد:

۲-۳-۲-۱ از اهداف استراتژیک پشتیبانی کند:

سیستم های ارزیابی عملکرد باید از اهداف استراتژیک نشأت گرفته باشند. در غیر این صورت این سیستم ممکن است فعالیت‌هایی را پشتیبانی کند که اثر معکوس بر اهداف استراتژیک بگذارد. به علاوه باید ‌به این نکته توجه کرد که اگر در طول زمان، استراتژی ها تغییر یابند، برخی شاخص‌های عملکرد نیز تغییر خواهند کرد. در نتیجه نیاز به انعطاف پذیری در این سیستم ها احساس می شود تا بتوان از این طریق اطمینان حاصل نمود که سیستم ارزیابی عملکرد همیشه با اهداف سازمان سازگار است.

۲-۳-۲-۲ متوازن باشد:

این موضوع که سیستم ارزیابی عملکرد نباید تنها از نقطه نظر مالی دیده شود بسیار حیاتی است. یک سیستم ارزیابی عملکرد بایستی انواع مختلفی از شاخص‌های عملکرد را شامل شود تا تمامی جنبه‌های مهم برای موفقیت سازمان را پوشش دهد. لذا بایستی بین شاخص‌های مختلف توازن وجود داشته باشد. یعنی به صورت متناسبی بر روی نتایج کوتاه و بلند‌مدت ، انواع مختلف عملکرد( نظیر هزینه، کیفیت، تحویل، انعطاف پذیری و…) جنبه‌های مختلف (نظیر مشتریان، ذی‌نفعان، رقبا، نوآوری و…) و سطوح مختلف سازمانی (نظیر عملکرد کلی و بخشی) تمرکز داشته باشد.

۲-۳-۲-۳ در مقابل بهینه سازی بخشی قرار گیرد:

از آنجا که شاخص‌های عملکرد بر روی رفتار کارکنان اثرگذارند، مجموعه ای نامناسب از شاخص‌ها می‌تواند به رفتار غیر کارکردی از طرف کارکنان منجر شود. به عبارت دیگر، کارکنانی که تنها در پی ارتقا و بهبود شاخص عملکرد مربوط به خود هستند، ممکن است تصمیماتی بگیرند که در تضاد با خواسته های مدیران باشد و بهبود در عملکرد واحد آن ها به آسیب دیگر قسمتها و یا حتی عملکرد کلی سازمان منجر شود. یک سیستم ارزیابی عملکرد باید از اینگونه بهینه سازیها جلوگیر ی کند.

۲-۳-۲-۴ تعداد شاخص‌های عملکرد آن محدود باشد:

برای ایجاد عملکرد مناسب ضروری است که تعداد شاخص‌های عملکرد محدود باشند. افزایش تعداد شاخص‌ها نیاز به زمان تحلیل بیشتری دارد. گردآوری اطلاعاتی که از آن ها استفاده ای نمی شود یک اتلاف تلقی می شود. ‌بنابرین‏، ضروری است که تنها داده هایی که برای یک هدف خاص کاربرد دارند و هزینه گردآوری آن ها از مزایای مورد انتظارشان بیشتر نیست گردآوری شوند. همچنین افزایش تعداد شاخص‌های عملکرد، ریسک انباشت اطلاعات را افزایش می‌دهد که این امر موجب می شود که امکان اولویت بندی شاخص‌ها وجود نداشته باشد.

۲-۳-۲-۵ دسترسی به آن آسان باشد:

هدف یک سیستم ارزیابی عملکرد، دادن اطلاعات مهم ، در زمان مناسب و به شخص مناسب است. لذا نکته مهم درباره این سیستم ها آن است که باید به گونه ای طراحی شوند که اطلاعات آن ها به راحتی بهبود یافته و در دسترس استفاده کنندگان از آن قرار گیرد و برای آن ها قابل فهم باشد.

۲-۳-۲-۶ شامل شاخص‌های عملکرد جامع باشد:

یک شاخص عملکرد باید هدف مشخص داشته باشد. به علاوه ضروری است که یک غایت مشخص نیز برای هر شاخصی تعریف شود و چارچوب زمانی مشخص شود که در قالب آن بایستی به آن غایت نائل شد. (کریمی-۱۳۸۵).

یکی از رویکردها به سیستم ارزیابی عملکرد مدل «سینک و تاتل» است در این مدل، عملکرد یک سازمان ناشی از روابط پیچیده بین هفت شاخص عملکرد به شرح زیر است:

۱- اثر بخشی که عبارت است از «انجام کارهای درست، در زمان مناسب و با کیفیت مناسب». در عمل اثر بخشی با نسبت خروجی‌های واقعی بر خروجی های مورد انتظار معرفی می‌شود.

۲-کارایی که معنای ساده آن «انجام درست کارها» است و با نسبت مصرف مورد انتظار منابع بر مصرف واقعی تعریف می‌شود.

۳-کیفیت که مفهومی گسترده دارد و برای ملموس تر کردن مفهوم کیفیت، آن را از شش جنبه مختلف بررسی و اندازه گیری می‌کنند.

۴- بهره وری که با تعریف سنتی نسبت خروجی به ورودی معرفی شده است.

۵- کیفیت زندگی کاری که بهبود آن کمک زیادی به عملکرد سازمان می‌کند.

۶- نوآوری که یکی از اجزای کلیدی برای بهبود عملکرد است.

۷- سود آوری که هدف نهایی هر سازمانی است.

اگرچه نسبت به زمان ارائه این مدل تغییرات بسیاری در صنعت رخ داده است، اما همچنان این هفت شاخص از اهمیت بالایی در عملکرد سازمان برخوردارند.با وجود این، این مدل دارای یکسری محدودیتهای اساسی نیز هست. به عنوان مثال در این مدل به «انعطاف پذیری» که یکی از ضروریات بازارهای دهه اخیر است توجهی نمی شود. همچنین محدودیت دیگر مدل بی توجهی به مشتریان سازمان است.(کریمی-۱۳۸۵).

نو و دیگران[۱۰] (۲۰۰۸) عملکرد را ناشی از ویژگی‌های شخصی، مهارت‌ها و نظیر آن می‌دانند همان‌ طور که نمودار
۲-۲٫ نشان می‌دهد این ویژگی‌ها از طریق رفتار کارکنان به نتایج عینی تبدیل می‌شوند. در واقع کارکنان تنها در صورتی که دانش، مهارت‌ها، توانایی‌ها و سایر ویژگی‌های ضروری برای انجام یک شغل را داشته باشند می‌توانند رفتارشان را نشان دهند.

نمودار ۲-۲: مدل ارزیابی عملکرد در سازمان ها

۲-۳-۳ اهداف ارزیابی عملکرد:

بدون تردید انتصابات به جا و متکی بر ضوابط معین و وجود امکانات لازم برای ارتقاء و پیشرفت شغلی، افزایش عملکرد کارکنان را در پی خواهد داشت. مدیران سازمان­ها با ارزشیابی عملکرد کارکنان از یک سو ضمن شناسایی نیروهای مازاد می ­توانند نسبت به جابجایی، نقل و انتقال و خاتمه بخشیدن به خدمت آنان تصمیم ­گیری کرده و ازسوی دیگر با شناسایی استعدادهای نهفته کارکنان نسبت به ارتقاء،ترفیع، انتصاب و اعطای پست­های بالاتر اقدامات لازم را به عمل آورند. با بهره گرفتن از ارزشیابی عملکرد، نارسائی­های مهارتی و نقاط قوت و ضعف کارکنان توسط مدیران شناسایی می­ شود تا بر اساس آن برنامه ­های آموزشی برای ارتقاء علمی آنان اجرا گردد. ارزشیابی عملکرد همچنین محکی برای ارزیابی برنامه ­های آموزشی سازمان­ها محسوب می­گردد و از آن طریق می توان پی­برد کدامیک از برنامه ­های آموزشی، اثربخش، قابل اعتماد و معتبر است.(استرس[۱۱] ،۱۹۹۸).

در ارزیابی نظام­های آموزشی کارکنان معمولا مفاهیم کیفیت، کارایی و اثربخشی مورد توجه قرار ‌می‌گیرد. کیفیت با کارایی و اثربخشی رابطه مستقیم دارد. کیفیت نظام آموزشی عبارت است از میزان تطابق وضعیت موجود با هریک از حالت‌های زیر:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:23:00 ب.ظ ]




در ماده نهم قانون نظارت بر تطبیق ‌استراتژی مبارزه علیه فساد اداری، صلاحیت ها و مسئولیت های اداره عالی نظارت بر تطبیق ‌استراتژی مبارزه با فساد اداری بر شمرده شده است. در بند نهم از ماده نهم این قانون” ارزیابی چگونگی شفافیت، شایستگی، لیاقت و عدالت در استخدام” به عنوان یکی از صلاحیت ها و مسئولیت های این نهاد تعیین شده است.[۱۲۴]

اختصاص یک بند از یکی از ماده های قانون نظارت بر ارزیابی از شفافیت اجرایات مربوط به استخدام و در نظر گیری و بررسی عدالت در پروسه استخدامی، نشان می‌دهد که از سوی قانون گذار، پروسه استخدامی و حقوق استخدامی شهروندان اهمیت انگاری شده است. با توجه به اینکه در استخدام هم حق شهروندی فرد و هم منفعت و نیاز دولت مطرح می‌باشد، ایجاب می‌کند که قانون نیز این مسئله را با حساسیت مورد توجه قرار دهد تا هم از تضییع حقوق استخدامی به عنوان حق شهروندی و اساسی شهروند جلوگیری شود و هم از متضرر شدن اداره به خاطر محروم شدن از حضور افراد شایسته در اداره جلوگیری صورت گیرد.

از همین رو است که دیده می شود در ماده نهم قانون و در بند نهم از این ماده، به اداره عالی نظارت بر تطبیق ستراتیژی مبارزه علیه فساد اداری از سوی قانون گذار مسئولیت داده شده است که بر روند استخدامی نظارت کند و از رعایت عدالت و عدم تضییع حقوق شهروندی افراد و تضرر به دولت جلوگیری شود. مفهوم این اعطای مسئولیت به خوبی می رساند که عدم رعایت عدالت در پروسه استخدامی و در نظر نگرفتن شفافیت و لیاقت و شایستگی جرم فساد اداری محسوب می شود و قابل تعقیب قضایی و کیفری می‌باشد.

ج- ماده سیزدهم:

در ماده سیزدهم قانون نظارت بر تطبیق ‌استراتژی مبارزه علیه فساد اداری تصریح بر این گردیده است که مظنونین ارتکاب فساد اداری به سارنوالی معرفی گردند.[۱۲۵] با توجه به اینکه نهاد سارنوالی بر اساس قوانین نافذه افغانستان نهاد تحقیق کننده جرایم بوده و مسئولیت دارد که در رابطه به تحقیق جرایم و تعقیب مظنونین به ارتکاب جرم کار کند و با تثبیت جرم، مظنونین را به محکمه معرفی کند، می توان برداشت کرد که در این قانون اولا فساد اداری و مصادیق آن جرم انگاری شده است و دوما در همین قانون اراده قاطع بر این متمرکز است که با کسانی که مرتکب جرم فساد اداری می‌شوند، برخورد جدی صورت بگیرد.

د- ماده نوزدهم:

در ماده نوزدهم قانون نظارت بر تطبیق ‌استراتژی مبارزه علیه فساد اداری تصریح شده است که در لوی سارنوالی افغانستان به عنوان نهاد تحقیق کننده و تعقیب کننده جرایم و در تشکیلات قضایی افغانستان بخش ویژه ای برای رسیدگی به امور مربوط به جرم فساد اداری ایجاد شود.[۱۲۶] در بند اول ماده نوزدهم این قانون تصریح شده است که اداره لوی سارنوالی افغانستان، به منظور تحقیق جرایم فساد اداری و اقامه دعوا علیه مرتکبین آن سارنوالی مبارزه علیه جرایم اداری را در مرکز و ولایات طبق احکام قانون ایجاد می‌کند. همچنین در بند دوم این ماده عین مسئولیت به ستره محکمه افغانستان داده شده و تصریح گردیده است که سترده محکمه به منظور رسیدگی قضایای جرایم فساد اداری دیوان های فساد اداری را طبق قانون در مرکز و ولایات ایجاد می‌کند.

تصریح بر به کارگیری کلمه جرایم فساد اداری و تأکید بر ایجاد بخش مبارزه با جرایم فساد اداری در لوی سارنوالی و همچنین تأکید بر ایجاد دیوان رسیدگی به جرایم فساد اداری در ستره محکمه افغانستان، نشان می‌دهد که از سوی قانون گذار فساد اداری جرم شناخته شده است و کسی که هر یک از مصادیق آن را مرتکب گردد، قابلیت این را دارد که تحت تعقیب عدلی و کیفری قرار بگیرد.

ه- ماده پانزدهم:

در ماده پانزدهم قانون نظارت بر تطبیق ‌استراتژی مبارزه علیه فساد اداری نیز یک حکم مجازات تبعی برای مرتکبین جرایم فساد اداری در نظر گرفته شده است. در بند دوم ماده پانزدهم این قانون گفته شده است که اگرچنانچه کسی به خاطر ارتکاب جرایم فساد اداری به بیشتر از سه سال تا ده سال محکوم گردد، بعد از ختم دوره حبس و پایان یافتن تحمل مجازات خود نمی تواند تا مدت دوسال به عنوان کارکن در اداره دولتی به وظیفه اشتغال یابد و یا اینکه خود را در عهده های انتخاباتی کاندیدا نماید.[۱۲۷]

بند دوم ماده پانزدهم که مجازات تبعی را برای مجرمین فساد اداری پیش‌بینی ‌کرده‌است، دو نکته را به صورت روشن بیان می‌کند:

اول- فساد اداری که محروم سازی داو طلبان استخدام و یا تضییع حقوق استخدامی نیز با تفسیر بسیار ساده به عنوان یکی از مصادیق آن به حساب می‌آید، در نظام حقوق کیفری افغانستان جرم به حساب می‌آید و مرتکبین آن با مجازات روبرو می‌شوند.

دوم- در محاکم افغانستان این اجازه برای قاضی ها داده شده است که بر حسب احوال بعد از ثبوت جرم مجرمین فساد اداری، آنان را تا مدت ده سال نیز محکوم به حبس نمایند. زیرا در بند دوم نوعی محرومیت مدنی ( استخدام مجدد و شمولیت در سمت های انتخاباتی) به عنوان بخشی از جزای تبعی برای کسانی در نظر گرفته شده است که ممکن است با حببس سه ساله الی ده ساله به عنوان مجازات محکوم شوند.

گفتار سوم- حمایت از حقوق استخدامی در اسناد بین‌المللی

علاوه بر قوانین و مقررات داخلی، از حقوق استخدامی در برخی از اسناد بین‌المللی نیز حمایت صورت گرفته است. با توجه به اینکه برخی از این اسناد از سوی دولت افغانستان به تصویب رسیده است در قلمرو حقوقی و یا حاکمیت حقوقی داخلی افغانستان نیز قابل تعمیل می‌باشد. از سوی دیگر برخی از این اسناد امروزه در عرف بین الملل آنچنان از مقبولیت و طرفداری برخوردار اند که بدون تصویب در داخل کشورها نیز تخطی از قواعد و مقررات مندرجه در این اسناد چالش بر انگیز محسوب می شود. در این مبحث حمایت از حقوق استخدامی در اسناد بین‌المللی به صورت فشرده مورد بحث قرار می‌گیرد.

الف- اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی

اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی یکی از مهم ترین اسناد و در عین زمان معتبر ترین اسناد حقوق کیفری در سطح جهان و در قلمرو حقوق جزای بین‌المللی محسوب می‌گردد. ایجاد محکمه جزایی بین‌المللی و تصویب این اساسنامه در واقع ارائه پاسخ مثبت به توقعی است که از دیر زمان در سطح جهان وجود داشته است. تشکیل این محکمه یکی از آرزوهای طرفداران عدالت جزایی در سطح جهان می‌باشد. برخی از کارشناسان حقوقی تأکید کرده‌اند که ایجاد محکمه کیفری بین‌المللی یکی از بزرگ ترین تحول ها در سطح جهان بعد از تشکیل سازمان ملل متحد می‌باشد.[۱۲۸] در این سند مهم بین‌المللی که برای امضا کنندگان آن الزام آور نیز می‌باشد، جرم انگاری هایی صورت گرفته است که با تفسیر بسیار ساده می توان از برخی از مصادیق این جرایم به نفع حقوق استخدامی افراد نیز استفاده نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]





۲-۶٫ افسردگی

اختلالات افسردگی در DSM-V به عنوان دسته جداگانه قرار گرفته است.ویژگی مشترک همه این اختلالات وجود غم است، احساس تهی بودن، یا تحریک پذیر خلق و خوی، همراه با تغییرات جسمی و شناختی است که به طور قابل توجهی ظرفیت فرد برای عملکرد تاثیر می‌گذارد (DSM-V).



اختلالات خلقی شامل اختلال در بی نظمی خلق و خو، اختلال افسردگی عمده[۹۳] (از جمله دوره‌ افسردگی ماژور)، اختلال افسردگی مداوم (اختلال دیستایمیک[۹۴])، اختلال ملال پیش از قاعدگی[۹۵]، اختلال افسردگی ناشی از ماده یا دارو[۹۶]، اختلال افسردگی با توجه به وضعیت پزشکی دیگر[۹۷]، دیگر افسردگی‌های تصریح نشده[۹۸] (DSM-V).

برای افتراق غم و اندوه از دوره‌ افسردگی اساسی[۹۹] (MDE)، مفید است در نظر گرفت که در غم و اندوه غالبا تحت تاثیر احساس پوچی و از دست دادن است، در حالی که در MDE خلق افسرده و ناتوانی در احساس شادی و لذت.بیقراری در غم و اندوه مداوم است. احساس ملامت در غم احتمالا به کاهش شدید در بیش از چند روز تا هفته در امواج رخ می‌دهد که به اصطلاح درد می‌گویند. این امواج تمایل به افکار و یا یادآوری از شخص مرده همراه است. خلق افسرده از MDE مداوم تر و به افکار و یا اشتغالات ذهنی خاص گره خورده است. درد از غم و اندوه ممکن است توسط احساسات مثبت باشد که با ناخشنودی و بدبختی فراگیر که از ویژگی‌های MDE هست که نامتعارف هست. به طور کلی محتوای اندیشه مرتبط با غم و اندوه ویژگی‌های اشتغال ذهنی با افکار و خاطرات از مرحوم، به جای تاملات خود انتقادی و یا بدبینانه در MDEدیده می‌شود. در غم و اندوه، اعتماد به نفس است به طور کلی حفظ می‌شود، در حالی که در MDE احساس بی ارزشی و خود نفرت رایج است. اگر افکار خود زشت بینی در غم و اندوه وجود داشته باشد، معمولا شامل درک نقاط ضعف روبرو متوفی (به عنوان مثال، نمی بیند به اندازه کافی شخص فوت شده، و نمی‌تواند بگوید که چقدر او را دوست داشته است). اگر یک فرد داغدیده درباره مرگ و مردن فکر می‌کند، چنین افکار به طور کلی در مرحوم و احتمالا ‌در مورد پیوستن به مرحوم متمرکز شده است، در حالی که در MDE افکار بر پایان دادن به زندگی خود به دلیل احساس بی ارزشی، سزاوار زندگی بودن، و یا قادر به کنار آمدن با درد افسردگی متمرکز شده است (DSM-V).

جدول۲-۴٫اختلال افسردگی اساسی

ویژگی‌های تشخیصی

A. پنج (یا بیشتر) از علائم زیر در یک دوره‌ ۲ هفته‌ای بوده است و نشان دهنده یک تغییر از عملکرد قبلی: حداقل یکی از علائم: (۱) خلق افسرده یا (۲) از دست دادن علاقه یا لذت بردن است.

توجه: علائم به وضوح قابل انتساب به وضعیت پزشکی دیگر را شامل نشود.

۱٫ نشانه های خلق افسرده بیشتر از یک روز، تقریبا هر روز، به عنوان توسط آزمودنی گزارش می‌شود (به عنوان مثال، احساس غم، تهی بودن، نا امیدی) و یا توسط دیگران مشاهده شده (به عنوان مثال، گریان به نظر می‌رسد). (توجه داشته باشید: در کودکان و نوجوانان، می‌تواند خلق و خوی تحریک پذیر باشد.)

۲٫ کاهش علاقه یا لذت بردن به طور قابل توجهی در همه، یا تقریبا تمام فعالیت‌ها بیشتر روز، تقریبا هر روز (به عنوان یکی از نشانه های ذهنی و یا مشاهده نشان داد).

۳٫ کاهش وزن قابل توجه اگر رژیم غذایی نباشد و یا افزایش وزن (به عنوان مثال، یک تغییر بیش از ۵ درصد از وزن بدن در یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا هر روز. (توجه داشته باشید: در کودکان، شکست را افزایش وزن مورد انتظار در نظر داشته باشید).

۴٫ بی خوابی و یا پرخوابی تقریبا هر روز.

۵٫ بیقراری حرکتی یا کندی حرکتی تقریبا هر روز (مشاهده توسط دیگران، نه صرفا احساسات ذهنی بی قراری و یا آهستگی).

۶٫ خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا هر روز.

۷٫ احساس بی ارزشی یا احساس گناه بیش از حد یا نامتناسب (که ممکن است توهم باشد) تقریبا هر روز (و نه صرفا خود سرزنشی یا احساس گناه ‌در مورد مریضی).

۸٫ کاهش توانایی فکر کردن و یا تمرکز، یا بی تصمیمی، تقریبا هر روز (یا توسط حساب ذهنی و یا به عنوان توسط دیگران مشاهده).

۹٫ افکار مکرر مرگ (نه فقط ترس از مردن)، افکار خودکشی مکرر بدون یک طرح خاص، یا یک اقدام به خودکشی و یا یک برنامه خاص برای خودکشی.

B. علائم باعث ناراحتی بالینی قابل توجه و یا اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی، و یا دیگر مسائل مهم.

C. علائم به وضوح قابل انتساب به وضعیت پزشکی دیگر را شامل نشود.

توجه: معیار A-C نشان دهنده افسردگی اساسی است.

توجه: پاسخ‌های به از دست دادن (به عنوان مثال، سوگ، ورشکستگی مالی، زیان بلایای طبیعی، یک بیماری پزشکی جدی یا معلولیت) ممکن است شامل احساس غم و اندوه شدید، نشخوار فکری ‌در مورد از دست دادن، بی خوابی، بی اشتهایی و کاهش وزن اشاره کرد در معیار، که ممکن است در ملاکA مشابه دوره افسردگی باشد. اگرچه چنین علائمی ممکن است قابل فهم نباشد و یا برای از دست دادن (سوگ) مناسب در نظر گرفته شود در ضمیمه افسردگی اساسی در برای پاسخ‌های عادی به سوگ باید در نظر گرفت.این تصمیم به ناچار نیاز به اعمال قضاوت بالینی بر اساس تاریخچه فرد و هنجارهای فرهنگی برای بیان ناراحتی در زمینه از دست دادن است.

D. وقوع افسردگی بهتر است توسط اختلال اسکیزوافکتیو، اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوفرنی شکل، اختلال هذیانی، و یا دیگر مشخص نشده باشد و طیف نامشخص اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روانی توضیح داده نشده باشد.

E. هرگز یک دوره مانیک یا یک دوره هیپومانیک وجود نداشته باشد.

توجه داشته باشید: این استثناء برای دوره های شبه مانیک و شبه هیپومانیک صدق نمی‌کند اگر ناشی از ماده و یا انتساب به اثرات فیزیولوژیکی وضعیت پزشکی دیگر.

۲-۷٫ نوروفیدبک

۲-۷-۱٫ بیوفیدبک

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




مبحث هفتم : جانشینی و حق رجوع صندوق‌های تأمین خسارت‌های بدنی و بیت المال

جبران خسارت همیشه از سوی مدیون یا محکوم علیه یا شرکت بیمه انجام نمی گیرد، گاهی مواقع صندوق‌های تامین خسارات بدنی و بیت المال اقدام به جبران خسارات می نمایند. سوال این است که در این موارد آیا می‌توانند بعد از جبران خسارات زیان‌دیده (پرداخت محکوم به ) به بدهکار اصلی (محکوم علیه) مراجعه کنند؟

گفتار اول : جانشینی و حق رجوع صندوق‌های تأمین خسارت‌های بدنی

با توجه به گسترش وسایل نقلیه و با توجه به اینکه خساراتی که به قربانیان این حوادث بار می شود زیاد است[۲۶۶]، پس قانون‌گذار تدابیری را اتخاذ ‌کرده‌است که خسارتی که به زیان دیدگان این حوادث وارد می شود به طور سریع و کامل جبران شود . با جبران خسارت به طور کامل و سریع می شود امنیت عمومی ایجاد کند که به نظر می‌رسد با وضع قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری در مقابل اشخاص ثالث ۱۳۴۷ تاحدودی این نیاز را برآورده کرد و سپس در یک اقدام رو به جلو در تاریخ ۱۶/۵/۱۳۸۷ با اصلاح مقررات قانون موصوف گام‌های مؤثر دیگری در این خصوص برداشت .

قانون‌گذار در این قانون (قانون اولیه و قانون اصلاحی) دو ابتکار جدید از خود به نمایش گذاشت:

نخست اینکه: با پذیرش نظریه خطر برای دارندگان وسایل نقلیه موتوری نوعی مسئولیت بدون تقصیر در نظر گرفت پس بار اثبات تقصیر از دوش زیان دیده برداشته شد و به دارندگان وسایل نقلیه اعلام کرد به صرف داشتن این وسایل نقلیه اگر از وسیله نقلیه آسیبی به خودی وارد شود دارنده وسیله مسئول جبران خسارت است.

دوم اینکه: دارندگان وسایل نقلیه را ملزم و مجبور نمود که مسئولیتی که به موجب قانون به گردن آن ها نهاده شده است بیمه کند.

قانون‌گذار با این دو نوع ابتکار به نفع زیان دیده عمل ‌کرده‌است؛ زیرا از یک طرف بار اثبات دعوی را از دوش زیان دیده برداشته است و از طرف دیگر با الزامی کردن بیمه، زیان دیده را با اعسار یا ورشکستگی عامل زیان روبه رو نمی کند[۲۶۷]. برای زیان دیده مشکل زمانی مطرح می شود که عامل زیان از صحنه حادثه فرار کند یا به دلیل عدم پرداخت حق بیمه از سوی یا به دلایل دیگر قرارداد بیمه تعلیق یا فسخ یا باطل شده باشد که در اینصورت زیان دیده می‌تواند به عامل زیان مراجعه کند ولی اگر عامل زیان معسر یا ورشکسته باشد و یا اینکه عامل زیان از صحنه تصادف فرار کرده باشد. به نظر می‌رسد که قانون‌گذار در ماده۱۰ قانون بیمه اجباری مشکل را حل می‌کند. در ماده۱۰ قانون بیمه اجباری بیان شده است که: «به منظور حمایت از زیاندیدگان حوادث رانندگی، خسارت‌های بدنی وارد به اشخاص ثالث که به علت فقدان یا انقضای بیمه نامه قرارداد بیمه، تعلیق تأمین بیمه گر، فرار کردن یا شناخته نشدن مسئول حادثه و یا ورشکستگی بیمه گر قابل پرداخت نباشد یا به طور کلی برای جبران خسارتی خارج از شرایط بیمه نامه (به استثنای موارد مطرح در ماده۷) توسط صندوق مستقلی به نام «صندوق تأمین خسارت‌های بدنی» پرداخت خواهد شد . مدیر صندوق به پیشنهاد……..»[۲۶۸] و ماده۱۱ قانون بیمه اجباری منابع تامین مالی و درآمد صندوق تأمین خسارت‌های بدنی را تعیین ‌کرده‌است.

در آیین نامه قانون مذبور در مورخه ۲/۱۲/۴۸ تحت عنوان «آئین نامه منابع درآمد صندوق تأمین خسارت‌های بدنی موضوع ماده ۱۱ قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث» به تصویب رسید، در بند (پ) ماده ۱ آئین نامه مذبور مقرر شده است[۲۶۹]:

«درآمد صندوق تأمین خسارت‌های بدنی موضوع ماده یازده قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث از منابع زیر تأمین می‌گردد:

الف) ….ب) …..

پ) مبالغی که صندوق تأمین خسارت‌های بدنی پس از پرداخت خسارات بدنی به زیان دیدگان بابت خسارت پرداختی و هزینه های متعلقه از مسئولان حادثه وصول خواهد کرد.»

در بند (ج)ماده ۱۱ قانون جدید همین مضمون تکرار شده است: « مبالغی که صندوق پس از جبران خسارات زیان دیدگان بتواند از مسئولان حادثه وصول نماید.»

این رجوع صندوق به عامل زیان جانشینی است که زیان دیده به صندوق اعطا ‌کرده‌است؛ زیرا آنچه صندوق به زیان دیده پرداخت می‌کند، در واقع دین عامل زیان است که با پرداخت دین توسط صندوق به حکم قانون به جانشین اعطاء می شود.[۲۷۰]

گفتار دوم : جانشینی و حق رجوع بیت المال

در مواد ۲۳۶،۲۵۵،۲۶۰ ،۳۱۲، ۳۱۳، ۳۳۲ و تبصره ماده ۲۴۴ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۳ قانون به کارگیری سلاح توسط مامورین نیروهای مسلح در موارد ضروری، پرداخت دیه از محل بیت المال پیش‌بینی شده است. حال سوال این است که آیا حاکم بعد ‌از پرداخت از محل بیت المال حق رجوع به مدیون اصلی دارد و آیا این پرداخت موجب جانشینی می شود؟ قانون‌گذار در این باره حکم خاصی ندارد ولی اگر مبانی و موارد پرداخت از محل بیت المال را بررسی نماییم ، ظاهراً پاسخ را منفی می یابیم؛ چون صرفنظر از اینکه بسیاری از موارد پرداخت از محل بیت المال مربوط به حالتی است که هیچ شخص خصوصی مسئول پرداخت نمی باشد و مسئولیت نهایی متوجه دولت (به معنای عام) می‌باشد؛ مانند مورد مذکور در اصل ۱۷۱ قانون اساسی که خسارت ناشی از تقصیر قاضی نیست، در موارد متعدد دیگری مسئول نهایی حادثه و دین مشخص نیست و یا به او دسترسی وجود ندارد ؛ مانند مواردی که مسلمانی در ازدحام کشته می شود یا عامل جنایت (خسارت ) متواری است و لذا حق مراجعه بعدی به مدیون اصلی بی معنی است . در این موارد دولت از باب تکلیف شرعی مبنی بر ممنوع بودن هدر رفتن خون مسلم و مصالح اعتقادی عمل می‌کند،[۲۷۱] از اینرو دادن حق رجوع به مسئول واقعی مسئولیت و دین مغایر با مبانی آن بنظر می‌رسد.

لازم می دانم اضافه نمایم با توجه به آیه ۶۰ سوره توبه یکی از مصارف زکات پرداخت آن به غارمین یعنی بدهکارانی است که توان پرداخت بدهی خود را ندارند. از این باب نیز ممکن است مجتهدی که اداره و مصرف خمس در اختیار اوست دین بدهکار را به طلبکار او بپردازد [۲۷۲]، در این مواقع نیز دادن حق رجوع بعدی به مدیون با مبانی اعتقادی این تأسيس فقهی منافات دارد. بعلاوه اصولا این پرداخت از باب تبرع و بخشش می‌باشد که طبق ماه ۲۶۷ قانون مدنی در این موارد حق رجوع به مدیون وجود ندارد.

فصل دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




    1. KLEIN SAFFRAN، Jody؛ Electronic Monitoring V.S Halfway Houses: a Study of Federal Offenders، U.S Department of Justice-Federal Bureau of Prisons، ۱۹۹۵،p.24 ↑

    1. آشوری،محمد،منبع پیشین،صفحه۳۹۲ ↑

    1. AUSTIN٬ James; Alternatives to the secure Detention and confinement of Juveniles offenders٬ U.S Department Of Justice – Office of Justice Programs ٬ September2005٬p.2 ↑

    1. ۱۸U.S.code§۳۶۲۴-Release of a prisone( c )(2) ↑

    1. curfew ↑

    1. KLEIN SAFFRAN، Jody؛ Electronically Monitored Confinement_ Not a panacea for corrections،But a useful Tool، Internatinal Association of Residential Community Alternatives Journal؛ May/June 1991،p.30 ↑

    1. SHERMAN، Lawrence and Others؛Preventing Crime:what works،What Doesn’t،What’s Promising،National Institution of Justice،۱۹۹۸،p.9 ↑

    1. J.HOFER، Paul and Barbara S. Meierhofer، Ibid، p.10 ↑

    1. Ibid،p.19 ↑

    1. ۱۸U.S.code§۳۱۴۳-Release or Detention of adefendant pending sentence or appeal and 18U.s.code §۳۱۴۲-Release or detention of a defendant pending trial ↑

    1. ۱۸U.S.code§۳۱۴۳-Release or Detention of adefendant pending sentence or appeal ↑

    1. ARCHTERSTRAAT٬ Peter٬ Home detention٬ The Legislative assembly parliament house٬ ۲۰۱۰٬ p.26 ↑

    1. DEMICHELE، Mattew، PAYNE،Brian؛ Offenders Supervision with Electronic Technology-Community Corrections Resource، Bureau of Justice Assistance،۲۰۰۹، p.21 ↑

    1. محدّث ، محسن منبع پیشین صفحه ۵۵ ↑

    1. ولیدی٬محمد صالح٬پیامد های حرفه آموزی و اشتغال به کار زندانیان٬نشریه کار و جامعه٬اسفند ، شماره۲۳ ۱۳۷۶٬ ٬صفحه٬ ۳۹ ↑

    1. ماده ۶۵ آیین نامه ، اعضای این شورا را بدین شرح بر می شمارد: «در هر زندان، مرکز حرفه‌آموزی و اشتغال یا شورایی با ترکیب زیر به‌نام شورای طبقه‌بندی زندانیان تشکیل می‌شود: قاضی ناظر زندان به عنوان رییس شورا، رییس زندان یا مرکز مربوط به عنوان دبیر شورا ‌مسئولین واحدهای قضایی، بازپروری، انتظامی، رییس اندرزگاه‌ مربوط، ‌یک نفر روانشناس و یک نفر مددکار که درقسمت تشخیص فعالیت می‌نمایند با انتخاب رییس مرکز یا زندان» ↑

    1. http://www.asriran.com/fa/news/46/331906

    1. Boot camps ↑

    1. MACKENZIE، Dorise L. and Eugene E. hebert؛ Correctional Boot Camps: a Tough Intermediate Sanction، U.S Department of Justice- Office of Justice Programs، ۱۹۹۶، p.2 ↑

    1. ASHCROFT٬John٬correctional boot camps:lessons from decade of research٬us department of justice٬۲۰۰۳٬p.8 ↑

    1. Ibid٬p.2 ↑

    1. WILSON، David B.and Doris L.،Mackenzie and Fawn ngo Mitchel؛ The Effect Of Correctional Boot Camps On Offending، The Campbell Collaboration،۲۰۰۵،p.7 ↑

    1. Federal prison camp ↑

    1. http://prison-justice.org/news-editorials/172-a-few-notes-about-federal-prison-camps

    1. BOYLE٬Marne٬ADMISSION AND ORIENTATION HANDBOOK٬ FEDERAL PRISON CAMP٬ US Department of justice ٬۲۰۱۴٬p.45 ↑

    1. Ibid، p3 ↑

    1. VOLKOW،Nora.D؛Principles of Drug Addiction Treatment-A Research Based Guide، National Institute on Drug Abuse،۲۰۱۲،p.10 ↑

    1. Narcotic farm ↑

    1. WHITE، Wiliam and Chris Budkin and Boyd Pickard؛ Narcotics Anonymous : It’s History and Culture، Journal of Groups in Addiction and recovery، vol.8، Issue4 2013، p329 ↑

    1. federal medical centers ↑

    1. Anti drug abuse Act 1986_1988 ↑

    1. PELISSIER ٬ Bernadette٬ Triad Drug Treatment Evaluation Project Final Report of Three Years Outcomes_ part1، Federal Bureau of Prisons-Office of Research and Evaluation٬Washington ٬۲۰۰۰٬p.4

    1. The Federal Bureau of Prisons Annual Report on Substance Abuse Treatment Programs Fiscal Year 2012٬ The federal bureau of prisons٬ ۲۰۱۲٬ p.13 ↑

    1. Drug courts ↑

    1. ASHCROFT،John and others؛Defining Drug Courts:The Key Components،Office of Justice Programs،۲۰۰۴،p.1 ↑

    1. Ibid،p.17 ↑

    1. ۵ National Institution of Drug Abuse ↑

    1. ۴۲ U.S. Code § ۴۵۴۱ – Congressional findings and declaration of purpose ↑

    1. ۴۲ U.S. Code § ۳۴۰۱ – Declaration of policy

    1. SHERMAN،Lawrence and others،Ibid،p.9 ↑

    1. Pelissier ٬ Bernadette٬Ibid٬p.3 ↑

    1. الهی منش٬ محمّد رضا; قرار بازداشت موقّت و جایگزین های آن در حقوق ایران و فرانسه٬انتشارات مجد٬تهران٬۱۳۹۱٬ص۲۵۱ ↑

    1. غلامی٬حسین; تکرار جرم٬نشر میزان٬تهران٬۱۳۹۰٬ص۶۹ ↑

    1. دهخدا؛ علی اکبر، لغت نامه؛ انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۵،جلد ۵، صفحه ۶۸۲۳ ↑

    1. تبصره این ماده تعریف محکومیّت مؤثر را به ماده ۲۵ قانون مجازات ارجاع داده است. ↑

    1. گلدوزیان٬ایرج٬محشّای قانون مجازات اسلامی٬ تهران ، انتشارات مجد، ۱۳۹۲، صفحه۱۰۰ ↑

    1. Probation before Judgment or Deferred Adjudication or Deferred Judgment ↑

    1. ۱۸ U.S. Code § ۳۶۰۷ – Special probation and expungement procedures for drug possessors

    1. Sentencing Reform Act 1984 ↑

    1. COLGATE LOVE٬ Margaret; Alternatives to Conviction: Deferred Adjudication as a Way of Avoiding Collateral Consequences٬ Federal Sentencing Report ٬ vol.22٬ no.1٬ Washington، ۲۰۱۰ ٬ p.8 ↑

    1. Federal First Offender Act- codified at 18 U.S.C. § ۳۶۰۷ ↑

    1. Ibid، p.6 ↑

    1. ۱۸ U.S. Code § ۳۶۰۷ – Special probation and expungement procedures for drug possessors

    1. ۲۱ U.S. Code § ۸۴۴ – Penalties for simple possession

    1. ۱۸ U.S. Code § ۳۶۰۷ – Special probation and expungement procedures for drug possessors

    1. ۱۸U.S.Code§۳۵۶۵- Revocation of Probation ↑

    1. بابایی٬محمد علی؛مهم ترین جلوه های کیفرزدایی در قانون جدید مجازات اسلامی٬پژوهشنامه اندیشه‌های حقوقی٬شماره۳ ٬۱۳۹۱٬ ص ۷۱ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




۶۰

۲

فصل پنجم

نتیجه ­گیری و پیشنهادات

۵-۱ مقدمه

در این فصل مروری اجمالی بر کلیه اقدامات انجام گرفته و گام­های طی شده در پژوهش حاضر صورت ‌می‌گیرد و نتایج و دستاوردهای حاصل از پژوهش و استنتاجات پژوهشگر از محاسبات صورت گرفته بیان خواهد شد. ‌به این ترتیب که در ابتدا خلاصه­ای از فصول چهارگانه پیشین ارائه می­ شود و سپس دستاوردهای آماری و محاسبات و پردازش­های صورت گرفته روی داده ­های به دست آمده از پژوهش در غالب نتایج پژوهش بیان می­ شود. در ادامه محدودیت­های پژوهش حاضر عنوان می­ شود و در نهایت با توجه به دستاوردهای پژوهش، مطالعات صورت گرفته و محدودیت­های موجود، پیشنهاداتی کاربردی برای سازمان مورد مطالعه و پژوهشگران دیگر ارائه می­گردد.

۵-۲ خلاصه پژوهش

این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی در ستاد ناجا صورت گرفت. ‌بنابرین‏ در ابتدا به بررسی ژرف ادبیات موضوع و پژوهش­های انجام شده داخلی و خارجی پرداخته شد تا مبانی اولیه در تدوین پیش فرض­های لازم برای سنجش تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی در یک سازمان ویژه، فراهم آید.

پس از بررسی ادبیات موضوع و ایجاد ذهنیت اولیه، جهت کاربردی شدن پیش­فرض­ها، مصاحبه های مفصلی با اساتید دانشگاهی، مدیران و افراد رده بالای سازمان مورد نظر صورت گرفت. بر این اساس انگیزش، رضایت، خلاقیت، گرایش به آموزش و ماندگاری نیروی انسانی به عنوان پنج عامل زیربنائی بهبود نیروی انسانی شناسائی شدند و ‌به این ترتیب فرضیه های پنج گانه پژوهش، تنظیم گردید.

بعد از تنظیم فرضیه ­های پژوهش و شناسائی عوامل بنیادی موجود بسترهای بهبود وضعیت نیروی انسانی در ستاد ناجا، جهت سنجش عوامل یاد شده پرسشنامه­ای مرکب از بیست و پنج سؤال تهیه و تنظیم شد. در تدوین سؤالات پرسشنامه، از آیتم­هائی استفاده شد که ضمن پوشش مبانی تئوریک هر یک از عوامل پنج گانه فوق، با فضای کلی حاکم بر سازمان مورد مطالعه مطابقت وجود داشته باشد.

در ادامه از جامعه آماری پژوهش، نمونه ­ای به حجم صدوهشت نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و مورد پژوهش قرار گرفت. در یک مطالعه مقدماتی جهت تست پایائی پرسشنامه نیز، نمونه ­ای مرکب از ۲۵ نفر به تصادف انتخاب شد و پرسشنامه‌ها توزیع گردید و پایائی آن بسیار مطلوب برآورد گردید.

بعد از حصول اطمینان از پایائی و روائی پرسشنامه موجود به عنوان ابزار اصلی گرد آوری داده ­ها، به توزیع پرسشنامه در نمونه آماری پرداخته شد و ‌به این ترتیب داده های خام اولیه جهت پردازش، تجزیه و تحلیل و سنجش درستی یا نادرستی فرضیه ­های پژوهش گرد آوری شد. خلاصه نتایج حاصل از این آزمون­ها در ادامه آورده شده است.

۶۲

۵-۳ نتایج پژوهش

نتایج حاصل از این پژوهش را میتوان در دو غالب کلی تقسیم بندی و ارائه نمود. نخست نتایج مربوط به ویژگی‌های عمومی پاسخگویان و دوم اطلاعات حاصل از داده های خام گردآوری شده پیرامون فرضیه های تحقیق ویژگی‌های عمومی جامعه آماری مورد پژوهش با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی به صورت زیر بوده است:

۹۵ نفر از کل نمونه آماری مورد پژوهش مرد بوده ­اند که ۸۸ در صد پاسخگویان را تشکیل داده ­اند و تنها ۱۲ در صد پاسخگویان زن بوده ­اند. همچنین ۸۷ درصد کارکنان به صورت رسمی در ستاد ناجا فعالیت می­نمایند و ۱۳ درصد افراد نیز به صورت پیمانی مشغول کارند. بیشترین فراوانی مربوط به گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال است که شامل ۴۹ نفر می‌باشد و گروه سنی کمتر از ۳۰ سال کمترین فراوانی را با تعداد۱۴ نفر به خود اختصاص داده است. به لحاظ سطح تحصیلات، بیشترین فراوانی مربوط به افراد دارای مدرک تحصیلی کاردانی و کارشناسی است که شامل ۵۳ نفر می‌باشد و افرادی که مدرک تحصیلی آن ها کارشناسی­ارشد است کمترین فراوانی را با تعداد ۸ نفر به خود اختصاص داده است. فراوانی پاسخگویان بر اساس مرتبه سازمانی آن ها نیز نشان می­دهد بیشترین فراوانی مربوط به افسران جزء شامل ۵۷ نفر است و افسران ارشد کمترین فراوانی را با تعداد ۲۴ نفر به خود اختصاص داده ­اند. مشروح اطلاعات مربوط به ویژگی­های عمومی در جدول۱ فصل۴ ارائه گردیده است.

برای بررسی معنی­داری تفاوت میانگین نمره نظرات پاسخگویان پیرامون فرضیه ­های تحقیق بر اساس ویژگی‌های عمومی آن ها، از آزمون t مستقل دو نمونه ­ای(برای جنسیت و وضعیت استخدامی) و آزمون تحلیل واریانس تک عاملی(برای سن، مرتبه سازمانی و تحصیلات) استفاده شد که نتایج حاصل از آن در زیر بیان می‌گردد :

تفاوت میانگین نمره نظرات پاسخگویان بر اساس جنسیت، فقط در خصوص فرضیه گرایش به آموزش معنی دار بوده است(جدول۱۲ فصل۴). تفاوت میانگین نمره نظرات پاسخگویان بر اساس وضعیت استخدامی در خصوص فرضیه ­های چهارم و پنجم یعنی گرایش آموزش و ماندگاری نیروی انسانی معنی­دار است و ‌در مورد فرضیه ­های اول، دوم و سوم یعنی انگیزش، رضایت شغلی و خلاقیت و نوآوری معنی دار نیست(جدول۱۳ فصل ۴).

میانگین نمره نظرات پاسخگویان بر اساس سن در ۴گروه سنی مختلف، در خصوص کلیه فرضیه ­های پژوهش دارای تفاوت معنی داری است (جدول۱۴ فصل۴). میانگین نمره نظرات پاسخگویان بر اساس مرتبه سازمانی در ۳ گروه مختلف در خصوص فرضیه های رضایت شغلی، خلاقیت و نوآوری و گرایش به آموزش دارای تفاوت معنی داری است و ‌در مورد فرضیه های انگیزش و ماندگاری نیروی انسانی تفاوت معنی داری ندارد (جدول۱۵ فصل ۴) میانگین نمره نظرات پاسخگویان بر اساس مدرک تحصیلی در ۴ گروه مختلف ، در خصوص فرضیه های سوم، چهارم و پنجم دارای تفاوت معنی داری است(جدول ۱۶ فص ۴).

فرضیه ­های پژوهش با بهره گرفتن از معیار t تک نمونه ای مورد آزمون قرارگرفته شد. نتایج آزمون فرضیه ­های پژوهش با بهره گرفتن از آزمون t نشان داد ارزیابی عملکرد در ستاد ناجا با ،انگیزش، رضایت شغلی، خلاقیت ، گرایش به آموزش و ماندگاری نیروی انسانی رابطه معنا داری دارد. (جداول۲ الی۱۱ فصل ۴).

تفسیر نتایج حاصل از این پژوهش را ‌می‌توان در قالب پیشنهاداتی به سازمان ارائه نمود . البته لازم به یادآوری است این مطالعه دارای محدودیتهای متعددی نیز بوده است که در ادامه خواهد آمد و قطعاً کاستی­هائی نیز داشته است که از دید پژوهشگر پنهان بوده است. لذا توصیه ­ها و پیشنهادات ارائه شده را نمی­ توان تمامی مشکلات سازمان مورد مطالعه دانسته و صرفاً به عنوان نتیجه حاصل از این مطالعه ارائه می­گردد.

۶۳

۵-۴ محدودیتهای پژوهش

الف) استفاده از متغیرهای کلاسیک ارزیابی عملکرد و بهبود نیروی انسانی در فضای چندبعدی و پیچیده امروزی ‌بر اساس ادبیات و پیشینه پژوهش سنتی که عموماً ریشه در مطالعات انجام شده در خارج از کشور دارند و مشکلات بومی ساختن این مطالعات قاعدتاً کاستی­ها و دشواری­هائی دارد.

ب) هر سازمانی دارای فرهنگ و جو منحصر به فردی می‌باشد، لذا یافته های این پژوهش به سادگی قابل تعمیم برای هر سازمان دیگری نمی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




« خواسته دولت مدرن مبتنی بر داشتن نقش فراگیر ، خواسته ای نسبتاً جدید در تاریخ بشر است . حتی در محلی که دولت مدرن در آن زاده شد ، یعنی اروپای غربی ، مثلاً هزاران سال قبل ، ساکنان روستایی انگلیسی چیز زیادی درباره ی زندگی خارج از آن روستا نمی دانستند ، روستا ابتدا و در واقع انتهای جهان آن ها بود . شاید روستائیان نزدیک ترین شهر بازاردار را می دیدند . ولی به ندرت جسارت می‌کردند و از آن فراتر می رفتند . احتمالاً آن ها نام شاه را بلد بودند . گرچه به ندرت ، آن هم اگر اصلاً چنین اتفاقی می افتاد ، او را می دیدند ، آن ها احتمالاً بیش تر با نمایندگان کلیسا تماس داشتند تا با رهبران سیاسی یا نظامی و پانصد سال بعد هنگامی که دو نوع نظام سیاسی – سلطنت مطلقه و مشروطه در قاره ی اروپا ظهور می کرد ، اروپا بیشتر شبیه موزاییکی ‌از قدرت ها بودکه دعاوی سیاسی وحیطه های قدرت همپوشانی داشتند هنوز فرمانروایا دولتی حاکم مطلق نبود یعنی نمی توانست ادعای سلطه بر قلمرو و جمعیت مشخص داشته باشد »[۱۱].

منشأ زمانی پیدایش دولت های مدرن در قرن های هیجدهم و نوزدهم در اروپای غربی و مستعمرات آن بود گرچه خاستگاه اصلی آن ها را باید در اواخر قرن شانزدهم دانست ؛ قرن مهمی که همزمان با پایان قرون وسطی به دوران مهم رنسانس شروع می‌گردد . این دولت ها را ابتدا با ادعای برخورداری از تناسب و تناظر مشخص میان حاکمیت ، قلمرو و مشروعیت خود را از صورت‌های ابتدایی تر سلطه سیاسی متمایز کردند . شکل گیری مفهوم حاکمیت سیاسی نقش مهمی در این خصوص ایفا می نمود .

« دولت های مدرن به صورت دولت های ملی در آمدند یعنی هیئت هایی سیاسی ، جدا از حاکم و محکوم ، با بیشترین حق اعمال قدرت بر قلمروی مشخص ، با پشتوانه ی دعوی برخورداری از حق انحصاری به کارگیری زور و با مشروعیت یافتگی به وسیله ی وفاداری یا رضایت شهروندان آن ها . نوآوری اصلی دولت های مدرن قلمرو گرایی که مرزهای دقیقی را معین می‌کند ، کنترل انحصاری خشونت ، غیر شخصی بودن ساختار قدرت سیاسی و دعوی متمایزی مبنی بر داشتن مشروعیت مبتنی بر نمایندگی نشان دهنده وجوه تمایز و گاهی اوقات بی ثبات آن است. در سراسر دوران مدرن ، قدرت نظارتی این دولت ها افزایش یافت و نظام های حاکمیت واحد بر قلمرو های مشخص ، حکومت متمرکز ، مکانیسم های متمرکز مدیریت مالی و توزیع منابع ، انواع جدید قانونگذاری و اجرای قانون ، ارتش حرفه ای منظم ، قابلیت جنگ متمرکز و ملازمه آن روابط رسمی پیچیده ی میان دولت ها از طریق توسعه ی دیپلماسی و نهادهای دیپلماتیک را به وجود آورد»[۱۲].

شهروند مدرن را باید حاصل ظهور دولت – ملت دانست که خود دست آورد عهدنامه ۱۶۴۸ میلادی دولت های اروپایی است که به جنگ های سی ساله این قاره که ریشه در اختلافات مذهبی سیاسی داشت ، پایان داد و به حاکمیت ملتها در چارچوب جغرافیایی ثبات بخشید.«اگرچه مسیر تغییر دولت مطلقه به دولت مدرن از خلال انقلاب های انگلیسی و فرانسه پیش دولت ها بودند. همه ی دولت­های مدرن در واقع دولت- ملت یا دولت تک ملتی محسوب می‌شوند که نظام قضایی عالی دارند ، در قلمرویی مشخص شده عمل می‌کنند و قدرتی انحصاری آن ها را پشتیبانی می کند با دست کم از پشتیبانی و وفاداری شهروندان برخوردارند . به طور مشخص تر می توان گفت که عناصر تشکیل دهنده ی دولت مدرن از این قرارند : وجود قلمرو مشخص ، ساختار غیر شخصی قدرت و مشروعیت مبتنی بر خواست مردم »[۱۳].

بر این اساس می توان شهروندی مدرن را که بر اساس دولت مدرن می‌باشد شهروندی محدود به دولت ملت شخص دانست که با حاکمیت در این دولت ملت ارتباطی منسجم دارد و از طرف دیگر رابطه آن با دولت ملت های خارج از آن بسیار ناچیز و یا به واسطه ی دولت ملت یا حاکمیت آن می‌باشد و انچه برای آن ها حائز اهمیت می‌باشد و کمک به شهروندان و حاکمیت می‌باشد که در آن زندگی می‌کنند و شهروندی آن را دارا می‌باشند. همچنین مشروعیت مبتنی بر خواست مردم می‌باشد بدین معنی که شهروندان دولت ملت به حاکمیت در آن مشروعیت می بخشند که از طریق دموکراتیک حاکم را انتخاب می‌کنند تا آن ها را به آرمان های شهروندیشان برساند .

می توان گفت که شهروندان تا حدودی می توانستند در امور اجتماعی و سیاسی خود مشارکت فعال داشته باشند اما تفاوت اساسی که با شهروندی در اعصار دیگر مثل یونان باستان داشت این بود که در این دوره شهروندی و مشارکت او تنها یک وظیفه نبود بلکه حق بودن مشارکت ترجیح داشت و شهروندان مجبور به مشارکت در امور دولت ملت نبودند .

« از دیگر خصوصیات شهروندی مدرن می توان ‌به این نکته اشاره کرد که شهروندان دولت – ملت خاص در امور مشارکتی نداشته اند و آنچه در این قلمرو حاکم بود روابط بین حاکمیت ها بود و شهروندان تعلق خاطری را که به شهروندان دولت – ملت خود داشته اند نسبت به شهروندان دیگر دولت ملتها نداشته اند و این روابط نیز برخلاف یونان باستان از نظریه فضیلت مدنی نبود که استحکام زیادی به روابط بینشان و با حاکمیت آن ها می‌داد . البته دولت مدرن اشکالی متفاوت پیدا می‌کند که عبارت است از دولت مشروطه ، دولت لیبرال دولت مبتنی بر دموکراسی نمایندگی »[۱۴].

مبحث دوم : جایگاه شهروندی در انواع مختلف دولت ها

در این مبحث به بیان و بررسی جایگاه شهروندی در گونه های مختلف دولت اعم از مطلقه ، مشروطه ، لیبرال سوسیالیست می پردازیم . همان طور که در کتاب های مختلف اندیشه سیاسی و حقوق اساسی گفته شده است شهروندی دارای قرائن گوناگون و متکثر است که در این مبحث سعی خواهد شد جایگاه حقیقی مفهوم شهروندی را در گونه های گوناگون و متکثر دولت های ذیل بررسی نماییم . با بررسی ارزیابی این جایگاه به خوبی می‌توانیم مفاهیم متنوع و گوناگون شهروندی را به خوبی استنباط نماییم .

گفتار اول : دولت مطلقه و مشروطه و شهروندی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




با در نظر گرفتن وجود یا فقدان هر یک از این دو معیار در دوره شکل‌گیری هویت فرد و وضعیت فعلی وی می‌توان منزلت هویتی وی را تعیین کرد. مارشیا با ترکیب حضور یا فقدان این معیارها، چهار منزلت هویتی را مشخص کرد :

      1. منزلت هویت یافته[۴۳] : پیشرفته‌ترین منزلت از نظر رشدی این منزلت است. فردی که در این منزلت قرار می‌گیرد، دوره‌ای از جستجوی جایگزین‌های هویت را پشت سر گذاشته و تعهدهای ثابت و روشنی ایجاد ‌کرده‌است. وی به طور جدی انتخاب‌های شغلی متعددی را در نظر گرفته و با توجه به شرایط خود تصمیم‌گیری ‌کرده‌است. در زمینه ایدئولوژیکی، عقاید گذشته خود را مجدداً ارزیابی کرده و به راه حلی می‌رسد که وی را آماده عمل می‌کند. البته انتخاب‌های نهایی وی ممکن است شکل تبدیل یافته‌ای از خواسته‌های والدین باشد. به طور کلی اگر در معرض تغییرات ناگهانی محیط قرار گیرد خود را نمی‌بازد و قدرت انعطاف وی توصیف کننده شیوه ارتباط این افراد با جهان است. آن ها متفکر و درون‌نگر هستند و در شرایط استرس‌زا عملکرد شناختی بسیار خوبی دارند. آن ها مطابق با معیارهای درونی خود قضاوت کرده و به عقاید دیگران برای تصمیم‌گیری‌های خود وابستگی کمتری دارند، خلاق‌تر هستند و راهبردهای تصمیم‌گیری منطقی آن ها بیشتر از دیگر منزلت‌هاست. عملکرد افراد هویت‌یافته در بالاترین سطح استدلال اخلاق پس قراردادی[۴۴] است (مارشیا، ۱۹۶۶؛به نقل از آدامز،۱۹۹۹).

    1. منزلت هویتی بحران‌زده[۴۵] : فردی که در این منزلت است، در حال گذراندن دوره‌ای از جستجو است و تعهدهای مهمی ندارد. فردی که در این منزلت قرار می‌گیرد، کوشش فعالی برای ایجاد تعهد داشته و سعی می‌کند بین منابع گوناگون هویت هماهنگی و همخوانی ایجاد کند. این نوجوانان اغلب به عنوان اینکه «با خودش دل مشغولی دارد» توصیف می‌شوند. اگر چه ممکن است آرزوهای والدین هنوز برایش دارای اهمیت باشد، اما می‌کوشد که بین آن ها، تقاضاهای جامعه و توانایی‌های خود، مصالحه‌ای ایجاد کند. گاهی ظاهر گیج و سردرگمی دارد که حاکی از دل مشغولی حیاتی و منازعه درونی با پرسش‌های است که در بعضی مواقع غیر قابل حل به نظر می‌رسد. بعضی از افراد دارای هویت بحران زده در تلاش‌های هویتی خود، مهیج و مضطرب هستند. در حالی که برخی دیگر کاملاً متفکر بوده و از عقاید دیگران به آسانی تبعیت نمی‌کنند (مارشیا، ۱۹۷۹، به نقل از ؛آدامز،۱۹۹۹).

    1. منزلت هویتی دنباله‌رو[۴۶] : افراد این منزلت دوره‌ای از جستجو را پشت سر نگذاشته، و به ارزش‌های کودکی خود، متعهّد باقی می‌مانند. مشکل است که بگوییم کجا اهداف والدین برای وی خاتمه یافته و کجا اهداف خودش آغاز می‌شود. وی آن چیزی می‌شود که دیگران تصمیم گرفته‌اند. اعتقاداتش تداوم اعتقادات والدین است، تحجّر خاصی در شخصیت وی وجود دارد و اگر با موقعیتی مواجه شود که در آن ارزش‌های والدین کارایی نداشته باشد، شدیداًً احساس ترس و تهدید می‌کند. آن ها در درست دانستن اعتقادهایشان انعطاف‌ناپذیر هستند. این افراد بسیار جستجو کننده تأیید بوده و اعمالشان بر پایه عقاید دیگران است و همیشه در مقیاس خود مختاری نمره کمتری می‌آورند (مارشیا، ۱۹۹۲).

  1. منزلت هویتی سردرگم[۴۷] : این گروه شامل نوجوانانی است که هیچ بحرانی را سپری نکرده و در عین حال به اهداف خاصی هم احساس تعهد نمی‌کنند (احدی و جمهری، ۱۳۸۲). افراد با وضعیت سر در گم، عزت نفس و خود کنترل پایین‌تری نسبت به دیگر منزلت‌ها نشان می‌دهند. آن ها ممکن است توسط دیگران به عنوان بی‌فکر و خیال، و بی تعصب توصیف شوند. افراد با منزلت سر در گم، از کمترین سازگاری روانی در بین چهار منزلت هویتی برخوردارند، و کسانی که در این منزلت پایدار می‌مانند با احتمال بیشتری دچار اختلال روانی می‌شوند.

۲-۳-۱-۳-دیدگاه فروم

به اعتقاد فروم[۴۸]، مؤثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهای روانی است. فروم به شش نیاز روانی اساسی اشاره می‌کند که عبارتنداز : ۱- وابستگی[۴۹] ۲- تعالی[۵۰] ۳- ‌ریشه‌دار بودن[۵۱] ۴- هویت ۵- چارچوب درک وضعیت یا جهت‌گیری[۵۲] ۶- برانگیختگی و تحریک[۵۳].

منظور از نیاز به حس هویت آن است که هر فرد مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد، از این رو می‌کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. چندین راه برای برآوردن این نیاز وجود دارد. شخص می‌تواند استعدادها و توانایی‌های بی‌همتای خود را پرورش دهد یا اینکه می‌تواند به یک گروه، مثلاً، یک فرقه مذهبی، اتحادیه یا ملت، گاهی اوقات تا حد همنوایی، وابسته شود (سیاسی، ۱۳۷۷؛ شولتز و شولتز، ۱۹۹۸، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

۲-۳-۱-۴-دیدگاه گلاسر

ویلیام گلاسر[۵۴] (۱۹۷۵) معتقد است که هویت یک ساختار روانی – اجتماعی است و باعث تمایز فرد از سایرین می‌شود. به اعتقاد او هویت با شخصیت مترادف است و برای هر فرد یک هویت متصور است و آن تصوری است که فرد از خویشتن دارد. گلاسر هویت را جزء لاینفک زندگی همه انسان‌ها در همه فرهنگ‌ها می‌داند که از لحظه تولد تا مرگ ادامه می‌یابد. او معتقد است که هویت به طرق مختلف تشکیل می‌شود و رشد می‌کند. یکی از راه های تکوین هویت، داشتن ارتباط و درگیری عاطفی با خود و دیگران است. اساس تشکیل هویت، تلاش‌ها و فعالیت‌هایی است که علاقمند به تعقیب آن ها هستیم و بر اثر تلاش‌ها و فعالیت‌های خود متوجه می‌شویم که ما هستیم و چگونه عمل می‌کنیم. برداشت‌ها و نظرات دیگران در روشن کردن هویت ما نقش عمده‌ای دارند. ارزشیابی‌های ما از خودمان در ارتباط با شرایط زندگی، اوضاع اجتماعی و اقتصادی نیز تعیین کننده هویت ما است و بالاخره تصور ما ‌در مورد وضع جسمانی و شیوه لباس پوشیدن، نوع هویت ما را در مقایسه با دیگران مشخص می‌کند (معین،۱۳۷۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




گفتارسوم :طرفین دعوی

طبق ماده ۵۰۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ کسی می‌تواند دادخواست اعسار از هزینه دادرسی را تقدیم نمایدکه به دلیل عدم کفایت دارایی یاعدم دسترسی به مال خود به طورموقت قادر به پرداخت مخارج محاکمه نباشد .

اما در خصوص اینکه دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی باید به طرفیت چه کسی طرح شود اختلاف نظروجود دارد، چرا که در ماده ششم قانون اعسار [۸۵]۱۳۱۰ مدعی العموم ومدعی علیه به عنوان طرف دعوی محسوب می شدند اما این قانون به موجب بند «۱۲ » ماده ۷۸۹ قانون آئین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ ملغی شده و مواد ۵۰۴ تا ۵۱۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ جایگزین آن شده که در آن مدعی العموم به عنوان طرف دعوی ذکر نشده است با توجه به نسخ مقررات آئین دادرسی مدنی سابق در خصوص موارد ابلاغ به دادستان و با توجه به ماده ۵۰۷ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ، نیازی نیست که دادستان طرف دعوی قرار بگیرد . لذا نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن صرفا می بایستی به خوانده (دعوی اصلی )ارسال گردد و نیازی به ابلاغ وقت رسیدگی به دادستان نمی باشد .

دعوی اعسار اعم از اینکه به طور جداگانه و یا ضمن دعوی اصلی مطرح شود با توجه به قسمت اخیر ماده ۵۰۷ قانون آئین دادرسی مدنی به طرفیت خوانده اصلی مطرح می‌گردد و در مقررات فعلی دعوی به طرفیت دادستان پیش‌بینی نشده است[۸۶].

اما به طور کلی چنین می توان پاسخ داد که چنانچه به تاریخچه این موضوع نظری بیفکنیم ملاحظه می شود که به موجب ماده ۶ قانون اعسار و افلاس واصلاح قانون تصریح محاکمات ، مصوب ۱۳۱۰ دعوای اعسار به طرفیت مدعی العموم اقامه خواهد شد .

لاکن قانون اعسار و افلاس و اصلاح قانون تسریع محاکمات ، مصوب ۱۳۱۰ به موجب ماده ۴۰ قانون اعسار نسخ صریح گردیده . همچنین فصل اول قانون اعسار به موب بند ۱۲ ماده ۷۸۹ قانون آئین دادرسی مدنی نسخ شده است «قانون‌گذار در ماده ۶۹۹ قانون آئین دادرسی مدنی مدیر دفتر را مکلف می‌کند که یک نسخه از دادخواست و مدارک اعسار و پیوست های آن را برای دادستان ونسخه دیگر رابرای طرف دعوای اصلی ارسالی دارد .

مفهوم آن این است که دادخواست اعسار باید به طرفیت دادستان اقامه شود . لکن قانون‌گذار درماده ۵۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ فقط مدیر دفتر را مکلف به ارسال نسخه ای از دادخواست برای طرف دعوا کرده و ذکری از لزوم ارسال نسخه ای از دادخواست ‌و مدارک برای دادستان نکرده است.

با این وصف هرچند از لحاظ اصول حقوقی و برای دفاع از خزانه دولت ،طرف قرار دادن دادستان الزامی است لاکن با توجه به مراتب فوق، به نطر می‌رسد قانون گذار، نظر بر عدم لزوم طرف قرار دادن دادستان یا رئیس حوزه قضایی برای دعوای اعسار از هزینه دادرسی داشته است .

البته این ماده ‌بر اساس اصول مسلم حقوقی تأمل برانگیز است و به نظر می‌رسد با توجه به تشکیل دادسرها در نظام قضایی کشور و مسئولیت های دادستان در قوانین جاری نسبت به اصلاح آن باید اقدام شود .[۸۷]

گفتار چهارم : دادگاه صالح

منظور از صلاحیت دادگاه یعنی:« شایستگی دادگاه ها برای رسیدگی به انواع دعاوی . ‌بنابرین‏ دعوی با ویژگی های خاص خود ، باید در محکمه ای طرح گردد که مناسب با آن ویژگی باشد[۸۸].

همچنین صلاحیت از حیث مفهوم:«تکلیف و حقی است که مراجع قضاوتی (قضایی یا اداری)در رسیدگی به دعاوی ،شکایات در امور بخصوص،به حکم قانون دارا می‌باشند[۸۹]» .

با توجه به ظاهر ماده ۲۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ :«رسیدگی به دعوای اعسار به طور کلی با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی نخستین به دعوای اصلی را دارد یا ابتدا به آن رسیدگی ‌کرده‌است .»

ادعای اعساراز هزینه دادرسی چه در مرحله بدوی و چه تجدید نظر و فرجامی با دادگاه بدوی یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد ویا دادگاهی که نخستین بار به دعوا رسیدگی کرده می‌باشد .اما با توجه به ماده ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب۱۳۷۹:«… اظهار نظر ‌در مورد اعسار از هزینه تجدی نظر خواهی و یا فرجام خواهی بادادگاهی می‌باشد که رأی مورد درخواست تجدید نظر و یا فرجام را صادر نموده است .» نشان می‌دهد که در خصوص ادعای اعسار از هزینه دادرسی بایستی در دادگاهی که رأی تجدید نظر و یا فرجام مورد درخواست واقع شده ، اقامه شود.

البته ۲ احتمال وجود دارد ، یک احتمال آن است که ماده ی . ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ نیز به دادگاه بدوی نظر دارد و ابهام آن به وسیله ماده ۲۴ قانون آئین دادرسی مدنی بر طرف می شود . احتمال دیگر آن است که :« در مقایسه بین دو ماده ۲۴ و ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی باید گفت، بنابر حکم خاص مقرر در ذیل ماده ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی چنانچه فرجام خواسته رأی دادگاه بدوی باشد ،رسیدگی به ادعای اعسار از هزینه دادرسی مرحله فرجام بااین دادگاه و چنانچه فرجام خواسته رأی دادگاه تجدید نظر باشد رسیدگی به ادعای مذکور با دادگاه تجدید نظر خواهد بود . »احتمال نخست منطقی به نظر می‌رسد[۹۰].

درمورد مرجع رسیدگی به ادعای اعسار از هزینه دادرسی دعوای اعتراض ثالث و اعاده دادرسی گفته شده است :«با توجه به حکم مقرر در ذیل ماده ۵۰۵ و رعایت مواد ۴۲۰ و۴۳۳ قانون باید گفت مرجع رسیدگی همان دادگاه خواهد بود که نسبت به رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث یا اعاده دادرسی موظف به رسیدگی است».

گفتار پنجم : نحوه اثبات دعوی

حالت اعسار حالتی بر خلاف اصل می‌باشد . و اصل بر عدم اعسار می‌باشد . ‌بنابرین‏ مدعی اعسار باید آن را اثبات نماید و دلیل اثبات نیز معمولاً شهادت شهود است . در قوانین تعریفی از شهادت نیامده است اما به نقل از برخی اسانید شهادت اخبار و نقل واقعه ای است که پیش از آن در حضور شاهد رخ داده و اعلام اراده چهره انشایی ندارد و احتمال صدق ، کذب و اشتباه درک واقع، در آن وجود دارد[۹۱] .

برای اثبات دعوی اعسار از هزینه دادرسی ماده ۵۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ بیان می‌دارد .«در صورتی که دلیل اعسار شهود باشد . باید شهادت کتبی حداقل دو نفر از اشخاصی که از وضعیت مالی و زندگی او مطلع می‌باشند . به دادخواست ضمیمه شود . در شهادت نامه ، مشخصات وشغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار و عدم تمکن مالی او برای تأدیه هزینه دادرسی با تعیین مبلغ آن ،باید تصریح شده و شهود منشأ اطلاعات ‌و مشخصات کامل و اقامتگاه خود را به طور روشن ذکر نمایند . »

همان‌ طور که در ماده فوق اشاره گردید برای اثبات دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی اولاً ؛ شهادت حداقل ۲ نفر لازم است ثانیاًً :شهود می بایستی از وضعیت معیشت مدعی اعسار مطلع باشند ثالثاً :باید مقدار تمکن مالی او را صراحتاً تعیین نمایند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




به نظر می‌آید اتمام وتوسعه تکلیف در ‌گروه‌های درمان کوتاه مدت راه حل محور زمانی موثرترین شیوه باشد که از مراجع تقاضا شود تا تکلیفی را برای یک دوره بسیار کوتاه انجام دهد. پیشنهاد کردن به مراجعان برای انجام دادن کارهای بیشتری که اکنون مؤثر است. از نظر عملی تضمین می‌کند که او می‌تواند آن کار را با موفقیت انجام دهد. یکی از اعضای گروه برای زمانی که مسئله دردسری برای سایرین ایجاد نمی کند و انتخاب عضوی که در غلبه بر مسئله اش به مدت یک هفته موفق بوده، واعتبار بخشیدن ‌به این افتخار مؤثر است (متکالف، ۱۹۹۵).

جنبه هایی از زندگی مراجع که از بافت مشاوره جدا است ، عوامل«فرا درمانی» نام دارند. این موارد ویژگی هایی هستند که قبل از ورود مراجع به جلسات مشاوره، جزیی از او هستند و مراجع به راستی آن ها را با خود به جلسات مشاوره می آورد. این عوامل، هم با ویژگی های فردی و هم تأثیرات محیطی مربوط اند. یعنی هم صفات شخصیتی، الگوهای اعتقادی و تاریخچه خانوادگی، وهمین طور وضعیت اجتماعی-اقصادی فعلی، پشتوانه های اجتماعی، ووضعیت زندگی فعلی اورا شامل می‌شوند. لامبرت [۴۶](۱۹۹۵) طبق نتایج حاصل از چند دهه پژوهش های روان شناختی در زمینه پیامد درمان اظهار می‌دارد. این عوامل فرا درمانی، در واقع در حدود ۴۰ درصد در پیشرفت و بهبود مراجع طی فرایند مشاوره، نقش مهم تری دارند. عوامل دیگری که ممکن است در بهبود مراجع دخیل باشد، نسبت به عوامل فرا درمانی، درصد موفقیت کمتری را به خود اختصاص می‌دهند. این موارد عبارتند از : فنون خاصی مشاوره (۱۵ درصد)، ارتباط متقابل میان مشاور و مراجع (۳۰ درصد ) و انتظار ایجاد تغییرات مثبت (۱۵ درصد) (بامبرت، ۱۹۹۵؛ به نقل از دیویس و آزبون ، ۱۳۸۶).

سلیگمن (۱۹۹۳)، در کار با نوجوانان، این موضوع را به عنوان کنجکاوی ذره بینی توصیف می‌کند و مشاور را به یک کارگاه تلویزیونی تشبیه می‌کند که در مقابل مجریان، خود را به ناآگاهی و حماقت می زند تا با کمک گرفتن از آن ها، به راه حل هر پرونده دست یابد.

با توجه به سه نوع رابطه ی مراجع در درمان راه حل محور، ما باید از مراجعین اطمینان حاصل کنیم که نه تنها مسئله ی درستی را برای کار با آن ها انتخاب کرده ایم. بلکه این مسئله کاملاً تعریف شده باشد ما می‌توانیم مسئله «درست» را به وسیله مراجعان مشخص کنیم، ‌به این طریق که از آن ها بخواهیم یک جنبه یا بخشی از مسئله ای را که می خواهند اول برطرف شود، در اولویت قرار هند و توضیح دهند. یک مسئله تعریف شده، یک مسئله ویژه، رفتاری و قابل حل است (سلیگمن ، ۱۹۹۷؛به نقل از بخشی پور جویباری، ۱۳۸۸). استفاده از مدل برای کمک به توضیح ماهیت مسائل ارائه شده در خانواده و برای نحوه ی ارزیابی مداخله باید مدنظر قرارگیرد (وگنر[۴۷]، ۲۰۰۱).

طبق نظر دی شازر (۱۹۸۸ و ۱۹۸۵)، مشکلاتی که مراجع مطرح می‌سازد، مثل قفل دری است که می توان آن را به روی یک زندگی خوشایندتر گشود البته به شرطی که بتواند کلید را ‌پیداکند غالباً وقتی سعی می شود تا علت قفل بودن در را پیدا کنند، زمان از دست می رود و ناکامی افزایش می‌یابد. آن هم زمانی که خانواده باید در پی یافتن کلید باشد (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۲۰۰۰؛ به نقل از سودانی ، ۱۳۸۵).

۲-۲-۱۳- ارزیابی نابهنجار:

دردنیای راه حل محور، بحث اختلال مختومه است. صاحب نظران راه حل محوردقیقاً همان‌ طور که مراجعان را از گمانه زدن درباره ی شکل گیری مشکل دور می‌کنند درمانگران رانیز چنن حدس و گمانه زنی منصرف می‌کنند. آن ها قویاً معتقدند که راه حل ها برای مشکلات اغلب با شیوه ای که مشکلات شکل می گیرند، نامرتبطند و ردگیری عوامل سبب شناختی در حرف زدن درباره مشکل یعنی دقیقاً آنچه که آن ها در صدد اجتناب از آن هستند، صورت نمی گیرد (بهاری، ۱۳۸۸).

درمانگران راه حل- محور مراجعین را همان طوری که هستند، ملاقات می‌کنند (غالباً یک جلسه را با این سوالات شروع می‌کنند، چه چیز باعث شد که شما اینجا بیابید؟ و یا امید دارید که باآمدن به اینجا، چه کاری انجام دهید؟) و از مقولات تشخیصی به شکل نسبتی و مفاهیم آنچه که برای زوجین، فرد وخانواده سالم یا ناسالم، عملی یا غیر عملی تصور می شد، دوری می جویند. اگر چه راهنمایی های کلی ممکن است توصیف شوند، هر مورد، موردی خاص در نظر گرفته می شود. درمانگر سعی می‌کند این موضوع را ساده بگیرد بدین گونه که بیمار را جدی در نظر می‌گیرد و دیدگاهمراجع را نسبت به همان چیزی که مشکل هست یانیست می پذیرد. اولویت به تجارب مراجع، اهداف، ایده ها، ارزش ها، انگیزه ها و جهان بینی ها داده می شود که ازرشمند و واقعی پنداشته می‌شوند و مورد ارج قرار می گیرند (دی شازر و ویکلند، ۲۰۰۰؛ به نقل از هویت، ۲۰۰۴).

بحث ‌در مورد گذشته به مراجعین اجازه می‌دهد که حس بودن رابشنوند و تصدیق کنند و فرصتی برای بررسی ایده های خود ‌در مورد آنچه که کمک کننده باشد (تئوری هایشان ‌در مورد تغییر) و شناسایی موفقیت های گذشته و استثنائات مربوط به مسئله، فراهم کنند. هسته اصلی جلسه راه حل محوراز حال به آینده است.درمانگر باید مهارت هایی برای پیوستن و کار کردن با افراد گوناگون داشته باشد و بتواند به آن ها در یافتن راه حل هایی متناسب با چارچوب ارجاعشان کمک کند. در رویکرد راه‌حل محور مراجع در مرکز است و این رویکرد، رویکردی بین فرهنگی است زیرا واقعاً به دانش بومی (شخصی، خانوادگی، اجتماعی) افرادی که به دنبال درمان هستند، احترام می‌گذارد. تنوع فرهنگی، ارج نهاده می شود زیرا تأکید بر یادگیری از آن هاست نه اینکه فقط ‌در مورد آن ها یاد گرفته شود. با این وجود در این رویکرد، گرایش به موضوعات سیاسی، اجتماعی- فرهنگی همچون قومیت، طبقه و نژاد است و نقش های جنسیتی معمولاً به طور واضح بحث نمی شوند مگر اینکه مراجعین بخواهند که موضوع بحث، نقش های جنسیتی باشد (گرمان ، ۲۰۰۸)

۲-۲-۱۴- درمان راه حل محوردر مدارس:

اساس و بنیان مشاوره راه حل محورمبتنی بر اعتماد مشاور به مراجعان با دانش آموزان در جهت ایجاد تحولاتی سازنده در زندگی خود، به کار گیری و بهره وری از منابع درونی شان است. در این شیوه، راه حل ها با شناخت و به کارگیری موارد استثناء و نه با کنکاش و تشریح مشکلات ، به دست می‌آید. توانایی ها و قابلیت های دانش آموزان پرورش داده می شود و سپس در جهت به اجرا در آوردن اهداف رفتاری قابل حصول و واقع گرایانه، به کار گرفته می شود. مشاور می‌تواند شیوه ی درمانی راه حل محوررا برای والدینی که فرزندانشان نیز در مدرسه مشکل ایجاد ‌کرده‌است به کار گیرد. به علاوه مشاور می‌تواند این برنامه را برای دانش آموزانی که در معرض خطر هستند نیز به کار ببرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




چنین به نظر می­رسد که برای حل این مسئله باید ابتدا به نحوه توافق طرفین توجه کرد. چنانچه طرفین توافق خاصی نکرده باشند، باید به نوع قراردادی که بیمه­گر و بیمه­گذار نسبت به آن توافق نموده ­اند، توجه شود، بر این اساس بیمه­گر نمی­تواند نسبت به هر قرارداد، معیاری مشابه با سایر اقسام بیمه اعمال نماید. رویکرد دوم توجه به رویه شرکت­های بیمه­ در این خصوص ‌می‌باشد. بررسی رویه شرکت­های بیمه از این جهت مفید است که به فرض آنکه ماده ۱۲ قانون بیمه این اختیار را به بیمه­گر واگذار کرده باشد، باز هم بیمه­گر باید ‌بر مبنای‌ رویه و عرف موجود بیمه اقدام کند و نمی­تواند صرفا ‌بر اساس منافع خویش به صورت یک‌طرفه تصمیم ­گیری نماید.[۱۶۱]

هر اندازه که خطر گسترده ­تر باشد وظیفه بیمه­گذار در بیان اوضاع احوال و اظهار حقایق مربوط به موضوع سنگین­تر می­ شود، مثلا بیمه­نامه مربوط به حمل کالا با کشتی که حمل با خطوط کشتی­رانی مختلف را تحت پوشش قرار می­دهد، در مقایسه با کالایی که مشخصا با کشتی معین حمل می­ شود، مستلزم ابراز دقت و مراقبت بیشتری از سوی بیمه­گذار است. تکلیف ارائه اطلاعات در هر دو وجود دارد اما امکان کتمان حقایق ولو بدون عمد، در یکی بیشتر از دیگری است. مثلا اگر پس از افشای بخشی از اطلاعات معلوم شود که بخش اظهار نشده اطلاعاتی عمده بوده است، بیمه­گذار با این توجیه که بخشی از حقایق را اظهار داشته است مبرا از مسئولیت نخواهد شد.[۱۶۲]

آیا متقاضی بیمه تکلیف به بررسی و تحقیق جهت کسب اطلاعات بیشتر و مطلع نمودن بیمه­گر دارد یا خیر؟ اصولا از بیمه­گذار انتظار تلاشی تا این حد نمی­رود، مگر اینکه صریحا از او خواسته شود، بلکه همین قدر از او انتظار می­رود که اظهارات درست، صادقانه و کامل داشته باشد.[۱۶۳]

اگر شرایط در فاصله بین تقدیم درخواست و انعقاد قرارداد تغییر اساسی پیدا کند، متقاضی باید بیمه­گر را از تغییراتی که از آن ها آگاه است یا باید آگاه باشد، مطلع سازد. بر اساس یک قاعده کلی بعد از تسلیم درخواست و قبل از انعقاد قرارداد در صورت وقوع تغییر اساسی در ماهیت ریسک، بیمه­گر مکلف به پوشش ریسک تغییر یافته نیست.[۱۶۴]

مطابق ماده ۲۱۱۳ قانون بیمه فرانسه بیمه­گذار موظف به رعایت پاره­ای از الزامات است. مطابق بند دوم ماده فوق بیمه­گذار می­بایست صادقانه به سوالات بیمه­گذار پاسخ دهد، مخصوصا درجایی که اینگونه پاسخ­ها بیمه­گران را قادر به ارزیابی خطری که تقبل کرده ­اند می­ نماید.[۱۶۵]

تاثیر اوضاع احوال بر تصمیم­ بیمه­گر درباره قرارداد بیمه و شرایط آن به دو صورت ممکن است بروز نماید؛ ممکن است مستقیما روی نرخ حق­بیمه اثر گذارد، مثلا در بیمه آتش­سوزی نوع پوشش و دیوار ساختمان، محل ساختمان، مورد استعمال ساختمان از جمله عواملی هستند که در تعیین نرخ حق­بیمه مؤثر هستند. گاه اوضاع و احوال تاثیر مستقیم روی نرخ حق­بیمه ندارد، ولی در عین حال بر تصمیم بیمه­گر در قبول یا رد تقاضای بیمه­گذار اثر دارد، مانند حسن شهرت بیمه­گذار.[۱۶۶]

به صورت خلاصه ‌می‌توان گفت وظایف بیمه­گذار به ارائه اطلاعات در حین مذاکرات برای انعقاد قرارداد عبارتند از عدم کتمان حقایق و عدم ارائه اطلاعات نادرست. اعلام هر گونه تغییر در شرایط قبلی اظهار شده مابین تکمیل فرم تقاضای بیمه تا زمان انعقاد قرارداد.

گفتار دوم : اعلام تشدید خطر یا تغییر اوضاع احوال

اوضاع احوال زمان انعقاد قرارداد بیمه که ملاک تعیین شرایط بیمه­نامه و حق­بیمه بوده است، همواره ثابت نمی­ماند و ممکن است تغییر نماید. این تغییر وضعیت همان تغییر خطری است که بیمه‏گر به موجب آن میزان حق­بیمه را تعیین ‌کرده‌است که در صورت نارضایتی بیمه‏گذار بر پرداخت اضافه حق­بیمه، بیمه‏گر حق فسخ قرارداد را خواهد داشت.[۱۶۷]

ممکن است تغییر شرایط بیمه­گذار متضمن نوعی تشدید نیز باشد. در حقیقت در طی مدت اعتبار بیمه­نامه، باید میان خطر موضوع بیمه و حق­بیمه و سایر شرایط نوعی موازنه برقرار باشد. برای حفظ همین موازنه است که قانون بیمه­گذار را مکلف به اعلام تشدید خطر و تغییر اوضاع احوال نموده است. توضیح اینکه تشدید خطر تغییر و افزایش درجه یا سطح خطر در طول حیات قرارداد و در اثنای اجرای آن ‌می‌باشد. بر اساس دیدگاه انگلوساکسون که هنوز هم در حقوق بیمه بعضی کشورها مانند هلند یافت می­ شود، بر عهده خود بیمه­گر است که در مقابل تشدید خطر از خود محافظت کند و اطلاعات لازم را تحصیل نماید. با این حال به نظر می­رسد که الزام بیمه­گذار به افشا و اعلام تشدید خطر در تمام مدت قرارداد جنبه دیگری از تعهدات اطلاعاتی بیمه­گذار ‌می‌باشد.[۱۶۸]

ماده ۱۶ قانون بیمه به موضوع تشدید ریسک و تغییر اساسی در مرحله پس از انعقاد قرارداد اختصاص دارد. تشدید خطر، ممکن است در نتیجه عمل بیمه‌گذار باشد یا آنکه بیمه‌گذار در تشدید خطر مداخله‌‌اى نداشته باشد که بنا به مورد، تکلیف بیمه‌گذار براى اعلام به بیمه‌گر مختلف است.

بند اول : تشدید خطر در نتیجه عمل بیمه‌گذار

چنانچه تشدید خطر در نتیجه عمل بیمه‌گذار باشد، مثل اینکه بیمه‌گذار پس از مدتى که از شروع بیمه گذشته، کاربرد مورد بیمه را تغییر دهد یا ‌در مورد بیمه دخل و تصرف به‌عمل آورد که منجر به تشدید خطر شود، در صورت امکان قبل از اقدام به تغییر باید بیمه‌گر در جریان این تغییر قرار بگیرد و چنانچه این امر ممکن نباشد، در اولین فرصت باید بیمه‌گر مطلع شود.[۱۶۹]

به موجب قسمت اول ماده ۱۶ قانون بیمه «هرگاه بیمه‌گذار در نتیجه عمل خود خطرى را که به‌ مناسبت آن بیمه منعقد شده است تشدید کند یا یکى از کیفیات موضوع بیمه را تغییر دهد که اگر وضعیت مذبور قبل از قرارداد موجود بود، بیمه‌گر حاضر براى انعقاد قرارداد با شرایط مذکور در قرارداد نمى‌گشت، باید بیمه‌گر را بلافاصله از آن مستحضر کند.»

در پاره­ای از موارد این تکلیف از عهده بیمه­گذار برداشته می­ شود،[۱۷۰]

۱- در بیمه­های عمر به شرط فوت، چرا که با کهولت سن خطر فوت بیشتر می­ شود و این امر جزء طبیعت این رشته از بیمه است.

۲- مواردی که خطر ذاتا متغیر است و بیمه­نامه معروف به شناور یا آبونمان صادر می­ شود. مثلا موضوع بیمه موجودی متغیر یک انبار است، در این خصوص بیمه­گر از قبل تغییرات خطر را می­پذیرد.

هرگاه بیمه­گذار نحوه کاربری مال موضوع بیمه را بدون اطلاع بیمه­گر تغییر دهد و این تغییر به­گونه ­ای باشد که ضرر کمتری نسبت به استفاده مورد توافق برای مال موضوع بیمه داشته باشد، عدم اطلاع­رسانی به بیمه­گر نمی­تواند نقض وظیفه ارائه اطلاعات محسوب شود، زیرا همان­طور که قبلا اشاره شد، کاهش خطر نیازی به افشا ندارد، مگر اینکه خلاف آن در قرارداد شرط شده باشد.

بند دوم : تشدید خطر در نتیجه عمل شخص ثالث

ماده ۱۶ قانون بیمه «… اگر تشدید ­خطر یا تغییر وضعیت موضوع بیمه در نتیجه عمل بیمه­گذار نباشد مشارالیه باید مراتب را در ظرف ده روز از تاریخ اطلاع خود رسما به بیمه گر اعلام کند… .»

مهلت یاد شده را با توجه به ماده ۳۵ قانون بیمه حتی با توافق طرفین نمی­ توان کم کرد اما افزایش مهلت بدون اشکال است. به موجب ماده ۳۵ «طرفین می ­توانند در قراردادهای بیمه هر شرط دیگری بنمایند لیکن موعد مذکوره در ماده ۱۶ را نمی ­توانند تقلیل دهند ولی ممکن است موعد را به رضایت یکدیگر تمدید کنند، این قانون شامل قراردادهای گذشته بیمه نیز خواهد بود.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:21:00 ب.ظ ]




لطمه زدن عنصر مادّی جرم را تشکیل می‌دهد و عناصر فعل و رابطه علیّت و سببیّت بین فعل مرتکب و نتیجه حاصله در آن مستتر و از عمدی بودن آن عنصر معنوی احراز می شود. لطمه زدن به ‌عنوان عنصر مادی جرم برای تخریب و احراق یک واژه وافی به مقصود نیست زیرا تخریب یا انهدام ممکن است به صورت نابود کردن کامل صورت گیرد و آثاری از مال باقی نماند در حالی که لطمه زدن که از آن خسارت وارد کردن تخریب جزئی متبادر به ذهن می شود.


‌بنابرین‏ در یک تعریف کامل‌تر می توان گفت « تخریب عبارت است از نابود کردن یا خسارت وارد آوردن عمدی به مال متعلّق به غیر»[۸] که از نابود کردن و یا ایراد خسارت به مال متعلّق غیر، عنصر مادی جرم و از عمدی بودن عمل عنصر روانی آن استنباط می‌گردد.
امّا ‌به این تعریف نیز ایرادات متعدّدی وارد است از جمله اینکه موارد تخریب قانونی چون تخریب به حکم کمیسیون ماده صد شهرداری را که بسیار هم معمول است و نیز موارد تخریب مأذون به اذن مالک یا قائم مقام قانونی وی را مستثنا ننموده، شامل می شود کما اینکه تعریف به نحو معنونه موارد تخریب عمومی را که مرتکب علم به تعلّق مال به غیر را ندارد امّا نفس عمل تخریب عمدی بوده و از روی اراده آزاد صورت می پذیرد را نیز شامل می‌گردد و این در حالی است که بر طبق موازین قانونی هیچ یک از موارد و مصادیق مذکور جرم تلقی نمی‌شود و قابل مجازات نمی باشد. بدین ترتیب بنظر می‌رسد که جرم مذکور به صورت ذیل قابل تعریف می‌باشد:«عمل عالمانه‌ و‌عامدانه غیر قانونی شخص در انهدام یا ورود خسارت کلّی یا جزئی به مال غیر را بزه تخریب گویند.»[۹]
در تعریفی دیگر از تخریب این چنین بیان شده « ایراد صدمه عمدی مادّی که منتهی به نقصان یا از بین رفتن مال یا شی متعلّق به غیر گردد.» [۱۰]که البته بنظر می رسد تعریف ذکر شده در بند بالا کامل‌تر باشد.
درحقوق جزای انگلستان که با سیستم کامن لا[۱۱] به جرایم رسیدگی می شود ولی در عین حال دارای قوانین مصوّب می‌باشد از تخریب تعریفی نشده است امّا در قانون خسارات کیفری مصوّب ۱۹۷۱ تخریب به عنوان جرم عام علیه اموال و تحریق یا آتش زنی به عنوان مصداق خاصّی که دارای مجازات شدید تری است پیش‌بینی شده است. مطابق بند ۱ از بخش ۱ قانون خسارات کیفری مصوّب ۱۹۷۱ « هر کسی بدون عذر قانونی عمداً اموال متعلّق به دیگری را تخریب کند یا به آن غیر عمد و در اثر بی مبالاتی خسارت وارد آورد متّهم به ارتکاب جرم تخریب است. مطابق بخش۴ از همین قانون، مجازات این عمل۱۰ سال حبس می‌باشد.» [۱۲]
در یکی از کتب حقوق جزایی انگلستان تخریب و خسارت به هر گونه «لطمه، انهدام و نابودی فیزیکی» تعبیر شده است. در این تعریف شرایط تحقّق ارتکاب جرم را وجود مال، تعلّق آن به دیگری در عنصر مادی و عمد عام[۱۳] یعنی خواست و اراده در تحقّق رکن مادی و عمد خاص یعنی قصد ایراد ضرر را در عنصر معنوی جرم لازم و ضروری دانسته اند.[۱۴]
همچنین در بند (۳) از بخش ۱ قانون مذبور، احراق یا آتش زدن که تحت عنوان[۱۵] آرسون است و دارای شرایط خاص می‌باشد آمده است : جرم ارتکابی در این بخش به وسیله تخریب یا خسارت وارد کردن به اموال یا آتش زدن، احراق نامیده می‌شود.[۱۶] احراق در انگلستان عبارت است از « انهدام، لطمه زدن و یا خسارت وارد کردن عمدی یا غیر عمدی به اموال به وسیله آتش زدن بدون عذر و علّت قانونی.»[۱۷]
در تشریح اصطلاح حقوقی (احراق) در فرهنگ حقوقی بلک لا آمده است : احراق : ۱-در سیستم حقوقی کامن لا آتش زدن عمدی و با سؤنیّت به منزل و محل سکونت یا کارخانه یا تجارت خانه و اموال دیگران احراق نامیده می‌شود.[۱۸]
بند دوّم: مقایسه تخریب با مفاهیم مشابه
میان تخریب و واژه هایی مانند اتلاف و تسبیب و احراق شباهت هایی وجود دارد که به ترتیب به مقایسه آن ها می‌پردازیم.
اتلاف: اتلاف بر دو قسم است، اتلاف حقیقی و اتلاف حکمی، اتلاف حقیقی آن است که شخصی مال دیگری را به کلی از بین ببرد، مثلاً لباس یا فرش او را بسوزاند یا خانه اش را خراب کند، ولی در اتلاف حکمی نفس مال از بین نمی‌رود، بلکه با بقای اصل مال، ماهیت آن نابود می شود، مانند آنکه شخصی یخ متعلّق به دیگری را در فصل تابستان در ملکی مخفی کند و در زمستان آن را اظهار و به صاحبش برگرداند بعضی از فقها قاعده اتلاف را شامل هردوگونه اتلاف دانسته اند امّا به نظر بسیاری از فقیهان، اتلاف مال، شامل اتلاف حکمی نمی‌شود.
به موجب اطلاقات ادلّه اتلاف، در پدید آمدن نوع ضمان، به هیچ وجه عنصر عمد و قصد دخالت ندارد. از این رو، شخصی که با عمل خویش موجب تلف مال دیگری شده و ضامن و ملزم به جبران خسارت وارد شده است، اعم از این است که عالماً عامداً چنین کرده باشد یا بدون قصد، عملش چنین نتیجه ای داده باشد. امّا در جرم تخریب باید عنصر عمد و قصد تخریب وجود داشته باشد و بدون عمد تخریب جزایی به وقوع نخواهد پیوست.[۱۹]
طبق رویه معمول نزد فقها، بحث تسبیب بلافاصله در ذیل عنوان اتلاف مطرح می شود، زیرا در حقیقت تسبیب نوعی از اتلاف است. درتسبیب، عمل شخص مستقیماً و مباشرتاً مال دیگری را از بین نمی‌برد، بلکه رابطه بین عمل شخص و تلف مال ‌به این گونه است که اگر عمل واقع نشود، تلف مال نیز اتّفاق نمی‌افتد.
تسبیب نیز اعم است از این که مرتکب با قصد و نیّت اضرار به غیر مبادرت به عمل کند یا این که بدون قصد و نیّت خاصی اقدام کند و سبب ایراد خسارت به دیگری شود و این از جهات تفاوت میان تخریب و تسبیب می‌باشد .[۲۰]
میان تخریب و واژه هایی مانند احراق شباهت های زیادی وجود دارد در بین حقوق ‌دانان انگلیسی در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که احراق و تخریب دو جرم متفاوت می‌باشند و در نتیجه نمی‌توان به نظریه شّر انتقال یافته استناد کرد و مرتکب را محکوم نمود.[۲۱]۳
برخی دیگر، معتقدند که این دو جرم ماهیتاً دو جرم متفاوت نمی‌باشند و ‌بنابرین‏ به استناد نظریه (شرّ انتقال یافته) چنین فردی را می توان به ارتکاب جرم احراق محکوم نمود.[۲۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




۲-۱۰ ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکت ها در شرکت ها و جامعه

مسئولیت اجتماعی شرکت در رهبری و فرایندهای درون سازمانی

• مأموریت‌ و چش مانداز،خط مشی ها و رویه ها، کدهای اخلاقی، مقررات و آیین نامه ها.

بسیاری از مدیران شرکت های ایرانی در گفتگو با ن گارنده، با اشاره به چالش های اقتصادی -سیاسی موجود در جامعه، از مسئولیت جامعه و حکومت در برابر شرکت ها سخن گفته اند تامسئولیت شرکت ها در برابر جامعه. در کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که هنوززیرساخت های لازم برای فعالیت شرکت ها آماده نشده است و بازارها از کارکرد درستی برخوردارنیستند، شرکت ها و بنگا ه ها بیشتر از آنکه به مسئولیت های رقابتی خود بیندیشید، در حال برطرف کردن موانع پیش روی خود چه از جانب دولت و چه از جانب سایر بخش های یک جامعه هستند؛ در این گونه کشورها، به سختی می توان از مسئولیت اجتماعی شرکتی سخن گفت و یااین گونه مسئولیت را از بنگاه های اقتصادی انتظار داشت . در این جوامع ، مسئولیت جامعه درقبال شرکت ها و بنگاه های اقتصادی بسیار بیشتر از مسئولیت شرکتی است . این تناقضی است که به هر حال در این گونه کشورها وجود دارد.

مسئولیت اجتماعی شرکت در بازار و صنعت

• تامین کنندگان و پیمانکاران زنجیره تامین، حقوق مشتریان و مصرف کنندگان، سرمایه گذاری اجتماعی مسولانه، مسئولیت در قبال محصول، مدیریت خرید مسئولانه، لابی کردن مسئولیت پذیر.

مسئولیت اجتماعی شرکت در محیط کار

• ایمنی و سلامتی کارکنان، آموزش و توانمندسازی کارکنان، حقوق بشر، کار شایسته، تبعیض.

مسئولیت اجتماعی شرکت در محیط زیست

• توسعه پایدار، کاهش آلودگی، مدیریت ضایعات، صرفه جویی درانرژی، مدیریت خرید سبز.

مسئولیت اجتماعی شرکت در جامعه و کشور

• جامعه محلی، جامعه دانشگاهی، مشارکت با نهادهای اجتماعی، مشارکت با سازمان های غیر دولتی، داوطلبی شرکتی، حمایت از فعالیت های داوطلبی کارکنان، کمکهای خیریه و اسپانسرینگ.

بدین ترتیب، شرکت ها موفقیت وتداوم حیات خود را در گرومسئولیت در برابر محیط اجتماعی می بینند. در این صورت با رویکردی آینده نگر، مسئولیت اجتماعی ، نه تنها سیاستی هزینه بر تلقی نخواهدشد، بلکه نوعی سرمایه گذاری انسانی و اجتماعی تلقی می شود . دراینجاست که کارایی اقتصاد ی، تنها مسئولیت شرکت تلقی نمی شود .

همان گونه که شرکت ها با تولید خود جامعه را تحت تأثیر قرارمی دهند، جامعه نیز شرکت ها را ملزم به احساس مسئولیت در برابرعملکرد خود می‌کند تا علاوه بر تولید و خدمات مطلوب ، ملاحظات اجتماعی را نیز رعایت کنند. جامعه انتظار دارد که شرکت ها در نحوه برنامه ریزی ها و اجر ای عملکرد هاشان بتوانند یک رابطه کلان – بخشی برقرار سازند و آن را مدیریت کنند ؛ به گونه ای که گسترش و توسعه یک بخش، عدم توسعه بخش دیگر را به دنبال نداشته باشد وتعا ض ها ‌و گسیختگی ها، هزینه هایی را به سایر بخش ها تحمیل نکند.

بعد از دو دهه بحث و نظریه پردازی ، هنوز مسئولیت اجتماعی شرکت ها از تعریف نسبتاً روشن، و پذیرش و اقبال همگانی برخوردارنشده است . در حقیقت ، تلاش های بسیار و واژه های بسیاری وقف تشریح این مفهوم، و کاربرد و اثرات آن شده است . بدین شکل مسئولیت اجتماعی شرکت ها در حد وسط یک آشفتگی و یک بی ثباتی قرار گرفته است. اما تلاش تمامی بازیگران جهان رقابتی چون شرکت ها، سازمان های بین‌المللی، حکومت ها و جامعه مدنی در این راستا است که این مفهوم را زنده نگاه دارند، ولی هر یک از این بازیگران از زوایه دید خود ‌به این موضوع می نگرند و انتظاراتی از این مفهوم دارند . به عبارت دقیق تر، در صورتی که حد و مرز این مفهوم روشن شود، اندکی از این آشفتگی کم می شود. اتاوا از صاحب نظران مسئولیت اجتماعی، این آشفتگی را به زیبایی به تصویر کشیده است:

مسئولیت اجتماعی شرکت ها معانی مختلفی دارد و برای همه »افراد یکسان نیست . بعضی از آن معنی تعهد یا مسئولیت قانونی را برداشت می‌کنند، و برخی دیگر آن را به معنی رفتار مسئولانه اجتماعی بر حسب رعایت مسائل اخلاقی می دانند . برای برخیدیگر معنی آن مسئول بودن و یا معادل هدایای صدقه ای وکمک های خیریه است، بعضی نیز آن را به معنی آگاهی اجتماعی می پندارند، بسیاری از آنانی که مشتاقانه این مفهوم را پذیرفته اند، آن را به معنی مشروعیت و مقبولیت می دانند و تعداد کمی هم آن را به مثابه نوعی وظیفه محول شده برای اعمال ضوابط رفتاری عالی تر بر روی بنگاه های اقتصادی ، بازرگانان ، صنعتگران و نه شهروندان می پندارند.(نیازی،۱۳۸۷)

۲-۱۱خاستگاه و تکامل مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در جهان و ایران

هر چند که عبارت مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها” در قرن بیستم خلق شده، اما شرکت های مشخصی نیز در گذشته درگیر اقداماتی برای منافع کارگران، جامعه و محیط زیست بوده اند. برای مثال ، در دهه ۱۸۷۰ متعاقب با تحریم مصرف کنندگان انگلیسی در ارتباط با شرکتی که درجریان تولیدش از کارگران برده استفاده می کرد، کمپانی هند شرقی مجبور شد رویه و پرداخت های خود را تغییر بدهد و در تولید شکر ‌از کارگران غیر برده در بنگال استفاده کند . در دهه ۱۸۰۰ ، شرکت لیدکواکر در انگلستان شهرک هایی برای کارگرانش ساخت، مدارس ‌و کتابخانه هایی برای خانواده هایشان، و از پمپ های آب برای بازیافت آب به عنوان بخشی از فرایندهای صنعتی اش استفاده کرد . در ایالت متحده، که ‌بر اساس عملکرد بازاریابی مشتری محور» مجمع تجارت برتر « مرکانتیلیسم داشت که » کمیته بیداری « اخلاقی تأسیس شد ریشه دربرای نخستین بار در اواخر قرن ۱۹ تأسیس شده بود . در هند، شرکت اتا استیل از بدو تأسیس در سال ۱۹۰۹ در فعالیت هایی مشابه با فعالیت های مسئولیت اجتماعی شرکت ها مشارکت داشته است . لذا این نهضت به دنبال قاعده مند کردن تجارت درون کشورها به طور همزمان و موازی در سطح بین‌المللی توسط چندین فعالیت پیگیری شد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




کودکان و نوجوانانی در بهزیستی وجود داشتند که عنوان بی سرپرست آن ها را در بر نمی گرفت و شامل بی سرپرستان نمی شدند تا قانون بتواند تحت عنوان بی سرپرست آن ها را وارد خانواده های متقاضی کند، کودکان و نوجوانانی که والدین به دلیل ازدواج مجدد و زندانی شدن امکان نگهداری از فرزندان خود را ندارند، اعتیاد، فساد اخلاقی و فحشا، بیماری های روانی و صعب العلاج والدین، سوء استفاده از طفل و اجبار وی به ورود به مشاغل ضد اخلاقی، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف توسط والدین، ترک خانواده توسط پدر و نبود مادر، فقر، وجود آشفتگی و ناسازگاری در خانواده خیانت والدین نسبت به یکدیگر، اختلاف اعتقادی و طبقاتی والدین با یکدیگر، وجود ناپدری یا نامادری در خانواده، محل زندگی و مسکن نامناسب، فرار کودکان از خانه به لحاظ داشتن خانواده خشن، مستبد و بی ثبات و از کارافتادگی والدین. (محسنی، ۱۳۸۰ : ۵۲۷) همه این ها و موارد دیگر دلایلی بود که کودکان معصوم و بی گناهی که هیچ تقصیر و اشتباهی نداشتند باید تاوان بی تدبیری و بی کفایتی و غفلت و اشتباهات والدین خود را بدهند و با وجود اینکه به ظاهر دارای پدر و مادر هستند ولی باید به دلیل بی صلاحیتی آن ها در بهزیستی زندگی کنند مسأله ای که شاید سخت تر و بدتر از نداشتن پدر و مادر است. قانون گذار در قانون جدید در ماده ۱۰ بیان داشته است:

«در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر و مادر یا جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد (۱۱۸۴) و (۱۱۸۷) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان مسئولیت قیم یا امین مذکور در این موارد را به یکی از درخواست کنندگان سرپرستی واگذار نمایند.»

عدم احساس مسئولیت در مقابل فرزند می‌تواند عمده ترین عامل بدسرپرستی به شمار آید و تمام موارد مطرح شده در بالا را شامل شود و آن ها را در برگیرد و در نتیجه فرزندانی که در معرض فساد و آلودگی و تباهی هستند را با اقدامی مناسب و قانونی از این ورطه ناامیدی نجات داد تا آن ها هم بتوانند معنی زندگی و زندگی کردن را بفهمند. به خاطر اینکه گسترش و افزایش پدیده بی سرپرستی و بدسرپرستی که می‌تواند به نحوی نشانه تضعیف بنیان خانواده و ضربه خوردن به مهمترین رکن اجتماع یعنی کودکان و نوجوانانی که آینده سازان یک مملکت هستند باشد. و قانون جدید هم توجه دقیق به کودکان و نوجوانان بدسرپرست کرده که در رده افراد در معرض خطر هستند. (الوند، ۱۳۹۲ : ۱۳)

ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نیز ‌به این امر اشاره دارد که نگهداری از اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است، اما زمانی که این حق و تکلیف مغایر با مصلحت کودک باشد و صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرفی خطر قرار گیرد به تجویز ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی از والدین سلب صلاحیت می شود، و قانون گذار علت اینکه با وجود پیش‌بینی این موارد در قانون مدنی آن را در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مطرح کرد و اتمام حجت نمود به گفته حمید رضا الوند مدیر کل امور کودکان و نوجوانان بهزیستی ‌به این دلیل بود که قضات برداشت یکسانی از مواد قانون مدنی نداشتند و همین امر مشکلاتی را ایجاد کرده بود که با این ماده قانونی مشکل حل می شود. (همان)

در اینجا لازم است گفته شود که اقدام قانون گذار هم در تدوین و نگارش این ماده بسیار هوشمندانه و زیرکانه بوده است و قابل ستایش است که ابتدا بیشترین سعی را کرده که کودک و یا نوجوان را از خانواده جدا نکرده و آن ها را در درون خانواده خود با ضم امین و با ناظر نگه دارد؛ چون جدا کردن فرزند از خانواده آثار و پیامدهای متفاوتی را به دنبال خواهد داشت، و به همین دلیل بیشترین تلاش را برای جلوگیری از این کار ‌کرده‌است ولی در صورتی که با این عمل هم نتوان کاری کرد سرپرستی آن فرزند را از خانواده گرفته و به متقاضی سرپرستی به عنوان امین موقت واگذار می‌کند. لازم است گفته شود در این مورد تغییری در مشخصات سجلی فرزند به وجود نمی آید برخلاف مواردی که سرپرستی دایم داده می شود.

هر چند قانون گذار اجازه سرپرستی کودکان و نوجوانان بدسرپرست را به موجب قانون به شکل امین موقت «سرپرست موقت» داده است اما این اقدام و جا افتادن این عمل نیاز به فرهنگ سازی و تقویت زیربناهای فکری و اعتقادی مردم دارد. بدین معنا که افراد کمتر به پدیده بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان و نوجوانان به عنوان یک تعهد اجتماعی توجه داشته و صرفاً به انتخاب ساده ترین راه یعنی ارائه خدمات مادی و مساعدت های مالی بسنده می‌کنند، همچنین به عنوان احساس جمعی جامعه ایرانی در زمینه حس تعلق و مالکیت به عنوان یک رفتار قوی فرهنگی رغبت چندانی به امین موقت و سرپرست موقت شدن از خود نشان نمی دهند و بیشتر به دنبال سرپرستی دائم هستند تا امین موقت. عواملی چون شرایط حاد روانی و جسمانی این کودکان به دلیل تجربیات سوء رفتار در خانواده بیولوژیک، نگرانی از آزار و مزاحمت های والدین اصلی (بیولوژیک) برای سرپرستان جدید، ورود لطمات روحی به سبب گسیختگی های عاطفی ایجاد شده بین خانواده و کودک تحت سرپرستی پس از فسخ رابطه سرپرستی در صورت رفع مانع از صلاحیت والدین و یا ولی قهری و … می‌تواند از جمله دلایل کمبود متقاضیان سرپرستی موقت باشد، ‌بنابرین‏ ضروری است به منظور رفع چالش های قانونی و فرهنگی و اعتقادی با الهام از تعلیم عالیه و مترقی اسلام به تهیه و تدوین برنامه هایی در جهت تصحیح و تسهیل در صدور احکام سرپرستی موقت و تغییر نگرش جامعه ‌در مورد امین موقت اقدام نموده و با فرهنگ سازی در این زمینه به تحول دیدگاه های فرهنگی و اعتقادی جامعه دست بیابیم، که بی شک تدوین چنین برنامه هایی مشارکت همگانی تمامی سازمان ها و ارگان‌های دولتی و غیر دولتی و اندیشمندان علوم اجتماعی و انجام تحقیقات گسترده پیرامون سرپرستی موقت از کودکان بدسرپرست را می طلبد که می توان به شکل حمایت هایی به صورت پیش‌بینی ضمانت اجراهای کیفری مناسب به منظور حمایت مؤثرتر از سرپرستان موقت در مقابل مزاحمتهای احتمالی والدین بیولوژیک، تشویق افراد به طرق مناسب، ارائه خدمات تخصصی و مشاوره ای باشد که این موارد بتواند موجب افزایش متقاضیان سرپرستی موقت و اجتناب از ورود بی رویه و اقامت طولانی مدت کودکان و نوجوانان بدسرپرست در بهزیستی بشود. (رضایی، ۱۳۸۴ : ۱۶)

تغییر دیگری که در قانون جدید نسبت به قانون قبلی ایجاد شده در ماده ۱۰ قانون سابق آمده بود «متقاضیان می‌توانند با تصویب دادگاه و با رعایت مقررات این قانون کودکان متعددی را سرپرستی نمایند» ولی در قانون جدید در ماده ۷ گفته شده «درخواست کنندگان نمی توانند پیش از دو کودک یا نوجوان را سرپرستی نمایند مگر مواردی که کودک یا نوجوان تحت سرپرستی اعضای یک خانواده باشند.» نکته تأمل برانگیز این ماده «اعضای یک خانواده» بودن آن است که ابهام دارد که می‌تواند علاوه بر خواهر و برادر، عمو زاده ها، خاله زاده ها و … شامل بشود.

۲-۳ تشریفات و آیین دادرسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




۱-۲- بیان مسئله :

یک نفر سرپرست در یک مؤسسه­ی حسابرسی معمولاً مسئولیت سرپرستی و نظارت در حسابرسی یک یا چند کار حسابرسی متوسط یا بزرگ را بر عهده دارد، به­گونه ­ای که بتواند مستندات و نتایج را به شرکای ارائه نماید. آن­ها وظیفه­ی بررسی فرم‌ها و کاربرگ‌ها و گزارش‌های حسابرسی و طرح و تنظیم برنامه رسیدگی و رویه حسابرسی هر واحد اقتصادی را با توجه به وضع خاص آن به عهده دارند و درباره‌ مسائل و مشکلات حسابداری موجود در واحد اقتصادی مورد رسیدگی با صاحبکار تماس گرفته و در رفع مشکلات مذکور تلاش ‌می‌کنند. همچنین در بسیاری از مؤسسات حسابرسی، سرپرستان،‌ عهده‌دار کارآموزی و تعلیم کارکنان تحت نظر خود نیز می‌باشد (خواجوی، نوشادی،۱۳۸۷).

سرپرست تیم رسیدگی کسی است، که صلاحیت برنامه ریزی و اجرای یک رسیدگی را دارد و گزارش حسابرسی را برای تأیید مدیر و شریک تنظیم می‌کند. دادن آموزش ضمن کار به کارکنان یکی از مسئولیت های عمده سرپرستان است. بررسی و بازبینی کاربرگها به محض تکمیل شدن، یکی دیگر از وظایف سرپرست است.

برخی از وظایف سرپرست (فاوچی،۱۳۸۳) :

الف: تقسیم کار بین حسابرسان ارشد، حسابرسان و کمک حسابرسان

ب: بررسی کاربرگ های تکمیل شده

ج: نظارت ‌بر اعمال صحیح استانداردهای اجرای عملیات

د: برنامه ریزی و تأیید کارکرد کارکنان و ارزیابی کارایی آنان

ه: بررسی پرونده های جاری و دائمی

ر: تنظیم پیش نویس گزارش حسابرسی

کارکنان حسابرسی در هر سطح و در هر مرحله حسابرسی باید به نحو مناسب سرپرستی شده و کارهای مستند شده بایستی توسط یکی از اعضاء ارشد حسابرسی مورد بازبینی (بازنگری) قرار گیرد (همان منبع).

کلیه کارهای حسابرسی قبل از نهایی شدن اظهار نظرها و گزارش ها توسط یکی از اعضاء ارشد کارکنان حسابرسی مورد بازبینی قرار گیرد این کار باید همزمان با پیشرفت هر یک از بخش های حسابرسی صورت گیرد. بازبینی موجب می‌گردد که بیش از یک سطح تجربه و قضاوت در وظیفه حسابرسی دخیل شود (همان منبع).

توجه سرپرستان به چگونگی احساسی حسابرسان نسبت به محیط کار، اولین گام برای برقراری رابطه کاری مناسب با آنان است. در مؤسسات حسابرسی چنان که سرپرستان از راهنمایی رسمی و اداری فاصله بگیرند و راهنمایی حسابرسان زیر مجموعه خود را با روابط کاری دوستانه همراه بسازند، زمینه بهبود و کارایی آن ها را بهتر فراهم می‌کند(Covaleshi , Dirsmith,1985 ).

نحوه سرپرستی در سازمان بر روحیه کارکنان تأثیر می‌گذارد و شاید هیچ عاملی در سازمان بیشتر از این عامل بر تضعیف یا تقویت روحیه کارکنان مؤثر نباشد. سرپرستان به هدایت و راهنمایی کارکنان در انجام وظیفه شان بپردازند، در حل مسایل آن ها را حمایت کنند و در مواقع مورد نیاز بازخورد مناسب به عملکردشان ارائه دهند. لذا نحوه سرپرستی در تعین و جهت دهی نگرش کارکنان بسیار مهم است و امروزه سرپرستی یکی از مهارت های مهم مدیرت اثر بخش است (زارعی، ۱۳۷۴).

مطالعات پیشین نشان می‌دهد که خاستگاه های متفاوت قدرت سرپرست منجر به انواع مختلف واکنش و همچنین درجات مختلف واکنش دهی توسط افراد زیردست می شود. به علاوه قدرت به صورت چند بعدی می‌باشد و منابع به گونه ای مشاهده شوند که دارای نیروی به روش متفاوت از نظر کیفیت می‌باشد (Corson, 1993).

قدرت و نیرو به صورت توانایی یا عامل بالقوه در داشتن تأثیر تعریف شده است (Fiol, 2001). ممکن است قدرت همیشه تأثیراتی پیش‌بینی شده (مورد انتظار) ‌بر اساس نوع آن نداشته باشد (French and Raven 1959,). برای قدرت سرپرستان، منابع متفاوتی وجود دارد و ابعاد متفاوت قدرت سرپرستان می‌تواند عکس العمل های متفاوت افراد زیر دست را تا اندازه قابل توجهی بر انگیزد (Hinkin and Sehriesheim, 1989).

برای ‌گروه‌های حسابرسی باید قدرت سرپرستان را به عنوان یک عامل محیطی با اهمیت که بر رفتار تیم حسابرسی اثر می‌گذارد مد نظر قرار دهیم (Fedor, 1989). تأثیرات قدرت نظارتی سرپرست بر واکنش تیم حسابرسی نشان می‌دهد، که تیم حسابرسی تلاش می‌کنند تا عملکرد و بازخورد مناسبی از خودشان نشان دهنند. چنان که سرپرستان عملکرد ضعیفی را از آن ها مطرح سازند، آن ها همچنین تلاش می‌کنند تا برداشت و طرز تلقی سرپرستان را هدایت و راهنمایی کنند. تجربه تیم حسابرسی، شناخت و آگاهی تیم حسابرسی از قدرت و توان سرپرستان بر این واکنش اثر گذار خواهد بود.

به منظور بررسی تأثیر قدرت نظارتی سرپرستان بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها می توان مجموعه قدرت نظارتی سرپرستان نسبت به تیم حسابرسی را به سه دسته عمده تقسیم بندی کرد و سپس با انجام یک پژوهش علمی میزان تأثیر گذاری هر کدام را بر عملکرد تیم حسابرسی بررسی کرد. سه دسته عمده از مجموعه قدرت نظارتی سرپرستان نسبت به تیم حسابرسی در امر سرپرستی عبارتند از ۱) قدرت مرجعیت سرپرست، ۲) تخصص سرپرست، ۳) فشار و اجبار سرپرست

در تحقیق حاضر به دنبال بررسی میزان تأثیر گذاری هر یک از این سه دسته از عوامل قدرت نظارتی سرپرستان بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها هستیم.

۱-۳- اهداف تحقیق

در این تحقیق به بررسی، آگاهی وشناخت از مجموعه محیط حسابرسی چندگانه (گروهی متشکل از چند حسابرس)، از طریق بررسی در انتقاد سرپرستان از تیم حسابرسی و بازبینی فعالیت های آن ها توسط سرپرستان و بازخورد حوادث ناشی از آن می‌باشد. ما به بررسی این می پردازیم که چطور تیم حسابرسی به انتقاد و بررسی عملکرد آن ها واکنش نشان می دهنند و چطور قدرت و اعمال نفوذ سرپرستان بر این واکنش ها اثر گذار است.

هدف اصلی این تحقیق مطالعه نحوه تأثیر قدرت نظارتی سرپرستان بر واکنش تیم حسابرسی نسبت به بررسی عملکرد آن ها است.

به منظور نیل به هدف اصلی فوق، باید تأثیر عواملی چون قدرت مرجعیت سرپرستان، تخصص سرپرستان و فشار و اجبار سرپرستان بر عملکرد تیم حسابرسی مورد آزمون قرار می‌گیرد.

۱-۴-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




روایت به استناد رأی‌ خاص ابوحنیفه و ابو یوسف و فقهای کوفه و بصره ‌به این صورت است: ان عبدالله بن سهل و عبدالرحمان بن سهل و عما هما حویصه و محیصه خرجوا فی التجاره الی خیبر فتفرقوا لحوائجم فوجدوا عبدالله بن سهل قتیلا فی قلیب من خیبر یتشمت فی دمه فجاووا الی رسول الله ص لخیبروه فاراد عبدالرحمان ان یتکلم فقال رسول الله ص الکبر، الکبر، فتکلم احد عمیه حویصه و محیصها الاکبر منهما و اخبره بذلک قال من قتله قالوا و من یقتله سوی الیهود قال ص تبرئکم الیهود بایمانها فقالو: لا نرضی بایمان قوم کفار لا یبالون ماحلفوا علیه فقال ص اتحلفون و تستحقون دم صاحبکم فقالو کبف نحلف علی امر لم نعاین و لم نشاهد

اشکالی که از سوی فقهای عامه بر حدیث وارد شده به دو صورت است:

      1. اشکال بر سند حدیث: گرچه فقهای عامه خاصه ماوردی در صدد جواب از اشکالاتی که بر سند حدیث وارد شده آمده اند، اما پس از اینکه روایت ‌به این حد از اشتهار بین فقها رسیده و مورد قبول عمل آن ها واقع شده، اشکال بر سند حدیث بی مورد است، علاوه براینکه روایت به طرق صحیح بر چند سند از سوی خاصه نقل شده و اشکالات سندی بر طرق خاصه وارد نیست.

  1. اشکال در متن حدیث: عمده اشکال در متن حدیث برعبارتاتخلفون و تستحقون دم صاحبکم وارد شده است. مخالفان، عبارت را بر وجه استفهام استنکاری تفسیر کردند و گفته اند پیامبر طبق قسامه حکم نکرد بلکه بر وجه انکار به انصار فرمود: اتحلفون و تستحقون دم صاحبکم، مانند آنچه در قران خطاب به مردم است که افحکم الجاهلیه یبغون یعنی در واقع پیامبر از عمل به حکم جاهلیت منع کرده و خود متحمل پرداخت دیه شده است. آنان معتقدند از آنجا که روایت تاویل پذیر است، تاویل آن بر مبنای اصول اولیه اولی است

پاسخ: ماوردی به اشکال به متن حدیث: دو پاسخ داده است: اول آنکه عبارت تستحقون دم صاحبکم و بعد از آن قتبرا کم یهود بخمسین یمینا را قرینه آورده بر اینکه عبارت اتحلفون استنکاری نیست، زیرا عبارت تستحقون در واقع اثبات حکم است نه انکار ، زیرا معنی ندارد در حالی که از حلف منع می‌شوند، از استحقاق آنان بر مبنای حلف سخن گفته شود. بعلاوه بعد از ‌امتناع قسم ازسوی انصار ، پیامبر قسم را متوجه یهود می‌کند. دوم آنکه از آنجا که آوردن امر به صورت جمله خبریه دلالت بر امر محتوم دارد، پیامبر با آوردن همزه استفهامی آن را از حالت امری و حکمی خارج کرده و به صورت استخبار از حال در آورده است تا گمان نشود که گریزیاز ایمان نیست [۸۶]

ب: روایت مسلم بن خالد از ابن جریح از ابی هریره: دلیل دوم قائلان به وجوب حکم به قسامه از طریق عامه روایتی است که مسلم بن خالد از ابن جریح از ابی هریره نقل می‌کند که: ان رسول الله ص قال: البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر الا فی القسامه.[۸۷]

از طریق خاصه نیز در صحیحه برید بن معاویه از امام صادق ص آمده که: قال سئلتهعن القسامه فقال ص الحقوق کلها البینه علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه الا فی الدم خاصه.

اشکالاتی که بر حکم استثنائی این روایات آمده است بر دو نوع است:۱٫ اشکالی که از سوی قائلان به عدم جواز حکم به قسامه با صرف نظر از این روایات به طور کلی بر قسامه آمده و آن اینکه اصل در دعاوی این است که البینه علی من ادعی و الیمین علی من علی من انکر »۲و قسامه خلاف این قاعده کلی است.

۲٫اشکالی است که ابو حنیفه بر خبر ابی هریره گرفته است و آن اینکه اولا در خبر ابی هریره در عبارت : البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر الا فی القسامه جمله و الیمین علی من انکر اختصاص یمین به منکر است نه غیر او و جمله الا فی القسامه منظور وجوب آن بر منکر و بر غیر اوست یعنی از اهل مدعی علیه.

ثالثا اینکه : الیمین علی من انکر ابراء منکر بر یمین است مگر در قسامه که ابراء نمی شود بلکه دیه بر او واجب است. البته این دو اشکال مبتنی بر دیدگاه خاص ابوحنیفه به قسامه است.

پاسخ: پاسخ این اشکالات این استکه اولا قسامه مخصص اصول و قواعد شرعیاست: مانن سایر سنن مخصصه و حکم استثنایی یا خاص هیچگاه در تعارض با قاعده کلی و عام نیست. به اشکال اول ابو حنیفه و طرفداران او نیز اینطور پاسخ دادند که این تاویل درست نیست، زیرا استثناء از اثبات نفی است و از نفی اثبات. لذا الیمین علی من انکر اثبات یمین منکر است مگر در قسامه که نفی آن اثبات است(یعنی در قسماه یمین بر منکر نیست.) و در جواب اشکال دوم گفته اند : استثناء از همان چیزی صورت می‌گیرد که لفظ متضمن آن استکه همان یمین باشد نه از آن چیزی که در لفظ ذکر نشده است، یعنی برائت، پس جایزنیست از مذکور به غیر مذکور عدول شو

ج: احتیاط در دماء: سومین دلیل قائلان به وجوب عمل به قسامه خصوصاً مالک این است که علت عمل به قسامه احتیاط در دماء است، از آنجا که قتل زیاد واقع می شود و توان اقامه شهادت بر آن کم است

چون قاتل، عمل را ‌در خلوت انجام می‌دهد، قسامه برای حفظ دماء وضع شده است۱. روایات معلله از طرق خاصه نیز در این مورد زیاد است از جمله عبدالله بن سنان از امام صادق ع نقل می‌کند که می‌گوید: سئلته عن القسامه فقال هی حق… انما القسامه حوط یحاط به الناس.

لازم به ذکر است بر دلیل سوم اشکال شده است که این علت در راهزنان و سارقان هم هست، زیرا شهادت بر این امور نیز مشکل است، مالک در برابراین اشکال تسلیم شده و شهادت مسلوبان بر سالبان را نیز جایز شمرده است،(همان) با اینکه مخالف اصول مققرر است و در واقع حکم خاص است و با این حکم مورد دماء از تحت اصول خارج شده و راهزنان و سارقان و… همچنان تحت عموم باقی است.

گفتار سوم: مبانی حقوقی

الف- قسامه در ((قانون حدود و قصاص))

قسامه برای اولین بار در سال ۱۳۶۱ به موجب ((قانون حدود و قصاص)) ۲و در قالب چند ماده قانونی به قوانین جزایی ایران راه یافت.[۸۸]

لازم به ذکر است که در قانون فوق الذکر به صورت کلی، به موارد لوث اشاره گردیده است چنانچه به موجب ماده ۳۵(هرگاه ولی دم، مدعی قتل عمد شود و یکی از دو شاهد عادل به قتل عمد و دیگری به اصل قتل شهادت دهد و متهم قتل عمد را انکار کند از باب لوث محسوب می شود و مدعی باید قتل را با قسامه ثابت کند.)

همچنین وفق ماده ۳۶:( هرگاه یکی از دو مرد شهادت به قتل دهد و دیگری شهادت به اقرار متهم به قتل، قتل ثابت نمی شود و داخل در باب لوث خواهد بود.) ‌بر اساس ماده۳۷: (هرگاه بر اثر قرائن و اماراتی حاکم به وقوع قتل گمان پیدا کند از قبیل شهادت یک شاهد یا حضور شخصی همراه با آثار جرم در محل قتل یا وجو مقتولی در محل تردد یا اقامت اشخاص معین از موارد لوث خواهد بود.)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:20:00 ب.ظ ]




(اسلام ، اسناد بین الملل و حقوق ایران)

مبحث اول : بررسی مفهومی دادرسی منصفانه در اسلام ، اسناد بین‌المللی و حقوق ایران

گفتار اول : اصول دادرسی منصفانه در اسلام

هرچند این مسأله در طول تاریخ و در همه جای دنیا به صورت مطلق غالب نبود، با این وجود، نمی‌توان رویه‌های انسانی مذبور را که گاه اعمال می‌شدند به عنوان رویه‌ای متداول در نظر گرفت. برای نمونه نظام آیین دادرسی اسلام خود نظامی پیشرفته به شمار می‌رود که از حدود چهارده قرن پیش به جای مانده و در آن به موارد متعددی از حقوق متهم و محکوم در جریان دادرسی و مجازات اشاره شده است. برای نمونه، شیخ بهائی در جامع عباسی انجام امور خاصی را برای قاضی لازم و واجب می‌شمارد که در زیر به برخی از آن ها که در ارتباط کامل با بحث می‌باشد، اشاره می‌کنیم:

یک ـ حاضر ساختن مدّعی علیه و اصل رسیدگی حضوری مگر در صورت عدم امکان.

دو ـ برابر دانستن مدّعی و مدّعی علیه؛ خواه هر دو مسلمان باشند و خواه هر دو کافر و در نظر گرفتن و گوش بر سخنان ایشان دادن و جواب کلام ایشان گفتن و در جای دادن و تعظیم کردن و عدل نمودن در حکم. رعایت مساوات در میان طرفین دعوا مکرراً مورد اشاره و تأکید فقها اعم از شیعه و سنی واقع شده است. رعایت این تساوی حتی در مدت سخن گفتن نیز مورد تأکید قرار گرفته است.[۱]

سه ـ آن که قاضی در اثنای گواهی دادن گواه یا بعد از آن چیزی نگوید که گواه آن را وسیله گواهی خود سازد و گواهی خود را بآن درست نماید یا او را دلیر گرداند و ترغیب نماید بر گواهی دادن؛

چهار ـ عدم اخذ رشوه؛

پنج ـ آن که تا یکی از مدّعی علیه حاضر نباشد حکم نکند.[۲]

در ادامه به سی و شش امری که ‌در مورد قضاوت سنت محسوب می شود، اشاره ‌کرده‌است که برخی از آن ها مطابقت کامل با اصول دادرسی منصفانه دارد. برای نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

یک ـ نشستن جهت قضا در جایی که آمدن پیش او به آسانی میسّر گردد.

دو ـ حاضر گردانیدن علما در مجلس قضا تا آن‌که او را آگاه گردانند بر مأخذ حکم یا خطائی که از او واقع شود.

سه ـ حاضر گردانیدن جماعتی از عدول را در مجلس قضا جهت ترتیب خصوم در دعوا و جماعتی که بر اقرار نمودن مردمان و حکم کردن قاضی گواه شوند و کاتبی عادل و قاسمی امین.

پس از آن به چهار مسأله اشاره می‌کند که انجام آن برای قضات حرام است. در این میان می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

یک ـ رشوه گرفتن قاضی در قضا پرسیدن و همچنین رشوه دادن به قاضی حرام است.

دو ـ تلقین کردن قاضی مدّعی و مدّعی علیه را به چیزی که مستلزم ضرر دیگری باشد.

همچنین به مواردی اشاره می‌کند که انجام آن برای قاضی مکروه است که از آن میان می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

یک ـ دربان ‌نگاه‌داشتن قاضی در وقت قضاوت. البته بعضی از مجتهدین این را به خاطر نهی پیامبر حرام می‌دانند.

دو ـ سخن کردن با یکی از مدّعی و مدّعی علیه و بعضی از مجتهدین این را حرام می‌دانند.

سه ـ شفاعت کردن قاضی جهت اسقاط حق یا ابطال دعوا.

چهار ـ تعیین کردن جماعتی مشخص جهت گواه شدن[۳].

‌بنابرین‏، در کل می‌توان مهمترین اصول آیین دادرسی اسلام را در چند بند زیر خلاصه نمود:

الف) اصل تساوی افراد در برابر قانون و دادگاه

ب) اصل علنی بودن محاکمات

ج) کاربرد دستاوردهای علمی در کشف حقیقت قضایی

د) اصل منع شکنجه متهمان در اثنای بازجویی[۴]

هـ) اصل حضوری بودن جلسات رسیدگی: در این باره در برخی از روایات منقول از امیرالمؤمنین، وارد شده است که فرموده‌اند: « لا یقضی علی الغائب». همچنین، هنگامی که رسول خدا امام را به یمن فرستاد، به او فرمودند: « هرگاه دو نفر برای طرح دعوا پیش تو آمدند تا سخن هر دو را نشنیده‌ای حکم صادر نکن …»

و) اصل مستند بودن حکم

ز) اصل لزوم رسیدگی مجدد در موارد لزوم که خود بر دو نوع است:

۱- رسیدگی عدولی: روایات عدیده‌ای، دلالت دارد بر اینکه ائمه (ع) رسیدگی عدولی یعنی بازگشت خود قاضی از حکم را پذیرفته‌اند.

۲- تجدیدنظر: در مواردی ما شاهد تجدیدنظر امام علی (ع) در احکام صادره از سوی قضات هستیم. حتی گاه امام علی (ع) خود به اصحاب دعوا می‌فرمودند: « اگر حکم را نپذیرفتید، می‌توانید به پیش پیامبر(ص) بروید تا در حکم تجدیدنظر کند». اما در بیشتر موارد، درخواست تجدیدنظر از طرف محکوم‌علیه صورت می‌گرفت.[۵]

به طور کلی، امام به شریح دستور داده بودند که چه در حق الناس و چه در حدود، حکمی را اجرا نکند مگر اینکه آن را به امام عرضه نماید . فلهذا به نظر می‌رسد از دیدگاه امام اصل بر تجدیدنظر است و حتی نیازی به درخواست محکوم‌علیه ندارد.

گفتار دوم : اسناد حقوقی بین‌المللی مربوط به دادرسی منصفانه

دادرسی منصفانه به عنوان مجموعه اصولی و قواعدی که رعایت آن ها به همه قضات کیفری، حقوقی و اداری توصیه می‌شود، با تأخیری نسبتاً طولانی از نیمه قرن بیستم ‌به این سو مطرح شده است. نخستین توجه بین‌المللی به دادرسی منصفانه به عنوان مجموعه‌ای از اصول حقوق بشری حاکم بر دادرسی‌ها در اعلامیه حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ صورت گرفت. ‌بر اساس ماده پنجم اعلامیه مذبور، ” احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا خلاف انسانیت و شئون انسانی یا موهن باشد. ‌بر اساس ماده نهم ” احدی را نمی‌توان خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید نمود”. ‌بر اساس ماده دهم نیز ” هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مستقل و بی‌طرف منصفانه و علناً رسیدگی شود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او و یا هر اتهام جزائی که به او وارد شده باشد تصمیم بگیرد”.

بند نخست ماده یازدهم اعلامیه نیز اصل برائت را مورد شناسایی و تأکید قرار داده است. ‌بر اساس بند مذبور” هرکس که به بزهکاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که کلیه تضمین‌های لازم جهت دفاع او تأمین شده باشد، تقصیر او قانوناً محرز گردد”. بند دوم ماده یازده اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین جزایی را مورد توجه قرار داده است. بر این اساس ” هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین‌المللی جرم شناخته نمی‌شده است محکوم نخواهد شد. به همین طریق، هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اجرا نخواهد شد”.

در چند دهه اخیر تبدیل شده است. در ماده ۱۴ میثاق حقوق مدنی و سیاسی[۶] دادرسی منصفانه مورد اشاره قرار گرفته است. بر اساس ماده مذبور ” هر شخص حق دارد از دادرسی منصفانه و علنی توسط دادگاه صالح، مستقل و بی طرف و قانونی برخوردار باشد”. این حق در بند ۲ ماده ۴ میثاق فوق نیز آمده و جزو حقوق غیر قابل نقض بر شمرده شده است.

جدا از اسناد مذبور، تعداد بسیار زیادی از اسناد بین‌المللی و یا منطقه‌ای دیگر نیز وجود دارد که گاه مستقلاً به موضوع دادرسی منصفانه پرداخته و در اغلب موارد در لابلای احکام و مقررات مربوط به نظلم کلی حمایت از حقوق بشر، نظام عدالت قضایی و غیره به بیان اصول دادرسی منصفانه پرداخته‌اند که در زیر به آن ها اشاره می‌شود:

    1. اصول بنیادین استقلال قضایی مصوب ۱۹۸۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




۲-۲۸-۲٫نظریه کانون کنترل راتر

راتر کانون کنترل را به باورهای عمومی و بین موقعیتی افراد در دریافت تقویت از زندگی تعریف ‌کرده‌است. افراد دارای کانون کنترل درونی معتقدند که پیامد یک موقعیت تحت کنترل شخصیشان بیش از موقعیتهایی است که در کنترل عوامل بیرونی است. از این رو افرادی با کانون کنترل درونی به احتمال زیاد انتظار زیادی دارندکه رفتار ویژه آن ها منجر به پیامدهای خاص شود. افراد دارای کانون کنترل بیرونی معتقدند که عوامل بیرونی نقش مهمی را در پیامدهای یک موقعیت نسبت به عوامل درونی از قبیل تصمیمات یا اعمالشان دارند. از این رو ‌افراد دارای کنترل بیرونی احتمالا انتظار کمی دارند که رفتارشان منجر به پیامد خاص شود. به عبارت دیگر پیامدهای رفتاری یک فرد می ­تواند بر اساس کانون کنترل پیش ­بینی شود. راتر معتقد است کانون کنترل سلامت می ­تواند به دو سطح مشخص تقسیم شود. سطح اول در یک موقعیت خاص و سطح دوم از نظر بافت گسترده ­تر است. راتر بیان کرد که کانون کنترل یک فرد بعدها در سطح و بافت وسیع­تر عمل می­ کند و می ­تواند در بین موقعیت­ها تعمیم یابد. (چوکر،۲۰۰۸).

۲-۲۸-۳٫نظریه اسناد

نظریه اسناد رویکردی شناختی است که روند ادراک علیت رفتار را بررسی می­ کند. از این رو مفاهیم آن بیشتر در زمینه­ ادراک فرد و رفتار متقابل اجتماعی است که در چهارچوب روانشناسی اجتماعی کاربرد فراوان دارد. در واقع فرض اساسی نظریه انتساب این است که افراد می­خواهند بدانند چرا آن ها و دیگران پیامد خاصی را تجربه ‌می‌کنند و علتهای نهفته در در موفقیتها یا شکست‌ها، پیروزیها یا مصیبتها، مقبولیت­ها یا طرد شدن­های اجتماعی آنان چیست. (هایدر،۱۹۸۵؛جونز و دیویس،۱۹۶۵؛وینر،۱۹۸۰؛۱۹۸۵ به نقل از ریو، ترجمه سید محمدی ۱۳۸۴). وینر (۱۹۸۵) معتقد است افراد به دو دلیل اساسی انتساب ‌می‌کنند:اولاً آن­ها می­خواهند بدانند چرا شکست­های مهم و غیرمنتظره روی می­ دهند، ثانیاًً افراد اطلاعاتی را که از جستجوهای انتسابی کسب ‌می‌کنند برای بهبود بخشیدن به زندگیشان و نحوه تعامل کردن با محیط به کار می­ گیرند. انتساب علیتی دلیلی است که فرد برای توجیه کردن بردن یا باختن، پذیرفته شدن یا طرد شدن، تقویت شدن یا تنبیه شدن خود می ­آورند. علت­هایی که برای توجیه کردن پیامدها به کار گرفته می­شوند یا در درون فرد قرار دارند مثل شخصیت، هوش، مهارت، تلاش و زیبایی جسمانی و یا در محیط مثل هوا، تأثیر دیگران یا دشواری تکلیف. بعد درونی-بیرونی یا شخص-محیط انتساب منبع نامیده می­ شود. منبع به معنی مکان است، یعنی اینکه آیا علت در درون فرد قرار دارد یا در محیط (ریو، ترجمه سید محمدی ۱۳۸۴).

نظریه انتساب برای توجیه کردن فرآیندهای انگیزشی و هیجانی از جمله سبک تبیینی، عقاید کنترلی شخصی، درماندگی آموخته شده، افسردگی، هیجان، انتظارها و ارزش­ها، الگویی شناختی عرضه می­ کند. سبک تبیینی ویژگی شخصیتی نسبتا ثابت است و نحوه­ای که افراد برای رویدادهای ناگوار دلیل و برهان می ­آورند را منعکس می­ کند. افرادی که سبک تبیینی خوش­بینانه دارند، بدبیاری­ها را با انتساب­های بیرونی-ناپایدار-قابل کنترل توجیه ‌می‌کنند، افرادی که سبک تبیینی بد بینانه دارند، بدبیاری­ها را با انتساب­های درونی-پایدار وغیر قابل کنترل توجیه ‌می‌کنند. سبک تبیینی بدبینانه با شکست تحصیلی، پریشانی اجتماعی، بیماری جسمانی، عملکرد شغلی ضعیف و افسردگی در ارتباط است. عقاید کنترل شخصی پیرامون گرایش­های انگیزشی تسلط در برابر درمانده قرار دارد. افرادی که گرایش انگیزشی تسلط دارند، وقتی با شکست مواجه می­شوند، استقامت و جرئت نشان می­ دهند. افرادی که گرایش انگیزشی درمانده دارند وقتی با شکست مواجه می­شوند از خود تزلزل نشان می­ دهند. (به نقل از همان منبع).

در واقع واکنش اشخاص از موقعیت­ها متأثر از برداشت­ها و ارزیابی­های شناختی آن­ها از آن موقعیت­هاست. هدف نظریه اسناد از دیدگاه بنیان­گذاران آن بررسی چگونگی انجام تبیین­های علی به وسیله مردم و چگونگی پاسخ مردم به پرسش­هایی است که با چرا آغاز می­شوند. نظریه اسناد فرآیندهای تبیین رویدادها و پیامدهای عاطفی و رفتاری ناشی از این تبیین­ها را بیان می­ کند. (راتمن، سالوورگ، توروی و فیشکین،۱۹۹۳)[۷۴].

چشمداشت­ها و سبک­های تبیینی افراد می ­توانند در پیش ­بینی بیماری و رفتارهای بهداشتی آن­ها مؤثر باشند(پیترسون، ویلانت و سلیگمن ۱۹۸۸[۷۵]). یافته­ ها حاکی از آن است که کانون کنترل سلامت در امیدواری و پیش­گیری از بیماری افراد مبتلا به بیماری­های مزمن نقش دارد (شوارتز[۷۶]،۲۰۰۰).

کانون کنترل سلامت در واقع درجه اعتقاد فرد ‌به این امر است که سلامت او تحت کنترل عوامل درونی یا عوامل بیرونی است. کسانی که کانون کنترل سلامت از نوع بیرونی دارند، ‌به این امر معتقدند که پیامدهای معین وحوادث رخ داده در زندگی آن­ها بواسطه نیروهایی مانند پزشکان، شانس، سرنوشت و بخت و اقبال تعیین می­گردند، در عوض افرادی که کانون کنترل سلامتی از نوع درونی دارند ‌به این امر معتقدند که پیامدها و حوادث معین در نتیجه­ رفتار و اعمال خود آن­ها ‌می‌باشد و تعیین کننده سلامتی آن­ها به طور مستقیم اعمال و رفتارهای آنان ‌می‌باشد (والستون، والستون و دولیس [۷۷]۱۹۷۸).

کانون کنترل سلامتی به عنوان یک متغیر مؤثر بر توسعه و پیشرفت رفتارهای بهداشتی و ظرفیت درمانی و تبیین مشکلات بهداشتی شناخته می­ شود. کانون کنترل درونی سلامت به طور مثبتی با آگاهی و نگرش، وضعیت روانشناختی رفتارهای بهداشتی و سلامتی بهتر همراه و همگام می­ شود. در مقابل، بیشتر منابع بیرونی کنترل سلامتی (افراد قدرتمند، بخت و اقبال) با رفتارهای بهداشتی منفی و وضعیت روانشناختی ضعیف همراه می­شوند. (مالکرن، همیلتون[۷۸]،۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]





داور(۱۹۹۹)ویژگی‌های رفتاری کارکنان توانمند شده را در مقایسه با کارکنان غیر توانمند در جدول زیر نشان داده است.































کارکنان توانمند شده

کارکنان توانمند نشده

۱- در موقعیتهای مبهم دارای ابتکار عمل هستند و مشکلات را به شیوه­ای تعریف می‌کنند که قادر به تجزیه و تحلیل بهتر و دستیابی به تصمیمات بیشتر باشند.

۱- منتظر هستند تا مافوق تصمیم بگیرد که چه کسی اختیار رسیدگی به مشکل را دارا و در برابر آن مسئول است.به عبارتی همواره منتظر کسب تکلیف هستند.

۲- قادرند در موقعیتهای مبهم ،فرصت‌ها را تشخیص دهند.

۲- قادرند با مشکلات به طور کارآمد برخورد کنند اما نمی‌توانند فرصت‌های محتمل را تشخیص دهند.

۳- قادر به به کارگیری مهارت‌های فکری مهم از قبیل آزمایش مفروضات و ارزیابی دلایل ارائه شده هستندو قادرند ‌در مورد اینکه تصمیمات و اقداماتشان در راستای اهداف مشترک است دلایل محکمی ارائه دهند.

۳- نتیجه گیری‌های سایرین به ویژه افراد صاحب نفوذ را بدون انجام بررسی های لازم می­پذیرند.‌در مورد اطلاعاتی که در اختیار دارند بحث می‌کنند اما قادر نیستند از این اطلاعات در راستای اهداف مشترک استفاده کنند.

۴- هم در ‌گروه‌های وظیفه ­ای و هم درون ‌گروه‌های چند وظیفه ­ای قادر به اجماع نظر برای تصمیمات و اقدامات هستند.

۴- انتظار دارند تلاشهایی در جهت دستیابی به اجماع نظر صورت گیرد اما اگر با شکست مواجه شوند به اختیارات سلسله مراتبی متوسل می‌شوند.

۵- بر روی فرصت‌ها کار کرده و آن ها را مورد شناسایی قرار می‌دهند تا بتوانند بدین طریق فعالیت‌ها،مستندات،سیستم‌های ارتباطی و اطلاعاتی را سیستماتیک(نظامند)نموده،مشکلات سیستماتیک را شناسایی و دفع کرده و در نهایت سیستمهایی را که قادر نیستند چیزی بر ارزش مشتری بیافزایند،اصلاح و یا از رده خارج کنند.

۵- به بهبود فردی یا اثربخشی تیمی تمرکز دارند اما قادر به درک مشکلاتی که فراتر از گروه هستند،نیستند.قادر به ارائه راه­حلهای یکبار مصرف هستند اما برای سیستماتیک نمودن آن ها با مشکل مواجه می‌شوند.به شدت متکی به سیستم‌های موجود بوده حتی اگر سیستم‌ها کارایی خود را از دست داده باشند.

۶- در تلاشند از طریق کاهش هزینه­ ها و یافتن فرصت ­–ایی برای سرمایه گذاری در زمینه ­های جدید(از قبیل فرایند بهبود و فن­آوری پیشرفته)،منابع را بهینه کنند.

۶- تنها زمانی توجه خود را به مسئله منابع معطوف می دارند که از سوی افراد صاحب اختیار موظف انجام آن شوند.

۶- در تلاشند از طریق کاهش هزینه­ ها و یافتن فرصت ­–ایی برای سرمایه گذاری در زمینه ­های جدید(از قبیل فرایند بهبود و فن­آوری پیشرفته)،منابع را بهینه کنند.

۶- تنها زمانی توجه خود را به مسئله منابع معطوف می دارند که از سوی افراد صاحب اختیار موظف انجام آن شوند.

۷- دارای اعتماد به نفس بوده و فکر می‌کنند که مستعد،خلاق و مورد اعتمادند.

۷- فاقد اعتماد به نفسند و فکر می‌کنند فاقد استعدادها ی لازم هستند و دیگران به آن ها اعتمادی ندارند.

۸- احساس می‌کنند خودشان به خوبی قادرند در خصوص زمان و انجام وظایفشان تصمیم گیری کنند

۸- احساس می‌کنند قادر به انتخاب چگونگی انجام کارهای خودشان نیستند.

جدول ۲-۱ ویژگی‌های رفتاری کارکنان توانمند شده در مقایسه با کارکنان غیر توانمند

۲-۹ رویکردهای توانمند سازی

به طور کلی سه دیگاه کلی ‌در مورد توانمند سازی مطرح شده است. این سه دیدگاه عبارتند از رویکرد رابطه ای[۲۱] ،رویکرد انگیزشی[۲۲] و رویکرد روانشناختی[۲۳]

  • رویکرد رابطه ای:

در ادبیات توانمند سازی، رویکرد رابطه ای به عنوان فرآیندی بالا به پایین و ماشینی توصیف می‌گردد.رویکرد رابطه ای در ادبیات توانمند سازی به وفور مطرح شده است. در این رویکرد توانمند سازی زمانی تحقق می‌یابد که سطوح بالای سلسله مراتب سازمان قدرت خود را با سایر افراد در همان سلسله مراتب سازمانی به اشتراک گذارند. در این رویکرد توانمند نمودن کارکنان نیازمند بررسی نقش مدیران و رهبران در سازمان می‌باشد، چرا که آن ها تاثیر قابل ملاحظه ای بر ادراک روان شناختی کارکنان از توانمند سازی دارند. لذا در این رویکرد مدیران و رهبران نقش های متفاوت و مهمی ایفا می‌کنند. این نقش ها عبارتند از ایجاد هدف مشترک ، تأکید بر تلاش کارکنان و تقدیر از آن ها و تمرکز ‌بر استراتژی هایی که استقلال و خود گردانی را در تصمیم گیری ها مورد توجه قرار می‌دهند.

  • رویکرد انگیزشی:

از این جنبه توانمندسازی به معنای “توان افزایی [۲۴] ” به وسیله ایجاد انگیزش از طریق ارتقای خود باوری[۲۵] می‌باشد. توان افزایی عبارت است از ایجاد شرایط لازم برای ارتقاء انگیزش افراد در انجام وظایفشان از طریق پرورش خود باوری و یا کاهش احساس بی قدرتی [۲۶] در آن ها است. برخلاف رویکرد ارتباطی که هدف آن قدرتمند سازی و استراتژی آن توزیع قدرت در سازمان می‌باشد، در رویکرد انگیزشی، هدف توانمندسازی و استراتژی آن تقویت کفایت نفس می‌باشد. توانمندسازی به عنوان یک سازه انگیزشی با افزایش کفایت نفس افراد آن ها را ترغیب می‌کند که انگیزه، منابع شناختی و مجموعه اقدامات لازم برای اعمال کنترل در رویدادها را در خود بسیج کنند.

  • رویکرد روان شناختی:

این رویکرد بر ادراک کارکنان از توانمند سازی متمرکز می‌باشد و بر چگونگی ادراک توانمند سازی از سوی کارکنان توجه دارد. رویکرد روان شناختی به عنوان فرآیندی ارگانیک و پایین به بالا نیز مطرح می‌باشد. محققانی که رویکرد روان شناختی را مورد مطالعه قرار داده‌اند، معتقدند که توانمند سازی تنها زمانی محقق می‌گردد که حالات روان شناحتی ادراک توانمند سازی را در کارکنان ایجاد کنند. به عبارت دیگر طبق این نگرش، توزیع قدرت الزاماً منجر به توانمند سازی کارکنان نمی گردد، چرا که کارکنان ممکن است چنین تصوری نداشته باشند( پرز، ۲۰۰۶)

۲-۱۰ عوامل مؤثر بر توانمند سازی

۲-۱۰-۱ تفویض اختیار

از دیدگاه رویکرد ارتباطی توانمندسازی فرایندی است که از طریق آن یک رهبر یا مدیر سعی در تقسیم قدرت خود در بین زیر دستانش دارد .( کانگر و کانانگو، ۱۹۹۸)

از آنجا که قدرت در سازمان ها بیشتر در چارچوب اختیارات قانونی فرد متجلی می شود ‌بنابرین‏ توانمندسازی به معنای تفویض اختیار است . به عقیده کانتر توانمندسازی بر مبنای واگذاری اختیارات و ‌پاسخ‌گویی‌ بنا شده است .(کانتر، ۱۹۸۳)

شول و همکارانش معتقدند توانمندسازی عبارت است از اعطای اختیارات بیشتر به کارکنان برای اتخاذ تصمیمات لازم بدون آنکه در ابتدا به تأیید مقامات بالاتر سازمان برسد .(اسکولن و اتال ،۱۹۹۳)

۲-۱۰-۲ دسترسی به اطلاعات

مدت زمان زیادی بود که سازمان ها بر اساس نظریه تاریکخانه مدیریت[۲۷] عمل می‌کردند . ‌بر اساس این نظریه مدیران باید کارکنان شان را در تاریکی نگه داشته و صرفا آن ها را با اطلاعات بی اهمیت تغذیه کنند . (دنیس، ۱۹۹۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




سطح معناداری
بار عاملی استاندارد شده

مقدار t
خطای استاندارد برآورد
بار عاملی خام
شاخص های اندازه گیری سطح نتیجه

۰٫۰۰۰۵

۱/۰۰۰

۰/۰۰۰۵

۰/۰۰۰۵

۰/۶۰۰

تغییر در میزان ارتباط با مدیران

۰/۰۰۲

۰/۲۸۲

۳/۱۵۶

۰/۳۷۲

۱/۱۷۴

تغییر در نحوه اراه مطالب

۰/۰۰۰۵

۰/۳۹۰

۴/۵۴۶

۰/۰۸۰

۰/۳۶۱

تعییر در فرایند یاددهی یادگیری

۰/۰۰۰۵

۰/۴۹۷

۶/۱۴۳

۰٫۷۶

۰/۰۴۷۰

تعییر در نحوه ارزشیابی

۰/۰۰۰۵

۰/۴۰۱

۴/۶۹۷

۰/۰۸۰

۰/۰۳۷۵

تاثیر کاربرد نرم افزارها

۰/۰۰۰۵

۰/۴۴۱

۵/۲۷۰

۰/۰۹۵

۰/۵۰۰

تاثیر در میزان ارتباط با همکاران

۰/۰۰۰۵

۰/۵۷۳

۷/۵۰۶

۰/۰۷۶

۰/۵۶۸

تاثیر در کنفرانس مدرسه ای

برای شاخص تغییر در میزان ارتباط با مدیران بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۶۰۰است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۰۰۰۵است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۰/۰۰۰۵است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تغییر در میزان ارتباط با مدیران معادل با ۱/۰۰۰می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تغییر در میزان ارتباط با مدیران با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تغییر در میزان ارتباط با مدیران می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

برای شاخص تغییر در نحوه ارائه مطالب بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۱/۱۷۴ است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۳۷۴است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۳/۱۵۶است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تغییر نحوه ارائه مطالب معادل با۰/۲۸۲ می‌باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تغییر در نحوه ارائه مطالب با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تغییر در نحوه ارائه مطالب می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

برای شاخص تغییر در فرایند یاددهی یادگیری بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۳۶۱ است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۰۸۰است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۴/۵۴۶است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تغییر در فرایند یاددهی یادگیری معادل با ۰/۳۹۰می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تغییر در فرایند یاددهی یادگیری با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تغییر در فرایند یاددهی یادگیری می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

برای شاخص تاثیر کاربرد نرم افزارها بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۰۳۷۵است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۰۸۰است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۴/۶۹۷است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تاثیر کاربرد نرم افزارها معادل با ۰/۴۰۱می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تاثیر کاربرد نرم افزارها با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تاثیر کاربرد نرم افزارها می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

برای شاخص تاثیر در میزان ارتباط با همکاران بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۵۰۰ است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۰۹۵است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۵/۲۷۰است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تاثیر در میزان ارتباط با همکاران معادل با ۰/۴۴۱می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تاثیر در میزان ارتباط با همکاران با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تاثیر در میزان ارتباط با همکاران می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

برای شاخص تاثیر در کنفرانس مدرسه ای بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۵۶۸ است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۰۷۶است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۷/۵۰۶است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای شاخص تاثیر در کنفرانس مدرسه ای معادل با ۰/۵۷۳می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این شاخص برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که شاخص تاثیر در کنفرانس مدرسه ای با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با مؤلفه‌ نتیجه ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شاخص تاثیر در کنفرانس مدرسه ای می‌تواند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

با توجه به شاخص های سطح چهارم، می توان گفت که شاخص های (تغییر در میزان ارتباط با مدیران و تغییر در نحوه ارائه مطالب) نسبت به شاخص های دیگر در اولویت هستند. این بدین معنی است که شاخص های (تغییر در میزان ارتباط با مدیران و تغییر در نحوه ارائه مطالب) بهتر می‌توانند مؤلفه‌ نتیجه را به صورت معناداری اندازه گیری کنند.

جدول شماره ۴-۵ برآورد پارامترهای مدل را در چهار سطح به طور جداگانه نشان می‌دهد.

جدول ۴-۵ برآورد پارامترهای مدل در چهار سطح

سطح معناداری
بار عاملی استاندارد شده
مقدار t
خطای استاندارد برآورد
بار عاملی خام
مؤلفه‌ ها مدل کرک پاتریک
۰/۰۰۰۵

۰/۳۵۱

۴/۲۶۳

۰/۷۱

۰/۳۲۰

واکنش

۰/۰۰۰۵

۰/۴۴۹

۵/۵۲۹

۰/۰۸۸

۰/۴۸۷

یادگیری

۰/۰۰۰۵

۱/۰۰۰

۰/۰۰۰۵

۰/۰۰۰۵

۱/۰۰۰

رفتار

۰/۰۰۰۵

۰/۴۷۳

۵/۸۰۷

۰/۰۹۳

۰/۵۳۸

نتیجه

برای مؤلفه‌ واکنش بار عاملی خام برآورد شده توسط مدل، معادل با ۰/۳۲۰ است، این مقدار دارای خطای استاندارد برآوردی معادل با ۰/۷۱است، مقدار t محاسبه شده برای این مقدار بار عاملی معادل با ۴/۲۶۳است. مقادیر استاندارد شده برآورد بار عاملی برای مؤلفه‌ واکنش معادل با ۰/۳۵۱می باشد. سطح معناداری بار عاملی برای این مؤلفه‌ برابر است با p<0/01 این بدین معنی است که مؤلفه‌ واکنش با بیش از ۹۹ درصد اطمینان با کیفیت آموزش ارتباط مثبت و معناداری دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که مؤلفه‌ واکنش می‌تواند کیفیت آموزش را به صورت معناداری اندازه گیری کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




  1. کاربرد توسعه ای[۱۲]: برنامه های درسی از ماهیت و موجودیتی پویا برخوردارند و دائما در حال تغییر و تحول هستند. به عبارت دیگر پویایی و بهسازی مستمر شرط بقا و عامل مؤثری در اثربخشی محتوای آموزشی است، به همین منظور نظام های آموزشی پیشرفته ساختارها و مسیرهای توانمند سازی خود را طراحی و مورد استفاده قرار می‌دهند( مرادی، ۱۳۸۸).

۲-۸٫ مزایای تحلیل محتوا

روش تحلیل محتوا نسبت به سایر روش های پژوهشی دارای مزیت هایی می‌باشد که برخی از آن ها بیان می شود. تحلیل محتوا از لحاظ هزینه و زمان، نسبت به انواع دیگر تحقیقات، بسیار مقرون به صرفه می‌باشد. به همین دلیل پژوهش گران به راحتی می‌توانند به تحلیل محتوای یک موضوع بپردازند. در صورتی که تحقیقات پیمایشی به تنهایی و به راحتی برای محقق میسر نیست، برای تحلیل محتوا به تجهیزات زیادی نیاز نیست. محقق در صورت دست یابی به منابع و اطلاعات می‌تواند به تحلیل آن بپردازد.

از دیگر مزایای تحلیل محتوا این است که، در صورت غفلت محقق در ایام انجام کار، به راحتی می توان بخش مورد غفلت قرار گرفته را بازنگری نمود. مزیت دیگر تحلیل محتوا این است که نیاز به مراجعه به مردم نیست، بلکه به تحلیل متون مختلف پرداخته می شود.

از مهم ترین مزایای تحلیل محتوا این است که بدون ارتباط با زمان و مکان ‌در مورد متون و منابعی که در زمان‌های گذشته یا در فرهنگ های دیگر تولید شده اند به کار گرفته می‌شوند و از آن طریق می توان اطلاعات پر ارزشی حتی درباره جوامع و فرهنگ هایی که مطالعه مستقیم آن ها امکان پذیر نیست، به دست آورند ( ضیغمی و همکاران، ۱۳۸۷). بنا بر اظهار کریپندورف (۱۹۶۹) تحلیل محتوا عبارت است از: ” به کار گیری روشی قابل تکرار و معتبر برای برگرفتن از استنباط هایی از محتوا در ارتباط با موقعیت ها یا ویژگی های منبع آن.”

۲-۹٫ معایب تحلیل محتوا

تحلیل محتوا همانند سایر روش ها علاوه بر مزایا دارای معایبی نیز می‌باشد، که به شرح زیر می‌باشد. در تحلیل محتوا برخی از روش ها مانند تحلیل ارزیابی، بسیار دشوار است و نیاز به کار و فعالیت زیادی دارد. باید زمان لازم برای اجرای آن در نظر گرفت و در سازگاری آن با تحقیق تلاش کرد. از دیگر معایب تحلیل محتوا، دامنه ی کاربرد وسیع آن می‌باشد که ممکن است محقق با محدودیت در کاربرد روش ها مواجه شود، زیرا در هر مورد از انواع تحلیل وضع کار متفاوت است و محقق باید از روش خاصی بهره گیرد. محدودیت دیگر تحلیل محتوا فقدان برخی پیام هاست، که با موضوع تحقیق در ارتباط می‌باشد. مثلا، بسیاری از شخصیت ها بسیار اندک در رسانه های جمعی پوشش داده می‌شوند، لذا دسترسی به آن ها دشوار می‌باشد.

۲-۱۰٫ تحلیل محتوای کمّی و کیفی

نیویندورف[۱۳] ( ۲۰۰۲) تحلیل محتوا را این گونه توصیف می‌کند: ” روش خلاصه کردن و تحلیل کمّی پیام ها که متکی بر روش علمی است. ” در این تعریف تحلیل محتوا محدود به تحلیل کمّی شده و تحلیل های کیفی را در بر نمی گیرد. تحلیل محتوا در ابتدا به عنوان یک روش تحلیل کمّی متون در رشته‌های روزنامه نگاری و علوم سیاسی به کار گرفته می شد. در این روش، معمولا متن مقالات یا سخنرانی های رهبران سیاسی و مسئولان مملکتی از نظر تعداد به کارگیری واژه های مورد نظر، مورد تحلیل محتوا قرار می گرفت و بر اساس شمارش این واژه ها نتیجه گیری هایی درباره رویکرد سخنران یا نویسنده ارائه می شد. کاربرد تحلیل محتوا در ابتدا به صورت کمّی بود (به نقل از فردانش، بی تا). علاوه بر دیدگاه کمّی، تحلیل محتوا را از جمله روش های تحلیل کیفی می دانند که به منظور طبقه بندی کلمات و واژه های موجود در متن انجام می شود. تحلیل محتوا را فرایند درک، تفسیر و مفهوم سازی معانی درونی داده های کیفی می دانند و به عبارت دیگر آن را بیشتر، روش تجزیه و تحلیل داده ها می دانند، تا یک روش پژوهشی ( ضیغمی و همکاران،۱۳۸۷).

۲-۱۱٫ تفاوت تحلیل محتوای کمّی و کیفی

تحلیل محتوای کمّی و کیفی تفاوت هایی با هم دارند که به چند مورد اشاره می شود:

    1. تفاوت روش پژوهشی کمّی و کیفی، ابتدا از نوع داده هایی که در این دو نوع تحقیق به کار گرفته می شود، مشخص می شود؛ زیرا داده های کمّی بر آمار و اقلام استوار است. در حالی که، داده های کیفی از این قاعده پیروی نمی کند.

    1. در روش کمّی این امکان وجود دارد که میان مرحله گردآوری داده ها و تحلیل داده ها تفکیک نمود، ولی در روش کیفی تفکیک کامل بین این دو مرحله ممکن نیست. از این رو، در روش کیفی پژوهشگر همواره دست به تحلیل داده ها می زند و با افزایش اطلاعات جدید، تحلیل های پیشین خود را غنی تر می‌کند و یا در معرض تجدید نظر قرار می‌دهد.

  1. روش های تحلیل کمّی از منطق و ضوابط مشخص، که مبتنی بر آمار و احتمالات است، پیروی می‌کند. در مقابل، در تحلیل های کیفی محقق معمولا به سادگی دست به نوآوری و ابداع می زند و از شیوه ای بهره می‌گیرد که در تحلیل داده های خود راحت تر سود جوید. هر چند این به آن معنا نیست که قواعد کلی، فرایند تحقیق را نادیده بگیرند.

۲-۱۲٫ مقوله ها در تحلیل محتوا

موفقیت تحلیل محتوا به داشتن مقولاتی درست و سپس واحدهاست. مقوله ها در اصل با فرضیه‌ها در ارتباط اند و در مواردی می توان گفت همان فرضیه‌ها هستند که در قالب معرف ها یا شاخص ها ترجمه شده اند. مقوله ها شکل های متفاوتی دارند که عبارت اند از:

    1. مقوله ساختی[۱۴]: در این نوع مقوله ها، نظر پژوهشگر به شدت، به بیانات و یا عقایدی که در متن ابراز شده، معطوف می‌باشد. مثلا؛ در تحلیل متن می توان به بررسی عواطف و میزان شدت خشم، بدبینی یا خوش بینی، که در رابطه با موضوع خاصی ابراز می شود، پرداخت تا به گرایش ها، شدت و ضعف آن پی برد.

    1. مقوله مربوط به سبک[۱۵]: معمولا اظهار نظرها با علائم و کلمات گوناگونی بیان می شود. یعنی هر انسانی به سبک خاص خود اظهار نظر می کند. پس می توان سبک ها را نیز به صورت قالب ها درآورد و محتوای مورد نظر را درآن جای داد.مثال: در زمینه تحقیق مرتبط با شکایات، بعضی از ” من ” استفاده می‌کنند (من اعتراض دارم)، برخی از ” ما “، برخی دیگر از مردم (مردم می‌گویند…)، هر یک از این علائم دارای معانی خاصی است و می‌تواند دال بر پدیده یا حالتی باشد.

    1. مقوله های موضوعی[۱۶]: بازیابی زمینه‌های موضوعی در متن است؛ مثلا متنی سیاسی را می توان در مقوله های سیاست داخلی یا خارجی طبقه بندی کرد. مطالعه ی گفتگوهای شخصی مردم آمریکا (در سال ۱۹۲۴) پنج موضوع زیر را به وضوح نشان داد: کار، پوشاک، ورزش، آب و هوا و سلامتی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




۳-۲-۳۰ ـ سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری

اگر کارمند دولت از مقام و موقعیت اداری خود غیر از آنچه قانون و مقررات تعیین ‌کرده‌است استفاده کند و موجبات تضییع حقوق معنوی یا مادی دولت یا سایر اشخاص را فراهم نماید مرتکب تخلف شده است . همچنین سوء استفاده از مقام به استناد ماده ۵۷۶ و ۵۸۱ قانون مجازات اسلامی نیز می‌تواند تحت شرایطی جرم تلقی گردد .

۳-۲-۳۱- توقیف ، اختفاء بازرسی یا باز کردن پاکتها و محمولات پستی یا معدوم کردن آن ها و استراق سمع بدون مجوز قانونی

مقصود از توقیف کردن پاکتها و محمولات پستی جلوگیری از رسیدن آن به دست طرف است اعم از اینکه توقیف قطعی یا موقت باشد. اختفاء یعنی کارمند پاکت و محمولات پستی را مخفی کند و مانع رسیدن به صاحبش شود . باز کردن پاکت ها و محمولات پستی درصورتی مصداق پیدا می‌کند که نوشته ای ، شیء ای در جوف پاکت یا لفاف سربسته گذاشته شده یا سر آن به نحوی از انحاء چسبانیده شده باشد ؛ منظور از معدوم کردن پاکت ها و محمولات پستی از بین بردن آن ها است به هر کیفیتی که باشد یا انجام هر عملی که مانع از رسیدن پاکت ها و محمولات پستی به دست مخاطب شود . استراق سمع گوش به سخن کسی فرادادن و یا پنهانی گوش دادن است یا اینکه مکالمات را به وسیله نوار ضبط و باعث افشای آن شود . البته همه این موارد در صورتی تخلف محسوب می شود که بدون مجوز انجام شده باشد .

بر اساس اصل ۲۵ قانون اساسی استراق سمع ممنوع است مگر به حکم قانون و قانون‌گذار در ماده ۵۸۲ قانون مجازات اسلامی ارتکاب اعمال مذکور را جرم تلقی نموده است .

۳-۲-۳۲- کار شکنی و شایعه پراکنی ، وادار ساختن یا تحریک دیگران به کارشکنی یا کم کاری ، ایراد خسارت به اموال دولتی و اعمال فشارهای فردی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی

ارتکاب هر گونه اعمال ، رفتار توسط کارمند دولت به صورت مستقیم یا غیرمستقیم که موجبات کارشکنی ، شایعه پراکنی ویا تحریک دیگران به کارشکنی وکم کاری در وظایف اداری و همچنین هر گونه اعمالی که موجبات بروز خسارت به اموال دولتی و اعمال فشارهای فردی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی باشد تخلف محسوب می‌گردد همچنین وادار کردن دیگران به ارتکاب جرم یا تخلف اداری معاونت در جرم یا تخلف بوده که دارای اشکال متنوعی است و در ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی وصف آن را چنین بیان داشته است « هر کس دیگری را شریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب موجب وقوع جرم شود معاون در جرم است »

۳-۲-۳۳- شرکت در تحصن ، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی ، یا تحریک به پرپایی تحصن اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال فشارهای گروهی برای تحصیل مقاصد غیر قانونی

شرط تحقق شرکت در جرم یا تخلف در این بند به استناد از ماده ۴۲ قانون مجازات اسلامی وجود شخص یا اشخاص دیگر است زیرا مفهوم لغوی شرکت متضمن آن است که بین دو نفر یا بیشتر که هدف و آرمان مشترک دارند توافقی برای انجام جرم یا تخلف به عمل آمده باشد . شرایط دیگر تحقق آن داشتن علم و اطلاع شریک از موضوع جرم یا تخلف و همچنین انجام عملیات اجرایی در وقوع تخلف یا جرم است . در قسمت دوم بند فوق یعنی تحریک به برپایی … از مصادیق وادار ساختن دیگران به انجام تخلف یا جرم است که در بند ۳۲ توضیح مختصر داده شد .

۳-۲-۳۴- عضویت در یکی از فرقه های ضاله که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند .

اگر مستخدم دولت در یکی از فرقه های ضاله که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند عضویت داشته باشد متخلف محسوب شده و قابل تعقیب اداری است با توجه به بکاربردن واژه عضویت از سوی قانون‌گذار طرفداری و فعالیت به نفع یکی از فرقه های ضاله ‌از شمول این بند خارج است و با بند یک قابل انطباق می‌باشد .

۳-۲-۳۵- همکاری با ساواک منحله به عنوان مأمور یا منبع خبری و داشتن فعالیت یا دادن گزارش ضد مردمی

اگر کارمند دولت با ساواک منحله همکاری به عنوان مأمور یا منبع خبری داشته باشد و یا به نفع ساواک فعالیت داشته و یا اگر کارمند دولت گزارش ضدمردمی به ساواک داده باشد متخلف محسوب و قابل تعقیب اداری و قضایی است .

۳-۲-۳۶- عضویت در سازمان‌هایی که مرامنامه یا اساسنامه آن ها مبتنی بر نفی ادیان الهی است یا طرفداری و فعالیت به نفع آن ها

در این بند قانون‌گذار نه تنها عضویت در سازمان‌هایی که مرامنامه( عبارت است ازاصول و عقاید حزبی و گروهی یا اصول و سیاستهایی که متضمن حل و فصل بخش عظیمی از مسائل عمومی است و از طرف احزاب به عنوان مبنایی برای جلب حمایت عمومی پذیرفته می شود ) و اساسنامه (عبارت است از مقررات یا قراردادی که برای طرز کار یک جمعیت در حقوق عمومی یا خصوصی مقرر و معین می شود ) آن ها مبتنی بر نفی ادیان الهی است را تخلف دانسته بلکه طرفداری و فعالیت به نفع آن ها را نیز تخلف اداری محسوب ‌کرده‌است . در این بند اولاً نه تنها دین اسلام بلکه نفی ادیان الهی ( اصل ۱۳ قانون اساسی ادیان الهی راصرفاً مسیحیت ، کلیمی و زرتشتی می‌داند ) مورد نظر قانون‌گذار بوده و ثانیاًً عضویت و طرفداری و فعالیت مؤثر را مورد توجه قرار نداده است بلکه صرف عضویت و طرفداری فعالیت ولو اینکه مؤثر هم نباشد کافی است که مستخدم دولت را مشمول بند فوق نماید.

۳-۲-۳۷- عضویت در ‌گروه‌های محارب یا طرفداری و فعالیت به نفع آن ها

محاربه عبارت است از اختلال در امنیت عمومی به وسیله اسلحه یا بدون آن خواه مقرون به غارت باشد خواه نه . در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی در رابطه با محارب آمده است « هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می‌باشد . » به موجب تبصره ۲ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی د راثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست . در تبصره ۲ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی نیز آمده است « اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفر مخصوص بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد محارب محسوب نمی شود . »

به موجب تبصره ۳ ماده فوق الذکر میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست . نکته شایان ذکر این که قانون‌گذار در بند ۳۷ نه تنها عضویت در ‌گروه‌های محارب را تخلف اداری محسوب کرده بلکه طرفداری و فعالیت به نفع ‌گروه‌های محارب را نیز تخلف اداری منظورکرده است و مضافاً طبق تبصره های فوق الاشاره ممکن است رفتار ارتکابی کارمند مصداق محارب به خود نگیرد لکن رفتار او با بند ۱ ماده ۸ یعنی اعمال و رفتار خلاف شؤون شغلی یا اداری قابل تطبیق باشد .

۳-۲-۳۸- عضویت در تشکیلات فراماسونری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




فتحی نوران (۱۳۷۲) در تحقیقی با توجه به اهمیت خاص پدیده سواد و تلاش وافر جهت دستیابی به آموزش عالی و نقش آن در بهبود شرایط توسعه جوامع، موفقیت تحصیلی به عنوان موضوع تحقیق انتخاب شده است، و محقق بر آن بوده است که با شناخت عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر موفقیت تحصیلی نشان می‌دهد که می توان تا حدی از اتلاف انرژی های انسانی جلوگیری کرد. ‌بنابرین‏ مانند هر تحقیق رسمی مباحث نظری و عملی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته، اصول و نظریه هایی به عنوان پایه نظری تحقیق انتخاب شده است. از جمله این اصول و نظریه ها، نظریه اسنادی، نظریه کنش ارادی پارسونز، معادله کلی رفتار یا نظریه می‌دانی لوین، نظریه محرومیت فرهنگی، نظریه رفتار گرایانه بی اف اسکینر، و اصل چندبعدی بودن انسان در تعلیم و تربیت اسلامی است و می توان نتیجه گرفت که شرایط و عوامل اجتماعی- اقتصادی هر جامعه ای، امری مؤثر بر موفقیت تحصیلی است. نمونه انتخابی شامل ۵۴۶ نفر از دانشجویان از جامعه آماری ۹۸۷۷ نفری دانشگاه شیراز، متشکل از دانشجویان ورودی سال های ۱۳۶۹، ۱۳۶۸ و ۱۳۷۰ بوده که از روی لیست کلی دانشجویان انتخاب و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه، اطلاعات لازم جمع‌ آوری گردیده است. نتایج به دست آمده از تحقیق، نشان می‌دهد که عواملی چون سطح سواد والدین، سطح درآمد والدین، طبقه بندی اجتماعی، محل سکونت ، درآمد دانشجو (حمایت مالی از دانشجو) وضعیت اشتغال، سهمیه قبولی، وضعیت تأهل و معدل کتبی سال چهارم دبیرستان، (موفقیت تحصیلی در دوره دبیرستان)، از عمده عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر موفقیت تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی و تحصیلی می‌باشد. و بین این متغیرها و موفقیت تحصیلی رابطه مثبتی وجود دارد، همچنین عواملی چون سن، جنس، نوع دانشکده، مقطع تحصیلی، تعداد فرزندان، بعد یا اندازه خانواده و ترتیب تولد با موفقیت تحصیلی مرتبط بوده و از عواملی تأثیرگذار محسوب می­شوند. لذا توجه به تأثیر چنین عواملی در برنامه ریزی های آموزشی می‌تواند بازدهی سیستم آموزشی را بالا برده، از اتلاف انرژی های انسانی جلوگیری نماید و نهایتاً رشد و شکوفایی هرچه بهتر استعدادها وافزایش سطوح علمی می‌تواند پیام آور توسعه و ترقی کشور باشد.

در پژوهشی که زارع و محمد زاده (۱۳۹۱) به منظور بررسی رابطه صفات شخصیتی و انگیزه پیشرفت انجام دادند، دریافتند برونگرایی، باز بودن به تجربه، توافقی­بودن و وجدانی بودن با انگیزه پیشرفت رابطه مثبت و ویژگی­های روان نژندی با انگیزه پیشرفت رابطه منفی رابطه دارد. به طوری که دانشجویانی که بی­ثباتی عاطفی و اضطراب را تجربه ‌می‌کنند نمی ­توانند از پیشرفت مناسبی برخودار باشند اما افرادی که به کارهای گروهی می پردازد و از تفکر منطقی و تمرکز بالا برخودارندو به تلاش و پشتکار و مسئولیت پذیری گرایش دارد زمینه برای انگیزه پیشرفت آن ها فراهم است.

حسینی طباطبایی و قدیمی مقدم (۱۳۸۶) با بررسی علل پیشرفت تحصیلی دختران در مقایسه با پسران در استان‌های خراسان دریافتند جنسیت یکی از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی است که دختران نسبت به پسران از پیشرفت قابل ملاحظه ایی برخوردار هستند. آن ها با استناد به دیدگاه نظریه پردازان، پیشرفت تحصیلی را به شرایط و فرصتهایی که فرهنگ و جامعه در اختیار افراد قرار می‌دهد، نسبت داده و معتقدند که نیاز یه پیشرفت در میان زنان به میزان انگیزه پذیرش و تأیید اجتماعی آن ها بستگی دارد. به طوری که فضای فرهنگی جامعه امروز با توجه به مشکلات اشتغال و درآمدهای پایین برای مشاغل حاصل از تحصیل ضمن دور بودن از چشم اندازهای دستیابی به شغلی مناسب، ‌به این بینش که مردان مسئولیت تامین زندگی را به عهده دارند از سوی دیگر می‌تواند عاملی برای تمایل کمتر پسران به تحصیل باشد اما برای دختران علاوه بر افزایش احتمال اشتغال، منجر به کسب موقعیت اجتماعی و اعتبار هم می شود. استدلال دیگر محققان این پژوهش، اشتیاق جوانان به ازدواج با دختران تحصیل کرده، امکانات و فرصت­های تفریح و سرگرمی خارج از مدرسه و خانه برای پسران، مشکلات اقتصادی موجود و عدم امکان تأمین زندگی با اشتغال یک نفر در خانواده، ارتباط صمیمانه و نزدیکتر معلمان با دانش آموزان دختر و در نهایت تمایل دختران به حضور در اجتماع و مطرح کردن خود از دلایل مهم افزایش انگیزه پیشرفت در دختران است. همچنین این محققان به نگرش نسبت به تحصیل نیز اشاره داشته اند که میزان نگرش مثبت در دختران بیش از پسران بود زیرا نوجوانان و جوانان عدم رابطه مستقیم بین تحصیل و اشتغال مناسب با درآمد کافی را مشاهده می‌کنند و منجر به تغییر نگرش پسران نسبت به تحصیل می شود ولی دختران انتظار دارند با تحصیل امتیازات متعددی از جمله اعتبار و اشتغال کسب کنند.

کشاورزی ارشدی (۱۳۸۹) با پژوهشی دریافت که سبک هویت اطلاعاتی بیشترین رابطه را با انگیزه پیشرفت دارد به طوری که سبک هویت اطلاعاتی موجب افزایش انگیزه پیشرفت می شود. از آنجایی که اکثر جوانان دارای هویت هنجاری هستند و اگرچه در ظاهر هویت آن ها شکل گرفته است اما در صورت ایجاد تغییر در شرایط، دچار بحران های هویتی و حتی تغییر وضعیت هویتی نیز می‌گردند و برای گروهی که تحت فشارهای بیرونی، هویتشان شکل بگیرد، احساس تعهدی نخواهند داشت ‌بنابرین‏ طبیعی است که این افراد انگیزه پیشرفت خوبی نداشته باشند.

به علاوه نبوی و صفوی (۱۳۹۰) به بررسی علل غیبیت از کلاس و عدم توجه به درس در بین دانشجویان رشته پزشکی مقطع علوم پایه پرداختند. یافته های پژوهش آن ها نشان داد که به ترتیب عملکرد اساتید، مشکلات برنامه ریزی آموزشی بیشترین دلیل غیبت دانشجویان بودند. از دیدگاه دانشجویان روش تدریس استاد و اهمیت حضور در کلاس جهت تفهیم مطالب و نیز وضوح مطالب و حتی اندازه کلاس نیز از عوامل حواس پرتی و غیبت از کلاس است. زیرا کسانی که در کلاس حاضر می‌شوند معتقدند که کلاس درس اطلاعات آن ها را افزایش می‌دهد و اندیشه آن ها را ارتقا می بخشد و تغییر در نگرش آن ها ایجاد می‌کند و چناچه اساتید علاوه بر جزوه درسی و کتاب، بتوانند از مطالب کاربردی زندگی واقعی و مثالها و داستان‌های روزمره استفاده کنند علاقه دانشجویان نسبت به کلاس بیشتر خواهد شد.

تحقیقات خارجی

کاسورکار[۸۳]، کیت[۸۴]، وس[۸۵]، وسترز[۸۶] و کرویست[۸۷](۲۰۱۳) به بررسی چگونگی اثرگذاری انگیزه بر عملکرد تحصیلی پرداختند و یافته ­های آن ها نشان داد انگیزه رابطه مثبت و نیرومندی با راهبردهای کارآمد مطالعه دارد و ساعتهای بیشتری را صرف مطالعه بدون کمک از مدرس می­ کند. محققان معتقدند که انگیزه تحصیلی با معدل دانش آموزان رابطه غیرمستقیم دارد که میانجی این رابطه راهبردهای کارآمد مطالعه هستند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:19:00 ب.ظ ]




۲٫ در مقالات مختلف واژه های معنویت در محیط کار، معنویت در کار، معنویت محیط کاری، روحدر کار و… معمولا معادل یکدیگر استفاده می‌شوند، و البته ممکن است اندکی تفاوت معنایی با یکدیگر داشته باشند. برای مثال عبارت معنویت در کار بیشتر به جنبه‌های فردی و عبارت معنویت در محیط کار بیشتر به جنبه‌های سازمانی اشاره دارد. در هر صورت ما در سرتاسر این مباحث از واژه‌ معنویت در محیط کار استفاده می‌کنیم و فرض می‌کنیم که این واژه‌ در برگیرنده همه ابعاد فردی و سازمانی معنویت در محیط کار می‌باشد.

۳٫ از وسواس در تعریف و راهنما قرار دادن تعاریف در کار، بپرهیزیم، اگرچه تعاریف مهم هستند ولی آن ها جایگزین مطلق برای احساسات بسیار خوب و اشتیاق شدید و بی اندازه که جزء لاینفک معنویت می‌باشد، نیستند(میتروف،۲۰۰۳، به نقل از رگو وکنها،۲۰۰۸: ۵۵).

تاریخچه معنویت

از نظرگاه تاریخی و تطبیقی فقط می توان از کثرت معنویت[۱۴۲] سخن گفت. معنویت ­های گوناگون و مکاتب معنویت بسیاری می توان یافت که تعابیر فرهنگی خاصی را از آرمان ­های دینی سنت ­های گوناگون نشان می‌دهند. از نظر ارسلا[۱۴۳]، گرایش­هایی که امروز بیشتر در معنویت رایج است، بیشتر بر موضوع و بافت «خود» تأکید دارد و نیز به فهم متین­ تری از روان شناسی انسان پیوند می‌خورد(موسوی،۱۳۸۷: ۵۴). در حوزه ­های دینی و مذهبی، بسیاری از ادیان واژه دقیقی برای spirituality ندارند، زبان های اسلامی برای این واژه غربی اصطلاحات گوناگونی دارند، این اصطلاحات دربرگیرنده این معانی است: باطن، حق، عالم معنا، مقام لطف الاهی، مفهوم اخلاقی، جمال، جان و ذکر خدا(عابدی جعفری و رستگار،۱۳۸۶: ۱۱۸). از نظر ملکیان(۱۳۸۷)، در واقع تقریبا از نیمه دوم قرن نوزدهم در اروپا و در غرب به طور کلی اعم از اروپای باختر و آمریکا و کانادا بحثی تحت عنوان معنویت مطرح شد و گفته شد که همه ی نظام ­های اجتماعی، در چیزی تحت عنوان معنویت، مشترک هستند و با اینکه به ادیان و مذاهب مختلف تعلق خاطر دارند در معنویت اشتراک دارند. با این وجود، گرایش به معنویت و به تاریخ و تفسیر آن را می توان به مسیحیانی باز گرداند که میان مکاتب گوناگون معنویت، مانند معنویت عرفای اسپانیا یا فلاندری، یا مثلا ارتدکس روسی، تفاوت قائل شده اند. در واقع برخی از نویسندگان غربی به خطا بر این باورند که واژه معنویت صرفا در دهه های اخیر به کار رفته است. اما این واژه پیش از این در زمینه‌های مقایسه اجتماعی در قرن نوزدهم به کار رفته بود و آن هنگامی که اصلاح گران هندو و در رأس آن، “آنان سوامی و یرکانند” معنویت هندی را با مادی گرایی غربی به مقابله نشاندند و ادعا کردند که هند حاوی گنجینه معنویتی است که غرب باید همچنان در جستجوی آن باشد. با این وجود، امروزه مفهوم معنویت یک کلید واژه جهان شمولی است که نشانگر جستجوی جهت و معنا، کمال و تعالی است. در جوامع سکولار و مدرن، معنویت پدیده دوباره کشف شده­ای است که در جهان بسیار مادی گرای امروزی گم شده یا حداقل پنهان گشته است(رستگار،۱۳۸۵، به نقل از موسوی،۱۳۸۷: ۵۴).

تعریف معنویت

از آنجایی که این واژه در زمینه‌های گوناگونی به کار می رود، تعریف آن مشکل است. درمطالعات برای توصیف معنویت ،ویژگی های افراد معنوی بیان شده و این ویژگی ها عبارتند از:۱٫ به دنبال فراتر از نفس خود هستند. ۲٫ آگاهی و پذیرش از هم پیوندی خود با دیگران ، آفرینش و نگرانی نهایی آن ها. ۳٫ درک معنی دار بالاتری از فعالیت های خود در حالی که به دنبال تلفیق زندگی شان دریک کلیت هستند.۴٫ اعتقاد به چیزی فراتر از جهان مادی که در نهایت به همه چیز ارزش می‌دهد.(گرانت ومک گی[۱۴۴]،۲۰۱۳ :۲۹). آندرهیل(۱۹۳۷)، معتقد است که در حالی که از یک سو ناگزیریم از ابهام و انتزاع بسیار جلوگیری کنیم، از سوی دیگر باید مانع تعاریف سخت و شتاب زده شویم، چرا که هیچ واژه ای در زبان انسانی ما ‌در مورد واقعیت های معنوی، مناسب نیستند(عابدی جعفری و رستگار،۱۳۸۶: ۱۰۴). در نظر عده ای مانند آندرهیل، وصف ناپذیری معنویت مانع تعریف آن می شود، در حالی که دیگران تلاش کرده‌اند تا معنویت را به تفصیل تعریف و وصف نمایند. امروزه معنویت دامنه روبه رشدی پیدا ‌کرده‌است که نظامهای عقیدتی و آموزه های گوناگونی را در برمی گیرد. زمانی معنویت جنبه ای از دین تلقی می شد، اما اکنون به دین به عنوان یکی از راه های معنوی ممکن نگریسته می شود. همچنین زمانی معنویت راهی به سوی پیوند عمیق با خدا بود، ولی اکنون برای بسیاری، خداوند دیگر تنها هدف جست و جوی معنوی نیست، بلکه یکی از راه های جست و جوی معنوی و راهی برای پیوند با بسیاری از مفاهیم متعالی دیگر است. در نظر برخی ها، فقدان معنویت، نبود احساس آن و دشواری در سنجش آن بدین معنا قلمداد شده که معنا و مفهومی ندارد و فراتر از آن به گمان برخی، اگر چیزی را نتوان سنجید، آن چیز اصلا وجود ندارد(رستگار،۱۳۸۵: ۴۲).

در اینجا ما به برخی از تعاریف معنویت در نوشته های اخیر اشاره می‌کنیم:

۱٫ معنویت نیرویی روح ­بخش و انگیزاننده زندگی است، انرژی ای که الهام‌ بخش فرد ‌به سمت

و سوی فرجامی معین، یا هدفی به سوی ورای فردیت می‌باشد(مک نایت[۱۴۵]،۱۹۸۴: ۱۴۲).

۲٫ معنویت به عنوان انرژی، معنا، هدف و آگاهیدرزندگی است(کاواناق[۱۴۶]،۱۹۹۹: ۱۸۹).

این تعاریف بیشتر به انرژی یا نیروی الهام بخش اشاره دارند که افراد را به سوی هدفی معین سوق می‌دهد. این نیروی حیات بخش، به زندگی آنان معنا و مفهوم خاصی می بخشد. با توجه به تعاریف، وجود معنویت در زندگی افراد، انرژی زا و حیات بخش است.

۳٫ معنویت، جستجوی مداوم برای یافتن معنا و هدفزندگی است، درک عمیق و ژرف ارزش زندگی، وسعت عالم، نیروهای طبیعی موجود، و نظامباورهای شخصی(میرز،۱۹۹۰، به نقل از موسوی،۱۳۸۷: ۵۶).

۴٫ معنویت عبارت است از، تلاش در جهت پرورش حساسیت نسبت به خویشتن، دیگران، موجودات غیرانسانی و نیروی برتر (خدا)، یا کند وکاوی در جهت آن چه برای انسان شدن و رسیدن به انسانیت کامل مورد نیاز است(هینلز،۱۹۹۵،به نقل از عابدی جعفری و رستگار،۱۳۸۶: ۱۰۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




قابلیت مدیریت۴

* اعضای سازمان بایستی ‌در مورد نتایج شاخص های کلیدی عملکرد حوزه مسئولیت شان و همچنین کل سازمان، احساس مسئولیت کنند.رفتاریپاسخگویی۵* مدیریت ارشد آشکارا درگیر عملکرد سازمان می شود و مشوق فرهنگ قوی و الزامات رفتاری آن خواهد بود.رفتاریشیوه مدیریت۶* اطلاعات عملکرد در فعالیت های روزانه اعضای سازمان ترکیب و ادغام می‌گردد. ‌بنابرین‏ لازم است که این اطلاعات از فعالیت ها استخراج شوند.

رفتاریجهت یابی۷* ارتباطات پیرامون نتایج (از بالا به پایین و از پایین به بالا) اطلاعات، دانش و عملکرد را تسهیم می‌کند.رفتاریارتباطات۸* سایر سیستم های مدیریت در سازمان از قبیل سیستم منابع انسانی، با مدیریت عملکرد تنظیم و هماهنگ می‌شوند. ‌بنابرین‏ آنچه که اهمیت می‌یابد این است که سازمان به طور منظم ارزیابی می شود و بر اساس آن سیستم پاداش تنظیم گردد._____سازگاری و انطباق۹

مدیریان سازمان، این شاخص ها را برای هر یک از ابعاد نُه گانه فوق، از ۱ تا ۱۰ مقیاس بندی کرده و سپس بر اساس ایده شخصی خود مشخص می‌کنند که سازمان در کدام بعد ضعیف عمل نموده است. آن ها همچنین ‌در مورد هر یک از شاخص ها بیان می دارند که سازمان چگونه بایستی در آینده به سطح مطلوبی از عملکرد دست یابد.

‌بنابرین‏ تجزیه و تحلیل مدیریت عملکرد ما را قادر خواهد ساخت تا هم بعد سخت افزاری (ساختاری) و هم بعد نرم افزاری سازمان (رفتاری) را مورد واکاوی قرار دهیم.

۲-۲-۷- جایگاه ارزیابی عملکرد و مدیریت عملکرد

هر چند مفاهیم مدیریت و ارزیابی غالباً به جای هم کار می‌روند، اما مدیریت عملکرد فرآیندی است که نه تنها ارزیابی عملکرد بلکه نظام های انضباطی و خط مشی های رسیدگی به شکایات را به عنوان ابزار مدیریت عملکرد در نظر می‌گیرد. علی‌رغم اینکه ارزیابی عملکرد، عایدات و منافع بسیاری را به همراه داشته است اما اثر بخشی کامل، هنگامی حاصل می شود که ارزیابی عملکرد، در بطن نظام مدیریت عملکرد، یکپارچه گردد.بردرآپ (۱۹۵۵) عناصر عملکرد را برنامه ریزی، اجرا و به کارگیری ارزیابی می‌داند. برنامه ریزی با توجه به ارزیابی های گذشته و شناسایی نیازمندی های عوامل خارجی (همچون سهام‌داران، مشتریان، خریداران و دیدگاه بلند مدت سازمان) برای عملکرد در دوره آتی، به عمل آید. با توجه به دو اصل توالی روند توسعه و بهبود فعالیت‌ها و مهندسی مجدد، و با عنایت به ارزیابی عملکردهای گذشته فعالیت ها به اجرا گذاشته می‌شوند. ارزیابی نیز با توجه به معیارهای سنجش عملکرد در خصوص منابع سازمانی، نیازمندهای سهام‌داران، مشتریان و … صورت می‌گیرد. شکل زیر عناصر عملکرد را به طور روشن تر نشان می‌دهد. (داریانی، رفیع زاده بقرآباد، رونق،۱۳۸۶، ۲۲ )

برنامه ریزی عملکرد

مستندات تاریخی

اداره عملکرد

ارزیابی عملکرد

اهداف و استانداردهای سازمانی

شکل عناصر عملکرد

به نظر بردرآپ، این تحلیل برای کلیه سطوح سازمانی کاربرد دارد. مرحله اول، در این مدت با برنامه ریزی و انجام فعالیت هایی چون تهیه و تدوین رسالت و استراتژی های سازمان و تعریف عملکرد آغاز می شود. در مرحله دوم، توسعه فرآیندهای جاری مدیریت و کیفیت بررسی می شود. در مرحله سوم، مقیاس های ارزیابی عملکرد تهیه، تدوین و بازنگری می‌شوند.شکل زیر چرخه مدیریت عملکرد و جایگاه فرایند ارزیابی عملکرد را در این چرخه نشان می‌دهد(رابینسو، ۲۰۰۹،۱۵).

ارزیابی اجرا برنامه ریزی

ارزیابی و بازنگری

معیارهای عملکرد پویا/ایستا

برنامه ریزی عملکرد

توسعه عملکرد

ادامه توسعه عملکرد

مهندسی مجدد

بازبینی فرآیندهای کلیدی

منابع عملکرد

با توجه به تجزیه و تحلیل رقبا ثبات، حفظ مشتریان و …

عملکرد دوره ای

نیازمندی های درونی

سهام‌داران دیدگاه استراتژیک

مشتریان خریداران

شکل چرخه مدیریت عملکرد )رابینسو، ۲۰۰۹(

۲-۲-۸- شاخص های عملکرد

شاخص های مسیر حرکت سازمان‌ها را برای رسیدن به اهداف مشخص می‌کند. نگاه اول در تدوین شاخص ها متوجه چشم انداز[۳۹]۱ و مأموریت[۴۰]۲ و اهداف کلان، راهبردهای بلند مدت و کوتاه مدت و برنامه های عملیاتی و به فعالیت های اصلی متمرکز می شود.هر شاخص عملکرد از یک عدد و یک واحد اندازه گیری تشکیل شده است، عدد میزان اهمیت (مقدار) و واحد معنای آن عدد را به ما نشان می‌دهد و همواره به یک هدف متصل اند. شاخص ها می‌توانند توسط واحدهای یک بعدی مثل ساعت، متر، نانو ثانیه، دلار، تعداد گزارشات و … نشان داده شوند.اکثر شاخص های عملکرد جزء یکی از شش گروه زیر قرار می گیرند:

۱- اثر بخشی: میزان برآورد شدن نیازها توسط هر فرایند را نشان می‌دهد. (آیا ما کار درستی انجام می‌دهیم؟)

۲- کارایی: میزان استفاده از منابع توسط هر یک از فرآیندها برای رسیدن به اهداف نهایی را نشان می‌دهد. (آیا ما کارها را درست انجام می‌دهیم؟)

۳- کیفیت: درجه تطابق کالا و یا خدمات با انتظارت و نیازهای مشتری.

۴- زمان سنج: میزان درست انجام شدن و سر وقت بودن هر یک از عملیات را اندازه می گیرند. محدودیتی باید برای زمان انجام این فعالیت ها تعیین شود. این محدودیت ها بر مبنای نیاز مشتریان تعیین می‌شوند.

۵- بهره وری: میزان ارزش افزوده بر فرایند بر مبنای تقسیم بندی ارزش نیروی کار و منابع مصرف شده.

۶- امنیت: میزان سلامتی سازمان و محیط کاری کارمندان را اندازه گیری می کند. (رحیمی،۱۳۸۵،۴۱ الی ۴۴)

۲-۲-۹- فرایند ارزیابی عملکرد:

ارزیابی عملکرد، مقایسه طرز انجام کار واقعی کارکنان با معیارها و استانداردهای از پیش تعیین شده است. با توجه به نگرش سیستمی به سازمان ، عوامل محیطی ( داخلی و خارجی) بر فرایند ارزیابی عملکرد مؤثر است که مهمترین این عوامل عبارتند از کافی نبودن تجهیزات و تسهیلات کار، خط مشی های محدود کننده کاری ، عدم همکاری و تعاون بین افراد. کلیه عوامل اثر گذار از قبیل شیوه ی سرپرستی ، درجه حرارت، نور و سر و صدا، سرعت ماشین، نوبت کاری و حتی شانس در نمودار ۱-۲ آمده است.

همان‌ طور که در نمودار ۱-۲ ملاحظه می شود در ارزیابی عملکرد افراد تنها نباید به عوامل محیطی توجه کرد بلکه نتایج و کوشش کارکنان ، توانایی‌های افراد و نحوه اداره آن ها را نیز باید مد نظر قرار داد .

عوامل فیزیکی

-نور

-سر و صدا

-سرعت ماشین

-درجه حرارت

-ابزار و تجهیزات

-نوبت کاری

-مواد

-تعلیم وتربیت

-سرپرستی

-خط مشی ها

-طراحی سازمان

-آموزش

-شانس

نمودار۱-۲ : عوامل محیطی تعیین عملکرد( نعامی، ۱۳۸۱)

    • تلاش و کوشش

    • عملکرد شغلی

    • توانایی ها

  • نحوه اداره

در فرایند ارزیابی پس از تعیین اهداف ارزیابی باید اقدام به تعیین استانداردهای مورد نظر نموده، سپس باید فعالیت‌های انجام شده و عملکرد افراد در این رابطه مورد بررسی قرار گیرد و سپس از آن ارزیابی مقایسه بین عملکرد با استاندارد انجام پذیرد. سپس نتایج به دست آمده را با کارکنان در میان گذاشته و مورد تجزیه و تحلیل قرار دارد .(نعامی،۱۳۸۱).

۲-۲-۱۰- سنجش عملکرد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




با رشد فزاینده‌ای که اعتیاد به مصرف مواد مخدر در جهان و ایران داشته است، ابعاد آسیب شناسی (پاتولوژیکی ) و عوارض آن بسیار مشهود است، به طوری که زیان‌های جبران‌ناپذیری بر جامعه و افراد به جای می‌گذارد. زیان‌های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از مهم‌ترین عوارض و زیان‌های ناشی از مصرف مواد مخدر است که ساختار جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد . به چند نمونه از اثرات زیان‌بار و جنبه‌های آسیب شناختی اعتیاد به مصرف مواد مخدر اشاره می‌نماییم:

استعمال مواد مخدر ، نیروی کار مملکت را کاهش داده و کاهش نیروی کار موجب کاهش تولیدات داخلی و کاهش تولیدات داخلی موجب وابستگی اقتصادی می‌گردد و در نتیجه فقر اقتصادی در سطح جامعه گسترده می‌شود و با گسترده شدن فقر بر تعداد افرادی که به مواد مخدر روی می‌آورند افزوده می‌شود.میزان خسارات وارده از نظر اقتصادی بسیار زیاد است که ضمن اشاره به تأثیر آن در درآمد سرانه کشور و مقایسه آن با هزینه های سایر بخش‌های اقتصادی با ارائه‌ نمونه‌ای از هزینه مواد مصرفی به مراحل مختلف زیان‌های اقتصادی مواد مخدر در جامعه اشاره می شود. تعداد معتادین در سطح کشور در سال ۵۰۰۰۰۰ نفر است فرض کنیم که ۲۵۰۰۰۰ نفر معتاد به تریاک و ۲۵۰۰۰۰ نفر معتاد به هروئین و سایر مواد مخدر باشند. چنانچه حداقل مصرف روزانه تریاک برای هر فرد معتاد یک گرم و حداقل مصرف روزانه تریاک برای معتادین در سطح کشور ۲۵۰ کیلوگرم باشد، این نتیجه حاصل می شود که مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۵۰ ریال در سال در کشور صرف هزینه های مصرف مواد مخدر افیونی می‌شود، بدون اینکه این رقم به هیچ عنوان در لایحه بودجه دولت نشان داده شود. زیرا تا به حال این هزینه توسط ‌برنامه ریزان دولت ‌به این شکل محسوس مشخص نشده است. (برفی، ۱۳۸۳: ۳۵-۳۴)

۲-۳-آسیب‌شناسی اعتیاد در تحقیقات جهانی

ارتکاب جرم در معتادین برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا مورد توجه قرار گرفت. بررسی بن‌هام‌دای[۳]بر روی ۱۰۰۰ معتاد به مواد مخدر نشان داد که ۸۰ درصد از آن‌ ها قبل از اعتیاد هیچ نوع ‌بزهکاری اجتماعی نداشته‌اند. در حالی که ۶۷ درصد پس از اعتیاد مرتکب جرم شده بودند.لین هوسر[۴]در تحقیقات پلیس آمریکا که روی ۲۰۰ معتاد بزه‌کار انجام شد، ‌به این نتیجه رسید که ۸۹ درصد از بزه‌کاران قبل از اعتیاد سابقه محکومیت ‌داشته‌اند . اما تحقیقات پسکور[۵]نشان داد که از میان ۱۰۳۶ معتاد ، ۷۵ درصد قبل از اعتیاد سابقه محکومیت نداشته‌اند و ۸۶ درصد آن‌ ها بعد از اعتیاد، محکومیت را تجربه کرده‌اند ( گرجیان ، ۱۳۷۹: ۷۵).

در تحقیق دیگری که توسط دنول[۶] روی معتادین تحت بازپروری انجام شد ۷۰ درصد آن‌ ها در مدت ۵ سال دوران اعتیاد به اعمال بزه‌کارانه و غیرقانونی مبادرت نموده بودند.تحقیق دیگری که روی ۱۰۰ معتاد در نیویورک توسط وایلانت[۷] در طول ۱۲ سال انجام گرفت، نشان داد که ۵۲ درصد آن‌ ها قبل از اعتیاد و ۹۶ درصد بعد از اعتیاد، مرتکب جرم شده‌اند. در تحقیقاتی که روی دانش‌آموزان یکی از دبیرستان‌های آمریکا در مدت ۸ سال توسط جانسون و همکاران (۱۹۷۸) صورت گرفت، مشخص شد که میزان استفاده از مواد مخدر و ارتکاب به جرایم با یکدیگر رابطه دارند.جانسون و همکاران اذعان ‌داشته‌اند که همبستگی بین مواد مخدر و ‌بزهکاری مسأله مشترکی به نام «انحراف یا اخلاق ضد اجتماعی» به وجود می‌آورد که اعتیاد در آن به عنوان یک انحراف یا ناهنجاری اجتماعی در بین افراد جامعه، تلقی می‌گردد. (همان منبع ، ۷۶)

کراس[۸] با پژوهشی که در استرالیا روی بزه‌کاران معتاد انجام داد ‌به این نتیجه رسید که اعتیاد نشان دهنده ایجاد کننده نوعی ناهنجاری رفتاری در شخصیت اجتماعی فرد است.شیفر و همکاران در بالتیمور تحقیقاتی روی ۳۵۴ معتاد انجام دادند و نوعی طبقه‌بندی از اعمال بزه‌کارانه آن‌ ها را ارائه نمودند که بر اساس آن، معتادین در ۸ طبقه به شرح زیر دسته بندی شده‌اند:

۱- جرایم جانبی : ۷/۳۳ درصد از معتادین اقدام به اعمال بزه‌کارانه جانبی همراه با مصرف مواد مخدر می‌نمایند که شامل سرقت و خرید و فروش مواد مخدر است.

۲- خرید و فروش مواد مخدر : ۶/۲۰ درصد از معتادین فقط به خرید و فروش مواد مخدر می‌پردازند و کمتر به سرقت روی می‌آورند.

۳- سرقت: ۶/۲۰ درصد از معتادین منحصراًً دست به سرقت می‌زنند.

۴- قماربازی: ۸/۱۳ درصد از معتادین به قماربازی و اعمال خلاف دیگر نظیر باج‌گیری و مال‌خری می‌پردازند.
۵- جعل: ۴/۵ درصد از معتادین اقدام به جعل اسناد یا خیانت در امانت می‌نمایند.

۶- اخلال در نظم عمومی: ۴/۳ درصد از معتادین در نظم و امنیت جامعه اخلال می‌نمایند که در بعضی از موارد غیرمحسوس و مخفیانه است.

۷- جعل حرفه‌ای: ۲ درصد از معتادین اقدام به جعل اسناد و خیانت در امانت به صورت حرفه‌ای می‌نمایند.
۸- اخلال در نظم عمومی به صورت حرفه‌ای ( همان منبع ، ص ۷۸)

تحقیقات میلر[۹]که روی زنان در فیلادلفیا انجام گرفت نشان داد که تفاوت‌های زیادی بین اعمال بزه‌کارانه در زنان معتاد و غیرمعتاد وجود دارد و زنان معتاد آمادگی بیشتری جهت اقدام به ارتکاب جرم از خود نشان می‌دهند.بارتون[۱۰]دریافت که ۶۱ درصد معتادین افرادی بودند که به جرم سرقت محکوم شده بودند.تحقیقات انجام شده توسط «داویدسن» و «شوکه» نشان داده است که تنها کمتر از نیمی از جوانان معتاد، پدر و مادری دارند که همچنان با هم به سر می‌برند . پدر و مادر یک سوم آن‌ ها به دلایل مختلف از یکدیگر جدا زندگی می‌کنند و حدود یک چهارم آن‌ ها یکی از والدین خود را از دست داده‌اند. همین تحقیق نشان می‌دهد که ۸۵% از جوانان گروه‌های منتخب ، که برای مقایسه با گروه معتادان آمارگیری شده‌اند دوران جوانی خود را با پدر و مادر زیر یک سقف گذرانده‌اند. (برژره ، ۱۳۶۸ : ۷۱)

گلوکس[۱۱] دریافته است که نه تنها خانواده های از هم گسیخته ، بزه‌کار پرورترندبلکه هر چه گسیختگی خانواده زودتر و در آغاز کودکی فرزندان رخ دهد، احتمال بزهکارپروری نزد آنان افزایش می‌یابد (همان منبع:۷۳)

۲-۴-چارچوب نظری تحقیق

ساترلند در تئوری معاشرت یا پیوند افتراقی[۱۲]انحراف اجتماعی را برخاسته از سازمان اجتماعی یعنی زمینه و محیطی می‌داند که افراد در آن جای گرفته‌اند. هر سازمانی به طرفداری یا مخالفت با یک رفتار بزه‌کارانه شکل گرفته است. فرد هنگامی گرفتار اعتیاد می‌شود که با الگوهای موافق این عمل در تماس باشد و از طرفی از الگوهای ضد آن دور باشد. بخش اعظم این جریان در داخل گروه‌های صمیمی و دوستانه اتفاق

می‌افتد. ‌بنابرین‏ انحراف اجتماعی از جمله اعتیاد ، وقتی که تماس با محیط و الگوهای به‌هنجار ضعیف و دسترسی به محیط و الگوهای انحرافی ( دوستان معتاد و دسترسی به مواد مخدر ) قوی است ، افزایش می‌یابد.به نظر ساترلند رفتارهای انحرافی ( از جمله اعتیاد ) دارای فرایند و ویژگی‌هایی است که عمده آن عبارتند از :

۱- عمل انحراف و جرم آموختنی است نه موروثی؛

۲- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد انجام می‌گیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است؛

۳- بخش اعظم آموزش رفتار بزه‌کارانه در گروه‌های نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند، انجام می‌گیرد؛
۴- زمانی فرد به عمل بزه‌کارانه دست می‌زند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعده‌اند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالف ‌اند؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




« مردم بدون اکراه و اجبار و از سر میل و اختیار با من بیعت کردند».

لذا امام علی(ع) با چنین نگرشی که توجه به اختیار و آزادی افراد در دوران حکومت خود حتی در سخت ترین اوضاع و احوال به تربیت اخلاقی افراد توجه داشتند و آزادی را از مردم سلب نکرد و برای حفظ آن و رشد دادن جامعه در بستر آن ‌مصیبت‌های بسیار تحمل نمود.

که این نشان می‌دهد در جهت تربیت اخلاقی افراد به آزادی و اختیار آن ها توجه شود، و خداوند به انسان آزادی و اختیار دادکه خود مسیر زندگیش را انتخاب کند و آن ها را وادار نکرده است که مطیع فرمان های او و پیام آورانش باشد و در این مورد حضرت علی(ع) آزادی و اختیار انسان را اینگونه اثبات نموده است: «… اگر پیامبران الهی، دارای چنان قدرتی بودند که مخالفت با آنان امکان نمی داشت و توانایی و عزتی می داشتند که هرگز مغلوب نمی شدند، و سلطنت و حکومتی می داشتند که همه چشم ها به سوی آنان بود، و متکّبران در برابرشان سر فرود می آورند و تظاهر به ایمان می‌کردند، از روی ترس یا علاقه ای که به مادیات داشتند. در آنصورت نیّت های خالص یافت نمی شد، و اهداف غیر الهی در ایمانشان راه می یافت، و با انگیزه های گوناگون به سوی نیکی می شتافتند. امّا خدای سبحان اراده فرمود که پیروی از پیامبران، و تصدیق کتب آسمانی، و فروتنی در عبادت و تسلیم در برابر فرمان خدا، و اطاعت محض فرمانبرداری با نیت خالص تنها برای خدا صورت پذیرد. و اهداف غیرخدایی در آن راه نیابد که هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش آن نیز بزرگتر خواهد بود» (نهج البلاغه: خطبه ۱۹۲).

۵- گرایش به عدالت

عدالت دوستی و عدالت خواهی، و انزجار از ظلم و بیدادگری از جمله فطریاتی است که حیات آدمی و برپایی مردمان و زندگی انسان در گرو آن است و با ضعیف شدن آن، انسانیت انسان رو به اضمحلال می رود، وبا بیرنگ شدن آن در جوامع مردمان به تباهی کشیده می‌شوند. هرچه فطرت عدالت دوستی و عدالتخواهی در مردمان زنده تر و قویتر باشد، سلامت فرد و جامعه بیشتر است. از منظر امیرمؤمنان علی (ع) عدالت دوستی و عدالتخواهی والاترین جلوه های وجود آدمی است که بازگشت تمام ارزش‌ها بدان است، چنان که در توصیف والاترین انسان‌ها فرموده است: «… وَ إِنَّ لِلذِکرَ لِأَهلًا اَخُذوهُ مِنَ الدُّنیا بَدَلاً، فَلَم تَشغَلهُم تِجَارَهٌ وَلا بَیعُ عَنهُ ، یَقطَعُونَ بِهِ أَیّامَ الحَیاهِ ، وَ یَهتِفُونَ بِالزَّواجِرِ عَن مَحَارِمِ اللهِ، فِى أَسمَاعِ الغَافِلینَ، وَ یَأمُرُونَ بِالقِسطِ وَ یَأتَمِرُونَ بِهِ، وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ یَتَنَاهُونَ عَنهُ ، فَکَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنیا إِلَی الْاَخِرَهِ وَ هُم فِیهَا، فَشَاهَدوُا مَاوَرَاءَ ذلِک …» (نهج البلاغه: حکمت ۲۲۲).

«… همانا مردمی هستند که ذکر خدا را به جای دنیا برگزیدند، که هیچ تجارتی یا ‌خرید و فروشی، آن ها را از یاد خدا باز نمی دارد. با یاد خداوند روزگار می گذرانند. و عاملان را با هشدارهای خود، از کیفرهای الهی می ترسانند، به عدالت فرمان می‌دهند و خود عدالت گسترند، از بدی ها نهی می‌کنند و خود از آن ها پرهیز دارند. با اینکه مردم در دنیا زندگی می‌کنند گویا آن را رها کرد و به آخرت پیوسته اند و سرای دیگر را مشاهده کرده گویا از مسائل پنهان برزخیان و مدت طولانی اقامتشان آگاهی دارند…» که در این خطبه توجه دارد که انسان والا، عدالت خواه است خدا را فراموش نمی کند و همیشه در تمام کارهایش به یاد خدا است و خودش حق کسی را ضایع نمی کند و به دیگران هم تذکر می‌دهد که از خدا بترسید و حق دیگران را رعایت کنید.

امام می فرماید: « دین خود و امانت خود را با انصاف ورزیدن از جانب خود و عمل کردن به عدالت در میان مردمان نگه دار (شرح غررالحکم، ۱۳۶۰، ص۳۶). می توان گفت که انسان تربیت یافته در تعامل خود با دیگران انصاف دارد.

خداوند عادل است و حتی کوچک‌ترین ظلمی را به بندگان نمی کند و امام علی(ع) می فرماید: «وَ اِرتَفع عَن ظلم عباده و قام بالقسط فی خلقه» (نهج البلاغه: خطبه ۱۸۵).

« خدا برتر از آن است که بر بندگان ستم روا دارد و میان مخلوقات به عدل و داد رفتار کرد». با توجه ‌به این بیان انسان نیز باید در برخورد با دیگران و خودش عادل باشد و طبق گفته امام علی در خطبه ۱۹۳ حتی انسان نباید به دشمن خود ستم کند و امام علی(ع) خداوند را در فرمان خودش عادل معرفی می‌کند (نهج البلاغه: خطبه ۱۹۱).

انسان باید از هر گونه افراط و تفریط در کارها و اعمالش دوری کند. با توجه به اجتناب از تفریط و افراط امام علی(ع) می فرماید: « هر گونه کمبود به او زیان می رساند و هر گونه زیادی او را فاسد می‌سازد» (نهج البلاغه: حکمت ۱۰۹).

در کارهایش اعتدال داشته باشد چرا که اساس تربیت اخلاقی اعتدال و متعادل بودن فرد است. امام علی(ع) ‌در مورد خودشان می فرمایند: «ما تیکه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما رسند و تند روان غلو کننده به سوی ما باز گردند» (نهج البلاغه: حکمت ۱۰۹). و می توان گفت این فرد جاهل است که افراط و تفریط می‌کند. امام می فرماید :«لَاتَری الجَاهِلَ إلّا مُفرِطاً أَو مُفرّطا» (نهج البلاغه: حکمت ۷۰) « نادان را یا تندرو یا کندرو می بینی» لذا این فرد از اعتدال دور است.

امام علی(ع) می فرماید: « ثَمَرَهُ التَّفریطِ النَّدامَهُ وَ ثَمَرَهُ الحَرمِ السَّلامَهُ» (نهج البلاغه: حکمت ۱۸۱).

« ثمره تفریط پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت است». لذا انسان نباید در کارهایش افراط و تفریط داشته باشید یعنی در عبادت خدا، محبت کردن، انفاق، احسان و … میانه رو باشد تا به کمال انسانی خود دست یابد.

حال که انسان گرایش به عدالت در او وجود دارد باید از طریق تمرین این گرایش به عدالت را شکوفا کند و فردی عادل باشد چرا که یکی از صفتهای اخلاقی مهم در جهت تربیت اخلاقی است .

لذا انسان سعی کند این صفت را در خود ایجاد کند حال این انسان نباید در کار ناروا دخالت کند و از محدوده حق خویش خارج شود و در برخورد با دیگران منصف باشد حقوقشان را ضایع نسازد و حتی در برخورد با کودکان و فرزندان به عدالت رفتار کند تا بذر حسادت در آنان پرورش نباید و به زیردستان خود با عدالت رفتار کند و به آنان ستم و ظلم نکند و حقوق آنان را ضایع نکند و حتی در دوستی های خود اعتدال دارد که امام علی به پسرش امام حسن(ع) می فرماید: آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند، ستم روامدار، آن گونه که دوست نداری به تو ستم شود و امام علی(ع) ‌در مورد عدالت و عادل بودن که به ‌عنوان یکی از صفتهایی اخلاقی انسان است.

امام علی ‌در مورد اینکه انسان عادل باشد می فرماید: «عدالت را پیشه کن و از خشونت و سختگیری بی جا و ستمگری بپرهیز، چرا که سخت گیری، موجب فرار مردم از منطقه، ظلم و ستم و دعوت به مبارزه مسلحانه می‌کند. (نهج البلاغه: خطبه ۸۷)

لذا در جهت تربیت اخلاقی افراد که عدالت گستر باشند چنین می فرماید: «نخستین مرحله عدالت این است که فرد خواسته های دل را بیرون رانده، حق می‌گوید و به حق عمل می‌کند» (نهج البلاغه: خطبه۸۷).

فطریات یاد شده و دیگر فطریات که همگی به عشق به کمال مطلق و انزجار را از نقص باز می‌گردند، بستری مناسب را برای سیر انسان به سوی حقیقت ملکوتی و احسن تقویم وجودی اش فراهم می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




سانحه توری کانیون، خود مشکل حل دعاوی ‌در مورد غرامت و مسائل مربوط به مسئولیت در حقوق موجود را آشکار نمود. در نتیجه، ایمکو پیش نویس دو کنوانسیون را در ۱۹۶۹ آماده نمود که یکی به مسئولیت مدنی برای جبران خسارات ناشی از آلودگی نفتی و دیگری به مداخله در دریای آزاد در موارد حوادث آلودگی نفتی مربوط می‌شود. متعاقباً در ۲۹دسامبر ۱۹۷۲ ‌دولت‌های‌ شرکت کننده در کنفرانس لندن، کنوانسیون مربوط به جلوگیری از آلودگی دریائی به وسیله ریزش ضایعات و دیگر مواد را امضاء کردند.

یک سال بعد نیز در لندن، کنوانسیون جلوگیری از آلودگی ناشی از کشتی‌ها (کنوانسیون ماراپول مورخ ۲ نوامبر ۱۹۷۳) به امضاء رسید. در همان سال سومین کنفرانس ملل متحد ‌در مورد حقوق دریاها شروع به کار نمود که بعد از سالها تلاش کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها به امضاء رسید که حدود ۶۰ ماده از آن (کل بخش دوازدهم و مواد پراکنده‌ای در سایر بخش‌ها) به حمایت و حفاظت از محیط زیست دریائی اختصاص داده شد.

کنوانسیون ۱۹۷۳ مارپول در پی آن بود که از تمام آلودگی‌های ناشی از کشتی‌ها جلوگیری نماید. سپس دریافتند که حجم و شدت آلودگی ایجاد شده در دریا، در مقایسه با آلودگی نشأت گرفته از منابع مستقر در خشکی بسیار ناچیز است.[۱۸۵]

در این راستا در سال ۱۹۷۶ کنوانسیونی برای کنترل فعالیت‌های اکتشاف نفت در ساحل – بعد از سانحه ۱۹۷۵ در می‌دانی نفتی در دریای شمال – منعقد گشت. در سطح منطقه ای نیز تحول سریع و گسترده بوده است؛ در ۹ ژوئن ۱۹۶۹ موافقت نامه ” بُن ” راجع به همکاری در زمینه آلودگی دریای شمال به وسیله نفت میان دانمارک، فنلاند، سوئد و نروژ در کپنهاک امضاء شد. در ۱۵ فوریه ۱۹۷۲، کشورهای ‌اروپایی‌ کنوانسیون اُسلو را ‌در مورد آلودگی دریائی ناشی از دفع مواد زاید از کشتی‌ها و هواپیماها منعقد ساختند. کنوانسیون هلسینکی ‌در مورد حمایت از محیط زیست دریائی منطقه دریائی بالتیک نیز پیشرفتی دیگر در مکانیسم‌های حقوقی حمایت از محیط زیست دریائی به شمار می‌رود (۲۲ مارس ۱۹۷۴). این کنوانسیون برای اولین بار به صورتی جامع تمام اشکال آلودگی دریائی را مورد توجه قرار داد.

برنامه محیط زیست ملل متحد دیدگاه کنوانسیون راجع به دریای بالتیک را اتخاذ نمود و برنامه‌ای را برای دریاهای منطقه‌ای عرضه کرد. یونپ برای هر دریا یک سری موافقت نامه‌های عام، که شامل یک طرح و یک کنوانسیون عام برای حمایت از محیط زیست دریائی بود، مطرح ساخت که وابسته به پروتکل‌های خاصی بود که به مسائل معینی مثل تخلیه ضایعات و همکاری می‌پرداختند. در این راستا کنوانسیون منطقه‌ای مربوط به حمایت از دریای مدیترانه علیه آلودگی در ۱۶ فوریه ۱۹۷۶(بارسلون) به امضاء رسید که دو پروتکل ضمیمه آن است. یکی از پروتکل‌ها مربوط به تخلیه ضایعات از کشتی‌ها و هواپیماها است و دیگری به مبارزه با آلودگی ناشی از نفت و دیگر مواد مضر در مواقع اضطراری می‌پردازد. بعداً دو پروتکل دیگر نیز ‌به این کنوانسیون اضافه شد. یکی ‌در مورد حمایت از دریای مدیترانه در مقابل آلودگی ناشی از منابع مستقر در خشکی (آتن مورخ ۷ می‌۱۹۸۰) و دومی مربوط به آلودگی غیرمستقیم (ژنو ۳ آوریل ۱۹۸۲). سایر دریاهای منطقه‌ای نیز به وسیله اسناد تهیه شده یونپ تحت پوشش قرار گرفتند: خلیج فارس (کنوانسیون کویت ۲۴ آوریل ۱۹۷۸) و پروتکل مربوط به آلودگی دریا ناشی از اکتشاف و بهره برداری از فلات قاره (۱۱ دسامبر ۱۹۸۸)، آفریقای غربی و مرکزی (آبیجان ۲۳ مارس ۱۹۸۱)، پاسیفیک جنوب شرقی (لیما ۱۲ نوامبر ۱۹۸۰)، خلیج عدن و دریای سرخ (جده ۱۴ فوریه ۱۹۸۲)، کارائیب (۲۴ مارس ۱۹۸۳)، پاسیفیک جنوبی (۲۴ نوامبر ۱۹۸۶) و …. از لحاظ کمی، ۳۰۰ معاهده چندجانبه، ۹۰۰ معاهده دوجانبه و بیش از ۲۰۰ سند به وسیله سازمان‌های بین‌المللی ‌در مورد محیط زیست به امضاء رسیده‌اند که به جرات می‌توان گفت تعداد قابل ملاحظه‌ای از آن ها به محیط زیست دریائی مربوط می‌شوند. این توجه گسترده به محیط زیست دریائی در کنفرانس‌های ۱۹۷۲ استکهلم، ۱۹۸۲ نایروبی و ۱۹۹۲ریودوژانیرو شدت یافته است. پرواضح است که این کنوانسیون‌ها و کنفرانس‌ها همگی نشأت گرفته از توجه افکار عمومی به محیط زیست هستند و نقشی اساسی در احراز قواعد عرفی حاکم برمحیط زیست دارند.[۱۸۶]

مبارزه با آلودگی و کنترل آن بیش از هر چیز مستلزم آن است که یک هماهنگی بین توصیف آلودگی و منابع ایجاد کننده آن وجود داشته باشد.

کنوانسیون مارپول ۱۹۷۳ در تعریفی که از آلودگی ارائه داده، آن را محدود به آلودگی نفتی نکرده است و به سایر مواد مضر نیز در مفهوم عام کلمه پرداخته است. این نکته از آن روی حائز اهمیت است که ” تا مدت زمان طولانی نفت تنها عاملی به شمار می‌رفت که توجهات را به خود جلب کرده بود، در حالی که عمده آلودگی‌ها از منابع مستقر در خشکی نشأت می‌گرفتند. در ماده دو این کنوانسیون، آلودگی این گونه تعریف شده: هر ماده‌ای که به دریا وارد شود و خطراتی برای سلامت انسان داشته باشد و به منابع زنده و حیات دریائی صدمه بزند و مانعی برای استفاده مشروع از دریاها ایجاد کند، باعث آلودگی می‌گردد. تعریفی که به وسیله سازمان همکاری و اقتصادی توسعه (OECD) در سال ۱۹۷۴ ارائه شد گامی فراتر نهاد و انرژی را نیز عامل آلودگی دریائی معرفی نمود. آلودگی عبارت است از داخل کردن مواد یا انرژی به طورمستقیم یا غیر مستقیم در محیط زیست به وسیله انسان که خطری برای سلامتی انسان و آثاری زیانبخش برای منابع جاندار و اکوسیستم‌ها داشته باشد و بر مطبوعیت آب صدمه وارد کند و برای استفاده های مشروع از محیط مانعی ایجاد نماید. معیاری که در تعریف فوق ملاک قرار گرفته است، اصل مضر بودن عمل برای محیط است که محدود به خسارات آنی نشده و زیان‌های آتی را نیز در برمی‌گیرد.

تعاریف فوق نشان دهنده این هستند که هدف حقوق بین الملل، جلوگیری از ریزش همه مواد به دریاها نیست، زیرا بسیاری از مواد خطری ندارند و یابه سرعت توسط دریا بی خطرمیشوند. هدف متوجه موادی است که دارای آثار مخرب هستند.با توجه به تکرار تعریف فوق در اسناد بین‌المللی و نیز فلسفه وضع قواعد مبارزه با آلودگی دریائی به نظرمی رسد توصیف فوق در عرصه حقوق بین‌المللی عرفی راه یافته باشد. با وجود این به نظر می‌رسد تعریف آلودگی از دو جهت دارای اشکال است؛ یکی اینکه به لزوم جلوگیری از تغییرات محیط زیست دریائی ناشی از اثرات مخرب موادی که بلافاصله اثر تخریبی آن ها قابل تشخیص نیستند، توجه کافی نشده است و دیگر آنکه با در نظر گرفتن دخالت عامل انسانی در ایجاد آلودگی عملاً ‌برای حفاظت از محیط زیست دریائی در مقابل فعالیت‌های طبیعی نظیر زلزله، آتشفشان و …. چاره‌ای اندیشیده نشده است. هر چند شاید بتوان با بهره گرفتن از کلیت ماده ۱۹۲ کنوانسیون ۱۹۸۲ مونته گوبی در تأکید بر تعهد دولت‌ها در حمایت و محافظت از محیط زیست دریائی، حداقل بر لزوم همکاری در مبارزه با آلودگی در چنین مواردی تأکید کرد.[۱۸۷]

۳-۷- کوشش‌های جهانی و منطقه‌ای برای حفاظت از محیط زیست دریایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:18:00 ب.ظ ]




از شومر- ایکینز، ۲۰۰۴) ۱۴

شکل شماره ۱-۳ : نظریه نیازهای پایه ۱۵

شکل شماره ۱-۴ : نحوه اثرگذاری عوامل فرهنگی – اجتماعی بر فرد بر اساس

نتایج تحقیق کیفی کاکای (۲۰۰۱) ۱۸

شکل شماره ۱-۵ : نحوه اثرگذاری عوامل محیطی- اجتمـاعی بر گرایش‌های

تفکر انتقادی از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی پایه ۳۳

شکل شماره ۱-۶ : دیاگرام مسیر مدل مورد آزمون پژوهش حاضر ‌در مورد عوامل

مؤثر بر گرایش‌های تفکر انتقادی ۳۴

شکل شماره ۲-۱ : دیاگرام مسیر مدل مفروض پژوهش حاضر ‌در مورد عوامل

مؤثر بر گرایش‌های تفکر انتقادی ۱۰۸

شکل شماره ۴-۱ : مسیر مستقیم متغیرهای برون‌زاد به متغیرهای واسطه‌ای اول ۱۵۴

شکل شماره ۴-۲ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای برون‌زاد و

متغیرهای واسطه‌ای اول به متغیرهای واسطه‌ای دوم ۱۶۱

شکل شماره ۴-۳ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای برون‌زاد،

عنوان صفحه

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیرهای درون‌زاد ۱۷۳

شکل شماره ۴-۴ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیرهای درون‌زاد (پس از بهبود مدل) ۱۸۲

شکل شماره ۴-۵ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیر درون‌زاد گرایش به اعتماد به نفس در تفکر انتقادی ۱۸۴

شکل شماره ۴-۶ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیـرهای بـرون‌زاد،

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیر درون‌زاد گرایش به حقیقت‌جویی ۱۸۵

شکل شماره ۴-۷ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیر درون‌زاد گرایش به تحلیلگری ۱۸۶

شکل شماره ۴-۸ : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیـرهای بـرون‌زاد،

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به

متغیر درون‌زاد گرایش به گشوده‌ذهنی ۱۸۷

فصل اول

مقدمه

۱-۱- کلیات پژوهش

هدف اصلی از تعلیم و تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان پرورش یادگیرندگانی مادام‌العمر است که نه تنها پیوسته خود را رشد می‌دهند، بلکه جامعه خود را نیز ارتقا می‌بخشند. به نظر متخصصان یکی از راه‌های اصلی دستیابی ‌به این هدف، مجهز کردن فراگیران به توانایی تفکر انتقادی[۱] در این دنیای به شدت متغیر انفجار اطلاعات است. اطلاعاتی که امروز یاد گرفته می‌شود، ممکن است چندی بعد تغییر کند یا جایگزین شود. از این رو، تعلیم و تربیت به جای فراهم آوردن اطلاعات و دانش‌های خاص، باید نحوه یادگیری و تفکر را آموزش دهد و این امر به کمک پرورش مهارت تفکر انتقادی در یادگیرندگان میسر می‌شود. مهارتی که افراد را در فرایند یادگیری درگیر می‌کند و از آن ها یادگیرندگانی خودتنظیم[۲] و خودجهت‌ده[۳] می‌سازد (فاسیونه[۴]، ۲۰۱۱؛ هالپرن[۵]، ۲۰۰۳؛ هالپرن و هکل[۶]، ۲۰۰۲).

تفکر انتقادی به افراد در ارزیابی خردمندانه انواع اطلاعات و موقعیت‌ها، استقلال عقلانی می‌بخشد. با برخورداری از این نوع تفکر افراد قادر می‌شوند تا نقطه‌نظرهای متعارض، ادعاها، توصیه های دیگران و انتخاب‌هایی که با آن ها مواجه می‌شوند، را مورد ارزیابی قرار دهند و افکار و عقاید متداول اما اشتباه پیرامون خود را زیر سؤال ببرند (انجمن فلسفی امریکا[۷]، ۱۹۹۰؛
فاسیونه، ۲۰۱۱؛ هالپرن، ۱۹۹۸، ۲۰۰۳؛ هاف[۸]، ۲۰۰۰؛ لاوسون[۹]، ۱۹۹۹؛ پل[۱۰]، ۲۰۰۵). اهمیت تفکر انتقادی تا بدان جاست که سازمان بهداشت جهانی[۱۱] تفکر انتقادی را به عنوان یکی از ده مهارت اساسی لازم برای زندگی موفق و رشدیافته معرفی می‌کند. مهارت‌هایی که برای داشتن رفتار سازگارانه و مثبت لازم هستند و اشخاص را قادر می‌سازند تا با مطالبات و چالش‌های زندگی روزمره به طور مؤثر کنار بیایند.

پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می‌پردازد که گرایش دانشجویان به استفاده از تفکر انتقادی چگونه تحت تأثیر عوامل فرهنگی، ارتباطاتی و فردی قرار می‌گیرد.

۱-۱-۱- تفکر انتقادی

توجه به پرورش تفکر انتقادی به حدود ۲۵۰۰ سال پیش و زمان سقراط برمی‌گردد. سقراط به تمرکز معلمان بر مهارت‌های استدلالی یادگیرندگان تأکید داشت و خود از سؤال برای تحریک تفکر افراد استفاده می‌کرد (آورهویزر[۱۲]، ۱۹۹۷). سال‌هــا پس از سقراط، تأکید چندانی بر تفکـر انتقادی وجود نداشت تا اینکه در دوره نوگرایی[۱۳] اندیشه انتقادی توجه روشنگران سده‌ هجدهم از جمله کانت[۱۴] را به خود جلب کرد و در دوره‌ فـرانوگرایی[۱۵] ایـن مفهـوم توسط افرادی همچون

جان دیویی[۱۶]، ماکس بلک[۱۷]، گوردون هولفیش[۱۸]، رابرت انیس[۱۹]، متیو لیپمن[۲۰]، جان مک پک[۲۱] و ریچارد پل[۲۲] وارد فرایند تعلیم و تربیت شد (جهانی، ۱۳۸۲). در حدود هشت دهه پیش، دیویی اهمیت «تفکر تأملی[۲۳]» را در فرایند تعلیم و تربیت مورد تأکید قراد داد. امروزه اکثر متخصصان، تفکر تأملی دیویی را همخوان با تفکر انتقادی می‌دانند (گریسون[۲۴]،۱۹۹۱). دیویی معتقد بود هدف اصلی آموزش به جای حفظ کردن طوطی‌وار مطالب، باید تفکر تأملی و یادگیری نحوه‌ تفکر باشد (دیویی، ۱۹۳۳). از آن پس، گرچه اصطلاحات در خلال سال‌ها اندکی تغییر کردند، اما رشد تفکر انتقادی یادگیرندگان همچنان هدف اصلی فرایند تعلیم و تربیت محسوب شد و تلاش در جهت تعریف، آموزش و اندازه‌گیری تفکر انتقادی شدت پیدا کرد (انیس[۲۵]، ۱۹۸۹؛ جونز[۲۶]، ۱۹۹۳ و نوریس[۲۷]، هر دو به نقل از گیانکارلو[۲۸] و فاسیونه، ۲۰۰۱؛ کرفیس[۲۹]، ۱۹۸۸). گرچه در این زمینه تلاش‌هایی چشمگیر صورت گرفت اما تا سال ۱۹۹۰ تعریف روشنی از تفکر انتقادی که مورد توافق همگان باشد، حاصل نشد. در سال ۱۹۹۰، با حمایت مالی انجمن فلسفی آمریکا، گروهی متشکل از چهل و شش متخصص تفکر انتقادی در رشته‌های تحصیلی مختلف به سرپرستی پیتر فاسیونه[۳۰] با انجام پروژه‌ای تحت عنوان پروژه دلفی[۳۱] بعد از شش دور بحث و تبادل نظر که دو سال به طول انجامید، مفهوم‌سازی قویی از تفکر انتقادی به عنوان آنچه که باید حاصل آموزش در سطح دانشگاه باشد، ارائه دادند. پژوهش حاضر بر مبنای نتایج این پروژه هدایت می‌شود. مفهوم و تعریف تفکر انتقادی در بیانیه‌ مورد توافق این گروه به صورت زیر گزارش شده است:

«ما تفکر انتقادی را قضاوت خودتنظیم[۳۲] هدفمندی می‌دانیم که حاصل تعبیر و تفسیر[۳۳]، تجزیه و تحلیل[۳۴]، ارزیابی[۳۵] و استنباط[۳۶] علاوه بر توضیح[۳۷] ملاحظات مستند، مفهومی، روش‌شناختی، معیارشناختی یا بافتی است که قضاوت بر اساس آن ها صورت می‌گیرد…» (انجمن فلسفی آمریکا،۱۹۹۰، ص. ۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




قانون اصلاح پاره ای از مواد قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۶۱ ش . ، دادگاه های کیفری جدیدی را به وجود آورد که به جرایم اطفال نیز با رعایت آیین دادرسی عمومی رسیدگی می‌کردند . ( راجع به قوانین و مقررات کیفری مصوب دهه نخست انقلاب (۱۳۵۸ -۱۳۶۹ ) [۱۴۲] از آغاز دهه ۷۰ شمسی ، بازنگری در قوانین کیفری ماهوی و شکلی موجب تحولاتی در سیاست کیفری ناظر به اطفال بزهکار نیز شد . [۱۴۳]

قبل از آنکه ماده ۱۲۱۰ ق.م. در سال ۶۱ دستخوش اصلاح شود به موجب ماده مرقوم، سن بلوغ ۱۸ سالگی بود و ‌بنابرین‏ کسانی که زیر ۱۸ سال بودند، صغیر محسوب می شدند و نظر به ماده ۱۲۰۷ ق.م. از تصرف در اموال و حقوق مالی خود محروم بودند . [۱۴۴]

از نظر حقوق فعلی ایران، با توجه به ماده ۱۲۱۰ ق.م. و تبصره های آن پایان کودکی، رسیدن به سن بلوغ است با تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی در سال ۱۳۶۱ قانون‌گذار طبقه بندی های پیشین را به طور کلی از بین برد و با تبعیت از قول مشهور فقهای امامیه در تبصره ۱ ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی طفل را کسی تلقی کرده که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد ‌به این ترتیب بر اساس ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی بلوغ در دختران ۹سال و در پسران۱۵سالگی تعیین گردید .

این در حالیست که بر این اساس ماده۱۴۶ قانون مجازات اسلامی فعلی افراد نابالغ را مبری از مسئولیت کیفری دانست و طبقه بندی پیشین منتفی گردید .

  1. سن کبر در جرایم تعزیری به موجب مقررات قانون فعلی مجازات اسلامی

در قانون فعلی مجازات اسلامی معیار کودک بودن و طفل شناختن فرد ، همان سن بلوغ شرعی است . مطالعات و پژوهش های انجام گرفته در سطوح مختلف حاکی از آن است که قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ قاعده رشد تدریجی مسئولیت کیفری اطفال و نوجوانان را تلویحا پذیرفته و با درجه‌بندی جرایم تعزیری تحولات زیادی را شاهد هستیم . این تحولات در دو بخش جرایم تعزیری و حدود و قصاص قابل توجه است.

در جرایم تعزیری ‌در مورد کودکان زیر ۹ سال مرتکب این جرایم، فقط اقدامات تأمینی و تربیتی اتخاذ می‌شود. درخصوص کودکان و نوجوانان ۹ تا ۱۵ سال ‌بر اساس ماده ۸۸ دادگاه می‌تواند تصمیم‌هایی برای اصلاح و تربیت آنان با تأکید بر مسئولیت والدین و دیگر سرپرستان قانونی، مقرر کند که از جمله ؛ واگذاری کودک به والدین و سرپرستان قانونی با اخذ تعهد به تأدیب و تربیت کودک و نوجوان یا در صورت صلاحیت نداشتن والدین، واگذاری کودک به افراد یا مؤسسات دیگر قابل ذکر است. البته در این مورد مقررات مربوط به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی ،[۱۴۵] ‌در مورد سلب حضانت از والدین نیز باید رعایت شود.
‌در مورد نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال ماده ۸۹ تکلیف را روشن کرده و ‌بر اساس آن درصورت ارتکاب جرایم تعزیری از سوی این گروه، مجازات نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، جزای نقدی و ارائه خدمات عمومی برای آنان در نظر گرفته شده است. یعنی در قانون جدید ضمن طبقه‌بندی جرایم تعزیری به درجه های مختلف، برای هر دوره سنی از کودکان درجه هایی از این نوع مجازات اعمال می‌شود.[۱۴۶]

  1. مفهوم مبهم رشد و کمال عقل در جرایم مستلزم حد و قصاص در قانون فعلی مجازات اسلامی

قبل از ورود به بحث برای تبیین موضوع مطرح شده ، یادآوری این نکته را داشته باشیم که مسئولیت کیفری بر پایه دو رکن اصلی عقل و بلوغ استوار شده است . در شرع مقدس اسلام، سن بلوغ به طور قطع مقدر نشده است و در میان فقها نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد. حتی ممکن است ادعا شود که سن، نشان دهنده واقعی بلوغ نیست و باید نشانه های جسمی بلوغ در فرد ایجاد شود . اما به نظر می‌رسد باید اماره ای برای سن رشد کیفری کودکان در نظر گرفته شود .

تأمل در قوانین و مقررات گذشته و جاری حاکی از آن است مقنن در قانونگذاری نسبت به مسئله رشد و کمال در اطفال به گونه ای آن را لحاظ نموده که مفهوم رشد جزایی از آن متبادر نمی شود .

درعین حال با دقت در قانون مجازات اسلامی فعلی ، قانون‌گذار در ماده ۹۱ به مسئله شبهه در کمال عقل و رشد افراد بالغ کمتر از ۱۸ سال اشاره دارد مبنی بر اینکه « در جرایم موجب حد و قصاص هر گاه افراد بالغ کمتر از هیجده سال ، ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن را در نکند و یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد ، حسب مورد با توجه به سن آن ها به مجازات های پیش‌بینی شده در این فصل محکوم می‌شوند .»

واضح است که رشد و کمال عقل از مصادیق رشد جزایی یا اهلیت جزایی محسوب می شود . این موضوع در قانون مجازات فعلی ذیل فصل دهم مبنی بر مجازات ها و اقدامات تامینی و تربیتی اطفال و نوجوانان به استناد ماده ۹۱ شبهه در رشد و کمال عقل را حسب مورد با توجه به سن ، آنان را به مجازات پیش‌بینی شده در فصل مذکور تعیین نموده است لیکن ملاک و معیار تشخیص شبهه در رشد و کمال عقل را با استناد به تبصره ذیل ماده مذکور دادگاه را موظف به ارجاع کودک به کارشناس پزشکی قانونی و استعلام از آن یا از هر طریق دیگر که مقتضی بداند ممکن دانسته تا بدین طریق اثبات شود و با احراز نشدن این رشد جزایی می توان کودک را از تحمل مجازات های شدید رهانید .

همچنین قانون تشکیل دادگاه اطفال از مسئله ابهام وشبهه در رشدو کمال عقل در جرایم مستلزم حد و قصاص پرده برداشته است و اشاراتی دارد . با استناد به ماده ۳۳ و تبصره ذیل قانون تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان؛ ” در جرایمی که مجازات قانونی آن قصاص یا حد است ، هرگاه در رشد و کمال عقل مرتکب شبهه وجود داشته باشد دادگاه اطفال و نوجوانان وی را به یکی از مجازات‌های مذکور در بند ۲ و ۳ ماده ۳۱ این قانون محکوم می کند. ” این موضوع را ترمیم نموده است .
تبصره ماده مذکور اشعار دارد ؛ ” دادگاه اطفال و نوجوانان برای تشخیص رشد و کمال عقل می‌تواند از نظر پزشکی قانونی یا از هر طریق دیگری که مقتضی بداند، استفاده کند.”ماده ۳۱ قانون مذکور اشعار دارد ” درباره نوجوانانی که سن آنان بیش از ۱۵ سال و تا ۱۸ سال تمام خورشیدی است مجازات‌های زیر اجرا می شود . ” بند ۲ و ۳ ماده ۳۱ قانون مذکور اشعار دارد ؛ در بند ۲ قانون مذکور آمده است : ” حبس در کانون اصلاح و تربیت از ۶ ماده تا ۳ سال ‌در مورد جرایمی که مجازات قانونی آن ۳ سال یا بیش از ۳ سال حبس باشد. “همچنین در بند ۳ همین قانون آمده است : ” حبس در کانون اصلاح و تربیت از ۲ سال تا ۸ سال در موردجرایمی که مجازات قانونی آن حبس ابد یا اعدام باشد. “[۱۴۷]
به نظر می‌رسد با دقت و تأمل در فرایند شیوه تقنینی قانون‌گذار از آنجایی که در قانون مجازات فعلی ، اطفال به استناد ماده ۱۴۶ مبری از مسئولیت کیفری اند و سن مسئولیت کیفری اطفال با تاسی از فقه امامیه ( فقهای مشهور) حسب قانون مذکور به استناد ماده ۱۴۷ برای دختر ۹ سال تمام قمری و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری را تعیین نموده است ؛ قانون‌گذار به نوعی مسئولیت تدریجی رشد اطفال در اهلیت جزایی را در صورت ارتکاب به جرایم مستلزم حد و قصاص در این قانون لحاظ نموده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




    1. ۱ – جرامارسللو جونیور، معمای مواد مخدر در آمریکای لاتین، ترجمه دکتر محمد آشوری، مجله کانون وکلا، شماره۵، دور جدید، سال۷۰، ص ۲۵۸ ↑

    1. ۲ – جعفری، مجتبی، مطالعه تطبیق بورس و اوراق بهادار در حقوق جزایی ایران و فرانسه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق، مرداد ۸۶ ص ۱۳۷ ↑

    1. ۱ – قناد، فاطمه، جرایم تجارت الکترونیک، همان منبع، ص ۲۸۱ ↑

    1. ۱ – میر محمد صادقی، حسبن، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، نشر میزان، چاپ پنجم، ۱۳۸۴، ص۱۳ ↑

    1. ۲ – انی جاعل فی الارض خلیفه، ایه ۲۹، سوره بقره ↑

    1. ۳ – ولیدی، محمد صالح، حقوق کیفری اقتصادی، نشر میزان، چاپ اول، زمستان ۸۶ ص ۳۲۳ ↑

    1. ۱ – خرم ابادی، عبدالصمد، جرایم فناوری اطلاعات، پایان نامه دکتری، دانشگاه تهران، ۱۳۸۴، ص ۱۳۸۲- Prof. Berners susan w,university of Dayton school of law. Cyber crime investigation and prosecution: therole of ↑

    1. ۲- Penal and Procedural law ↑

    1. ۱-Explanatory Report TO the convention on cyber crime . op.cit, 81 ↑

    1. ۲- Recommendation (89).9.op.cit ↑

      1. ۱ – برای مقایسه با تغییر و تحریف در جرم جعل در مفهوم سنتی کلمه، رجوع کنید: گلدوزیان، ایرج، منبع پیشین، ص ۴۰۵ ↑

    1. ۲ – جعل مادی ↑

    1. ۳ – جعل مفادی یا معنوی ↑

    1. ۱-Convention on cyber crime.op.cit.Art7 ↑

    1. ۲ – خرم ابادی، عبدالصمد، همان منبع، ص ۲۷۱ ↑

    1. ۱ – برای مقایسه شرایط و مفهوم تولید امضای اشخاص جعل در مفهوم سنتی، رجوع کنید: صالح ولیدی، دکتر محمد، منبع پیشین، جلد سوم، ص ۲۳۰ ↑

    1. ۲ – امضاء الکترونیکی عبارت است از هر نوع علامت منضم شده یا به نحوه منطقی متصل شده به داده پیام که برای شناسایی امضاء کننده داده پیام مورد استفاده قرار می­­گیرد. ↑

    1. ۳ – این کلیدها مشتمل بر یک کلید عمومی و کلید اختصاصی هستند و این فناوری تحت عنوان زیر ساخت کلیدهای عمومی شناخت می­ شود. ↑

    1. ۱ – قناد، فاطمه، همان، ص ۳۱۸ ↑

    1. ۲ – برای اطلاعات بیشتر در خصوص عنصر ضرر، رجوع کنید: ولیدی، محمد صالح، همان منیع، ص ۳۵۱٫ ↑

    1. ۱ – جاویدنیا، جواد، نقد و بررسی جرم­های مندرج در قانون تجارت الکترونیکی مجله حقوقی دادگستری شماره ۵۹ سال ۱۳۸۶٫ ↑

    1. ۱ – دهخدا، ۱۳۷۷، ج۵٫ ↑

    1. ۱ – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ۱۳۸۱، ج۲٫ مبسوط در ترمینولونژی حقوق انتشارات گنج دانش ص ۱۵۶٫ ↑

    1. ۲ – گلدوزیان، ایرج، حقوق جزا اختصاصی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۵، ص ۵۷۸ ↑

    1. ۳ – گلدوزیان، ایرج، همان، ص ۵۷۸ ↑

    1. ۴ – ترکی، غلام عباس، نگرش علمی و کاربردی به قانون جرایم رایانه­ای، ماهنامه دادرسی شماره ۷۹، سال ۱۳۸۹،ص** ↑

    1. ۱ – فرهنگ معین، جلد ۴، ص۴۸۰۴٫ ↑

    1. ۲ – فرهنگ معین، جلد ۴٫ ↑

    1. ۱-Bluetooth ↑

    1. ۲-Infrared ↑

    1. ۱ – آریانپور کاشانی، عبار و منوچهر، فرهنگ دانشگاهی انگلیس، ج اول چاپ نهم، انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۶ ، ص ۸۲۵٫ ↑

    1. ۱ – ماده واحده قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک، مصوب ۹/۵/۸۶ ↑

    1. ۲ – این تبصره مقرر می­دارد استفاده از صغاز برای نگهداری، نمایش، عرضه، فروش و تکثیر نوارهای غیر مجاز موضوع این قانون موجب اعمال حداکثر مجازات­های مقرر برای عامدل خواهد بود.» ↑

    1. ۱ – گلدوزیان، ایرج، محشای قانون مجازات اسلامی، چاپ هفتم، ۸۱، ص ۳۵۱٫ ↑

    1. ۱ – گلدوزیان، ایرج، همان منبع، ص ۳۵۱٫ ↑

    1. ۱ – اسکندر زاده، شانجانی، امیر، مسائل قضایی هرزه نگاری در محیط سایبر، انتشارات راه نوین، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۷۸٫ ↑

    1. ۲ – قانون جرایم رایانه­ای، مصوب ۵/۳/۱۳۸۸٫ ↑

    1. ۱ – اسکندر زاده، شانجانی، امیر، همان منبع ص ۷۸٫ ↑

    1. ۱ – تحیری فرزاد، مجموعه مقالات همایش بررسی جبه­های حقوق اطلاعات ج اول، ۱۳۸۴، ص ۱۸۹٫ ↑

    1. ۱-www.Irannaz. com/news-detail-6481.htm1 ↑

    1. ۱ – دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، جلد ۳۱، تهران، چاپخانه دانشگاه تهران، ۱۳۴۹، ص ۲۷٫ ↑

    1. ۲ – ترکی، ‌غلام عباس، ماهنامه دادرسی شماره ۷۸، سال ۱۳۸۸ ، ص ۱۵٫ ↑

    1. ۱-Computer viruses ↑

    1. ۲ – مرتضی نیا، آرش، شناخت ویروس­های کامپیوتری، مجله علم الکترونیک و کامپیوتر، ۱۳۷۸، ص ۴۱٫ ↑

    1. ۳-Computer warms ↑

    1. ۱-Trojan ↑

    1. ۲-Logic ↑

    1. ۱ – قناد، فاطمه همان، ص ۲۳۹٫ ↑

    1. ۱ – حفاظت از اسرار، شرط اصلی حمایت از آن ها در نظام حقوقی کامن لونیز به شمار می­رود. ↑

    1. ۱ – نوری محمد علی و … حقوق تجارت الکترونیکی، انتشارات گنج دانش چاپ اول ۱۳۸۲، ص ۲۱۷٫ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




سپس او را در پیمودن درجات و مراتب این مسیر از طریق اصلاح رفتار و انجام عمل صالح ترغیب می‌کند: «مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَکْرُ أُوْلَئِکَ هُوَ یَبُورُ» ﴿فاطر، ۱۰﴾

مراد از «کلم طیب»، عقاید حق از قبیل توحید است و مراد از صعود آن، تقرب به خدای تعالی و مراد از عمل صالح، عملی که بر طبق عقاید حق صادر شود و با آن سازگار باشد (طباطبایی، ۱۴۱۷).

ازاین‌رو، محور توحید بر تمام واژه ها و مفاهیم قرآنی سایه انداخته است که ارتباط مستقیم با سلامت روان و کمال انسانی دارد. تعابیر مختلف مربوط به صاحبان مقام توحید، در قرآن و روایات این موضوع را تأیید می‌کند. در مقابل، افرادی که خدا را فراموش کرده و در جرگه‌ی اصحاب المشمئمه و گناهکاران قرار گرفتند، عذاب خدا را درک کرده و در همین دنیا از سلامت روان به معنای حقیقی برخوردار نیستند.

از دیدگاه قرآن، عبودیت مقصد نهایی انسان است؛ مقصدی که کانون اصلی و هدف غایی در تربیت قرآنی است. (الغاریات، ۵۶)

انسان وقتی در مسیر رسیدن ‌به این مقصد قرار گیرد، در جرگه‌ی انسان‌های رشد یافته و دارای سلامت روان (از دیدگاه قرآن) محسوب می‌شود و می‌تواند درجات و مراحل آن را تا رسیدن به مقصد، طی نماید.

در قرآن، واژه ها و اصطلاحاتی مانند رشد، قلب سلیم، نفس مطمئنه، مقام قرب و …، به نحوی با مفهوم عبودیت متناظرند و به شئون مختلف آن اشاره دارند.

تجلی عبودیت در وجود انسان، پس از کسب اندیشه توحیدی و عمل به دستورات شریعت در قالب قلب سلیم و نفس مطمئنه به منصه‌ی ظهور می‌رسد.

رابطه‌ عبودیت با رشد و قرب نیز به همین صورت است. اگر عبودیت را به عنوان مقصد در نظر بگیریم، نیل به رشد، راه‌یابی و راه‌یافتگی به مسیر این مقصد و نیل به قرب، رسیدن به مراتب بالای آن است.

‌بنابرین‏، صعود به قله رفیع عبودیت و کمال نفسانی که با رعایت جمیع مراتب نظری، معرفتی و عملی حاصل می‌گردد، غایت سلامت و کمال روان آدمی از دیدگاه قرآن است. بر این اساس، «سلامت روان در قرآن»، طیف گسترده‌ای را دربر می‌گیرد که در آن مراحل و درجات متعددی از «حداقل» تا «ایده­آل» سلامت روان قرار دارد.

در واقع، سلامت روان از دیدگاه قرآن یک روند است نه یک «نقطه ثابت». یک «مسیر» است نه یک «مقصد». بدین معنی که هر اندازه انسان به نقطه آغازین این مسیر نزدیک باشد، دارای حداقل معیار سلامت روان و هر اندازه متعالی‌تر شود و به نقطه نهایی نزدیک گردد، از سلامت روانی و کمال بیشتری برخوردار خواهد بود.

در قرآن تعابیری وجود دارد که دو مراتب بودن سلامت روانی و رشد انسانی را نشان می‌دهد.

– «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» ﴿ المجادله، ۱۱﴾

– «أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ» ﴿الأنفال، ۴﴾

– «هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ» ﴿آل عمران، ۱۶۳﴾

در قرآن، «مقربان» با رسیدن به درجه کمال عبودیت، در مراتب بالای سلامت روان قرار دارند و با وصف «سابقون» خوانده ‌شده‌اند.

– «فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ ﴿۸﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ ﴿۹﴾ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» ﴿الواقعه، ۸-۱۱﴾

کلمه عبودیت، مرحله‌ای است که عبد، تابع محض مولا می‌گردد، آن­چه طلب می‌کند و آن­چه انجام می‌دهد، همه بر وفق اراده مولای اوست. در این مرتبه، انسان تحت ولایت خاص خدا و در زمره‌ی اولیاءالله قرار می‌گیرد (طباطبایی، ۱۴۱۷).

«اصحاب یمین» در مراتب پایین‌تر از مقربان قرار دارند، اما چون در مسیر رشد و تکامل هستند، اهل سعادت‌اند و می‌توانند با ارتقاء درجه ایمان و عمل صالح خود را به مراتب بالاتر برسانند.

– «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُم مِّنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» ﴿الحجرات، ۱۴﴾

مراتب اسلام و ایمان بر اساس آیه فوق عبارت است از:

    1. اسلام با اقرار لسانی که بدون ایمان قلبی است.

    1. اقرار لسانی و ایمان قلبی به صورتی که هنوز در قلب رسوخ نکرده است.

    1. ایمان با رسوخ در قلب به صورتی که ملکه نشده باشد.

    1. ایمان در قلب ملکه شده اما اعمال انسان آلوده به معاصی است.

  1. اسلام اخص از ایمان، به معنی تسلیم نسبت به رسیدن به بلاها و سختی‌هاست (طیب، ۱۳۷۸).

«اصحاب مشئمه» افرادی هستند که به مرتبه‌ی سلامت روان نرسیده‌اند. زیر اندیشه و رفتار آن‌ ها در مسیر ایمان و عمل صالح نیست. از دیدگاه قرآن، این افراد هرچند در زندگی دنیوی از رفاه و امکانات مادی فراوانی بهره‌مند باشند، اما چون به مراتب ایمان و عبودیت نرسیده‌اند از سلامت و آسایش روان، بی‌بهره و اهل شقاوت هستند.

– «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى» ﴿طه، ۱۲۴﴾

در قرآن، علاوه بر درجات، مصادیق و الگوهایی نیز برای سلامت روان با تعابیری چون «انبیاء»، «صدیقان»، «شهیدان» و «صالحان» مطرح گشته است: «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا» ﴿النساء، ۶۹﴾

در این آیه، کسانی که مطیع و منقاد اوامر و نواهی خدا و رسول باشند، همراه با کسانی که خداوند به آن‌ ها نعمت بخشیده است، قرار می‌گیرد. این افراد نیز در مراحل مختلف تکامل قرار دارند.

گروه اول انبیاء هستند که به عنوان مصداق انسان کامل در شکوفا ساختن استعداد بشری و رسیدن به مقام قرب و لقای الهی معرفی شده‌اند.

در مرتبه بعد، صدیقان قرار دارند که شاهدان و بینندگان حقایق و اعمال هستند. گروه سوم شهدا هستند که شاهد بر رفتار دیگران‌اند و در آخر صالحان هستند که از طریق اصلاح رفتار خود و استقامت در انجام کارهای شایسته، لیاقت و آمادگی برای دریافت کرامات الهی را دارند، اما در درجه پایین‌تر از پیامبران، صدیقان و شهیدان قرار گرفته‌اند (طباطبایی، ۱۴۱۷).

۲-۴-۴٫ ویژگی‌های سلامت روان در قرآن

قرآن برای انسان‌هایی که در مسیر سلامت روان قرار گرفته و پیوسته مراحل تکامل را می‌پیمایند، ویژگی‌هایی را مطرح می‌کند که در زیر به برخی از آنان اشاره می‌گردد.

ویژگی‌های اعتقادی

  1. ایمان: از دیدگاه قرآن نخستین ویژگی انسان‌های دارای سلامت روان، ایمان است. «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» ﴿البقره، ۱۸۶﴾

ایمان به معنی باور و اعتقادی است که در عمق وجود انسان رسوخ می‌یابد و آثار آن بر اعمال و رفتار آدمی پدیدار می‌گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




۲-۱۰-۵- تأسيس وزارت علوم و آموزش عالی

توسعه تدریجی دانشگاه ها طی ۳۰ سال پس از تأسیس دانشگاه تهران به تشکیل« شورای مرکزی دانشگاه ها»در سال ۱۳۴۴ منجر شد که این تأسیس با هدف «رسیدگی به امور دانشگاه های ایران و کلیه مؤسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آن ها»صورت گرفت(سایت راسخون،۱۳۸۹).

دو سال پس از تأسیس شورای مرکزی دانشگاه ها، وزارت علوم و آموزش عالی تأسیس شد (۱۳۴۶) و به موجب قانون مربوط«تعیین هدف های علمی و تحقیقاتی و آموزشی و تهیه و تنظیم برنامه های مربوط به علوم و پژوهش های علمی و آموزش عالی»، « تعیین خط مشی آموزشی کشور…»،« نظارت بر امور دانشگاه ها و دانشکده ها و مؤسسات آموزش عالی و صدور اجازه تأسیس یا توسعه آن ها…» از جمله وظایف وزارت جدید اعلام شد(همان منبع).به دنبال آن در سال ۱۳۴۸ برای کمک به اجرای قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی «شورای مرکزی آموزش کشور» و پس از آن «شورای توسعه آموزش عالی»(۱۳۴۹)،«شورای ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی»(۱۳۵۰)،«شورای توسعه و تشویق پژوهش های علمی کشور(۱۳۵۰)،« شورای انتشاراتی و امور چاپی وزارت علوم و آموزش عالی»(۱۳۵۱) و« شورای آموزش پزشکی و تخصصی رشته‌های پزشکی»(۱۳۵۲) در وزارت علوم و آموزش عالی تشکیل گردید(سایت راسخون،۱۳۸۹).

در تیر ماه ۱۳۵۴ قانون اداره امور مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی به تصویب رسید و به موجب آن به وزارت علوم و آموزش عالی اجازه داده شد« با تصویب شورای گسترش آموزش عالی،اداره مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی را بر عهده گیرد.»(سایت راسخون،۱۳۸۹).

۲-۱۱- انقلاب اسلامی و ساخت سازمانی جدید

با پیروزی انقلاب اسلامی،آموزش عالی به سمت تمرکز هر جه بیشتر سوق یافت.از جنبه ستادی در ابتدا وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم و آموزش عالی ادغام شد و به دنبال آن ” سازمان میراث فرهنگی” به تشکیلات جدید وزارت افزوده شد و به تبع آن وظیفه حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور نیز بر عهده وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار گرفت(سایت راسخون،۱۳۸۹).

با تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در خرداد ماه ۱۳۵۹ مرجع قانونگذاری نظام جدید آموزش عالی به شیوه متمرکز موجودیت یافت و به دنبال آن علاوه بر گزینش دانشجو- که پیش از این به صورت متمرکز انجام می شد – گزینش اعضای هیئت علمی،تدوین برنامه های درسی و مقررات آموزشی نیز به شیوه متمرکز و از طریق آن ستاد دنبال شد.مبتنی بر این نظم جدید، کلیه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به اجرای برنامه درسی واحد برای یک رشته معین موظف شدند،علاوه بر این مقررات آموزشی یکسانی در مجموعه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به اجرا گذاشته شد.(سایت راسخون،۱۳۸۹).تحول دیگری که در این فرصت انجام شد،تأسیس دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۶۲ بود که با هدف تأمین عضو هیئت علمی برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی صورت گرفت.تصویب قانون انتزاع آموزش پزشکی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و تشکیل وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی در مرداد ماه ۱۳۶۴ تحول مهم دیگری بود که آموزش عالی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن مواجه گردید(همان منبع). با تصویب این قانون وظایف و مسئولیت های وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آموزش پزشکی به وزارت جدید انتقال یافت و به تبع آن دانشکده های گروه پزشکی از دانشگاه ها جدا و به دانشگاه های علوم پزشکی تبدیل شدند(سایت راسخون،۱۳۸۹).‌به این ترتیب گرایش به عدم تمرکز،حداقل در حوزه های ستادی،بروز و ظهور یافت،هر چند که در حوزه سیاست گذاری همچنان راهبرد تمرکز نفوذ داشت و این‌همه در شرایطی بود که تحت تأثیر تقاضای اجتماعی از سال ۱۳۶۲،دانشگاه آزاد اسلامی _ به عنوان مؤسسه‌ ای غیر انتفاعی_ تأسیس شد و در اندک مدتی با تأسیس شعبه های خود در شهرستان ها و ایجاد دوره ها و رشته‌های تحصیلی متنوع،توسعه یافت و ‌به این ترتیب راه برای همکاری بخش خصوصی در آموزش عالی هموار گردید.ضمن اینکه به موازات این فعالیت ها دستگاه های اجرایی مختلف نیز به تأسیس مؤسسات آموزش عالی وابسته اقدام کردند(سایت راسخون،۱۳۸۹).

تأسیس دانشگاه پیام نور در سال ۱۳۵۳ با هدف احیای شیوه آموزش از راه دور هم تحول دیگری بود که آموزش عالی ایران در دوران بعد از انقلاب با آن مواجه گردید(همان منبع). با این اقدام دانشگاه پیام نور با برخورداری از تجارب،امکانات و تا حدودی از نیروهای دانشگاه های غیر حضوری که در مؤسسات آموزش عالی دیگری ادغام شده بودند موجودیت یافت و به زودی دامنه شعبه ها و مراکز آموزشی خود را به اقصی نقاط کشور گسترش داد.این اقدامات در مجموع باعث گسترش مؤسسات آموزش عالی و به تبع آن افزایش شمار دانشجویان،فارغ التحصیلان و اعضای هیات علمی شد(همان منبع).

تصویب برنامه سوم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشور نقطه عطفی در تاریخ آموزش عالی ایران محسوب است.با تصویب این برنامه،به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرائی و سیاست گذاری نظام علمی کشور وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم،تحقیقات و فناوری تغییر نام یافت و وظایف برنامه ریزی،حمایت و پشتیبانی،ارزیابی و نظارت،بررسی و تدوین سیاست ها و اولویت های راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارت جدید افزوده شد.این الزام قانونی باعث شد که گرایش به عدم تمرکز در آموزش عالی که از سال های قبل بروز کرده و در قالب واگذاری در اختیارات برنامه ریزی درسی و تأمین و انتخاب هیئت علمی مورد نیاز به تعدادی از دانشگاه های منتخب تجلی یافته بود،تسهیل و تسریع شود(سایت راسخون،۱۳۸۹).

۲-۱۲- رهبری و مدیریت آموزش عالی

اهمیت نقش مدیران دانشگاهی در ارتقاء سطح کیفی و توسعه دانشگاه ها امری واضح و روشن است.به همین دلیل ،شرایط و ویژگی های مورد نیاز برای مدیریت دانشگاه موضوعی در خور توجه بوده،پژوهش هایی نیز ‌در مورد آن انجام شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود.(مدرس هاشمی،۱۳۹۱).

Pounder ،انسجام رفتاری (میزانی که رهبر به گفتار خود عمل می‌کند)را برای ایجاد اعتماد متقابل بین رئیس دانشگاه و اعضای هیئت علمی و کادر اداری،لازم و ضروری می‌داند و معتقد است که استادان ترجیح می‌دهند رئیس دانشگاه واجد نقش هایی چون مدافع،برقرار کننده ارتباط،برانگیزنده و مشوق باشد تا نقش هایی مانند مجری،ناظر،سرپرست،ارزیاب و استخدام کننده ،و به زعم وی اعضای هیئت علمی بیشتر بر ایفای نقش های رهبری تا ایفای نقش های مدیریتی از جانب رئیس دانشگاه تأکید دارند(همان منبع).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




“مبانی نظری و پیشینه تحقیق”

مقدمه

در این فصل به تعاریف و تشریح ویژگی های مؤلفه‌ های پژوهش پرداخته می شود. در ابتدا به تعاریف و مبانی نظری سرمایه فکری، اهمیت سرمایه فکری و ابعاد آن پرداخته می شود. در بخش دوم تعاریف و مفاهیم مرتبط در دو بعد رضایت شغلی و حفظ منابع انسانی مورد مطالعه قرار می‌گیرد و در انتها به برخی از تحقیقات مرتبط با سرمایه فکری و رضایت شغلی و حفظ منابع انسانی اشاره می شود.

مبانی نظری سرمایه فکری

سرمایه فکری یک مفهوم چند رشته ای است و فهم و درک آن در رشته‌های مرتبط با کسب و کار و تجارت متنوع است(هوانگ و لوثر ، ۲۰۰۷: ۳۸۶). در خصوص میزان شناخت ما از سرمایه های فکری توافق چندانی وجود ندارد. سرمایه های فکری اگرچه در قبل ناشناخته بود ولی اکنون به اشکال مختلف در فرایند توسعه اقتصادی، مدیریتی، تکنولوژیکی و اجتماعی به ایفای نقش

می پردازد. انقلاب حاصله در تکنولوژی اطلاعات، اهمیت در حال افزایش دانش و اقتصاد مبتنی بر دانش، الگو های در حال تغییر ایجاد جامعه شبکه ای و همچنین پیدایش نوآوری به عنوان مهمترین عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی از جمله مواردی هستند که موجبات افزایش اهمیت سرمایه فکری در شرکت ها را بیش از پیش فراهم ‌کرده‌است( انواری رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۱ ).

مفهوم سرمایه فکری:

تحقیقات در زمینه سرمایه فکری در سال ۱۹۹۰ آغاز گردید و به طور عمده به افزایش آگاهی ‌در مورد وجود و ارزش دارایی های ناملموس در سازمان و گسترش مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مربوط می شد(مار و دیگران، ۲۰۰۳: ۴۴۱).

تاکنون از سرمایه فکری تعاریف متنوعی ارائه شده است. در سال های اخیر افراد و ‌گروه‌های زیادی از رشته‌های گوناگون سعی کرده‌اند تا تعریفی استاندارد از سرمایه فکری که مورد توافق همه باشد را ارائه دهند(نظری و هرمانس ، ۲۰۰۷: ۵۹۶). نکته ای که ‌در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد این است که پیشگامان تحقیق و عمل در زمینه سرمایه فکری عبارتند از: سویبی، استوارت، ادوینسون و مالون، سالیوان، بروکینگ و رز(آرناس و لاواندروس ، ۲۰۰۸: ۷۸).

رز و دیگران، ادوینسون و مالون بیان داشته اند که بین ارزش بازاری شرکت و ارزش دفتری آن تفاوت وجود دارد، که این چیزی بیش از یک ارزش پنهان نیست، آن ها بیان داشته اند که این ارزش پنهان می‌تواند به مفهوم دارایی های ناملموس شرکت تجزیه و تحلیل شود، و نام سرمایه فکری را بر آن اطلاق کردند(سولر و همکاران ، ۲۰۰۷: ۴۷۲). رز مسلم می پندارد که مفهوم سرمایه فکری فقط درک و تشخیص محض یا توضیح ارزش ضمنی یک سازمان نیست، بلکه هدف آن همچنین جابجا کردن نتایج تشخیص یا توضیح ارزش ضمنی سازمان به ارزش های جدید است(چو و دیگران ، ۲۰۰۶: ۸۸۸).

ادوینسون و مالون سرمایه فکری را چنین تعریف کرده‌اند: ’دانشی که می‌تواند به ارزش تبدیل شود‘(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). آن ها برای توضیح سرمایه فکری از استعاره درخت که زندگی اش وابسته به ریشه است، و آن نیز در زیر خاک و پنهان است، استفاده می‌کنند و می‌گویند که موفقیت شرکت به سرمایه فکری اش وابسته است که آن نیز یک منبع پنهان است (آرناس و لاواندروس، ۲۰۰۸: ۷۹). در سال ۱۹۹۱ استوارت مفهوم سرمایه فکری را گسترش داد(جوهانسن
و دیگران ، ۲۰۰۵: ۱۵۳). و آن را چنین تعریف کرد: ’مواد فکری ـ دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه ـ که می‌تواند برای ایجاد و خلق ثروت استفاده گردد(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). بروکینگ سرمایه فکری را چنین تعریف می‌کند: سرمایه فکری اصطلاحی است که به دارایی های ناملموس جمعی داده شده است که سازمان را برای عمل قادر می‌سازد(بروکینگ ، ۱۹۹۶).

سرمایه فکری نماینده مجموعه دارایی های ناملموسی است که همچنین به ‌عنوان دارایی های دانش معروف اند. این دارایی ها از دارایی های فیزیکی همچون اموال، ماشین آلات و تجهیزات یا موجودی کالا و دارایی های مالی همچون مطالبات، سرمایه گذاری ها و نقدینگی متمایز است و به طور فزاینده‌ای به ‌عنوان منبع کلیدی شرکت در استراتژی های رقابتی شان اهمیت می‌یابد(سودرسانام و دیگران، ۲۰۰۶: ۲۹۱). سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می‌تواند به رقابت بپردازد(بونتیس به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲۷). سرمایه فکری شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت است که مبتنی بر دانش بوده و شرکت دارنده و مالک آن بشمار می‌آید( انواری رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۴).

با بررسی انجام شده بر روی تعاریف مختلف سرمایۀ فکری از سال ۱۹۸۷ م. تاکنون، برخی از آن­ها به صورت منتخب در جدول ۱ ذکر شده است. این تعاریف تجزیه و تحلیل شده و اجزای آن شناسایی شده است.

جدول ۲-۱- تعاریف انتخاب سرمایۀ فکری (مار و مستغفر، تعریف سرمایه فکری: یک رویکرد سه بعدی نشریه منجمنتدسیژن، دوره ۴۳، شماره ۹، ص ۱۱۱۹، سال ۲۰۰۵)

نویسندگان

تاریخ

تعاریف

ایتامی

۱۹۸۷

دارایی­ های نا مشهود مانند دارایی­ های مبتنی بر اطلاعات که شامل فناوری، اعتماد مشتری، تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری، فرهنگ سازمانی و مهارت‌های مدیریتی می‌باشند.

هال

۱۹۸۹

دارایی‌های فکری شامل حقوق مالکیت معنوی مانند حق امتیاز، علائم تجاری طرح‌های ثبت شده، حق مالکیت معنوی، شهرت، شبکه های فردی و سازمانی، دانش، تخصص و مهارت­ های کارکنان است.

هال

۱۹۹۳، ۱۹۹۲

سرمایۀ فکری شامل دارایی­ های مانند حقوق مالکیت معنوی و شهرت و مهارت ­ها یا مزیت‌هایی مانند دانش چگونگی و فرهنگ سازمانی است.

کلین و پروساک

۱۹۹۴

هر عنصر فکری که بتوان آن را فرموله و گردآوری کرد و بتوان از ان برای ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.

ادوینسون و سولیوان

۱۹۹۶

دانشی که بتوان آن را به یک ارزش تبدیل کرد.

بروکینگ

۱۹۹۶

ترکیبی از ۴ جزء اصلی، دارایی­ های بازار، دارایی­ های انسانی، دارایی­ های مالکیت معنوی و دارایی­ های زیرساختی

اسویبای

۱۹۹۷

سرمایۀ فکری مربوط به سه دسته از دارایی­ های نامشهود است. ساختار داخلی، ساختار خارجی و شایستگی­های انسانی.

روس و همکاران

۱۹۹۷

سرمایۀ فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یک بخش غیرفکری مانند سرمایه ساختاری است.

روس و روس

۱۹۹۷

سرمایۀ فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت است که در ترازنامه نشان داده نمی‌شود. لذا هم شامل آن چیزی است که در مغز اعضای سازمان است و هم آن چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می­ماند.

استوارت

۱۹۹۷

هر عنصر فکری – دانش، اطلاعات، مالکیت معنوی و تجربه – که بتوان از ان برای ایجاد ثروت استفاده کرد.

ادوینسون و مالان

۱۹۹۷

سرمایۀ فکری مجموعه ­ای از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت به کار گرفته شده، فناوری سازمان، روابط با مشتریان و مهارت­ های حرفه­ای است که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات حیات سازمان در بازار را فراهم می­سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




از نقطه نظر اقتصادی، درماندگی را ‌می‌توان به زیان ده بودن شرکت­ تعبیر کرد که در این حالت شرکت دچار عدم موفقیت شده است. در واقع در این حالت نرخ بازدهی سرمایه کمتر از نرخ هزینه سرمایه ‌می‌باشد. حالت دیگر درماندگی زمانی رخ می­دهد که شرکت موفق به رعایت کردن یک یا تعداد بیشتری از بندهای مربوط به قرارداد بدهی، مانند نگاه داشتن نسبت جاری یا نسبت ارزش ویژه به کل دارایی­ ها طبق قرارداد نمی­ شود. ‌به این حالت نکول تکنیکی گفته می­ شود. حالت دیگری از درماندگی عبارتند از زمانی که ارزش ویژه شرکت عددی منفی شود. رز و همکاران (۱۹۹۶) بحران و درماندگی مالی را به عدم توانایی در پرداخت بدهی مرتبط دانسته و آن را اینگونه تعریف ‌کرده‌است: ناتوانی در پرداخت یک بدهی و کمبود و عدم پرداخت یک بدهی. همچنین وروک (۱۹۹۰) بحران مالی را به عنوان کمبود جریان نقدی خالص برای پرداخت بدهی جاری مانند هزینه بهره و تعهدات جاری تعریف ‌کرده‌است (وگاس و همکاران، ۲۰۱۴).

در واقع درماندگی مالی به عنوان پایان راه و فعالیت بنگاه اقتصادی است که در این راستا درک صحیح و شناخت علل پدید آورنده درماندگی مالی توسط مدیریت مالی شرکت­ها بسیار ضروری و با اهمیت است. زیرا مدیران مالی چنانچه آگاهی کافی از علل و عوامل به وجود آورنده درماندگی مالی داشته باشند، می ­توانند با شناسایی به موقع علائم بحران مالی در شرکت، قبل از سقوط شرکت مدیریت را آگاه سازند و راهکارهای پیشگیرانه را ارائه نمایند(خواجوی و همکاران، ۱۳۹۱).

پژوهش­های انجام شده نشان می­دهد که ارائه اطلاعات شفاف­تر باعث کاهش ریسک و کاهش عدم تقارن اطلاعات می­گردد. از این­رو، عدم اطمینان سرمایه ­گذاران درباره اطلاعات مالی شرکت کاهش می­یابد و بازده کمتری را مطالبه ‌می‌کنند و در نهایت شرکت­ها هزینه سرمایه کمتری را متحمل می­شوند (بارث و همکاران، ۲۰۱۳). ‌بنابرین‏ در این پژوهش از یک سو، به به بررسی رابطه بین شفافیت سود و هزینه سرمایه شرکت، و از سوی دیگر به تاثیر ریسک ورشکستگی بر ارتباط بین شفافیت سود و هزینه سرمایه شرکت می­پردازیم. به عبارت دیگر بر اساس مدل آلتمن شرکت­های پژوهش به دو دسته درمانده و غیر­درمانده مالی طبقه ­بندی می­شوند و در نهایت ارتباط بین شفافیت در حسابداری با هزینه سرمایه سهام عادی در این شرکت­ها با هم مقایسه می­شوند.

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

این روزها شاهد وقوع بحران­های تجاری متفاوت در سراسر جهان هستیم. شدت گرفتن رقابت در عرصه صنایع باعث شده­است بسیاری از شرکت­ها ورشکسته شده و از گردونه رقابت خارج شود. این امر موجب نگرانی صاحبان سرمایه و به طور کلی جامعه شده است. هشدار اولیه از احتمال ورشکستگی سرمایه ­گذاران را قادر می­سازد تا دست به اقدامات پیشگیرانه بزنند. بستانکاران به شدت نسبت به ریسک سوخت شدن اصل و فرع اعتبارات اعطا شده به مشتریان بالقوه و مشتریان فعلی خود حساس هستند. از آنجایی که ورشکستگی هزینه­ های اقتصادی و اجتماعی سنگینی را بر جامعه تحمیل می­ کند، از دیدگاه کلان نیز مورد توجه قرار ‌می‌گیرد. زیرا منابع تلف شده در یک واحد اقتصادی دچار بحران مالی می­توانست به فرصت­های سودآور دیگری تخصیص یابد. با توجه ‌به این مطالب کلیه افراد و مراجع ذینفع نسبت به پیش ­بینی ورشکستگی، قبل از وقوع آن علاقمند هستند و اهمیت و ضرورت چنین پژوهشی بیشتر احساس می­گردد.

۱-۴- اهداف تحقیق

۱-۴-۱- اهداف علمی

    • بررسی رابطه بین شفافیت سود و هزینه سرمایه سهام عادی

    • بررسی رابطه بین شفافیت سود و هزینه سرمایه سهام عادی در شرکت­های در مانده و غیر­درمانده مالی

  • بررسی مقایسه­ ای شفافیت سود حسابداری در شرکت­های درمانده و غیر­درمانده مالی

۱-۴-۲- اهداف کاربردی

پژوهش حاضر به دلیل اهمیت پیش ­بینی ریسک ورشکستگی شرکت­ها ازیک سو و بررسی شفافیت سود از سوی دیگر، می ­تواند در تصمیم گیری افراد مختلف مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر، پژوهش حاضر جهت تصمیم‏ گیری‏های سازمان بورس اوراق بهادار، دانشگاهیان، سرمایه‏گذاران، اعتباردهندگان، بانک‏ها و مؤسسات مالی مفید خواهد بود. شرکت‏ها نیز می ‏توانند از نتایج این تحقیق جهت اتخاذ سیاست‏های مختلف گزارشگری مالی استفاده کنند. این تحقیق همچنین می‏تواند برای محققان و دانشجویان جهت انجام تحقیقات مرتبط آتی سودمند باشد.

۱-۵- سوالات تحقیق

سوال اول: آیا بین شفافیت سود حسابداری با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد؟

سوال دوم: آیا بین شفافیت سود حسابداری در شرکت­های درمانده مالی با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد؟

سوال سوم: آیا بین شفافیت سود حسابداری در شرکت­های غیردرمانده مالی با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد؟

سوال چهارم: آیا شفافیت سود حسابداری در شرکت­های سالم نسبت به شرکت­های ورشکسته تفاوت معناداری با هزینه سرمایه سهام عادی دارد؟

۱-۶- فرضیات تحقیق

برای رسیدن به اهداف تحقیق، چهار فرضیه به شرح زیر مدنظر قرار گرفته است، که عبارتند از:

فرضیه اول: بین شفافیت سود حسابداری با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین شفافیت سود حسابداری در شرکت­های درمانده مالی با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین شفافیت سود حسابداری در شرکت­های غیر درمانده مالی با هزینه سرمایه سهام عادی ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: رابطه بین شفافیت سود حسابداری با هزینه سرمایه سهام عادی در شرکت­های سالم و شرکت­های ورشکسته تفاوت معناداری دارند.

۱-۷- قلمرو تحقیق

قلمرو­­ زمانی تحقیق:

­از ­ابتدای­ سال ۱۳۸۷ تا­انتهای­ سال ۱۳۹۲ ‌می‌باشد.

قلمرو ­مکانی تحقیق:­

­ قمرو مکانی این مطالعه، بورس اوراق بهادار­تهران­ ‌می‌باشد.

قلمرو موضوعی:

بررسی ارتباط بین شفافیت سود و هزینه سرمایه در شرکت­های درمانده و غیر درمانده مالی ‌می‌باشد.

۱-۸- ساختار تحقیق

این پایان نامه در فصول زیر سازماندهی شده است. در ادامه، در فصل دوم به بررسی مبانی نظری، پیشینه تحقیق و مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور پرداخته می­ شود. فصل سوم به روش تحقیق اختصاص داشته و در آن پس از ارائه روش تحقیق، مدل و روش­های مورد استفاده معرفی می­گردد. یافته ­های تحقیق در فصل چهارم ارائه خواهد شد و فصل پنجم به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات اختصاص دارد.

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

۲- مقدمه

در این فصل از مطالعه، در بخش اول به مروری بر مبانی نظری شفافیت سود و در بخش دوم، مروری بر مبانی نظری هزینه سرمایه پرداخته می­ شود و در ادامه فصل به برخی از مطالعات انجام شده در ارتباط با موضوع تحقیق پرداخته می­ شود.

۲-۱- هزینه سرمایه

۲-۱-۱- مفهوم هزینه سرمایه

یکی از مهم­ترین روش­های افزایش ارزش کلی یک شرکت انتخاب بهترین راه­کارها برای سرمایه ­گذاری وجوه و تشکیل مناسب­ترین ساختارسرمایه ‌می‌باشد. تأمین مالی به اشکال مختلف صورت ‌می‌گیرد که عبارت است از : استقراض، صدور سهام و انباشته کردن سود شرکت. انتخاب بهترین گزینه تامین­مالی حتما باید با مد نظر گرفتن مخارج تامین مالی صورت گیرد که در ادبیات مالی از آن تحت عنوان هزینه سرمایه یاد می­ شود (نوروش ‌و عابدی، ۱۳۸۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




بیش از یک شغل در کشورهای در حال توسعه مانند ایران دلیل بر اهمیت معضلی است که

ضرورت دارد عالمانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و راهحلهایی مناسب ارائه گردد

.( (بهشتی، ۱۳۷۹

جمعیت ایران در طول سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵ ، بیش از دو برابر شده است. منتها آنچه در

طول این سالها حائز اهمیت است، شکل‌گیری جمعیت ۳۶ میلیونی زیر ۲۵ سال است که تا

پایان قرن شمسی حاضر، بر همه ارکان اقتصادی و اجتماعی، به ویژه بر بازار کار کشور اثرگذار

۵۲

خواهد بود. اگر فرض شود که در طول ۲۵ سال آینده ۱۸ میلون نفر از این ۳۶ میلیون نفر وارد

عرصه کاروفعالیت خواهند شد، با پذیرش نرخ مشارکت ۵۰ درصد، جامعه ما با عرضه سالیانه

۸۰۰ هزار نفری مواجه است و اگر یک نرخ بیکاری ۱۰ درصدی را برای این عرضه قائل

باشیم، نیازمند ایجاد سالیانه هزار فرصت شغلی یا خلق روزانه ۲۰۰۰ فرصت شغلی در طول

.( یک دوره بلند مدت هستیم(طائی، ۱۳۸۴

معضل بیکاری ‌به‌عنوان یکی از مهمترین عوامل ‌آسیب‌های اجتماعی ایران در دو دهه گذشته

شناخته می شود. بیشترین میزان رشد جمعیت در طی ۴۰ سال اخیر تقریباً متعلق به سال‌های

۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲ بوده است. رشد جمعیت ایران در فاصله سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ حدود ۴

درصد برآورد شده است. بهطوری که این دوره را انفجار باروری می‌نامند. متولدین این سالها

۱۳ سال بودند که بخش قابل توجهی از جمعیت – در سرشماری سال ۱۳۷۵ عمدتاًً در سنین ۱۷

غیرفعال در قالب محصل را تشکیل میدادند. از سال ۱۳۷۶ ، متولدین دوره انفجار باروری دهه

۵۵ تا ۶۵ پا به سن اشتغال گذاشتند و تا به امروز آخرین ‌گروه‌های آن وارد بازار کار می‌شوند.

جدول و نمودار زیر متوسط رشد جمعیت ایران در فاصله سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵ را نشان

می‌دهند.

( ۱ روند تغییرات جمعیت و متوسط رشد سالانه طی سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ – (جدول شماره ۲

سال جمعیت متوسط رشد جمعیت(درصد)

۳/۱۴ ۱۸۹۵۴۷۰۴ ۱۳۳۵

۳/۱۳ ۲۵۷۸۸۷۲۲ ۱۳۴۵

۲/۷۱ ۳۳۷۰۸۷۴۴ ۱۳۵۵

۳/۹۱ ۴۹۴۴۵۰۱۰ ۱۳۶۵

۲/۴۶ ۵۵۸۳۷۱۶۳ ۱۳۷۰

۱/۴۷ ۶۰۰۵۵۴۸۸ ۱۳۷۵

۱/۶۱ ۷۰۴۷۲۸۴۶ ۱۳۸۵

۵۳

( ۱ متوسط رشد جمعیت ایران در فاصله سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ – (نمودار شماره ۲

از آنجایی که جمعیت فعال بخش عمده و اصلی نیروی کار در هر جامعه را تشکیل می‌دهد،

، اطلاعات جمعیت فعال کشور در سه دهه گذشته می‌تواند مفید واقع شود. در سال ۱۳۶۵

۵۴/۱ درصد جمعیت ایران در سنین فعالیت ( ۱۵ تا ۶۴ سالگی) قرار داشتند. این رقم برای سال

۷۱ درصد جمعیت است. جدول زیر / ۱۳۷۵ معادل ۵۶ درصد و برای سال ۱۳۸۵ برابر ۴۱

اطلاعات جمعیت فعال کشور را (با در نظر گرفتن جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر ‌به‌عنوان جمعیت

فعال) نشان می‌دهد.

۲ توزیع جمعیت فعال ۱۰ ساله و بیشتر بر حسب شاغل و بیکار) – (جدول شماره ۲

این ارقام بیانگر اهمیت اشتغالزایی برای جمعیت فعال و آموزش و تحصیل برای جمعیت غیر

فعال در سال های ۷۵ به بعد و دهه بعدی است. زیرا هرم سنی جمعیت به آرامی از شکل

جوان به میانه نزدیک شده و این روند تا زمان حاضر ادامه دارد. هرم سنی جمعیت ایران شبیه

هرم سنی جمعیت سایر کشورهای در حال رشد دارای قاعدهای وسیع و ارتفاعی کوتاهتر

سال جمعیت فعال ۱۰ ساله و بیشتر(هزار نفر) شاغل(درصد) بیکار(درصد)

۱۴/۱۹ ۸۵/۸۱ ۱۲۸۲۰ ۱۳۶۵

۹/۰۸ ۹۰/۹۲ ۱۶۰۲۷ ۱۳۷۵

۱۲/۷۵ ۸۷/۲۵ ۲۳۴۶۶ ۱۳۸۵

۵۴

است. این جمعیت سنین پایین بهتدریج به افزایش جمعیت در سن فعالیت میانجامد. در ادامه

۲۰۲۰ بیان شده است. توجه به هرم سنی ایران ،۲۰۰۷ ، هرم سنی جمعیت ایران در سال ۲۰۰۰

در سال‌های مذکور این نکته را نشان می‌دهد که با حرکت ‌گروه‌های واقع در پایین هرم به

سوی ‌گروه‌های سنی بالاتر، سالانه تعداد بیشتری از جمعیت آماده به کار، به بازار عرضه می-

شوند. مقایسه بخش جمعیت فعال در ‌هرم‌های سنی سال‌های مذکور در نمودار ۵، افزایش

مداوم جمعیت فعال را به خوبی نشان می‌دهد.

( ۲: هرم سنی جمعیت ایران در سال ۲۰۰۰ – (نمودار شماره ۲

( ۳: هرم سنی جمعیت ایران در سال ۲۰۰۷ – (نمودار شماره ۲

۵۵

( ۴: هرم سنی جمعیت ایران در سال ۲۰۲۰ – (نمودار شماره ۲

هرم سنی جمعیت فعال

ایران در سال ۱۹۸۶

هرم سنی جمعیت فعال

ایران در سال ۲۰۰۷

هرم سنی جمعیت فعال

ایران در سال ۲۰۲۰

۲۰۰۷ ، ۵:مقایسه بخش جمعیت فعال هرم سنی ایران در سال های ۱۹۸۶ – (نمودار شماره ۲

( و ۲۰۲۰

(جمعیت در میلیون نفر)

۵۶

از سوی دیگر ورود بانوان به عرصه تحصیل و کار و بهدنبال آن افزایش تقاضای شغل سبب

افزایش جمعیت جویای کار شده است. بهتأخیر افتادن سن ازدواج، عامل تأثیرگذار مهمی در

بین دختران برای شغلیابی و پرکردن اوقات فراغت و تکمیل فرایند هویتیابی اجتماعی

۲۰ و – است. به نظر می‌رسد در سال‌های بسیار نزدیک نرخ فعالیت زنان در ‌گروه‌های سنی ۲۴

۲۵-۲۹ افزایش قابل توجه یابد، زیرا هویتیابی اجتماعی زنان و تحصیل آن ها در مقطع

آموزش عالی نشان از حضور پر رنگتر زنان در عرصه های کار اجتماعی است.

به‌دلیل انباشتهشدن تعداد بیکاران از سال‌های قبل و محدودیت تولید شغل در کشور، اگر

وضعیت اشتغال در کشور به همین روال ادامه یابد، احتمال دارد تا یک دهه دیگر هم این مسئله

جزء چالش‌های اصلی دولت باشد. چالشی که همه ابعاد زندگی اجتماعی کشور را تحت تأثیر

قرار داده است. مگر اینکه در میان سیاست‌های سنتی اشتغالزایی روش های جدید ایجاد

اشتغال هم مورد حمایت قرار بگیرد.

۱۲- : بررسی سیاست‌های اشتغال در برنامه های توسعه ۲

۱-۱۲-۲ : قانون برنامه سوم توسعه

در فصل ششم قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به سیاست‌های اشتغال

پرداخته شده و مسیر کلی سازمان‌های مختلف مشخص شده است.

ماده ۴۹ : به منظور تشویق کارفرمایان کارگاه های موجود به استخدام نیروی کار جدید، دولت

مؤظف است کارفرمایانی را که در دوران برنامه ا ز طریق مراکز خدمات اشتغال وزارت کار و

امور اجتماعی مبادرت به استخدام نیروی کار جدید نمایند مشمول تخفیفاتی ‌به شرح زیر قرار

دهد:

الف- تخفیف در میزان حق بیمه سهم کارفرما و پیش‌بینی اعتبار لازم برای جبران کاهش درآمد

سازمان تأمین اجتماعی در بودجه کشور.

ب- کاهش مالیات کارفرمایان ای نگونه کارگاه ها به میزان مالیات بر حقوق دریافتی از کارکنان

جدیدالاستخدام.

تبصره– کارگاههائی که در دوران برنامه به بهره برداری می‌رسند نیز ‌در مورد اشتغال مازاد بر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




خانواده نخستین نهاد زندگی اجتماعی کودک است که در شکل گیری عادت­ها و اندیشه­ های اجتماعی کودک نقش بسیار مهمی‌دارد. در شکل­ گیری رفتار و دیدگاه های اجتماعی کودک، جنبه­ های عاطفی روابط والدین و فرزندان نقش مهمی‌دارد، در خانواده­هایی که والدین رفتارهای محبت آمیز دارند، معمولاً کودکان نیز با رفتارهای اخلاقی مثبت و احترام به دیگران و انگیزه پیشرفت رشد می­یابند (محبی نورالدین وند و همکاران، ۱۳۸۹).

خانواده با توجه به تأثیر قابل توجه بر رشد روانشناختی فرزندان، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شخصیت آنان بوده و به طور مستقیم و غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی فرد تأثیر می­ گذارد (دسجردینس[۲] و همکاران، ۲۰۰۸). به­طورکلی نقش و تأثیر خانواده برشکل­گیری شخصیت به طور عمده در سه محور تأثیر سبک­های فرزندپروری، سایر اعضاء خانواده و ترتیب تولد فرزندان مورد توجه قرار گرفته است (ویک نلسون و ایزرل[۳]، ۲۰۰۹).

سبک فرزند پروری مجموعه ای از نگرش ها ‌در مورد کودک است که به ایجاد جوی هیجانی منجر می‌شود که والدین رفتارهای خود را با کودک در بستر آن شکل داده و تنظیم می‌کند(دارلینگ و اشتنبرگ[۴]، ۱۹۹۳؛ به نقل از زمانی و عابدینی، ۱۳۹۲). باومیرند[۵] (۱۹۹۱) بر اساس دوبعد توقع[۶] و پاسخ دهی[۷] چهار سبک فرزندپروری را مشخص ‌کرده‌است که عبارتند از: ۱- فرزندپروری مستبدانه[۸] که در آن والدین از فرزندان خود توقع و انتظارات زیاد، ولی پاسخ دهی کمی‌دارند، بر اطاعت بی چون و چرا کودکان تأکید دارند، فاقد گرمی، صمیمیت و حمایت اند و بسیار سخت­گیر هستند؛ ۲-فرزندپروری مقتدرانه[۹] که در آن والدین هم درخواست کننده و هم پاسخ دهنده اند، قوانین روشن و واضح دارند، از شیوه ­های منطقی و استدلالی برای متقاعد کردن کودکان استفاده می‌کنند، حمایت کننده اند و با کودک همدلی ‌می‌کنند (کوپلن[۱۰] و همکاران، ،۲۰۰۲؛ به نقل از زمانی و عابدینی، ۱۳۹۲)؛ ۳- فرزند پروری سهل انگارانه[۱۱] که در آن والدین بسیار پاسخ دهنده اند و کمتر درخواست کننده اند. آن ها قوانین زیادی برای فرزندشان وضع نمی­کنند و کنترلی بر رفتارهای آنان ندارند؛ ۴- فرزند پروری بدون توجه و مراقبت که در آن والدین نه پاسخ دهنده و نه درخواست کننده اند، فاقد قوانین مشخص اند، فاقد گرمی‌و حمایت و صمیمیت اند و نظارت و کنترلی بر رفتارهای فرزندان خود ندارند (کوپکو[۱۲]، ۲۰۰۷).

در واقع سبک های فرزند پروری از طریق تأثیر بر عزت نفس، استقلال، خودکنترلی و راه های مقابله با تنیدگی کودکان و نوجوانان (کوپکو، ۲۰۰۷؛ وارگو[۱۳]، ۲۰۰۸) سایر رفتارهای آنان، از جمله عملکرد تحصیلی، رفتارهای سازش نایافته و مشکل آفرین را تحت تأثیر قرار می‌دهند (ابر[۱۴] و همکاران، ۲۰۰۹؛ ترنر[۱۵] و همکاران، ۲۰۰۹؛ به نقل از زمانی و عابدینی، ۱۳۹۲).

یافته های پژوهشی حاکی از آن است که موفقیت زیاد در مدرسه با روش های فرزند پروری قاطعانه ارتباط دارد. در یک مطالعه وسیع معلوم شد که کودکان دبیرستانی بسیار موفق که نمره های بالایی داشتد والدینشان روشی قاطعانه داشتند و کمترین نمره متعلق به دانش آموزانی بود که والدین مستبد داشتند (بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، ۱۳۸۹). به طور مثال در پژوهش آنولا[۱۶] و همکاران (۲۰۰۰) نشان داده شد که بین شیوه تربیتی والدین با میزان موفقیت تحصیلی نوجوانان ارتباط وجود دارد؛ به نحوی که هرچه میزان حمایت و پاسخدهی والدین در شیوه تربیتی بالاتر باشد، میزان پیشرفت تحصیلی فرزندان نیز بالاتر است.

تغییرات اجتماعی، فرهنگی، تکنولوژیکی و اقتصادی پدید آمده در دوره ی جدید در استان ایلام، ساختارهای مختلف این جامعه را دستخوش تغییر ساخته و دامنه­ این تغییرات احتمالاً به روابط بین والدین و فرزندان نیز سرایت نموده که شیوه ­های فرزند­پروری والدین نیز بخشی از این تغییرات احتمالی را شامل می­ شود. با توجه بافت فرهنگی خاص جامعه­ ایلام، این پژوهش به دنبال بررسی این است که آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان پایه دوم متوسطه شهر ایلام رابطه وجود دارد؟

۱-۳-ضرورت پژوهش

مطالعه عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی طی چند دهه اخیر بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. یافته ­های پژوهشی متعددی نشان داده ­اند که پیشرفت تحصیلی هم از ساختارهای دانش و فرآیندهای پردازش اطلاعات تاثیر می پذیرد، هم از عوامل محیطی از جمله عوامل خانواده و شیوه های فرزند پروری.

شیوه ­های فرزندپروی و روش های انظباطی آنان بی­تردید تحت تأثیر خصوصیات شخصیتی و سیستم اعتقادی آنان است. والدین سالم و بالغ در مقایسه با والدین نابالغ و ناسالم معمولاً با حساسیت و مهربانی بیشتری به نیازها و اشارات کودکان توجه ‌می‌کنند. این نوع فرزند­پروری امنیت عاطفی، استقلال، توانش اجتماعی و موفقیت هوشی کودکان را تشویق می­ کند. سبک­های فرزند­پروری به طور قابل توجهی پیامدهای مهمی‌را برای پیشرفت تحصیلی کودکان و نوجوانان به دنبال دارد (بلسکی[۱۷] و همکاران، ۱۹۸۴؛ به نقل از بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، ۱۳۸۹).

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان یکی از شاخص­ های مهم در ارزیابی­های آموزش و پرورش است و تمام کوشش­ها و کشش­های این نظام در واقع برای جامه عمل پوشاندن ‌به این امر مهم است؛ به عبارتی جامعه و به طور ویژه آموزش و پرورش، نسبت به سرنوشت، رشد و تکامل موفقیت آمیز و جایگاه فرد در جامعه، علاقه­مند است و انتظار دارد فرد در جوانب گوناگون از جمله ابعاد شناختی و کسب مهارت و توانایی و نیز در ابعاد شخصیتی، عاطفی و رفتاری، آن چنان که باید پیشرفت کند و رشد و تعالی یابد. با توجه به اینکه میزان پیشرفت و افت تحصیلی یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی است، کشف و مطالعه متغیر­های تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی، به شناخت بهتر و پیش‌بینی متغیرهای مؤثر در مدرسه می‌ انجامد. ‌بنابرین‏ بررسی متغیرهایی که با پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف رابطه دارد، یکی از موضوعات اساسی در آموزش و پرورش است (فراهانی، ۱۳۸۷).

با توجه به اهمیت پدیده پیشرفت تحصیلی و متغیرهای تاثیرگذار بر آن و همچنین از آنجا که فرزندان هر خانواده، به ‌عنوان سرمایه های یک کشور محسوب می‌شوند؛ پیشرفت تحصیلی آنان امری است که پس از سلامت جسمی‌و روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به اینکه فرزندان در محیط خانواده رشد می‌یابند و تربیت می‌شوند، الگوی تربیتی والدین نقش مهمی‌در پیشرفت تحصیلی فرزندانشان دارد ‌بنابرین‏ ضرورت بررسی رابطه بین سبک­های فرزند­پروری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان قابل توجیه است.

۱-۴-اهداف تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




گفتار پنجم : فعالیت شرکت

قانون گذار در ماده ۲۱ قانون تجارت ۱۳۱۱ شرط تشکیل شرکت سهامی را تجاری بودن آن قرار داده است اما در ماده ۲ لایحه قانونی ۱۳۴۷ این محدودیت از میان برداشته شده است و شرکت سهامی به صرف شکل آن تجاری تلقی شده است. «شرکت سهامی شرکت بازرگانی محسوب می شود ولو اینکه موضوع عملیات آن تجاری نباشد.[۹۴]

مبحث چهارم: اقامتگاه شرکت‌های تجاری در حقوق تجارت بین الملل

هر شرکت تجاری به دلیل داشتن شخصیت حقوقی، دارای اقامتگاهی است که مستقل از اقامتگاه شرکاست و باید معین شود. فواید تعیین اقامتگاه شرکت عبارت اند از:

۱٫هرگاه قانون برای تأسیس شرکت در محلهای خاص(مثل مناطق آزاد تجاری) تسهیلاتی(از جمله تسهیلاتی مالیاتی) معین کرده باشد، اثبات وقوع اقامتگاه شرکت در این محل ها مزایایی در بر دارد.

۲٫ اقامتگاه شرکت معین می‌کند که شرکت تابعیت چه کشوری را دارد.

۳٫ دادگاه صلاحیت دار برای صدور حکم ورشکستگی شرکت، دادگاه محل اقامت خود شرکت است(ماده ۴۱۳ق.ت). برای صدور حکم ورشکستگی شرکت، طلبکاران فقط باید به دادگاه محل اقامت شرکت مراجعه کنند.

۴٫ برای اقامه دعوا علیه شرکت نیز طلبکاران علی الاصول می‌توانند به دادگاهی مراجعه کنند که اقامتگاه شرکت در حوزۀ آن واقع است.در این مبحث، مفهوم اقامتگاه، نحوه تعیین اقامتگاه و شرایطی تغییر اقامتگاه شرکت را مورد بررسی می پردازد .

گفتار اول : مفهوم اقامتگاه شرکت‌های تجاری در حقوق تجارت بین الملل

در حقوق بین الملل و ایران، در این باره که اقامتگاه شخص حقوقی کجاست، مباحثات زیادی در گرفته است و علت آن، وجود قوانین متناقضی است که ‌در مورد این تأسیس حقوقی وضع شده است.

به موجب ماده ۵۹۰ قانون تجارت: «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوق در آنجاست»؛ در حالی که قسمت اخیر ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی مقرر می‌کند: «… اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آن ها خواهد بود». ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز دعاوی مربوط به اصل شرکت و دعاوی بین شرکت و شرکا و اختلافات بین شرکا و همچنین دعاوی اشخاص خارج بر شرکت را در دادگاهی قابل اقامه می‌داند که مرکز اصلی شرکت در حوزه آن واقع است.

سؤال این است که با توجه به اختلاف در قوانین مذبور، اقامتگاه شخص حقوقی کجاست؟ مسلم است که قانون آیین دادرسی مدنی را باید از حوزه بحث خود خارج کنیم؛ چه این قانون در مقام معرفی اقامتگاه شرکت ها نیست، بلکه صلاحیت محلی دادگاه ها را نسبت به بعضی از دعاوی راجع به شرکت بیان می‌کند و در تعیین این صلاحیت، گاه دادگاه صالح را دادگاه واقع در محل اداره شرکت معرفی می‌کند(ماده ۲۲) و گاه دادگاه واقع در محل وقوع تعهد و یا دادگاه واقع در مجل اجرای تعهد شرکت با اشخاص ثالث(ماده ۲۳).

باید دید که ‌در مورد تناقص میان ماده ۵۹۰ قانون تجارت و ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی چگونه باید حکم کرد و به عبارت دیگر، کدام یک از محلهای مندرج در این دو ماده را باید اقامتگاه شخص حقوقی دانست؛ مرکز اصلی شخص حقوقی (ماده ۵۹۰ ق.ت) یا مرکز علمیات (ماده ۱۰۰۲ ق.م)، با ذکر این نکته که این دو اصطلاح مفهوم واحد ندارد.

در این باره، حقوق ‌دانان پاسخهای متفاوتی داده‌اند. بعضی معتقدند: «چون قانون مدنی پس از قانون تجارت وضع شده است و با آن در خصوص اقامتگاه شخص حقوقی تفاوت دارد، باید قانون مدنی را در این مورد ناسخ قانون تجارت بدانیم و بگوییم در حقوق امروز، اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آن ها‌ است ». مفهوم این عقیده این است که شرکت‌های تجاری نیز مانند سایر اشخاص حقوقی، مشمول قاعده عام قانون مدنی هستند و در نتیجه، اقامتگاه آن ها مرکز عملیات آن ها‌ است؛ اما نظر اکثر حقوق ‌دانان ایران این است که اقامتگاه شرکت‌های تجاری، به تبعیت از قانون تجارت، محل ادارۀ شرکت است. این نظر را ما نیز تأیید می‌کنیم؛ زیرا:

۱٫ برخلاف آنچه بعضی گفته اند، اصل این است که قانون عام، قانون خاص را نسخ نمی کند، مگر آنکه قانون عام به صراحت به نسخ قانون خاص اشاره کرده باشد. ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی تصریح نکرده است که مقررات ذکر شده در قانون تجارت دربارۀ شرکت‌های تجاری از حیث تعیین اقامتگاه منسوخ است. ‌بنابرین‏، اقامتگاه شرکت‌های تجاری را باید همان دانست که در قانون تجارت آمده است.

۲٫ماده اول قانون ثبت شرکت‌ها(مصوب ۱۳۱۰) مقرر کده است: «هر شرکتی که در ایران تشکیل و مرکز اصلی آن در ایران باشد، شرکت ایرانی محسوب می شود» طبق این ماده، برای تعیین تابعیت ایرانی یا خارجی شرکت، مرکز اصلی، ملاک است، نه مرکز عملیات. وقتی این نکته را در نظر داشته باشیم که تابعیت شرکت‌ها با اقامتگاه آن ها مرتبط است(ماده ۵۹۱ ق.ت)، از ‌قانونا ثبت شرکت ها چنین استنباط می شود که قانون گذار مرکز اصلی و اقامتگاه را یکی دانسته و به عبارت دیگر، اقامتگاه شرکت و محل مرکز اصلی آن یکی است.

مع ذلک، بر این اصل که اقامتگاه شرکت تجاری محل اداره یا مرکز اصلی آن است یک استثنا وارد است و آن راجع به طرح دعاوی علیه شرکت است. همان طور که می‌دانیم، مطابق اصلی کلی، هر دعوایی باید در دادگاه محل اقامت خوانده مطرح شود؛ اما ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، به نحو استثنا مقرر کرده‌اند که بعضی از دعاوی علیه شرکت را می توان در محل دیگری غیر از اقامتگاه شرکت طرح کرد و اگر شرکت دارای شعب متعدد باشد، دعاوی برخاسته از تعهدات هر شعبه با اشخاص خارج باید در محل دادگاهی که شعبه طرف معامله در آن واقع است اقامه شود. راه حل اخیر را در فرانسه نیز پذیرفته اند؛ به نحوی که می توان گفت سیستم حقوقی ایران و فرانسه ‌در مورد دعاوی علیه شرکت، در حال حاضر یکسان است: اصل این است که دعوا باید در اقامتگاه شرکت طرح شود، مگر آنکه دعوا علیه شعبه شرکت باشد که در این صورت، تا شعبه وجود دارد، دعوا علیه شعبه مطرح می شود و اگر شعبه برچیده شده باشد، دعوا را می توان علیه شرکت و در مرکز اصلی آن مطرح کرد.[۹۵]

گفتار دوم : نحوه تعیین اقامتگاه شرکت‌های تجاری در حقوق تجارت بین الملل

معمولاً مرکز اصلی شرکت در اساسنامه معین می شود و شرکت، حین ثبت، باید دارای مرکز اصلی باشد؛ اما آیا تعیین اقامتگاه به میل شرکت است یا اینکه اقامتگاه تعیین شده در اساسنامه باید با محلی که شرکت واقعاً در آنجا واقع است تطبیق کند؟ اگر به فرضی شرکتی در اساسنامه تهران را به عنوان اقامتگاه خود معین کن، ولی مرکز اصلی اش در عمل، کرج باشد، از نظر اشخاص ثالث اقامتگاه شرکت در تهران است یا در کرج؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




بر اساس یک تعریف دیگر، یک حالت از سلامت مالی، خوشحالی و عاری از نگرانی مالی که بر اساس شناخت ذهنی شخص از وضعیت مالی مبتنی است را رفاه مالی می‌گویند. محققین معانی و تعاریف گوناگونی را به واژه های رفاه مالی اختصاص داده‌اند مثلا فشار مالی را به عنوان ارزیابی ذهنی شرایط مالی شخص تعریف کرده‌اند که شامل توانایی ادراکی فرد برای برآورده ساختن هزینه ها، رضایت از شرایط مالی و سطح پس انداز و سرمایه گذاری و نگرانی ‌در مورد بدهی ها می‌باشد (کاتلین[۱۷]، ۲۰۱۰، ۶۴).

رفاه مالی یک ساختار چند بعدی است تا یک ساختار یک بعدی. محققین ‌به این نتیجه رسیدند که آن هایی که سطح رفاه مالی بالاتری دارند سلامت بهتری هم دارند.بهبود نتایج رفاه مالی ، حاصل از تغییرات رفتاری است که مشکلات مالی را تسکین می بخشد. محتوای برنامه ارزیابی ، سطح معلومات ، زمانبندی و نحوه ارائه ، همگی ابعاد اثربخشی برنامه های آموزش مالی را نشان می‌دهند که برای تغییر رفتارهای مالی طراحی شده است. برنامه های مذکور باید قابلیت این را داشته باشند که نشان دهند رفتارهای علمی و مالی منجر به کاهش مشکلات مالی و افزایش رفاه مالی می‌شوند (کاتلین، ۲۰۱۰، ۶۴).

رفاه ذهنی

رضایت از زندگی ارزیابی‌های فردی از زندگی کنونی و سال های قبل را در بر می‌گیرد. این ارزیابی‌ها شامل واکنش هیجانی افراد به حوادث، حالات روانی و قضاوت ‌های آن ها در خصوص میزان رضایتشان از زندگی، کمال و بسندگی و رضایت از زمینه‌های خاص زندگی مانند ازدواج و کار است. رضایت از زندگی شامل مقایسه بین شرایط زندگی با ملاک های شخصی افراد هنگامی که سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه می‌کنند تا شرایط زندگی آن ها با ملاک هایی که برای خود تعیین کرده‌اند، مطابقت داشته باشد. رضایت از زندگی را می‌توان به عنوان جامعترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت (دینر و همکاران[۱۸]، ۲۰۰۳).

رفاه ذهنی به دریافت های شخص از خود و بینش ذهنی از تجربه زندگی اش اشاره دارد رفاه ذهنی، ارزیابی های احساسی و شناختی از زندگی افراد را در برمی گیرد و حالت پیشرفته خوشایند روان شناختی را ارائه می‌کند (هزارجریبی، ۱۳۹۱).

رفاه ذهنی به انواع ارزیابی های افراد از زندگی شان اعم از مثبت و منفی اطلاق می شود. وی در مطالعات خود شاخص ها ی کیفیت زندگی، دامنه رضایت، رضایت از زندگی، شادکامی، احساس منفی و احساس مثبت را برای رفاه ذهنی در نظر گرفته است (دینر[۱۹]، ۲۰۰۳).

رفاه از مباحث مهم اخیر در نیمه دوم قرن بیستم بوده است . این مقوله نشان دهند ه توجه به شأن و انسانیت و هم بستگی اجتماعی افراد در جامعه است که برای دست یابی فرد و گروه به حد مقبولی از زندگی ‌و تندرستی و … به کار می رود. این مفهوم، در دو بعد عینی و ذهنی تعریف می شود. در گذشته بیشتر بر بعد عینی این مفهوم تأکید می شده است؛ ولی ازآنجاکه ابعاد عینی مثل داشتن شغل و درآمد و … ، به تنها یی تأمین کنند ه رفاه افراد نیست، توجه به رفاه ذهنی از قبیل امنیت، رضایت شغلی، احساس آرامش و … به علت تأثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان اهمیت ویژه ای یافته است (الکساندوا[۲۰]، ۲۰۰۵).

۲-۳-۱- عوامل تاثیر گذار بر رفاه مالی

اطلاعات مربوط به تحقیقات اجتماعی نشان می‌دهد که چهار عامل تاثیرگذار بر رفاه در اکثر فرهنگ ها هستند: سلامت، وضعیت اقتصادی، اشتغال و روابط خانوادگی. وقتی افراد سلامت، شاغل، متاهل یا درگیر یک رابطه متعهدانه باشند و از لحاظ مالی امنیت داشته باشند، خوشحال تر هستند (باربارا[۲۱]، ۲۰۰۵، ۷۱).

۲-۴- مفهوم ماکیاولی گری

ماکیاولی یک دیپلمات و نویسنده فلورانسی بوده است که از سال ۱۴۶۹ تا ۱۵۲۷ زندگی کرد و به عنوان پدر اندیشه سیاسی غرب شناخته شده است. معروف ترین کتاب ماکیاولی (تحت عنوان شهریار[۲۲]) حدود سال ۱۵۲۳ نوشته شد. او وقت کمی برای تدوین تئوری های دستوری و جدید داشته است و در مقابل، روی شیوه اجرای استراتژی متمرکز بوده است. ماکیاولی و نگرانی هایی که ‌در مورد استفاده استراتژیک از قدرت داشته است. به نوعی یک انسان شناسی قدرت بوده است.

کریستی و جیس[۲۳] (۱۹۷۰) در تحقیقات خود بر اساس ‌گروه‌های افراطی مذهبی و سیاسی، بر شیوه دستیابی رهبران این گروه ها به تمایلات و علایق خود متمرکز بوده اند. ویژگی های این رهبران در سایه تحقیقات سیاسی و ابعاد تاریخی قدرت مشخص شده است.

ماکیاولی گری باید به عنوان یکی از مفاهیم اصلی برای آموزه های مدیریت در نظر گرفته شود واین موضوع حتی در ادبیات تحقیق سازمانی اثباتی نیز به چشم می‌خورد. از دیدگاهی ساده تر می توان گفت که مدیران پاکدامن مثل مدیران دیگر کار و زندگی نمی کنند و در حوزه قدرت از جنبه واقعیت گرایی کار می‌کنند. ‌بنابرین‏، آن ها بر اساس محرک های قدرتی کار می‌کنند که گاهی باعث می شود نیاز به تصمیم گیری به شیوه ای داشته باشند که با ابعاد مثبت در ارتباط نیست. ماکیاولی نشان داده است که حتی مدیران پرهیزگار هم باید کارهایی که لازم می دانند انجام شود را انجام دهند؛ در حالی که این مدیران تلاش می‌کنند تا از ارزش های فردی حمایت کنند و در جهت اهداف جدید و عالی قدم بردارند.

رایبون[۲۴] (۲۰۰۶) بیان می‌کند، ماکیاولیسم به عنوان اصطلاحی برای توصیف تمایل به تقلب و گمراه کردن دیگران به منظور دستیابی به منافع شخصی، با تجاوز به حقوق دیگران مرتبط است و بخشی از ویژگی های شخصی است که بر انتخاب شغل فرد و همچنین انتخاب رویکرد مردم در حرفه خود و تعامل آنان با دیگران تاثیر می‌گذارد. افراد با ماکیاولیسم بالا از هنجارهای اخلاقی به منظور دستیابی به اهداف شخصی چشم پوشی می‌کنند. ماکیاولی گرایی با قدرت طلبی رابطه ای تنگاتنگ دارد.فردی که این ویژگی ها را دارد اهل عمل (عمل گرا) است، احساساتی نیست و بر این باور است که هدف، وسیله را توجیه می‌کند.

قراچه داغی (۱۳۸۵) عنوان می‌کند، اشخاص پیرو خط مشی ماکیاولی با عبارات زیر موافق نیستند:

۱- وقتی از کسی می خواهید که کاری برای شما انجام دهد، بهتر این است که علت درخواست خود را با او در میان بگذارید.

۲- دروغ گفتن به دیگران هرگز کار درستی نیست.

۳- اغلب اشخاص ذاتا خوب و مهربان هستند.

۴- تنها اگر به لحاظ اخلاقی درست باشد باید دست به کار شد و اقدامی صورت داد. اشخاص مجهز به باورهای ماکیاولی تیپ بارزی دارند. اغلب جذاب، خوش برخورد و مطمئن هستند اما در ضمن از کبر و نخوت برخوردارند، حسابگرند، شکاک و بدبین هستند و آماده برای سلطه جویی و بهره برداری می‌باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




سرمایه اجتماعی در گذشته درباره افراد و گروه ها کاربرد داشته است و اخیراً در تجزیه و تحلیل سازمانی وارد شده است. بهترین این یافته ها در بررسی رابطه سرمایه اجتماعی در محیط کار تئوری برت [۶۶](۱۹۹۲) است که سرمایه اجتماعی را با تعداد شکاف های ساختاری[۶۷] ‌در شبکه های ساختاری پایین فردی مرتبط می‌داند. تئوری شکاف ساختاری، بینشی در خصوص رابطه بین سرمایه اجتماعی و پیشرفت شغلی در محیط کار فراهم می آورد. با بررسی و مطالعه مدل های اقتصادی، برت (۱۹۹۲) ابتدا متوجه شد که شکاف در ساختار بازار به خاطر کمبود جریان اطلاعات یکنواخت صورت می‌گیرد.(تیمبرلک،۲۰۰۵ ، ص۳۶)

موضوع قابل توجهی در خصوص تفاوت های جنسی برای پیشرفت در یک سازمان وجود دارد اول مبتنی بر سرمایه انسانی است. مردان و زنان ممکن است با سطوح یکسانی از سرمایه انسانی مثل هوش، تحصیلات، مهارت ها و تجربه وارد سازمان شوند هر دو موقعیت و پیشرفت آن ها فقط با سرمایه انسانی شان تعیین نخواهد شد. مرور بر ادبیات در این زمینه نشان می‌دهد که بازده توانایی ها، دانش و منابع دیگری که افراد دارند در محیط کار به وسیله شبکه های اجتماعی و شرایط محیطی و زمینه ای کم یا زیاد می شود. در حقیقت بین سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی ارتباط وجود دارد. برخی از نویسندگان بیان می‌کنند که سرمایه اجتماعی از طریق تسهیم اطلاعات و دانش به ایجاد سرمایه انسانی کمک می‌کند و برخی اشاره کرده‌اند که سرمایه انسانی نتیجه تحصیلات و تجربیات کاری بیشتر است که به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک می‌کند، اما بیشتر افراد اظهار نموده اند که سرمایه اجتماعی فرصت هایی را که برای موقعیت در محیط کار ضروری است، فراهم می آورد.

برر[۶۸] ( ۱۹۹۸) دو روش برای به دست آوردن سرمایه اجتماعی در درون سازمان شناسایی کرد: اولین روش، به دست آوردن سرمایه اجتماعی به طور غیر مستقیم از دیگران است. (کانتر[۶۹]۱۹۹۷) ‌به این پدیده قدرت انعکاسی[۷۰]می‌گوید که از طریق همکاری با افراد قدرتمند به دست می‌آید. وقتی یک حامی و پشتیبان برای مردان مهم است حتما برای زنان نیز لازم است. دومین روش، ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق شکل دادن به روابط با گروه هایی که در درون یا بیرون سازمان قطع ارتباط شده اند، است.

این روش برای زنان مشکل است چون به عنوان افراد خارجی هستند و مشروعیت لازم را برای ایجاد سرمایه اجتماعی ندارند. روش برر، زنان را محدود به گرفتن سرمایه اجتماعی از همتایان مردشان یا شبکه ارتباطی شان در سازمان می‌کند، بعید به نظر می‌رسد که این دو روش منحصر به تغییر لازم برای برابری کامل زنان با مردان در محیط کار ایجاد شود . برت (۱۹۹۲)برای بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جنسیت مطالعه عمیقی بر روی نزدیک به ۳۰۰ مدیر در شرکت های بزرگ انجام داد.(تیمبرلک ، ۲۰۰۵ ، ص ۴۰) او دریافت که زنان و مردان با روش های مختلفی به سطوح عالی مدیریت وارد می‌شوند، مردان سرمایه اجتماعی را با حرکت در محیط های پر از شکاف های ساختاری و فرصت هایی برای مبادله اطلاعات و قدرت ایجاد می‌کنند. در حالی که زنان در شبکه های کوچک و محدودیت زیاد به موفقیت دست می‌یابند. شبکه ها و سرمایه اجتماعی هم برای زنان و هم برای مردان اهمیت دارد، ولی روش هایی که مردان و زنان به سرمایه اجتماعی دست

می‌یابند متفاوت است .(تیمبرلک ، ۲۰۰۵ ، صص۴۲-۴۱)

۲-۲-۱۱- ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی :

مدل های مختلفی در برخورد با مفهوم سرمایه اجتماعی مطرح شده اند و به کار می‌روند، لذا این امر در روش های مطالعه آن نیز تاثیر می‌گذارد و از بین این مدل ها، مدلی که نتایج ملموس و واقعی را بیان نماید، مدل مفهومی تحقیق انتخاب شده است .

  • ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو

ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو به صورت زیر می‌باشد:

۱- اندازه گروه یا شبکه

۲- حجم سرمایه ای که هر کدام از اعضای شبکه دارای آن هستند. ( معمارزاده ، ۱۳۸۸ ، ص۱۱)

  • ابعاد سرمایه اجتماعی از نظر کلمن

کلمن سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرد:

۱- تعهدات، انتظارات و اعتماد متقابل

۲- کانال های ارتباطی

  1. هنجارها و ضمانت های اجرایی مؤثر (بولینو ، ۲۰۰۲ ، ص۵۰۶)

  • ابعاد سرمایه اجتماعی از نظر گروه کندی

گروه «کندی »در دانشگاه هاروارد ابعاد زیر را برای سرمایه اجتماعی مورد شناسایی قرار دادند:

۱- اعتماد(اعتماد اجتماعی، اعتماد میان نژادهای مختلف)

۲- مشارکت سیاسی(مشارکت سیاسی عادی،مشارکت سیاسی نقادانه)

۳- مشارکت و رهبری مدنی(رهبری مدنی: رهبری مدنی به میزان مشارکت افراد در گروه ها، باشگاه ها، انجمن ها و امور شهر یا مدرسه و نظایر آن ها می پردازند. مشارکت مدنی: منظور آن است که افراد تا چه اندازه در انواع ‌گروه‌های گوناگون، از قبیل ‌گروه‌های مذهبی، ‌گروه‌های حرفه ای، مؤسسات خیریه و مانند آن، فعالیت

می‌کنند).

۴- پیوندهای اجتماعی غیر رسمی: برخی از جوامع واجتماعات، سعی در توسعه توسط روابط غیر رسمی دارند، و عضویت ها و مشارکت های غیر رسمی را بیشتر ترجیح می‌دهند.

۵- بخشش و روحیه داوطلبی: این بعد به بررسی میزان عضویت و همکاری اعضاء با نهادهای داوطلبانه و خیریه می پردازد.

۶- مشارکت مذهبی

۷- عدالت در مشارکت مدنی: میتوان این بعد را با عواملی از قبیل طبقات نژاد، درآمد، تحصیلات مورد بررسی قرار داد.

۸- تنوع معاشرت ها و دوستی ها : به عبارتی هرچه فرد با افراد طبقات و ‌گروه‌های متعلق به نژادها و مذاهب گوناگون در ارتباط بوده و با آن ها حالت دوستی ایجاد کرده باشد، موجب فزونی سرمایه اجتماعی شده است.(الوانی و سید نقوی ، ۱۳۸۱، صص ۲۶-۳ )

  • ابعاد سرمایه اجتماعی از نظر لیناوون بورن

۱- وابستگی: اولین جزءسرمایه اجتماعی سازمانی وابستگی است که به منزله تمایل و توانایی افراد در سازمان، برای اینکه هدف های فردی را تابع هدف ها و کنش های جمعی نمایند، تعریف می شود تعامل افراد برای مشارکت در کنش های جمعی بستگی به اعتقاد آن ها دارد یعنی اعتقاد به اینکه کوشش های فردی که به طور مستقیم به کل سود می رساند باعث بهره مندی افراد به طور غیر مستقیم نیز می‌گردد.

۲- اعتماد: دومین بعد سرمایه اجتماعی سازمانی اعتماد است که از نظر محققان سازمانی هم به عنوان مقدمه ای برای کنش جمعی موفقیت آمیز است و هم می‌تواند به منزله نتیجه کنش های جمعی موفق قلمداد گردد. این بعد برای اینکه افراد بتوانند در کنار یکدیگر، بر روی پروژه های مشترک کار کنند لازم است. (لینا و ون بورن ، ۱۹۹۹ ، ص۵۴۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




سرمایه گذاران بالقوه در سهام شرکت ها از عمده ترین استفاده کنندگان اطلاعات در بورس، هستند. این گروه معمولاًاطلاعات مورد نیاز خود را از طریق بازار سرمایه به دست می آورند.تصمیم گیری سرمایه گذاران بالقوه اساساًبه خرید سهام شرکت مربوط می شود.

سهام‌داران و سرمایه گذاران برای ارزیابی شرکت ها از فاکتور های مختلفی استفاده می نمایند که از آن جمله سود هر سهم EPS) ( و سود تقسیمی (DPS) می‌باشد که تغییرات آن ها می‌تواند اطلاعاتی درباره وضعیت عملکرد شرکت در حال و آینده بدهد .

ادبیات تحقیق وسیعی در خصوص سود های تقسیمی و نقش اطلاع رسانی آن ها به بازار تحت عنوان فرضیه محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی وجود داردو این که آیا مدیران ‌از سود های تقسیمی به عنوان ابزار های علامت دهی در خصوص وضعیت آتی شرکت های خویش استفاده می‌کنند؟ .اغلب تفاسیر و آزمون های فرضیه محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی به بررسی این موضوع پرداخته است که آیا تغییرات سود تقسیمی می‌تواند اطلاعاتی در خصوص تغییرات سود های آتی واحد تجاری ارائه دهد ؟

در این تحقیق نیز ما در راستای فرضیه محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی به بررسی محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی در باره سود آتی واحد تجاری می پردازیم.

در فصل اول پس از بیان مسئله تحقیق، تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ سپس تعریف موضوع تحقیق را بیان نموده و در ادامه به بیان اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم. همچنین اهداف تحقیق را در قالب اهداف کلی و ویژه بیان می‌کنیم. چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سئوال و موضوع تحقیق بوده است، در این فصل آورده شده و در ادامه به فرضیه های تحقیق و مدل تحلیلی نیز اشاره شده است.

۲-۱(بیان مسئله

سود سهام[۱] بازده ای است که سهام‌داران عادی برای سرمایه ای که به شرکت تزریق کرده‌اند از شرکت دریافت می‌کنند . هر شرکت که به طور جاری سود سهام پرداخت نکند آن را دوباره در شرکت سرمایه گذاری می‌کند تا ایجاد منفعت کند ‌به این طریق توانایی شرکت برای پرداخت سود سهام در آینده افزایش می‌یابد. .فرضیه محتوای اطلاعاتی یا علامت دهی[۲] بیان می‌کند که میزان سود سهام از دید سهام‌داران به معانی مختلفی تفسیر می شود چنانچه هر گاه سود سهام بیش از میزان مورد انتظار آنان باشد سرمایه گذاران آن را نشانه پیش‌بینی بهتر سود از طرف مدیریت و افق آینده روشن شرکت می‌دانند . در حالی که کاهش سود سهام پیش‌بینی سود ضعیف را برای سرمایه گذاران به همراه دارد. آغاز پرداخت سود سهام توسط یک شرکت و یا افزایش قابل توجه سود سهام توسط یک واحد تجاری می‌تواند تفاسیر متفاوتی از دید سهام‌داران مختلف داشته باشد . این احتمال وجود دارد که سرمایه گذاران وجه نقدناشی ‌از پرداخت سود سهام را به همان میزان افزایش در ارزش سهام خود ترجیح دهند . این امر دلایل متفاوتی می‌تواند داشته باشد از جمله این که سود سهام در آمد با ثباتی برای سهام‌داران فراهم می آورد به طوری که می‌توانند بر اساس آن هزینه ها ی زندگی خود را تنظیم کنند و یا پرداخت سود سهام باعث کاهش عدم اطمینان سهام‌داران نسبت به دریافت بازده سرمایه شان می شود و یا همان‌ طور که در فرضیه علامت دهی عنوان شد افزایش میزان سود سهام از دید سرمایه گذاران نشانه افزایش توان سود آوری آتی شرکت بوده و به عنوان یک خبر خوب مبنی بر روشن بودن افق آینده شرکت از دید مدیریت تفسیر می شود . ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد اگر شرکتی در زمینه تقسیم سود تصمیمی اتخاذ کند، آن دسته از سرمایه گذاران که سلیقه آن ها هماهنگ با سیاست تقسیم سود شرکت است این عمل را به عنوان یک خبر خوب تلقی می‌کنند و اقدام به خرید سهام کرده و تا زمانی که این سیاست تغییر نکند سهامدار شرکت باقی می مانند . ‌بنابرین‏ افزایش در میزان پرداخت سود سهام نسبت به سود سهام سنوات قبل می‌تواند به عنوان یک خبر خوب غیر منتظره برای سهام‌داران دارای محتوای اطلاعاتی باشد و منجر به عکس العمل سرمایه گذاران در برابر این پدیده گردد.از طرفی برخی از سرمایه گذاران ممکن است افزایش سود سهام را نشانه در دست نبودن فرصت های سرمایه گذاری و رشد و توسعه شرکت و یا عدم استفاده شرکت از این فرصت ها دانسته و در نتیجه افزایش سود سهام علامت مثبتی از دید آن ها نیست . این دسته احتمالاًاقدام به فروش سهام این شرکت ها خواهند کرد . به عبارتی نوع تصمیم شرکت در توزیع سود یا عدم توزیع آن می‌تواند در حجم معاملات سهام شرکت و ساختار سهام‌داران آن مؤثر باشد .این تحقیق مدرک و مستند تازه ای بر فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام می‌باشد وبه بررسی رابطه بین بازده سهام سال جاری و سود های آتی برای شرکت هائی که سود سهام پرداخت می‌کنند در مقایسه با شرکت هائی که سود سهام پرداخت نمی کنند می پردازد . سئوالات اساسی که در این تحقیق مطرح شده است عبارت است از اینکه که آیا سود تقسیمی سهام اطلاعات مربوطی درباره سود های آتی واحد تجاری ارائه می‌دهد ؟ آیا مقدار سود تقسیمی برمیزان محتوای اطلاعاتی آن درباره سودهای آتی تاثیر می‌گذارد ؟

۳-۱ ( اهمیت وضرورت انجام تحقیق

بورس اوراق بهادار از عمده ترین منابع تجهیز و تخصیص بهینه سرمایه می‌باشد چنانچه بخواهیم از این منبع استفاده مؤثر داشته باشیم باید بورس و روابط موجود در آن را به خوبی بشناسیم . چرا که هدف سرمایه گذار کسب سود از سرمایه گذاری خود می‌باشد به همین دلیل در هنگام خرید سهام همواره به دنبال خرید سهامی می‌باشد که حداکثر بازدهی و سود آوری درآینده را برای او داشته باشدبه همین منظور از اطلاعات مالی شرکت ها و سایر اطلاعات موجود در بازار برای پیش‌بینی عملکرد آتی سهام شرکت ها استفاده می کند. یکی از عوامل مهم و تاثیر گذاردر این قضیه سود تقسیمی و واکنش سرمایه گذاران در برابر این پدیده می‌باشد به همین دلیل در این تحقیق به بررسی سود تقسیمی و محتوای اطلاعاتی آن ‌در مورد پیش‌بینی سود آتی واحدهای تجاری پرداخته می شود.

در اهمیت و ضرورت این تحقیق باید گفت که با اجرای این تحقیق و پاسخ به سئوالات مطرح شده میتوان انتظار داشت که سرمایه گذاران بازار سرمایه کشور با شناخت بهتر از اثرات سود تقسیمی ‌در مورد سود های آتی به سرمایه گذاری در سهامی بپردازند که کسب حداکثر بازدهی را برای ایشان میسر سازد و این امر باعث رونق بازار سرمایه و همچنین رونق اقتصاد کشورگردد.

۴- ۱ ( اهداف تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




NCASHt-1: هزینه های غیر‌نقدی سال قبل؛

GPPEGRWt: نرخ رشد اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات در سال t.

اولین متغیر توضیحی REC)∆-REV∆(،از مدل اصلاح‌شده جونز اخذ شده است و این متغیر بیانگر تغییرات در درآمدهای نقدی است. زیرا تغییرات در حساب‌های دریافتنی از آن کم شده است. تغییرات درآمدهای نقدی برای نشان دادن تأثیر اقلام تعهدی جاری در مدل آورده شده است و بیانگر بخش نرمال یا غیراختیاری درآمد است. این متغیر می‌تواند گرایش مؤسسه‌ در جهت افزایش سود خالص از طریق فروش‌های نسیه در آخر سال را ارائه یا کنترل کند.

متغیر توضیحی دوم PAY)∆-EXP∆(،اقلام تعهدی جاری را با تغییر در هزینه های نقدی مربوط می‌کند. مدیریت ممکن است فقط از فروش برای مدیریت سود استفاده نکند، بلکه از هزینه ها هم برای مدیریت سود استفاده کند. پس با در نظر گرفتن هر دو بعد هزینه ها و درآمدهای نقدی می‌توان به طور صحیحی دو جنبه جاری مدیریت سود را کنترل کرد.

یک ضعف اساسی مدل اصلاح‌شده جونز این است که متغیر اولیه (تغییر در فروش نقدی) ممکن است رابطه پیش‌بینی شده‌ای با جمع اقلام تعهدی نداشته باشد. جمع اقلام تعهدی دارای رابطه خاصی با اقلام تعهدی جاری است. به هر حال سخت است که رابطه را فقط بین تغییرات فروش و اقلام تعهدی کل در نظر گرفت و ممکن است از هزینه ها و حساب‌های پرداختنی هم برای مدیریت سود استفاده شود.

متغیر سوم، هزینه های غیرنقدی دوره جاری را با اقلام تعهدی غیرجاری مرتبط می‌کند. بخش نرمال یا غیراختیاری هزینه های غیرنقدی از طریق ضرب کردن هزینه های غیرنقدی سال گذشته در نرخ رشد اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات سال جاری به دست می‌آید (همان منبع، صص ۴۷-۴۶).

جدول ۲-۱، مقایسه مدل‌های مختلف شناسایی اقلام تعهدی غیراختیاری

مدل هیلی

مدل دی آنجلو

مدل جونز

مدل اصلاح‌شده‌ جونز

مدل صنعت

مدل جریان‌های نقدی

مدل یون و میلر

    1. کیفیت اقلام تعهدی

برای این‌که سود گزارش‌شده بتواند در ارزیابی عملکرد و توان سودآوری یک شرکت به استفاده‏کنندگان کمک کند و سرمایه‏گذاران با اتکا به اطلاعات سود، بازده مورد انتظار خود را برآورد کنند، ارائه اطلاعات باید به نحوی باشد که ارزیابی عملکرد گذشته را ممکن سازد و در سنجش توان سودآوری و پیش ‏بینی فعالیت‏های آتی مؤثر باشد. ‌بنابرین‏ علاوه بر این‌که رقم سود گزارش‌شده برای سرمایه‏گذاران مهم است و بر تصمیم‏های آن‌ ها تأثیر دارد، ویژگی‏های کیفی سود نیز به عنوان یکی از ابعاد اطلاعات سود مورد توجه خاص سرمایه‏گذاران است.

به گفته شان[۳۷]و همکاران (۲۰۰۱)، اقلام تعهدی بیانگر تفاوت بین سود حسابداری و وجوه نقد مربوط به آن است که شامل تغییرات در موجودی کالا، حساب‏های دریافتنی و حساب‏های پرداختنی است. در صورتی که اقلام تعهدی مثبت و بزرگ باشد، بیانگر این نکته است که سود حسابداری از جریان نقدی عملیاتی بیشتر است البته باید توجه داشت که این تفاوت به دلیل به‌کارگیری اصول حسابداری مرتبط با زمان و نحوه شناخت درآمدها و هزینه‏ ها (اصل شناخت درآمد و اصل تطابق) است (فلاح نژاد، ۱۳۸۸٫ ص ۲۰).

شان و همکاران (۲۰۰۱) معتقدند از آن جایی که اصول پذیرفته‌شده حسابداری ‌در مورد زمان شناسایی و مبلغ درآمدها و هزینه‏ ها به مدیران شرکت‏ها آزادی عمل نسبی داده است. ‌بنابرین‏ وقتی مدیران سود حسابداری را به مبلغی بیش از وجوه نقد حاصل شناسایی می‏ کنند، اقلام تعهدی ایجاد می‏ شود. مثلاً اگر مدیریت، درآمد فروش را زودتر شناسایی کند، حساب‏های دریافتنی به عنوان یکی از اقلام تعهدی افزایش خواهد یافت یا در صورتی که مدیریت، بدهی ناشی از هزینه‏ های تضمین کالا را کمتر شناسایی کند، بدهی‏های جاری به عنوان یکی از اقلام تعهدی، به مبلغ کمتر گزارش خواهد شد و چون سرمایه‏گذاران به رقم سود بیشتر توجه می‏ کنند با وجود موارد فوق گمراه خواهند شد (همان منبع. ص ۲۰).

شان و همکاران (۲۰۰۱) بیان کردند که سرمایه‏گذاران با توجه به سودهای گزارش‌شده سعی دارند سودهای آتی و جریان‏های نقدی آتی را برآوردکنند. از این رو، سود خالص باید توان کمک به سرمایه‏گذاران را داشته باشد. علت نیاز به توجه در خصوص کیفیت اقلام تعهدی در این است که اجزا تشکیل‌دهنده اقلام تعهدی دارای بار اطلاعاتی هستند. برای مثال، تغییرات مثبت (افزایشی) در موجودی کالا احتمالاً بیانگر وجود مشکل در فروش یا تولید بیش از اندازه است. به طور مشابه افزایش در حساب‏های پرداختنی احتمالاً بیانگر وجود مشکل در پرداخت وجوه به تامین‏کنندگان کالا و خدمات است که ممکن است در اثر ناکافی بودن درآمد فروش یا مشکلات اعتباری ایجاد شود، ‌بنابرین‏ اجزا اقلام تعهدی می‏تواند به عنوان شاخص تعیین بهبود یا زوال عملکرد شرکت باشد (همان منبع. ص ۲۰).

لذا شان و همکاران (۲۰۰۱) نتیجه‌گیری کردند که توجه به کیفیت اقلام تعهدی، در شناسایی دست‌کاری سود سودمند خواهد بود، برای مثال توجه به تغییرات حساب‏های دریافتنی باعث آشکار شدن نکات مهمی ‌در مورد تعجیل یا تأخیر در شناسایی درآمد فروش به عنوان یکی از ابزارهای دست‌کاری سود توسط مدیریت خواهد شد. افزایش سود که همراه با اقلام تعهدی بالا باشد بیانگر کیفیت پایین سود است و منجر به بازده آتی پایین خواهد شد (همان منبع. ص ۲۱).

در نهایت شان و همکاران (۲۰۰۱) بیان کردند که کیفیت اقلام تعهدی سود بر بازده سهام شرکت تأثیردارد. ‌بنابرین‏ با توجه به اینکه سرمایه‏گذاران به دنبال کسب بازده هستند، باید در برآورد بازده مورد انتظار خود به کیفیت اقلام تعهدی سود توجه کنند و بازده مورد انتظار خود را با توجه به کیفیت اقلام تعهدی تعدیل کنند. از دیدگاه شرکت سرمایه‏پذیر نیز کیفیت اقلام تعهدی با هزینه سرمایه سهام عادی مرتبط است. شرکت‏هایی که به دنبال کاهش هزینه سرمایه خود هستند باید سعی کنند کیفیت اقلام تعهدی خود را در سطح مطلوبی نگه دارند. مدیران چنین شرکت‏هایی باید از دست‌کاری سود و کم‏نمایی و بیش‏نمایی اقلام تعهدی اجتناب کنند (همان منبع. ص ۲۱).

    1. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان یک عامل خطرپذیری
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




ﺑﻬﺮه وری ﻳﻌﻨﻲ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﻛﺎرا، ورودی ﻫﺎی ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻪ ﺧﺮوﺟﻲﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺮای ﻣﺸﺘﺮی ارزش اﻓﺰوده دارد، ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻧﻴﺰ ﻣﻴﺰان رﺿﺎﻳﺖ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن از ﺑﺮآوردهﺷﺪن ﻧﻴﺎزﻫﺎ، ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎ و اﻧﺘﻈﺎراﺗﺸﺎن اﺳﺖ(ﻻوﻻک و راﻳﺖ[۵]، ۱۹۹۹)

زﻳﺮ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی آن ﻋﺒﺎرت‌اند از:

• اﻧﺠﺎم ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ و ﺳﺮﻳﻊ ﺗﻌﻬﺪات و ﭘﺎﺳﺦﮔﻮﻳﻲ ﻣﻄﻠﻮب در اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت؛

• ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎدﺑﻮدن ﺷﺮﻛﺖ و ﭘﺮﺳﻨﻞ آن؛

• ﻧﺤﻮه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮی و درک اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﻋﻮاﻃﻒ او در ﺣﻴﻦ اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت و ﭘﺲ از آن (رﺿﺎﺋﻴﺎن و رﺿﺎزاده ﺑﺮﻓﻮﺋﻲ، ‌فصل‌نامه صنعت بیمه ، صص ۳۱-۳۰،۱۳۹۱)

۱-۸٫ مدل مفهومی پژوهش

یک مدل ، دستگاهی است متشکل از مفاهیم ، فرضیه‌ها و شاخص ها که کار انتخاب و جمع‌ آوری اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه را تسهیل می‌کند . در واقع یک مدل ، مجسم کننده جنبه هایی از دنیای واقعی است که با مسئله تحت بررسی ارتباط دارند .

در پژوهش حاضر، از آنجایی که موضوع مورد تحقیق شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر بازارداری بیمه مسؤلیت می‌باشد؛مدل مفهومی نداریم.شکل زیر عواملی را که می‌توانند بر بازارداری و رشد آن تاثیرگذار باشند، نشان می‌دهد.

فرایند فروش ، نیروی انسانی

شواهد فیزیکی ، بهره وری و کیفیت

مکان و زمان

قیمت

محصول

ترغیب

رتبه بندی عوامل مؤثر بر

    1. بازارداری بیمه مسئولیت

  1. د در بیمه پاسارگاد در استان ل البرز

شکل (۱-۲): عوامل مؤثر بر رشد بازارداری

۱-۹ . مراحل انجام پژوهش

شکل۱-۳ : مراحل انجام پژوهش

فصل دوم

مطالعات نظری و پیشینه تحقیق

۲-۱٫ مقدمه

بیمه ، بدون شک یکی از دستاوردهای خلاقانه جامعه بشری به منظور مقابله با رخدادها و حوادث ناگوار است . حوادث طبیعی نظیر آتش سوزی ، زلزله ، سیل ، طوفان و نیز مصایبی همچون : فوت ، بیماری ، کهولت ، ازکارافتادگی و . . . وقایعی است که از زمان‌های دور همه انسان‌ها را مورد تهدید قرارداده است.اندیشه ی ایجاد تامین ‌در مقابل‌ مخاطرات پیش رو از طریق همیاری و تعاون و راهکارهای از این نوع ، ریشه در ادوار تاریخ دارد. پیشرفت‌های گسترده علمی و تکنولوژیکی عصرجدید نیز اگرچه به انسان کمک نموده است که بعضی از خطرات طبیعی را مهار نماید اما خود ، خطرات جدیدی را به همراه داشته که به پوشش های حمایتی خاص نیازمند است. فایده اصلی بیمه ، دادن اطمینان به افراد در جهت مقابله با خطرات احتمالی است که در قاموس بیمه به آن ریسک اطلاق می‌گردد . فارغ از نوع بیمه می توان گفت بیمه علاوه بر ایجاد محیطی امن برای فعالیت های اقتصادی ، باعث ایجاد اطمینان برای کار و تولید و سرمایه گذاری و به طور کلی ایجاد فضای امن و آرام برای فعالیت های اجتماعی و اقتصادی است(خسروی،تازه های جهان بیمه ، شماره۱۳۰ ، ۱۳۹۰) .

صنعت بیمه در ایران علی‌رغم اینکه بیش از ۷ دهه قدمت دارد و تلاش های زیادی جهت توسعه آن صورت گرفته است ، هنوز جایگاه مناسبی ندارد وعرضه گسترده بیمه های عمر به منظور ارتقاء و بهبود سطح رفاه اجتماعی آن گونه که شایسته است با توجه به وجود ظرفیت ها و قابلیت های گسترده در کشور، با موانع بسیاری روبرو می‌باشد(خشامن، چالش‌های پیش روی صنعت بیمه ،ص۲۰،۱۳۹۲). شرایط زندگی انسان در عصر کنونی به صورتی سامان گرفته است که بهره گیری و به کارگیری فناوری های نوین به منظور دسترسی به رفـاه و رشـد اقتـصادی بالاتـر مسـتلزم رویارویی هرچـه بیشتر با حـوادث و مخاطرات گوناگون و متنوع است.آثار و نتایح این حـوادث و مخاطـرات علاوه بـرایجاد نگرانی، تشویش، دغدغه های مسـتمر و سـلب آسایش بعضی اوقات به حدی است که می‌تواند حاصل سـالها تلاش و کوشـش فردی یا جمعی را با خطرنابودی روبرو سازد. از این رو بیمه مسئولیت از جمله بیمه هائیست که نسبت به ‌بیمه‌هایی مانند بیمه آتش سوزی بیمه باربری، بیمه ایست جدید ولی بسیار مهم و در این تحقیق سعی برآن است تا عوامل مؤثر بر بازاریابی آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

فصل حاضر در سه بخش به بررسی ادبیات نظری تحقیق می پردازد:

    • در بخش اول به بیان تعاریفی از خدمات ، بازاریابی ، مدیریت منسجم خدمات و بیمه مسؤلیت می پردازیم.

    • در بخش دوم تاریخچه ای از بیمه پاسارگاد را بیان می‌کنیم.

  • بخش سوم پیشینه پژوهش را بیان می‌کند.

۲-۲٫ بخش اول

۲-۲-۱٫ خدمات

در عصر حاضر رشد فزاینده خدمات به صورت یکی از روند های اصلی در دنیا درآمده است(کاتلر و آرمسترانگ،اصول بازاریابی، ۱۳۸۵). سرمایه گذاری روی خدمات تا اندازه ای مهم است که امروزه بیش از ۵۰ درصد منابع مالی مصرف کننده را به سمت خود جلب می‌کند. تمام اقتصاد جهانی سازمان‌های خدماتی، دارای رشد بیشتری هستند و بیش از یک چهارم ارزش تجارت بین الملل را تشکیل می‌دهند. در واقع انواع گوناگونی از صنایع خدماتی وجود دارند( بانکداری، بیمه، حمل ونقل، مسافرت و سرگرمی) که در کشورهای پیشرفته در سراسر دنیا بیش از ۶۹ درصد نظام اقتصادی را تشکیل می‌دهند. در این میان نگاه و توجه سازمان‌های خدماتی به مقوله بازاریابی بسیار مهم است، چرا که هیچ سازمانی، اعم از کوچک یا بزرگ، انتفاعی و یا غیرانتفاعی بدون داشتن یک سیستم بازاریابی صحیح به موفقیت نخواهد رسید( طالقانی و تقی زاده، ۱۳۸۹). آن دسته از سازمان‌های خدماتی که اصول بازاریابی را پذیرفته و طرح ها و برنامه های خود را برپایه عناصر آمیخته بازاریابی بنا کرده‌اند به نتایج مثبتی رسیده اند(عاملی، ۱۳۸۳). این مسئله ‌در مورد شرکت های بیمه نیز به عنوان یک سازمان خدماتی صادق است. ‌بنابرین‏ لازم است شرکت های بیمه در دنیای متغیر و پررقابت امروز، با اصول بازاریابی خدمات، به ویژه مفهوم آمیخته بازاریابی آشنا شده و از آن در جهت ارائه خدمات مطلوب و توسعه کسب و کار خویش بهره گیرند(طالقانی و تقی زاده، ۱۳۸۹).

۲-۲-۲٫ بازاریابی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




در این پژوهش سعی داریم ‌به این نتیجه برسیم که بین افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها و هزینه سرمایه طبق نقش تمایلات ذی نفعان و شفافیت مالی چه رابطه ای وجود دارد؟

۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که به طورکلی علاوه بر تامین منافع خودشان، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد. در این تعریف، عناصر چندی وجود دارد: اولاً، مسئولیت اجتماعی، یک تعهد است که مؤسسات باید درقبال آن پاسخگو باشند. ثانیاًً، مؤسسات مسئولند که از آلوده کردن محیط زیست، اعمال تبعیض در امور استخدامی، بی توجهی به تامین نیازهای کارکنان خود، تولیدکردن محصولات زیان آور و نظائر آن که به سلامت جامعه لطمه می‌زنند، بپرهیزند. و سرانجام، سازمان‌ها باید با اختصاص منابع مالی، در بهبود رفاه اجتماعی موردقبول اکثریت جامعه بکوشند. این قبیل اقدامات عبارتند از: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی». درنهایت، مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که، چون سازمان‌ها تاثیر عمده ای بر سیستم اجتماعی دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آن ها باید به گونه ای باشد که در اثر آن زیانی به جامعه نرسد، و درصورت رسیدن زیان، سازمان‌های مربوطه ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ساده تر، سازمان‌ها باید به عنوان جزئی مرتبط با نظام بزرگتر که در آن قرار دارند، عمل کنند.(فروغی،۱۳۸۷)

لازم به ذکر است که بین اخلاق مدیریت، ‌پاسخ‌گویی‌ اجتماعی و تعهد اجتماعی با مسئولیت اجتماعی تفاوت وجود دارد. در این خصوص «اندرسن» در کتاب خود چنین می نویسد: «هر دو اصطلاح اخلاق مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزش‌ها و هنجارها و اصول اخلاقی جامعه و تامین ‌هدف‌های‌ سازمان ازسوی مدیران هستند… با این تفاوت که مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل کلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی مدیران و کارکنان است .(میرسپاسی،۱۳۷۴)

با توجه به اهمیت مسئولیت های اجتماعی حرفه های مختلف بویژه مسئولیت اجتماعی حسابداری و موءلفه های مرتبط با آن انجام تحقیقی که بتواند رابطه این شیوه ها را بررسی نماید . دارای اهمیت ویژه و ضروری است.

۱-۳ اهداف تحقیق

هدف اصلی ما بررسی رابطه بین افشای(CSR) مسئولیت اجتماعی شرکت و هزینه ضمنی سهام سرمایه می‌باشد. گزارش دهی داوطلبانه مسئولیت داوطلبانه شرکت می‌تواند یک فرایند خود گزینی باشد. به عنوان مثال شرکت های گزارش کننده تصمیم خواهند گرفت که به خاطر هزینه های مشاهده شده در مزایای سهام افشای مسئولیت اجتماعی شرکت دست به افشا بزنند، در حالی که شرکت های غیر گزارش کننده به خاطر عدم درک و مشاهده مزایا از افشا اجتناب می‌کنند.

طبق بررسی های به عمل آمده مشخص گردیده است هفت گروه از اطلاعات شرکت‌ها استفاده می‌کنند که چون مدل‌های تصمیم گیری این گروه ها مورد توجه قرار نمی گیرد, لذا انتشار اطلاعات با ماهیت حسابدرای اجتماعی عملی نبوده و اکثر اطلاعات منتشر شده دارای اهداف متفاوت و مجزا از یکدیگر می‌باشند شامل سرمایه گذاران , بستانکاران, کارکنان, تحلیل گران, طرفهای تجاری, دولت و عموم می‌باشند که بعضاً هدفهایی که هر گروه ممکن است در استفاده از اطلاعات داشته باشند متفاوت از هم بوده و ارائه اطلاعات برای ‌گروه‌های دیگر نامطلوب هم باشد. حتی ممکن است در داخل یک گروه استفاده کننده اجزاء آن با یکدیگر منافع متضاد داشته باشند؛ مثلاً مخالفانی که به صورت نمایندگان کارگری در داخل یک گروه از کارکنان باشند که مقاصدشان منطبق با اکثریت نباشد. نتیجه انکه نه فقط در شناسایی اهداف برای اطلاعات حسابداری اجتماعی مورد نیاز مشکل وجود دارد بلکه در ایجاد الگوهای ثابت و با دوام قضاوت‌های ارزشی ‌در مورد فعالیت‌های گزارش شده طبق آن و ثبات در “نظریات” افراد رسمی یک گروه از استفاده کنندگان هم مشکل وجود خواهد داشت؛ بدین لحاظ آرو در سال ۱۹۶۳ عدم امکان ایجاد برتریهای عمومی را بر مبنای برتریهای فردی تعیین ‌کرده‌است.

این موارد در مباحثات تئوریک مربوط به ‌پاسخ‌گویی‌ اجتماعی شرکت‌ها مطرح می‌گردد و نویسندگان را بر آن داشته تا به بیان اهداف و ارائه اطلاعات حسابدرای اجتماعی بپردازند. به عنوان مثال راماناتان در سال ۱۹۷۶ سه هدف برای اطلاعات حسابداری اجتماعی بیان نموده است:

۱- تعیین و اندازه گیری ادواری خالص منافع اجتماعی یک مؤسسه‌ فردی که در بر گیرنده هزینه های اجتماعی و درآمدهای درونی برای مؤسسه‌ و افزایش صرفه جویی های خارجی بخش‌های اجتماعی باشد.

۲- کمک به تعیین اینکه آیا عملکرد واستراتژی یک مؤسسه‌ فردی بگونه ای است که ارتباط با منابع محیطی و بخش های اجتماعی تأثیر دائمی می‌گذارد؟

۳- در دسترس قرار دادن راه بهینه سازی همه اجزاء اجتماعی که اطلاعات را روی اهداف , سیاست‌ها , برنامه ها / عملکرد شرکت ومنافع اهداف اجتماعی مرتبط سازد.

به نظر می‌رسد دو هدف اول مربوط به اندازه گیری حسابداری اجتماعی می‌باشد که لازم است این اندازه گیری انجام شود و هدف سوم, یک هدف گزارشگری است. این مسأله ممکن است مرتبط با دو مسأله قبلی دیده شود برای اینکه اگر هدف اندازه گیری روشن نباشد استانداردهای اندازه گیری نمی تواند توسعه یابد و تجزیه و تحلیلها نمی تواند راهگشا و هدایت کننده باشد.

۱-۴ سؤالات تحقیق

۱٫ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکت های ذینفع گراتر چه رابطه ای با هزینه سرمایه دارد؟

۲٫ سطح بالای شفافیت چه رابطه ای با هزینه نظارت سرمایه گذاران و هزینه انتشار سهام دارد؟

۳٫ در شرکت های دارای شفافیت مالی کمتر افشای مسئولیت اجتماعی شرکت چه رابطه ای با هزینه سرمایه دارد؟

۱-۵ فرضیه ‏های تحقیق

۱٫ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکت‌های که ذینفع گراتر هستند رابطه منفی تری با هزینه سرمایه دارد.

۲٫ سطح بالایی از شفافیت باعث کاهش هزینه نظارت توسط سرمایه گزاران و هزینه انتشار سهام خواهد شد.

۳٫ در شرکتهایی که عدم شفافیت مالی بیشتری دارند،رابطه افشای مسئولیت اجتماعی شرکت با هزینه سرمایه منفی تر است.

۱-۶ متغیرهای تحقیق

۱-۶-۱ متغیرهای مستقل

هزینه سرمایه

۱-۶-۲ متغیر وابسته

افشا مسئولیت اجتماعی؛ ذینفعان؛ عملکرد مالی شرکت

۱-۶-۳ متغیرهای کنترلی

شفافیت مالی؛ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ؛ هزینه نظارت سرمایه گذاران ؛ هزینه انتشار سهام

۱-۷ قلمرو تحقیق

۱-۷-۱ قلمرو موضوعی

بررسی رابطه بین افشای مسئولیت اجتماعی شرکتی و هزینه سرمایه: نقش تمایلات ذینفعان و شفافیت مالی می‌باشد

۱-۷-۲ قلمرو مکانی

شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.

۱-۷-۳ قلمرو زمانی

شرکتهایی در نظر می‌باشند که دارای ویژگی های زیر باشند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




    1. مهرابی کوشکی، علی(۱۳۸۰)؛«مکان‌ یابی صنایع با بهره گرفتن از روش­های تصمیم ­گیری چندمعیاره (MCDM) در نیروگاه برق» ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت ↑

    1. صغیرزاده، مرتضی(۱۳۷۶)؛ «انتخاب و توسعه الگوی مکان‌ یابی صنایع تبدیلی زعفران (روش TOPSIS)»؛ پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت. ↑

    1. Zanjirani Farahani et al, (2012) ↑

    1. Owen ↑

    1. Daskin ↑

    1. Fallah ↑

    1. Naimisadigh ↑

    1. Aslanzadeh ↑

    1. Francis ↑

    1. White ↑

    1. Barkhi ↑

    1. Jayaraman ↑

    1. Schilling ↑

    1. Klastorin ↑

    1. Daskin ↑

    1. Hogan ↑

    1. Marianov ↑

    1. Berman etal. ↑

    1. Serra ↑

    1. Cinar ↑

    1. Miliotis etal. ↑

    1. Monterio ↑

    1. (خلیلی نیا، مهدی،۱۳۹۰) ↑

    1. Search Space ↑

    1. Graver ↑

    1. Dijkstra ↑

    1. Kruskal ↑

    1. Nearest Neighbor ↑

    1. Prim ↑

    1. Min-Max ↑

    1. Heuristic ↑

    1. Maximum Clique Problem ↑

    1. Heuristic ↑

    1. Polynomial ↑

    1. Meta Heuristic ↑

    1. Quick Search ↑

    1. Binary Search ↑

    1. Simulated Annealing ↑

    1. Iterative Deepening ↑

    1. Hyper Space ↑

    1. Genetic Algorithm – GA ↑

    1. John Holland ↑

    1. واژه «ژن» در زبآن­های ‌اروپایی‌، برگرفته از واژه اوستائی «ژن/Jan»، به معنای زاینده است، و واژه «زن» و مصدر «زایش» و «زندگی» در فارسی امروزی نیز از همان ریشه است. در گویش کردی هنوز «زن» به همان صورت باستانی «ژن» خوانده می‌شود. ↑

    1. Mutation ↑

    1. این مسأله با نام Crossover شناخته می‌شود. ↑

    1. Regressionرگرسیون در فرهنگ لغت به معنی بازگشت است، و اغلب جهت رساندن مفهوم بازگشت به یک مقدار متوسط یا میانگین به کار می‌رود، بدین معنی که برخی پدیده‌ها به مرور زمان از نظر کمّی به یک مقدار متوسط میل می‌کنند. ↑

    1. Implicit Parallelism ↑

    1. Gold Berg ↑

    1. Simple Genetic Algorithm – SGA ↑

    1. Fixed Length ↑

    1. variable ↑

    1. Individual ↑

    1. Genotype ↑

    1. Phenotype ↑

    1. Seeding ↑

    1. Initial Population ↑

    1. Selection ↑

    1. Encoding ↑

    1. Evaluation ↑

    1. Crossover ↑

    1. Mutation ↑

    1. Decoding ↑

    1. Blind Watchmakers ↑

    1. Hasage ↑

    1. Goodchild ↑

    1. Gong etal. ↑

    1. Moreno etal. ↑

    1. Kratica etal. ↑

    1. Bozkaya etal. ↑

    1. Jarmillo etal. ↑

    1. Aytug ↑

    1. Saydam ↑

    1. Topcuoglu etal. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




در ترجمه واژه corporate governance چندین واژه معادل فارسی به کار می‌رود. این واژه در معانی حاکمیت شرکتی، حاکمیت مشترک، حاکمیت سهامی وراهبری سازمان به کار رفته واز کلمه لاتین Gubernare)) به معنی هدایت کردن گرفته شده است. که معمولاً برای هدایت کشتی به کار می‌رود ‌و دلالت بر این دارد که حاکمیت شرکتی مستلزم هدایت است تا کنترل. ازبین معانی ذکر شده صاحب‌نظران درعلوم اقتصادی و حسابداری در ایران بیشترمعنی حاکمیت شرکتی را برای واژه مذبور به کار برده‌اند. که ترجمه چندان گویایی نیست زیرا در این معنی، عبارت حاکمیت به طور مطلق به کار رفته است که در برگیرنده حاکمیت اعم از شرکتی وغیر شرکتی می‌باشد. ‌بنابرین‏، تعریفی که از جامعیت خاص برخوردار باشد وجود ندارد بلکه تعاریف ذکر شده هرکدام از زاویه خاص ‌به این مفهوم پرداخته‌اند. هر کشوری با توجه به نوع فرهنگ، علائق، زمینه‌های تاریخی، فضای حقوقی وقانونگذاری، حاکمیت نهادهای اقتصادی وپولی وساختار مالکیت شرکتی، سیستمی خاص را از حاکمیت شرکتی تعریف واجراکرده است. حتی در آمریکا وانگلیس که خاستگاه اصلی governance corporate است تعریف واحدی ارائه نشده است (سجادی، ۱۳۸۸).

با توجه به پراکندگی نگاه‌ها به حاکمیت شرکتی تعاریف متفاوتی برای این موضوع وجود دارد و هر کسی بنا بر زاویه دید و زمینه علمی خود برای آن تعریفی ارائه ‌کرده‌است.

بنا براین در ادامه به طور مختصر به تعریف مفهوم حاکمیت شرکتی ونظریه‌های مربوط به آن خواهیم پرداخت.

۲-۲-۱- تعاریف نظام حاکمیت شرکتی

‌در مورد حاکمیت شرکتی تعریف مورد توافقی وجود ندارد. تعریف‌های موجود از حاکمیت شرکتی در یک طیف وسیعی قرار می‌گیرند. دیدگاه‌های محدود در یکسو ودیدگاه‌های گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاه‌های محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت وسهامداران محدود می‌شود این الگو در قالب نظریه نمایندگی بیان می‌شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می‌توان به صورت شبکه از روابط در نظر گرفت که نه تنها میان شرکت ‌ ومالکان آن‌ ها (سهام‌داران) بلکه میان شرکت وتعداد زیادی ‌از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و…وجود دارد. چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می‌شود (کاشانی پور ورسائیان، ۱۳۸۸).

اولین تعریف برای حاکمیت شرکتی توسط اقتصاددان معروف میلتون فریدمن[۱۲] ارائه شد. با توجه به تعریف فریدمن، نظام حاکمیت شرکتی هدایت واحد تجاری با در نظر گرفتن تمایلات مالکان یا سهام‌داران است؛ به طوری که تا حد امکان منجر به کسب پول شود، هر چند باید با قوانین اولیه اجتماع که در بردارنده معیارهای قانونی ومحلی است، مطابقت داشته باشد. این تعریف مبتنی بر مفهوم اقتصادی به حداکثر رساندن ارزش بازار از طریق سود می‌باشد که بر سرمایه‌گذاری تأکید دارد (فهیمی، ۱۳۸۹).

بررسی ادبیات موضوع نشان می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافق ‌در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد و تفاوت‌های چشمگیری در تعاریف ارائه شده وجود دارد. به طور کلی تعاریف مربوطه را در سه دسته عمده می‌توان طبقه بندی کرد.

۱) تعاریف محدود مانند تعریف گزارش کادبری[۱۳]

۲) تعاریف میانه مانند تعریف پارکینسون

۳) تعاریف گسترده مانند تعریف IFAC

تعریف کادبری: حاکمیت شرکتی، سیستمی است که شرکت‌ها با آن هدایت و کنترل می‌شوند.
تعریف پارکینسون: حاکمیت شرکتی، فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر، مطابق با منافع سهام‌داران است.

تعریف IFAC (فدراسیون بین‌المللی حسابداران): تعدادی از مسئولیت‌ها و شیوه های به کار گرفته شده توسط هیئت مدیره و مدیران مسئول، با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیک، به گونه‌ای که تضمین کننده دسترسی به اهداف و مصرف مسئولانه منابع باشد.

از تمام تعاریف مرتبط با حاکمیت شرکتی دو مفهوم کلان، به شرح زیر استنباط می‌گردد

۱٫ حاکمیت شرکتی یک مفهوم میان رشته ای است.

۲٫ هدف نهایی آن دستیابی به چهار مورد زیر است:

۱) رعایت حقوق ذی‌نفعان

۲) پاسخگوئی[۱۴]

۳) شفافیت

۴) عدالت. (شاه‌میری، ۱۳۸۶)

تعاریف محدود حاکمیت شرکتی متمرکز بر قابلیت‌های سیستم قانونی یک کشور برای حفظ حقوق سهام‌داران اقلیت می‌باشد (مثلاً پارکینسون[۱۵] ۱۹۹۴ یا، لاپرتا[۱۶]، و همکاران ۱۹۹۸) این تعاریف اساسا برای مقایسه بین کشوری مناسب هستند و قوانین هر کشوری، نقش تعیین کننده‌ای در سیستم حاکمیت شرکتی دارد. در ادامه تعدادی از تعاریف ‌در مورد حاکمیت شرکتی ارائه می‌شود. (حساس یگانه،۱۳۸۴)

جدول ۲-۱٫ خلاصه تعاریف نظام حاکمیت شرکتی (زین الدینی،۱۳۹۰)

ارائه دهنده

تعریف

شیلفر و ویشنی[۱۷] (۱۹۹۷)

‌در مورد راه‌هایی بحث می‌کند که به تأمین کنندگان منابع مالی شرکت‌ها اطمینان می‌دهد که به بازده سرمایه‌گذاری خود دست خواهند یافت.

OECD[18] (۱۹۹۹)

مجموعه روابط میان مدیران اجرایی، هیئت مدیره، سهام‌داران وسایر ذینفعان یا طرف‌های ذیربط در یک شرکت.

اشباق و همکاران[۱۹] (۲۰۰۴)

طیفی گسترده از راهکارهایی است که از طریق افزایش نظارت بر نحوه عمل مدیریت، محدود کردن رفتار فرصت طلبانه مدیران وبهبود بخشیدن به جریان اطلاع رسانی، ریسک نمایندگی را کاهش می‌دهد.

مسر[۲۰] (۲۰۰۵)

مفهومی است که ‌در مورد بهبود دادن مطلوبیت، شفافیت ومسئولیت پذیری شرکت بحث می‌کند.

روکا (۲۰۰۷)

نظام حاکمیت شرکتی مجموعه ای از قواعد و رویه‌های ایجاد شده به منظور حمایت سرمایه‌گذاران از رفتارهای فرصت طلبانه مدیران می‌باشد.

ویندسر[۲۱] (۲۰۰۹)

سیستمی که شرکت‌ها با آن هدایت وکنترل می‌شوند.

چن[۲۲] (۲۰۰۹)

حاکمیت شرکتی مکانیزمی است که برای کاهش هزینه های نمایندگی به کار می‌رود.

موتاری[۲۳] (۲۰۱۰)

شامل همه مکانیزم‌هایی است که به سازمان‌ها نظم می‌بخشد ‌و تضمین می‌کند که منابع شرکت‌ها به نحو کارآمد اداره می‌شوند.

هوانگ و همکاران[۲۴] (۲۰۱۱)

هدف حاکمیت شرکتی کاهش مشکل نمایندگی به نحوی است که منافع سهام‌داران وذینفعان شرکت به طور مناسب رعایت شود.

۲-۲-۲- روابط بین مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی

بدون در نظر گرفتن هر گونه تعریف خاص، محققان اغلب مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی را در دو گروه کلی قرار می‌دهند. مکانیزم‌های داخلی و خارجی. گیلان[۲۵] در سال ۲۰۰۶، سه مدل ترازنامه[۲۶]، فراترازنامه[۲۷]، و چارچوب هیات مدیره را که بیانگر نهایت روابط این مکانیزم‌هاست ارائه کرد.

یکی از مدلهایی که ماهیت این رابطه را نشان می‌دهد، در شکل (۲-۱) آمده است.

بستانکاران
سهام‌داران
اعضای هیات مدیره

مدیریت

دارایی‌ها
بدهی
حقوق صاحبان

سهام

نگاره شماره ۱: مدل ترازنامه که روابط بین مکانیزم‌های درونی و بیرونی را نشان می‌دهد.

این مدل به ترازنامه معروف است. سمت چپ شکل، مبانی حاکمیت داخلی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




ب) ارزیابی نظریه‌‍‌ی قبول

در انتقاد از این نظریه گفته شده است که موضعی که ‌در مورد قصد مستقیم اتخاذ ‌کرده‌است با موضعی که نسبت به قصد احتمالی می‌گیرد متفاوت است و عنصرهای قصد مجرمانه را در یکی از دو حالت به گونه‌ای تعیین می‌کند که در حالت دیگر متفاوت است و ‌بنابرین‏ مبتنی بر تناقضی معیوب است، چرا که این نظریه ‌در مورد نتایجِ لازم نتیجه‌ای که مجرم فعل را به خاطر آن مرتکب شده است قائل به وجود قصد مستقیم است، همچنان که همین حالت نسبت به هلاک شدن مسافرین کشتی‌ای که مجرم برای انهدام آن در وسط دریا بمب زماندار کار گذاشته است تا به مبلغ بیمه‌ آن دست یابد وجود دارد، چرا که قائل به وجود قصد مستقیم نسبت به هلاکت مسافرین است، با وجود اینکه هدفی که مجرم با فعلش آن را مورد نظر داشته است نبوده است بلکه هدف او منحصر بر دستیابی بر مبلغ بیمه بوده است، بدین معنا که قصد مستقیم مبتنی بر صرف پیش‌بینی مرگ به عنوان نتیجه‌ حتمی و مرتبط با انهدام کشتی می‌باشد، بدون اینکه مستلزم عنصر ارادی معطوف ‌به این نتیجه باشد، پس چرا قاعده دیگری نسبت به قصد احتمالی پیروی می‌کند و به پیش‌بینی اکتفا نمی‌کنیم ،بلکه علاوه بر آن عنصر ارادی را نیز لازم می بینیم.[۱۵۱]

نکته‌ای که در نظریه قبول زیاد به چشم می‌خورد و مبنای انتقاد دیگری است، اصرار بیش از حد آن بر عنصر اراده می‌باشدـ که از لحاظ تاریخی به عنوان میراثی از حقوق روم پنداشته می‌شود مبنی بر اینکه سوء نیت توسط اراده انسان تشکیل می‌شود[۱۵۲]ـ و ایجاد قصد مجرمانه را در همه‌اشکال آن موکول به حضور این عنصر می‌سازد، که این مسئله ناشی از پافشاری بر لزوم پذیرش نظریه اراده در تعیین عناصر قصد مجرمانه است «واینکه بسیاری از حقوق ‌دانان تمایل دارند آنچه را که در اولین سال از مطالعات حقوقی خود یاد می‌گیرند، به عنوان حقیقت تغییر ناپذیر تلقی کنند.»[۱۵۳]

نسبت به اینکه چرا عنصر اضافی خواستن نیز در اینجا مورد نیاز است؟ پیروان نظریه قبول توجیه قانع کننده‌ای ارائه نداده‌اند و توجیهاتی که بعضاً آورده‌اند، همان‌ طور که قبلا گفته شد موجب استحاله‌ی قصد از نوع غیرمستقیم به قصد مستقیم می‌شود. و همان‌ طور که برخی اشاره کرده‌اند بسیار سخت است که عنصر خواستن(اراده) را بیش از یک توهم و خیال بپنداریم و خود را با این باور متقاعد سازیم که قصد بایستی در بردارنده‌ی عنصر خواستن نیز باشد. یکی از شارحان به طرز جالبی فرایند استدلال برای یک شخص( در واقع در جهت اثبات عدم لزوم عنصر اراده در تحقق قصد شخص) را باین فرض آغاز می‌کند «که همه‌ پرندگان پرواز می‌کنند! و در مواجهه با پرواز نکردن پنگوئن‌ها بیان می‌دارد که با[وجود] پنگوئن‌ها، تئوری کنار گذاشته نمی‌شود و[حتی] با توجه به حقایق جدید نیز مورد اصلاح قرار نمی‌گیرد. در عوض اعلام می‌شود که پنگوئن‌ها می‌توانند پرواز کنند، اما در یک مفهوم موسع: عنصر پرواز در برهم زدن بال‌هایشان معرفی می‌شود. ‌بنابرین‏ یک مورد نوعی یا واقعی از یک طبقه خاص از رویدادها برای یک شرط ضروری، به چنین پرونده هایی تعمیم داده می‌شوند.[۱۵۴]

ج) انعکاس قضایی- قانونی نظریه قبول

۱٫ در رویه دادگاه های آلمان

به رغم حملات همه جانبه‌ای که روانه‌ی قصد احتمالی ساخته‌اند، و برخی از آن ها نیز شاید به حق باشد و اعتبار آن را به عنوان یک نظریه زیر سؤال برده‌اند، لکن باید توجه داشت که در عمل و رویه محاکم آلمان به گونه‌ای این تئوری راپیاده کرده‌اند که به نظر می‌رسد با قصد غیر مستقیم آن گونه که در فقه و حقوق ما منعکس است، همخوانی دارد. در واقع آن خوف و بیمی که مخالفان و خوانندگان تئوری مذکور از گسترده ساختن قلمرو عمد توسط آن دارند، در عرصه عمل مرتفع می‌شود.برای اثبات این ادعا چند پرونده که در محاکم آلمان بر مبنای همین نظریه حکم صادر شده است، آورده می‌شود.

اولین پرونده، قضیه‌ای است که توسط دادگاه فدرال آلمان در سال ۱۹۸۱ مورد رسیدگی قرار گرفته است: در این پروندهD از فاصله ۴ تا ۵ متری، با تمام قدرت، یک تبر را از پشت در شیشه‌ای به سمت مأمور پلیس p ، که پشت آن ایستاده است، پرتاب می‌کند. دادگاه فدرال بر این نظر بوده است که نظر دادگاه رسیدگی کننده مبنی بر استنباط عنصر ارادی! جهت قتل p صحیح است، زیرا از فاصله نزدیک و با تمام قدرت، تبر را از پشت در شیشه‌ای که قادر به مقاومت در برابر ضربه نبوده است، به سمت p پرتاب ‌کرده‌است.[۱۵۵] ملاحظه می‌شود که دادگاه آلمان این قتل را تحت عنوان قصد احتمالی عمد دانسته است. صرفنظر از اینکه احراز عنصر اراده توسط دادگاه شاید مناقشه برانگیز باشد، اما نتیجه گیری‌ای که در این پرونده صورت گرفته است، در حقوق ما نیز با اعمال قاعده نوعاً کشنده بودن فعل، بعید نیست که منتج به همین نتیجه می‌شود.

در پرونده” تسمه‌ی چرمی”[۱۵۶] که بعد از جنگ دوم جهانی مورد حکم قرار گرفت، قربانی به وسیله یک تسمه‌ی چرمی خفه شده است تا که مقاومت او شکسته شود و بدین‌ترتیب راحت‌تر ربوده شود، مرتکبین فکر کرده بودند که قربانی ممکن است در نتیجه‌ این فشار که آن را پذیرفته بودند بمیرد، اگر چه ناخوشایندشان است. دادگاه فدرال حکم کرد که مرتکبین، هنگامی که قربانی را کشته‌اند، قصد احتمالی داشته اند،چرا که آن ها قبول کرده‌اند که ممکن است در نتیجه‌ این فشردن قربانی بمیرد اما از عملشان دست برنداشته‌اند.[۱۵۷] گذشته از اینکه استدلال ارائه شده برای توجیه عمد بودن این قتل، تا چه اندازه می‌تواند مقبول واقع شود، اما می‌بینیم که همین تصمیم تحت شرایطی در حقوق ما هم به وسیله تئوری قصد تبعی قابل دفاع است.

پرونده سوم پرونده “دونر شاپ”[۱۵۸] است که اخیراًً یعنی در سال ۲۰۰۴ توسط دیوان عالی فدرال آلمان مورد برسی قرار گرفته است. شرح پرونده بدین صورت است که متهم که از اتباع بیگانه متنفر بوده است، با هدف بیرون راندن افراد ترک تبار از آلمان، مغازه‌ی کبابی آن ها را آتش می‌زند. این عمل او موجب تخریب ساختمان می‌شود و به یکی از افرادی که در داخل مغازه بوده است، نیز جراحاتی وارد می‌شود. ‌بر اساس حقوق آلمان وی به جرم ایجاد حریق عمدی محکوم می‌شود و از آنجا که از حضور شخص مجروح در مغازه آگاه بوده است، به جرم ایراد جراحت به دیگری نیز محکوم می‌شود.حتی مرتکب توسط دیوان عالی به شروع به قتل عمد نیز محکوم خواهد شد.[۱۵۹]

ماده ۴۷ قانون مجازات هلند نیز همین صورت از قصد را برای جرم قتل پیش‌بینی ‌کرده‌است.

۲٫در کشورهای عربی

رویکرد کشورهای عربی نسبت به قصد غیر مستقیم یکسان نیست، ‌به این دلیل که هر کدام از این کشورها قوانینشان را از نظامهای حقوقی خاصی أخذ کرده‌اند. کشورهای مصر و الجزایر مانند کشور ما در تدوین قوانینشان از حقوق کشور فرانسه پیروی کرده‌اند و به همین جهت اساساً تعریفی از قصد به طور کلی ارائه نداده‌اند.یا کشور سودان که اگرچه قصد غیر مستقیم را در قانون کیفری خود جای داده است، ولی چون از سیستم حقوقی کامن‌لا تبعیت می‌کند، طبیعتاً رویکرد متفاوت‌تری در مقایسه با سایر کشورهای عربی دارد. همینطور کشورهای عربستان سعودی و یمن که در آن ها کما‌کان نظام حقوقی اسلام کاربری دارد.

۲-۱) قانون کشورهای عربی

تقریباً اکثر کشورهای عربی در توجیه قصد غیر مستقیم، سازمان حقوقی آلمان را الگو قرار داده‌اند.

از جمله‌ این کشورها که غیر مستقیم را همان قصد احتمالی و به عنوان چهره‌ دوم قصد می‌دانند، می‌توان به کشورهای، لبنان، عراق، سوریه، اردن، یمن و لیبی اشاره کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




برادشاو(۲۰۰۱) درتحقیقی با بررسی شرکت هایی که هرگز گزارش حسابرسی غیر مقبول نداشته و اقلام تعهدی سرمایه در گردش شان بالا بوده است،‌به این نتیجه می‌رسد که حسابرسان در اظهار نظر خود توجهی به اقلام تعهدی ندارند.تحقیقات موجود نشان می‌دهد،شرکت هایی که اقلام تعهدی بالایی دارند،به احتمال زیاد در آینده با مشکلات سود آوری مواجه خواهند شد که حسابرسان توجهی ‌به این مشکلات ناشی از اقلام تعهدی بالا نخواهند داشت.

ون استریلن (۲۰۰۱) به بررسی رابطه بین دوره ارتباط حسابرس– صاحبکار و کیفیت حسابرسی پرداخت. در این بررسی ارتباط بلندمدت بین حسابرس و صاحبکار و حسابرسان مورد مطالعه قرار گرفت. برای انجام این تحقیق اطلاعات تأیید شده از بانک ملی بلژیک در طی سال‌های ۱۹۹۲ الی ۱۹۹۶ اخذ شد. محقق شرکت‌ها را به دو دسته تقسیم نمود، شرکت‌های تحت فشار مالی و شرکت‌های فاقد نیازهای مالی. نتایج بررسی نشان داد حسابرسان تمایل بیشتری به انتشار گزارش‌های غیر شفاف نسبت به سال قبل دارند.

بارتون و ‌همکاران(۲۰۰۰) در تحقیقی با بررسی شرکت هایی که به علت محدودیت در حدود رسیدگی و انحراف از اصول پذیرفته شده حسابداری،گزارش های حسابرسی غیر مقبول دریافت کرده‌اند،‌به این نتیجه می‌رسند که گزارش های حسابرسی غیر مقبول تابعی از قدر مطلق ارزش اقلام تعهدی غیر عادی هستند.

۲-۱۱-۲ تحقیقات داخلی

بنی مهد(۱۳۹۰) با بررسی عوامل تاثیر گذار بر صدور گزارش حسابرسی مقبول طی یک دوره ۷ ساله از سال ۱۳۸۰-۱۳۸۶ نشان داد که صدور گزارش حسابرسی مقبول بیشتر تحت تاثیر عواملی چون عملکرد مدیر،تغییر مالکیت،خصوصی بودن حسابرسی،گزینش اظهار نظر،تغییر حسابرس از یک مؤسسه‌ حسابرسی خصوصی به مؤسسه‌ حسابرسی خصوصی دیگر و اندازه شرکت مورد رسیدگی حسابرس می‌باشد.همچنین دریافت که از میان متغیر های مذکور،همه ی متغیرها به غیر از اندازه شرکت مورد رسیدگی حسابرس،رابطه ی مسقیم با احتمال صدور گزارش حسابرسی مقبول دارند.در کل نتایج این تحقیق نشان داد که هر چه رقابت و خصوصی سازی در بازار حسابرسی افزایش می‌یابد،صدور گزارش حسابرسی مقبول افزایش می‌یابد.

کرمی و همکاران(۱۳۹۰) با ملاک قرار دادن دوره تصدی حسابرس به عنوان شاخصی برای کیفیت حسابرس به بررسی رابطه آن با مدیریت سود می پردازند.در این تحقیق ابتدا رابطه میان دوره تصدی حسابرس و قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری به عنوان انعطاف پذیری در مدیریت سود مورد آزمون قرار گرفته است که نتایج نشان می‌دهد با افزایش دوره تصدی حسابرس،انعطاف پذیری مدیریت در استفاده از اقلام تعهدی اختیاری افزایش می‌یابد.سپس در بررسی رابطه میان دوره تصدی و سطح اقلام تعهدی اختیاری،نتایج به رابطه منفی معناداری رسیده که بیانگر این ادعا است که مدیریت از انعطاف پذیری به وجود آمده در جهت منفی استفاده می‌کند.

رحیمیان و همکاران (۱۳۹۰) به بررسی نقش سهام‌داران نهادی در کیفیت حسابرسی صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته‌اند. در این مطالعه از سه معیار اندازه مؤسسه‌ حسابرسی، تخصص حسابرسی در صنعت و نوع گزارش حسابرسی به عنوان شاخص کیفیت حسابرسی استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان می‌دهد که شرکت‌های دارای سطوح بالاتر از مالکیت نهادی، از کیفیت حسابرسی بالاتری برخوردار می‌باشند؛ این در حالی است که تمرکز مالکیت نهادی موجب کاهش در کیفیت حسابرسی می‌گردد.

حساس یگانه و آذین‌فر (۱۳۸۹) طی تحقیقی به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و اندازه مؤسسه حسابرسی پرداخته‌اند. در این مطالعه برای اندازه‌گیری کیفیت حسابرسی از شاخص اندازه مؤسسه حسابرسی استفاده شده است. در این تحقیق برای محاسبه اندازه حسابرسی از متغیر موهومی صفر و یک (اگر شرکت توسط سازمان حسابرسی، حسابرسی شده باشد عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر) استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون‌های آماری این تحقیق نشان می‌دهد که یک رابطه معنادار بین کیفیت حسابرسی و اندازه حسابرسی وجود دارد.

وحیدی و همکاران(۱۳۸۸) در بررسی برداشت حسابرسان داخلی و مستقل درباره کارایی علایم خطر در کشف گزارشگری مالی متخلفانه،دریافتند تفاوت عمده ای میان برداشت حسابرسان داخلی و مستقل درباره این موضوع وجود ندارد.همچنین آن ها در پژوهش خود نشان دادند که میزان تجربه و رده شغلی در برادشت حسابرسان داخلی نسبت به کارایی علایم خطر مؤثر بوده در حالی که این دو متغیر،‌در مورد حسابرسان مستقل اثر بخش نبوده است.

علوی طبری و همکاران(۱۳۸۸) در بررسی کیفیت حسابرسی و پیش‌بینی سود دریافتند شرکت هایی که توسط حسابرسان متخصص در صنعت حسابرسی می‌شوند،صحت پیش‌بینی سود بالاتر و انحراف پیش‌بینی سود کمتر است.همچنین نتایج پژوهش آن ها بیانگر آن بود که اندازه مؤسسه‌ حسابرسی با انحراف پیش‌بینی وسد رابطه معکوس دارد.

اعتمادی و دیگران(۱۳۸۸) در بررسی خود نشان دادند در صنایعی که حسابرسان در آن صنعت متخصص هستند،در مقایسه با حسابرسانی که متخصص صنعت مورد نظر نیستند،کیفیت حسابرسی بالاتری دارند.آن ها در پژوهش خود برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی،از شاخص مدیریت سود و ضریب واکنش سود استفاده کرده‌اند.

ابراهیمی کردلر و همکاران(۱۳۸۷) در پژوهش خود نشان دادند که بین نوع حسابرس مستقل و مدیریت سود رابطه ای مستقیم وجود دارد.آن ها در این پژوهش،نوع حسابرس را به سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی بخش خصوصی تقسیم بندی کردند.نتایج پژوهش آن ها بیانگر آن بود که در مجموع شرکت هایی که توسط سازمان حسابرسی،حسابرسی می‌شوند،مدیریت سود کمتری دارند.

ابراهیمی و سیدی(۱۳۸۷) نقش حسابرسان مستقل را در کاهش اقلام تعهدی اختیاری مورد واکاوی قرار می‌دهند.در این پژوهش تاثیر نوع مؤسسه‌ حسابرسی،نوع اظهار نظر حسابرس در گزارش حسابرسی و تعداد بند های شرط در گزارش حسابرسی بر وری اقلام تعهدی اختیاری سنجیده می شود.یافته های این پژوهش نشان می‌دهد تنها نوع مؤسسه‌ حسابرسی با اقلام تعهدی اختیاری ارتباط دارد.

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

۳-۱ مقدمه

در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس می پردازیم.که در فصل قبلی پیشینه ی پژوهش ذکر شد و در این فصل در رابطه با روش‌شناسی تحقیق، تبیین و بیان فرضیه‌های تحقیق، روش‌های آزمون فرضیه‌ها، جامعه‌ آماری تحقیق، شیوه نمونه‌گیری و دوره‌ زمانی تحقیق و همچنین نحوه جمع‌ آوری اطلاعات و شیوه تجزیه تحلیل آن‌ ها مطالبی ارائه می‌گردد.

۳-۲ روش شناسی تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




جدول ۲-۱ : انواع معنویت ۵۷

جدول ۲-۲ : مفهوم سازی معنویت در محیط کار در سه سطح فردی، گروهی، و سازمانی ۵۹

جدول ۳-۱ : طیف لیکرت ۷۴

جدول ۳-۲ : ابعاد متغیرها و تعداد کلی سؤال ها ۷۴

جدول ۳-۳ : پایایی مقیاس معنویت در محیط کار ۷۵

جدول ۳-۴ : پایایی مقیاس سرمایه اجتماعی ۷۶

جدول ۴-۱ : سطح تحصیلات ۸۱

جدول ۴-۲: سابقه کار ۸۲

جدول ۴-۳: جنسیت ۸۳

جدول ۴-۴: وضعیت تاهل ۸۴

جدول ۴-۵: آمار توصیفی متغیرهای پژوهش و ابعاد آن ۸۶

جدول ۴-۶: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۸۶

جدول ۴-۷: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری سرمایه اجتماعی ۸۸

جدول ۴-۸: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای سرمایه اجتماعی ۸۹

جدول ۴-۹: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی سرمایه اجتماعی ۹۰

جدول ۴-۱۰: ضرایب همبستگی بین متغیرها و ابعاد آن ها ۹۱

جدول ۴-۱۱: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۲: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۳: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۳

جدول ۴-۱۴: خلاصه مدل رگرسیون معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۳

جدول ۴-۱۵: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۶: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۷: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۸: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۹: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۲۰: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۱: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۲: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۷

جدول ۴-۲۳: میانگین رتبه ها در آزمون فریدمن به منظور بررسی عوامل مرتبط سرمایه اجتماعی ۹۸

جدول ۴-۲۴: آزمون معنی داری فریدمن ۹۸

جدول ۵-۱: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ساختاری ۱۰۴

جدول ۵-۲: گویه های همسوئی با ارزش های سازمان ۱۰۴

جدول ۵-۳: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ارتباطی ۱۰۶

جدول ۵-۴: گویه های کار با معنا ۱۰۷

جدول ۵-۵: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد شناختی ۱۰۷

جدول ۴-۱۱: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۲: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۳: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۳

جدول ۴-۱۴: خلاصه مدل رگرسیون معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۳

جدول ۴-۱۵: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۶: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۷: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۸: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۹: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۲۰: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۱: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۲: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۷

جدول ۴-۲۳: میانگین رتبه ها در آزمون فریدمن به منظور بررسی عوامل مرتبط سرمایه اجتماعی ۹۸

جدول ۴-۲۴: آزمون معنی داری فریدمن ۹۸

جدول ۵-۱: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ساختاری ۱۰۴

جدول ۵-۲: گویه های همسوئی با ارزش های سازمان ۱۰۴

جدول ۵-۳: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ارتباطی ۱۰۶

جدول ۲-۱ : انواع معنویت ۵۷

جدول ۲-۲ : مفهوم سازی معنویت در محیط کار در سه سطح فردی، گروهی، و سازمانی ۵۹

جدول ۳-۱ : طیف لیکرت ۷۴

جدول ۳-۲ : ابعاد متغیرها و تعداد کلی سؤال ها ۷۴

جدول ۳-۳ : پایایی مقیاس معنویت در محیط کار ۷۵

جدول ۳-۴ : پایایی مقیاس سرمایه اجتماعی ۷۶

جدول ۴-۱ : سطح تحصیلات ۸۱

جدول ۴-۲: سابقه کار ۸۲

جدول ۴-۳: جنسیت ۸۳

جدول ۴-۴: وضعیت تاهل ۸۴

جدول ۴-۵: آمار توصیفی متغیرهای پژوهش و ابعاد آن ۸۶

جدول ۴-۶: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۸۶

جدول ۴-۷: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری سرمایه اجتماعی ۸۸

جدول ۴-۸: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای سرمایه اجتماعی ۸۹

جدول ۴-۹: آزمون همبستگی میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی سرمایه اجتماعی ۹۰

جدول ۴-۱۰: ضرایب همبستگی بین متغیرها و ابعاد آن ها ۹۱

جدول ۴-۱۱: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۲: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۲

جدول ۴-۱۳: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و سرمایه اجتماعی ۹۳

جدول ۴-۱۴: خلاصه مدل رگرسیون معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۳

جدول ۴-۱۵: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۶: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد ساختاری ۹۴

جدول ۴-۱۷: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۸: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۱۹: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد رابطه ای ۹۵

جدول ۴-۲۰: خلاصه مدل رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۱: تحلیل واریانس یک طرفه میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۶

جدول ۴-۲۲: ضرایب رگرسیون میان معنویت در محیط کار و بعد شناختی ۹۷

جدول ۴-۲۳: میانگین رتبه ها در آزمون فریدمن به منظور بررسی عوامل مرتبط سرمایه اجتماعی ۹۸

جدول ۴-۲۴: آزمون معنی داری فریدمن ۹۸

جدول ۵-۱: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ساختاری ۱۰۴

جدول ۵-۲: گویه های همسوئی با ارزش های سازمان ۱۰۴

جدول ۵-۳: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد ارتباطی ۱۰۶

جدول ۵-۴: گویه های کار با معنا ۱۰۷

جدول ۵-۵: ضریب همبستگی میان ابعاد معنویت در کار و بعد شناختی ۱۰۷

فهرست نمودارها شماره صفحه

نمودار ۱-۱: مدل مفهومی تحقیق ۹

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




۳- متغیرهای نهایی (مانند قدرت تولید، هزینه ها، رشد، سهم بازار و درآمد)

▪ برخی روش های اندازه گیری ارزش منابع انسانی به شرح زیر است که تعدادی از آن ها را بررسی می‌کنیم:

۱- ارزش اقتصادی ( فعلی)

۲- ارزش جایگزینی

۳- ضریب ارزشی

۴- الگو ارزش گذاری پاداش‌های تصادفی

۵- الگوهای کل سازمان

۶- نظریه مزایده

۷- بهای تمام شده تاریخی

نظریه ارزش اقتصادی ( ارزش فعلی): این نظریه مبتنی بر تیوری ارزش سرمایه است طبق نظر ایرونیگ فیشر سرمایه به مفهوم ارزش سرمایه ای، ارزش تنزیل شده درآمدهای آینده است«. برخی از محققان بر اساس این نظریه معتقدند که قیمتهای بازار دارایی ها عبارت است از ارزش تنزیل شده منافعی که در آینده از این دارایی ها حاصل می شود، اما باید توجه داشت که تحلیل های مسایل اقتصاد کلان به طور کامل در سطح اقتصاد خرد تعمیم نمی یابد. قیمت بازار دارایی ها، قیمت پرداختی برای تمام منافع و خدمات بالقوه این دارایی هاست. این مسئله ‌در مورد حقوق و دستمزد کارکنان مصداق ندارد. زیرا حقوق و دستمزد پرداختی بهای استفاده از خدمات کارکنان برای یک زمان مشخص و یا برای مقدار کارمعینی است. ‌بنابرین‏ قیمت بازار کار به مفهوم دقیق قابل مقایسه با قیمت دارایی ها نیست.

به علاوه، میتوان استدلال کرد که بازار کار به شدت تحت تاثیر قانون کار، مقررات منفی و قراردادهای دسته جمعی کار است. در نتیجه مقایسه بازار کار با سایر بازارها چندان عملی نیست. به هر حال بر اساس این نظریه، برخی معتقدند که درآمدهای آینده حاصل از خدمات منابع انسانی را میتوان تنزیل کرد و به عنوان ارزش منابع انسانی به حساب آورد.

نارسایی های روش ارزش اقتصادی

۱- در این مدل احتمال ترک خدمت فرد از سازمان به دلایل غیر بازنشستگی یا فوت در نظر گرفته نشده است.

۲- احتمال تغییر موقعیت و پست فرد درزمانی که در سازمانی مشغول خدمت است نیز در این مدل در نظر گرفته نشده است.

۳- برآورد درآمد کارکنان مشکل است.

۴- به کارگیری این روش در حسابداری منابع انسانی با اصول پذیرفته شده حسابداری سازگاری ندارد.

▪ نظریه ارزش جایگزینی: ارزش جایگزینی منابع انسانی، همان مخارج جایگزین کردن منابع انسانی موجود در یک سازمان است. ارزش جایگزینی در این روش شامل اقلامی به شرح زیر است:

الف- هزینه های استخدام افراد جدید برای مشاغل موجود

ب- هزینه های آموزش افراد جدید

ج- هزینه ی انتقال یا اخراج فرد شاغل

الف- هزینه های استخدام: این هزینه شامل هزینه ی مستقیم و غیر مستقیم است.

ـ هزینه ی مستقیم شامل:

۱- هزینه کارمند یابی، شامل هزینه ی جست و جوی اولیه برای منابع انسانی مورد نیاز در داخل و خارج سازمان.

۲- هزینه ی انتخاب، شامل هزینه های انتخاب کارکنان از بین افراد واجد شرایط.

۳- هزینه ی استخدام، شامل هزینه ی ورود افراد جدید به داخل سازمان و قرار گرفتن در شغل مناسب.

هزینه های غیر مستقیم شامل هزینه ی ارتقای خود و قرار گرفتن در مشاغل جدید در داخل سازمان است.

ب- هزینه ی آموزشی: این هزینه شامل دو بخش مستقیم و غیرمستقیم است.

ـ هزینه های مستقیم عبارت اند از:

۱- آموزش حین خدمت: شامل هزینه ی آموزشی کارکنان در حین خدمت.

۲- آموزش رسمی: شامل هزینه ی برنامه های آموزشی و آشنایی فرد با سازمان.

ـ هزینه های غیر مستقیم عبارت اند از:

۱- زمان آموزش دهنده، شامل هزینه ی سرپرستان در طول دوره آموزش.

۲- از دست رفتن بهره وری در هنگام آموزش، شامل هزینه ی ساعاتی که کارکنان ( به جز کارآموزان) در طول دوره آموزشی، مشغول انجام خدمات محول شده نیستند.

ج- هزینه ی انتقال یا اخراج: شامل هزینه ی تحمیل شده به سازمان هنگام ترک خدمت فرد از سازمان. این هزینه شامل دو بخش مستقیم و غیر مستقیم است.

ـ هزینه ی مستقیم آن شامل هزینه ی اخراج یا ترک خدمت فرد از سازمان است و هزینه ی غیر مستقیم آن شامل کاهش کارایی فرد قبل از انتقال یا اخراج و هزینه ی ناشی از خالی بودن شغل مورد بحث تا زمان استخدام کارمند جدید است.

نظریه ی ارزش جایگزینی نه فقط موقعیت فرد را در داخل سازمان، بلکه هزینه های انتقال یا اخـــراج فـــرد و همچنین هزینه ی کاهش کارایی را نیز در نظر دارد.

نارسایی های روش ارزش جایگزینی

۱- منافع آینده ی دارایی های انسانی در نظر گرفته نمیشود.

۲-روش ارزش جایگزینی، یک روش ذهنی است.

۳- تعیین ارزش منابع انسانی بر اساس ارزش جایگزینی دشوار است.

▪نظریه ی ضریب ارزش:

بر اساس نظریه ضریب ارزش، ارزش منابع انسانی برابر است با تفاضل ارزش کل شرکت و ارزش ثبت شده در دفاتر شرکت. در این محاسبه، دارایی های نامشهود همچون سرقفلی، حق امتیاز، میزان وابستگی مشتریان و ارزش قراردادهای بلندمدت تعدیل می‌شوند. در این روش، ضرایب ارزش که اساس محاسبه هستند، با توجه به هر یک از عوامل زیر تعیین می شود:

ـ تحصیلات و تجارب فنی

ـ تجربه ی مورد نیاز برای شغل مورد نظر

ـ خصوصیات فردی

ـ قابلیت ترفیع

ـ عرضه و تقاضا

ـ میزان وابستگی افراد به شرکت و انتظار بهره وری شرکت از خدمات آنان.

در این روش یک ضریب اختیاری از صفر تا ۵/۲ تعیین شده است، به علاوه کارکنان به چهار طبقه ی عمده ی مدیریت سطح عالی، مدیریت، سرپرستان و کارمندان تقسیم می‌شوند.

با توجه به تقسیم بالا، بهای تمام شده ی تاریخی سـالانه کارکنان بین چهار طبقه تقسیم می شود و سهم هر یک در ضرایب تعیین شده ضرب می شود. بدین ترتیب، ارزش کل تقریبی منابع انسانی به دست می‌آید، در صورتی که ارزش منابع انسانی بیش از دارایی های نامشهود باشد( تفاوت ارزش بازار شرکت و خالص ارزش دفتری) ضرایب به گونه ای تعدیل می شود تا این تفاضل معادل اقلام دارایی‌های نامشهود شود. هزینه ی ایجاد شده برای کارکنان به منظور استخدام، آموزش و پرورش منابع انسانی در یک دوره در ضرایب محسوب می‌شوند و نتیجه ی تغییرات ایجاد شده در ارزش منابع انسانی در طول دوره نشان داده می شود. بدین طریق، می توان صورت سود و زیان و ترازنامه منابع انسانی را تهیه و ارائه کرد.

▪ نارسایی های نظریه ی ضریب ارزشی:

۱- ارزش منابع انسانی به طور مستقیم انداره گیری نمیشود بلکه از طریق مقایسه با عوامل دیگر به دست می‌آید. با توجه به آن که دارایی‌های نامشهود به طور معمول بر حسب حدس و گمان ارزشیابی می‌شوند، در نتیجه رقم به دست آمده از دقت کافی برخوردار نیست.

۲-نحوه تعیین ضرایب پایه علمی ندارد.

۳- تعیین خالص ارزش‌های جاری شرکت به طور دقیق میسر نیست.

▪ نظریه ی مزایده:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




۸- امنیت شغلی :

جین فری[۳۶] توجه محققین را به اثرات ناامنی شغلی بر روی سلامت کارکنان جلب می‌کند. او که در کالج دانشگاهی لندن کار می‌کند، به مدت ۱۰ سال کارمندان دولت را مورد مطالعه قرار داد در این مطالعه او بطورمشخص برروی کارکنانی که تحت تاثیر اثرات بازمهندسی ساختار قرار گرفته و دوره های ناامنی شغلی را پشت سرگذاشته بودند، تحقیق کرد. او دریافت که ناامنی شغلی منجر به خطر افتادن سلامتی کارکنان می‌گردد. کارکنانی که در مواجهه با نا امنی شغلی بوده ­اند کاهش انگیزه و رقابت ناسالم تری را به نسبت آنهایی که تحت تاثیر صدمات و ‌آسیب‌های جسمانی محیط کار بودند از خود نشان داده‌اند. سرانجام، فقدان امنیت شغلی می‌تواند منجر به یک جوسازمانی ­حاکی از بیزاری و با معنی نبودن کار(که این ها بسیار بر روان انسان‌ها اثرگذار هستند) گردد(جین فری، نقل از علیپور، ۱۳۸۶،ص ۴۷).

۹- جو سازمانی امن

از گذشته در ارتباط با سوانح کاری فرض بر این نهاده شده که سوانح کاری اغلب در محیط‌های کاری نا امن و همراه با رفتارهای خطرناک کارکنان به وجود می‌آیند. این فرض تا حدی صحیح است,اما سئوال اساسی این است؛ ” دلیل رفتارهای ناشایست چیست؟” داو زوهار[۳۷] به مدت طولانی در جستجوی پاسخ ‌به این سئوال برآمد. سئوال اساسی او این بود ” آیا ۴۰% از تصادفات و سوانح کاری پیامد کاستی وسایل امنیتی و حفاظتی محیط کار است؟ او استدلال می‌کند که ممکن است منشاء تعدادی از سوانح، خطاهای انسانی باشند اما بیشتر آن ها در نتیجه ی رفتارهای خطرناک و عمدی کارکنان است. این رفتارهای خطرناک و عمدی به شدت تحت تاثیر اقدامات مدیریتی اعم از نحوه ی پاداش به سرپرستان، تأکید مدیریت بر بهره وری(بدون توجه به خواسته های کارکنان) ، امنیت شغلی و قدرت مدیران در ایمن کردن کار است. به عبارتی هزینه های ناشی از ناامنی در سازمان تحت تاثیر اقدامات مدیریتی می‌باشند(داو زوهار، نقل از علیپور، ۱۳۸۶، ص۴۸).

۱۰- ترتیبات استخدامی سالم

در خلال ۲۰ سال گذشته ترتیبات استخدامی در اکثر کشورها بخصوص کشورهای صنعتی دچار تغییرات اساسی شده است. این تغییرات اساساً مشتمل بر توسعه نیروهای کاری پاره وقت، کارکنان چند شغله، کاردرخانه، کار در سفرو مسافت‌های دور، کارهای فصلی و موقتی بوده است. مایکل کوئینلند[۳۸] به تحقیق برروی متغییرهای تنظیم کننده استخدام در طول ۲۰ سال پرداخت. او متوجه شد که علی رغم یک رشد قابل توجه در مشاغل غیر استاندارد در خلال ۲ دهه اخیر توجه کمی به اثراتی که اینگونه مشاغل ممکن است بر سلامتی کارکنان بگذارند شده است. تحقیقات وی نشان داد که تغییرات به وجود آمده در عرضه ی نیروی کار، برون سپاری فعالیت‌ها، اخراج، رشد کسب و کارهای کوچک و رشد متناوب کارکنان پاره وقت در صورت ناکافی بودن الزامات سلامتی، مدیریت امن و عدم تقویت استانداردهای کاری می‌تواند منجر به مخاطره افتادن سلامتی کارکنان گردد.

همچنین ترتیبات استخدامی غیراستاندارد در جامعه به ‌عنوان نابرابری اجتماعی تلقی می‌گردند(پول نای،۲۰۰۴).

۲-۳-۳- شاخص های سلامت اداری از دیدگاه سیدجوادین

استقرار شاخص های سلامت در سازمان های دولتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در این زمینه کاپلان و کاراواتا به مدلی دست یافتند که در آن شاخص های سلامت سازمانی را ارائه دادنند.شاخص های سلامت سازمانی را می توان به سه رویکرد دسته بندی کرد :

الف) رویکرد شاخص های ورودی: فرض بر این است که چنانچه ورودی های سازمانی از سلامت برخوردار باشند و سازمان توانایی جذب ورودی های سالمی را داشته باشد، می توان از سلامت عملکرد آن اطمینان حاصل کرد(سیدجوادین و دیگران، ۱۳۸۹،ص ۶۴).

شاخص هایی را که تحت این نگرش می توان دسته بندی کرد عبارتند از:

۱ . قابلیت جذب نیروی انسانی شایسته: توانمندی یک سازمان در جذب نیروهای انسانی شایسته و توسعه یافته، می توان به عنوان شاخص ورودی سلامت سازمان مورد ارزیابی قرار گیرد.*استخدام افراد مناسب، می‌تواند تاثیر محیط بر سازمان را کاهش دهد*.

۲ . شرایط مالی سازمان : انتخاب کارکنان شایسته، پرداخت هزینه های آزمون، مصاحبه، پشت سر گذراندن توالی استخدام، آموزش، جبران خدمت مکفی و بودجه مناسب زمانی میسر است که سازمان از پشتوانه درآمد مالی و اعتباری مناسبی برخوردار باشد.

۳ . گیرندگان اطلاعات: در سازمان های امروزی، اطلاعات باید سریعتر از هر زمان دیگر جریان پیدا کند، حتی توقف کوتاه به زیان های غیر قابل جبران منجر می شود. لازم به ذکر است که وجود جریان اطلاعات از پایین به بالا نشان دهنده وجود موفقیت در سازمان است(سیدجوادین و دیگران، ۱۳۸۹،ص ۶۴).

ب) رویکرد شاخص های فرآیندی: در این رویکرد مؤلفه‌ های زیر قابل بررسی است:

۱ . نگرش بلند مدت در سازمان: دستیابی به منافع بزرگ و پایدار، مستلزم فدا کردن منافع کوچک و آنی است. در پرتو نگرش بلند مدت تمام آحاد سازمان و یا حداقل افراد کلیدی می دانند. به کجا می‌روند و چه راهی در پیش رو دارند، که خودسبب وحدت نظر در ارکان مختلف سازمان می شود.

۲ . انسجام: تحول در سازمان، نیازمند شرایط توسعه است. شرایطی که در آن همه عوامل مهم در پدیدآوری توسعه، کنار هم حضوری سازگار و هم سو داشته باشند و با بهره گرفتن از پدیده ی هم افزایی، از امکانات و تلاش های خود بهره مند شوند.

۳ . ظرفیت فراگیری: به دلیل شدت تغییرات محیطی و افزایش عدم قطعیت در روند بر اثر این تغییرات، اداره سازمان های امروز بیش از هر زمان دیگر پیچیده تر شده است. سازمان های موفق آنهایی هستند که همواره در حال آموختن و توسعه قابلیت های خود برای رویارویی با شرایط محیطی جدید هستند.

۴ . سطح نوآوری: نوآوری، نوسازی و تطابق با محیط از مهمترین علائم مشخصه یک نظام سالم است.

۵ . سطح فن آوری: فن آوری اطلاعات از موثرترین توانمند سازها در سازمان هاست. به طوری که می توان ادعا کرد حتی در صورت وجود سایر توانمند سازها، بدون فن آوری اطلاعات، تحقق سازمان سالم ناقص و یا غیر ممکن خواهد بود.

۶ . فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی در قالب مجموعه ای از باورها و ارزش‌های مشترک که بر رفتار و اندیشه‌های اعضاء و سازمان اثر می‌گذارد، می‌تواند به عنوان سرچشمه ای برای دستیابی به محیط سالم اداری به حساب آید (سیدجوادین و دیگران، ۱۳۸۹، ص۶۵).

ج) رویکرد شاخص خروجی: در این رویکرد فرض بر آن است که چنانچه ورودی ها و فرایند سازمان از سلامت برخوردار باشد، می‌تواند از سلامت عملکرد آن با استناد به مؤلفه‌ های ذیل اطمینان حاصل نماید.

۱ . سود یا ارزش افزوده: مهمترین مؤلفه‌ در این شاخص است، چنانچه سازمان به نسبت منابعی که به کار گرفته، از سود آوی مناسبی برخوردار باشد، دلیل بر سلامت آن سازمان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




« وجدان کار » کارکنان از مهمترین مسئله ای بوده که از دیرباز در این حیطه مطرح بوده است. پژوهشگران معتقدند که وجدان پیش‌بینی کننده مهمی برای عملکرد شغلی است .از طرف دیگر، متغیرهای بسیاری در دل سازمان وجود دارد که ممکن است بر میزان وجدان کاری کارکنان سازمان و بدین طریق بر عملکرد شغلی مؤثر باشند. نتایج پژوهش براتی و همکاران،۱۳۸۹، نشان می‌دهد که وجدان بر عملکرد افراد نسبت به سازمان اثرگذار است.(براتی و همکاران،۱۳۸۹،ص۶۶-۷۸)

وظیفه شناسی مهمترین ویژگی شخصیتی است که با عملکرد شغلی رابطه داشته است . وظیفه شناسی در پیش‌بینی ‌عملکرد شغلی نقش معنی داری دارد . (هاشمی،۱۳۸۹،ص۱۵۶)

بررسی ادبیات گذشته نشان می‌دهد که ، محیط پیش‌بینی کننده بهتری برای رفتار شهروندی سازمانی درمقایسه با تعهد سازمانی ایجاد می‌کند. افرادی که فکرمی کنند آن ها قدرت تأثیر بر محیط و بازخورد را دارند ،متمایل به رفتارهای شهروندی سازمانی پیدامی کنند .علاوه بر این افرادی با سطح کنترل بالا از نتایج و بازخوردخود، تمایل به انجام رفتارهای شهروندی سازمانی دارند . (Magdalena,2014) یافته های براتی و همکاران۱۳۸۹، نشان می‌دهد که جو سازمانی مثبت نیز میتواندانگیزه های افراد با میل به کمک به دیگران را را افزایش دهد. (براتی و همکاران،۱۳۸۹،ص۷۸)

۲-۳-۴-مفهوم تسهیم دانش از دیدگاه عملکرد شغلی :

انگیزه یک فرایند اساسی روانی است. درک ، شخصیت، نگرش و یادگیری ، انگیزه عناصر مهم رفتاری هستند . (Taghipour & Dejban,2013,p1602)نتایج محققان نشان می‌دهد که برنامه انگیزشی ، شامل پاداش‌های درونی و بیرونی موجب افزایش خلق دانش،تسهیم ، انتقال و به کارگیری دانش می شود . (یوسفی و همکاران،۱۳۸۹،ص۲۷)دانش،ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود که دانش به شیوه ای غیرمنتظره گسترش یابد . (داونپورت و پروساک،۱۳۷۹،۵۴)

ادراک از حمایت مدیریت ، ممکن است از طریق تأمین نیازهای عاطفی و اجتماعی،نظیرتعلق و حمایت عاطفی به افزایش تعهد عاطفی کمک کند ،تعهد عاطفی خود زمینه ساز انجام رفتارهای شهروندی سازمانی و تسهیم دانش می‌باشد .سطح حمایتی ،مخصوصا هنگامی که از سطوح بالای مدیریتی باشد ‌ایجاد انگیزه برای تسهیم دانش در مکان مورد نظر می‌کند. (Wang & Noe,2010). مرکز بهره وری آمریکا (۱۹۹۶) سه عامل فرهنگ،نظام پاداش و حمایت مدیران ارشد را به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها معرفی نموده است .(محمدی مقدم و همکاران،۱۳۹۱) اگر حمایت سازمانی توسط کارکنان با ارزش درک شود ، آن ها انگیزه داخلی برای دسترسی و به اشتراک گذاری دانش را بسیار آسانتر انجام می‌دهند . ( Top ,2012,p804)

لازمه ارزیابی از خود، این است که شخص خویش رادر جایگاه کنترل قرار دهد و جایگاه کنترل بر می‌گردد به ویژگی‌های فردی با توجه به بازخوردهای شخصی افراد در کنترل درونی خود، که بر این باور است که تأثیر بازخورد به خودشان بستگی دارد . کنترل رفتاری درک شده یکی از ابعاد تأثیرگذار در تسهیم دانش می‌باشد .زمانی که افراد با منبع خارجی کنترل را احساس می‌کنند که نتایج غیرقابل پیش‌بینی و تابعی از شانس است . (Magdalena,2014)

وجدان کاری تنهاهنگامی منجر به عملکرد بالا می شود که جو روانشناختی و سازمانی مثبت است؛ زیرا افرادی که وجدان کار بیشتری دارند، نیاز به سازمان یافتن در حد بالایی دارند و اگر جو منفی یا مبهم باشد، قادر نخواهند بود وظایف خود را درست انجام دهند.(براتی احمدآبادی و همکاران،۱۳۸۹،ص۶۷)

محیط بر چگونگی پذیرش و پرورش فعالیت‌های دانشی تأثیرگذار است . اگر قرار باشد که فعالیت‌های دانشی در سازمان انجام شود ، سازمان‌ها باید ،جو همکارانه ایجاد نمایند، در این جو اعضای آن تمایل بیشتری به کار کردن با یکدیگر به صورت گروهی و رشد و ارتقای یکدیگر دارند (جانز و پراسارنفانیچ,[۱۲] ۲۰۰۳ ،نقل از براتی و همکاران،۱۳۸۹،ص۶۸). هنگامی که افراد درجه بالایی از جو همکارانه را در درون سازمان ادراک می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که با یکدیگر رابطه تعاملی برقرار کنند.

تسهیم دانش مستلزم اعتماد است . (داونپورت و پروساک،۱۳۷۹،۵۴) و برای افزایش اعتماد ، باید اعتبارکارکنان افزایش یابد .هنگامی که کارکنان فرصت مشارکت در تصمیم گیری ها را پیدا کنند،تصمیمات،تصمیمات آن ها می شود و انگیزه عملیاتی شدن تصمیمات،افزایش می‌یابد.(حاج کریمی و همکاران،۱۳۹۱ ،ص۱۸۱) زمانی که کارکنان در محل کار در تصمیم گیری ها دخالت دارند و از حمایت مدیریت برخوردارند ، اثربخشی کاری آن ها افزایش می‌یابد . Burke and Litwin ,1992))

بخش چهارم

پیشینه تحقیق

سوابق و تحقیقاتی که ‌در مورد موضوع تحقیق در داخل و خارج کشور انجام شده است به شرح ذیل است :

    1. Gong & Zhang,2014 ، آن ها ایجاد تسهیم دانش را از طریق مدل تئوری گام ،برای واحدهای تحقیق وتوسعه درون سازمانی و ماتریس تصمیم برای سازمان‌های مشارکتی ، بررسی نمودند . واز این طریق پیشنهاداتی برای مکانیزم تحقق بخشیدن به اشتراک گذاری دانش ارائه دادند . اگر سازمان‌ها تمایل به تشویق اعضاء به تسهیم دانش را دارند ، باید از طریق قیمت گذاری ، ایجاد و خلق دانش را اندازه گیری کنند.چنین اندازه ‌گیری‌هایی عمدتاً برای جبران تلاش‌های افراد در تسهیم دانش و ارزش و قیمتی که شرکت کنندگان برای ترویج و انتشار دانش انجام دادند می‌باشد .از جمله این اقدامات را شامل : تدوین اقدامات تشویقی مطابق با دشواری و اهمیت دانش به اشتراک گذارده شده باشد . ایجاد یک سازو کار برنده-برنده و آموزش محیط مشارکتی .

    1. Pavalache-Ilie,2014، پیش‌بینی کننده های رفتار شهروندی سازمانی (خودکارآمدی-مکان کنترل-موقعیت شغلی-سطح تحصیلات) را مورد بررسی قراردادند. نتایج آن ها نشان می‌دهد خودکارامدی و موقعیت شغلی دو متغیری هستند که بر روی رفتارشهروندی سازمانی تأثیربیشتری دارند . آن ها تغییررفتار شهروندی سازمانی را بر روی سه نوع تیپ کاری بررسی کردند : بخش خصوصی،مدارس دولتی و خانه های ‌نگهداری یتیمان. ملاحظه شد که بالاترین رفتارشهروندی سازمانی در خانه های نگهداری یتیمان می‌باشد.

    1. Kuzu و همکارانش در سال ۲۰۱۳، آن ها اثر روابط کارکنان (محیط کار،شرایط احترام،شرایط حمایتی،ارتباط با ما فوق،اعتماد به نفس،خود یادگیری و ادراک از عدالت )و تسهیم دانش (تسهیم داوطلبانه و تسهیم شرایطی) را بر روی عملکرد کارکنان در صنعت خدماتی مورد بررسی قرار دادند . نتایج تحقیقات آنهانشان داد که اثر روابط کارکنان بر ‌عملکرد کارکنان ۴۵% و اثر تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان ۳۵% از طریق داده ها ارزیابی شد .

    1. Taghipour & Dejban,2013, ، به بررسی نقش میانجی انگیزه نفوذ کار بر روابط بین مشارکت و درک حمایت سرپرست و نتایج عملکرد شغلی پرداختند . یافته های آن ها نشان می‌دهد که انگیزه کاری با درک حمایت سرپرست ارتباط معناداری و مثبت دارد . و انگیزه با عملکرد شغلی همبستگی مثبت دارد و انگیزه کار با مشارکت شغلی و عملکرد شغلی رابطه معناداری دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




۴-۴) دلایل طرفداران ولایت ولی بر دختر ۱۰۷

۴-۴-۱) روایات ۱۰۷

۴-۴-۲) اصل استصحاب ۱۰۸

۴-۴-۳) مصلحت ۱۰۸

۴-۵) نقد دلایل طرفداران ادامه ولایت ولی ۱۰۹

۴-۶) نظریه استقلال دختر ۱۱۱

۴-۷) دلایل طرفداران استقلال دختر ۱۱۲

الف- آیات ۱۱۲

ب- روایات ۱۱۲

۴-۸) طرفداری ابو حنیفه از استقلال دختر در نکاح ۱۱۵

۴-۹) نظریه تشریک در ولایت ۱۱۶

۴-۱۰)نظرات مراجع تقلید در خصوص اذن ولی برای ازدواج دختر باکره رشیده ۱۱۶

۱- امام خمینی (قدس) ۱۱۶

۲- آیه الله مظاهری ۱۱۷

۳- آیه الله مدنی تبریزی ۱۱۷

۴- آیه الله فاضل لنکرانی ۱۱۷

۵- آیه الله خویی ۱۱۷

۶- آیه الله حسینی سیستانی ۱۱۸

۷- آیه الله تبریزی ۱۱۸

۴-۱۱) نظریه مورد پذیرش قانون مدنی ۱۱۹

۴-۱۲) ولی در فقه امامیه و فقه عامه ۱۲۰

۴-۱۳) شرایط ولی در فقه عامه ۱۲۰

۴-۱۴) ولایت قهری پدر ۱۲۲

۴-۱۵) ولایت جد پدری ۱۲۲

۴-۱۶) تعارض دو ولایت ۱۲۲

۴-۱۷) حدود اختیارات والدین در ازدواج پسر و دختر ۱۲۳

۴-۱۸) تأثیر زوال بکارت در سقوط ولایت ۱۲۶

۴-۱۹) نتیجه گیری ۱۲۶

پیشنهاد ۱۳۰

منابع و مآخذ ۱۳۱

چکیده

مسئله­ اذن در قانون مدنی و ابواب مختلف فقه امامیه از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. نقش و اهمیت اذن در ارتباط با حقوق خانواده، روابط اجتماعی و حقوقی افراد در مواد قانون مدنی و ابواب فقه به چشم می­خورد که اعتبار اذن ولی در نکاح دختر باکره از جمله موارد مهم محسوب می­گردد.

در این تحقیق، بر آن شدیم که به بررسی شرط اذن ولی در نکاح دختر باکره در قرآن و کتب فقهی بپردازیم. با تفحص در قرآن دلیلی بر اثبات این موضوع یافت نشد ولی با بررسی روایات، معلوم گردید که نظر فقهای امامیه از این حیث متفاوت ‌می‌باشد. در حقیقت گروهی معتقد به ساقط شدن ولایت از زمان بلوغ و به تبع آن استقلال رأی دختر در زمان نکاح می­باشند و گروهی دیگر بر استمرار ولایت پدر یا جد پدری بر دختر باکره ایمان دارند و باور گروه سوم بر تشریک در ولایت، یعنی موافقت هر یک از دیگری در نکاح استوار است.

با کنکاش در نظرات مراجع تقلید معلوم شد ‌به این مسئله فتوا به احتیاط واجب یا مستحب داده ­اند. قانون مدنی کشور نیز به دلیل رعایت احتیاط از نظریه تشریک در ولایت پیروی نموده ­است.

‌بنابرین‏ با توجه به لزوم قائل شدن حق انتخاب در ازدواج برای دختر باکره و از طرفی دفع ضرر احتمالی، نیاز به استفاده از تدابیر عاقلانه­ی پدر در این رابطه اهمیت زیادی خواهد داشت که در واقع پدر با بینش عاقلانه خود در انتخاب همسر برای فرزند خود، دختر خود را یاری می­ نماید. و خلاصه این امر مهم، یک امر یک سویه و تک بعدی نیست. هم از مزایای استفاده از تدابیر عاقلانه‌ی «ولی» استفاده می‌شود و در موارد خاص بی‌تدبیری یا خدای ناکرده سوء‌استفاده «ولی» راه خلاصی از این مانع حقوقی یا فقهی باز است که آن سلب اذن اوست.

واژگان کلیدی: اذن ولی، ازدواج، باکره رشیده، مبانی اذن ولی در فقه، مبانی اذن ولی در حقوق.

مقدمه

به نام آنکه هستی از عدم کرد زلال علم جاری از قلم کرد

به نور خود چراغ دانش افروخت به انسان شیوه­ دانایی آموخت

حقوق و احکام خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است که تا حد زیادی ناشی از ارزش و جایگاه خانواده در دین مبین اسلام و عرف و فرهنگ جامعه اسلامی است. خانواده هسته مرکزی اجتماع و نخستین اجتماعی است که در اثر عقد ازدواج شکل ‌می‌گیرد و زن و شوهر آداب و رسوم زندگی و اصول اجتماعی و ابزار محبت و عشق و علاقه به دیگری و از خودگذشتگی را تجربه ‌می‌کنند، خانواده کانونی برای حمایت از انسان و ارزش­های والای اخلاقی است، خانواده در حفظ و گسترش اقتدار ملی و اجتماعی نقش مؤثری دارد، به عبارت دیگر بین اقتدار ملی و استحکام خانواده رابطه نزدیکی برقرار است و تزلزل و تباهی خانواده ­ها باعث انحطاط ملت­ها ‌می‌باشد و سستی روابط خانوادگی موجب انحطاط اجتماعات بشری است. یکی از مسائل قابل توجه که در زمینه­ حقوق و آزادی­های زنان مطرح است موضوع حق انتخاب همسر و شریک زندگی است. گفته می­ شود، کرامت و شخصیت زن، به عنوان یک موجود انسانی، همانند مرد، اقتضاء می­ کند که در حق انتخاب همسر، همانند مرد آزادی کامل داشته­باشد و در این راه اراده دیگری بر او تحمیل نشود، تبعیض و تفاوتی که از این حیث در جوامع مختلف بین زن و مرد وجود دارد و تحمیل­هایی که در انتخاب همسر بر روی زن اعمال می­گردد یا موانع و محدودیت­هایی که از این حیث ‌در مورد او اجرا می­ شود مدافعین ارتقاء حقوق زن و طرفداران تساوی حقوق زن و مرد را بر آن داشت که به طرق مختلف این آزادی را برای زنان تثبیت و تساوی آنان را با مردان در این خصوص تأمین نمایند.

امروزه در قوانین بسیاری از کشورها، سعی شده، محدودیت و ممنوعیت آزاد انتخاب همسر برای پسر و دختر کم شود و ازدواج آن ها بدون نظر خود و با تحمیل نظر اولیائشان به رسمیت شناخته نشود و از سوی دیگر، ممانعت و عدم اجازه آن ها نیز، مانع ازدواجشان نگردد.

در اکثر قوانین کشورها حتی بسیاری از کشورهای اسلامی، ازدواج پسر و دختر، قبل از رسیدن به سن بلوغ یعنی سن قابلیت نکاح ممنوع است و ‌بنابرین‏ نکاح در سنی که هنوز فرد قابلیت نکاح ندارد و نمی­تواند تشخیص دهد و در نتیجه تصمیم ­گیری در این مورد باید، با دیگری (ولی) باشد، اصولاً ممنوع گردیده­است. اما در اکثر قریب به اتفاق قوانین سن مجاز برای نکاح دختر زودتر از پسر است و از آنجا که سن بلوغ و رشد قانونی در این قوانین برای پسر و دختر یکی است ‌بنابرین‏ ممکن است دختری که هنوز به سن قانونی رشد نرسیده مجاز به ازدواج باشد و چون از لحاظ قانونی صغیر محسوب می­ شود، ازدواج او نیاز به موافقت و اجازه ولی داشته و از این رو عملاً تفاوتی بین دختر و پسر ‌در مورد تصمیم ­گیری برای ازدواج ملاحظه نمی­گردد.

در حقوق ایران به تصریح ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی، رضایت زوجین شرط نفوذ عقد است ‌بنابرین‏ نه ‌در مورد پسر و نه ‌در مورد دختر نمی­ توان بدون نظر و رضای آن ها، ‌در مورد ازدواجشان اقدام کرد و تصمیم گرفت سن مجاز برای ازدواج هر یک از پسر و دختر طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، سن بلوغ است. البته طبق تبصره ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ولی می ­تواند اقدام به تزویج طفل نابالغ اعم از پسر و دختر با رعایت مصلحت او بنماید. که این امر جای بحث جداگانه­ ای دارد و مورد بحث ما نمی ­باشد.

در خصوص محدودیت و موانع انتخاب آزاد همسر، طبعاً برخی محدودیت­ها و موانع قانونی برای هر یک از زن و مرد وجود دارد یکی از این موارد تفاوت این است لزوم اجازه ولی برای ازدواج دختر باکره رشیده که در واقع، قانون زن را محدود نموده، در حالی که مرد چنین محدودیتی ندارد و از آزادی بیشتری برخوردار است. در این رابطه ، دختر و لو بالغ و رشید باشد در ازدواج با همسر منتخب خود، مستقل نیست و باید رضایت و اجازه پدر یا جد پدری را نیز داشته­باشد، بر خلاف پسر که چنین محدودیتی ندارد.

ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی (اصلاحی سال ۱۳۷۰) مقرر می­دارد:

«نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده­باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست…»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




طبق رأی شعبه پنجم دیوان کشور « اگر کسی مبلغی از دیگری بگیرد و به او قبض دهد که هر وقت احتیاجش شد مسترد کند عدم استرداد وه مذبور مشمول هیچیک از مواد جزائی نیست و اگر متهم برابر ماده ۲۴۱ و یا ۲۳۸ ( سابق ) محکوم شده باشد از طرف دیوان عالی کشور نقض بلا ارجاع خواهد شد ».( ش ۵ د ۱۱۸۳ / ۶۷۷۶ – ۱ / ۶ / ۱۶ م ۵ س ۱۳۷۱ . )

برعکس چنانچه شخصی از سادگی و زودباوری دیگری سوء استفاده نموده و او را امیدوار کند که مثلاً طلب سوخته وصول خواهد شد و یا دین اداء خواهد گردید یا با حیله و نیرنگ دیگران را به رساندن پول و لباس به بیماران و مؤسسات خیریه امیدورا نماید یا با امیدوار ساختن بیماران سرطانی و یا قلبی به معالجه فوری چند ساعته که هم مغرور کردن به امور غیر واقعی است و هم به داشتن اختیارات موهوم و به طرق مذبور تحصیل وجه یا مال نماید کلاهبردار است .

همچنین بدهکاری که طلب کار خود را به پرداخت طلب وی امیدوار سازد و با صحنه سازی و تظاهر به پرداخت ، قبض بدهی خود را از طلب کار بگیرد و پول را ندهد به عنوان کلاهبردار قابل تعقیب است .

‌بنابرین‏ کسی که با تظاهر به پرداخت بدهی ، کیف پول خود را از جیب خارج و طلب کار را امیدوار به پرداخت نماید ولی قبض رسید را از طلب کار بگیرد و فرار کند کلاهبردار محسوب خواهد شد .

تحصیل وجوه یا اموال یا اسناد و امثال آن ها

ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ( و ماده ۱۱۶ قانون … تعزیرات سابق ) صراحتاً به تحصیل وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آن ها اشاره نموده و تحت شرایطی به دست آوردن نامشروع یکی از آن ها را کلاهبرداری می‌داند .

چیزی که به وسیله کلاهبردار تحصیل می شود باید مالیت داشته و دارای ارزش مادی باشد .

برخلاف سرقت که موضوع آن همیشه مال منقول است ، موضوع کلاهبرداری می‌تواند مال غیر منقول باشد . ‌بنابرین‏ اگر شخصی از راه حیله و تقلب آپارتمان ، زمین ، خانه یا باغ دیگری را با ترساندن مالک از این امر که دولت مازاد بر یک واحد را تصاحب می‌کند و یا ملک او در برنامه تخریب است ، مالک را فریب داده و او را وادار کند تا به قیمت ناچیزی به خود منتقل نماید به عنوان کلاهبردار قابل تعقیب است .

وجوه شامل مسکوک رایج داخلی یا خارجی و پول کاغذی مانند اسکناس است .

اسناد اعم است از رسمی و عادی و دست نویس یا ماشینی و چاپی ، به نحوی که قانوناً و عرفاً دلیل ومدرک ایجاد حق یا تعهد باشد و لذا نوشته هائی که سند تلقی نمی شود و ارزش مالی و معاوضه ای نداشته باشد نمی تواند موضوع جرم کلاهبرداری باشد .

منظور از حوالجات و قبوض ، اسناد ذمه آوری است که معمولاً دلیل وصول یا دریافت وجه نقد یا مالی است . مفاصاحساب نیز دلیل تسویه حساب قبلی و انتفاء طلب می‌باشد . اصطلاح « و امثال آن ها » در متن قانون مذبور ، سفید مهر ، اقرار نامه ، قولنامه و هر سند و نوشته ای را که متضمن ایجاد حق و تعهد یا انتفای آن باشد شامل می شود .

ه- تعلق مال برده شده به غیر

در کلاهبرداری نیز ، مثل سایر جرایم علیه اموال ، تعلق مال برده شده ، اعم از منقول یا غیر منقول ، به دیگری شرط تحقق جرم است . ‌بنابرین‏ کسی که با توسل به وسایل متقلبانه مال خود را از تصرف دیگری خارج می‌کند ( حتی در صورت مشروع بودن تصرف متصرف ) محکوم به ارتکاب جرم کلاهبرداری نمی گردد .

بدین ترتیب ، راهن یا موجری که با توسل به وسایل متقلبانه عین مرهونه یا مستاجره را از ید مرتهن یا مستاجر خارج می‌کند یا کسی که برای گریز از دادن حق انبارداری ، با توسل به وسایل متقلبانه ، اموال خود را از انبار خارج می‌کند یا مشتری که قبل از پرداختن ثمن معامله و برای محروم کردن بایع از حق حبس ، مبیع را با حیله و تقلب از ید بایع خارج می‌کند ، هیچ یک کلاهبردار محسوب نمی شوند . (نگاه کنید به دادنامه شماره ۲۳۳ صادره از شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور در سال ۱۳۷۳ .)

در اینجا فقط به یکی از آرای دادگاه تجدید نظر استان اشاره می‌کنیم که فروش مال را وقتی متهم در آن سهیم باشد از مصادیق بزه کلاهبرداری و مشمول مقررات « قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری » ندانسته بلکه آن را ، به دلیل فقدان سوء نیت ، مصداق معامله فضولی دانسته است . ( دادنامه شماره ۷۴ / ۱۴۲ مورخه ۲۱ / ۸ / ۱۳۸۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ، بازگیر ،۱۳۷۵ ، ۹۷)

د ) نتیجه حاصله

هر چند که در برخی از مواقع صرف توسل به وسایل متقلبانه واجد عنوان جزایی خاصی است ،[۷] لیکن کلاهبرداری از زمره جرایم مطلق ، که در آن ها حصول نتیجه خاص برای تحقق جرم ضروری نیست ( مثل ادای شهادت یا سوگند دروغ و یا افترا) نمی باشد ،بلکه از زمره جرایم مقید است ، که شرط تحقق آن ها حصول نتیجه خاص می‌باشد .

نتیجه ای که ، بنا به تصریح قانون ، حصول آن برای تحقق جرم کلاهبرداری لازم است عبارت از « بردن مال دیگری » است .

ماده ( ۱ ) « قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری » پس از ذکر برخی از عملیات متقلبانه اشعار می‌دارد : « … و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصاحساب و امثال آن ها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد … » ‌بنابرین‏ هر گاه کسی با توسل به وسایل متقلبانه نظر دیگری را نسبت به ازدواج با خود جلب کند ، یا وارد دانشگاه شود ، یا مدرک تحصیلی بگیرد ، یا کسب شهرت نماید ، یا دیگری را توقیف یا حبس کند ، یا با تظاهر به بیماری موفق به گرفتن گواهی از شورای پزشکی و اخذ کارت معافیت از خدمت نظام وظیفه شود ، یا با بهره گرفتن از یونیفورم قوای مسلح یا جعل کردن کارت ورودی یا شبیه ساختن خود به مامورین رسمی و نظایر آن اجازه ورود به مناطق ممنوعه را کسب کند ، یا با صحنه سازی خود را همسر زنی جا زده و با او رابطه جنسی برقرار نماید و یا با جعل مدرک تحصیلی به عنوان نماینده وارد مجلس شود ، مکوم کردن وی به ارتکاب رم کلاهبرداری ممکن نخواهد بود ، هر چند که در این گونه موارد ممکن است جبران های مدنی ( مثل حق فسخ ازدواج ‌در مورد اول ) (نگاه کنید به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی و نظر مورخ ۳۰ / ۲ / ۱۳۶۳ کمیسیون استفتائات ( مجموعه پاسخ به سئوالات ، جلد دوم ، ۱۳۶۳ ، ۴۱ – ۴۰ ) .). برای فریب خورده موجود بوده و یا جرایم دیگری غیر از کلاهبرداری – مثلا جعل – به وقوع بپیوندند .[۸]

نکته ظریفی که در عبارت ماده قانونی به چشم می‌خورد آن است که قانون‌گذار پس از اشاره به « تحصیل » وجوه ، اموال ، اسناد ، حوالجات ، قبوض ، مفاصا حساب و امثال آن ها بر لزوم « بردن » مال دیگری تأکید ‌کرده‌است . دلیل این امر چیست ؟

‌در مورد اسناد ، حوالجات ، قبوض ، مفاصاحساب و نظایر آن ها ، که در واقع « وسیله تحصیل مال » محسوب می‌شوند ، پاسخ تا حدودی روشن است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




– خود فعالی [۳۰] کودک به یادگیری بهتر و دائمی تر منجر می شود. یک بزرگسال یا یک معلم باید خود را در ارتباط با محیط یادگیری کودک قرار دهد. وظیفه او آماده کردن محیط یادگیری به روش سازمان یافته و منظم و مجهز به مواد و وسایل مناسب است و تنها کار او هدایت و راهنمایی کودک در چنین محیطی است. مواد و سایل آموزشی باید ترجیحا خود اصلاحی باشند که کودک بتواند بازخورد فوری بازده و عملکرد خود را به دست آورد و به کوشش های خود در یادگیری، ادامه دهد. کودک، دانش درباره محیط را اساسا از طریق حواس خود کسب می‌کند. ‌بنابرین‏، تربیت هر یک از حواس پنج گانه برای کودکان ضروری است. مونته سوری برای انجام مؤثر این کار، وسایل آموزشی ویژه و رویه هایی را ابداع کرد که جداگانه به تحریک و برانگیختن هر یک از حواس ‌پنج‌گانه کمک می کرد. تمرین و کسب تجربه در زندگی عملی باید بخشی ضروری از برنامه های دوره پیش از دبستان باشد. هدف این گونه فعالیت ها، کمک به کودک است تا بتواند فردی مؤثر و متکی به نفس بار آید. فعالیت هایی برای آمادگی کودک به منظور نوشتن، خواندن و حساب کردن نیز باید در برنامه در نظر گرفته شود، زیرا این نوع آمادگی زمینه مناسبی برای آموزش های مدرسه ای در سنین بالا تر فراهم می‌کند. ( کول، ترجمه: مفیدی، ۱۳۸۴، ص ۱۲ )

مونته سوری کودک را کاملا آزاد می‌داند. به عقیده او این آزادی، لزوماً جنبه زیستی ( بیولوژیکی ) دارد. لازمه تامین آزادی کودک در دوره رشد، عدم مداخله است. از دیدگاه مونته سوری هیچ کس نمی تواند واقعا آزاد باشد مگر اینکه استقلال داشته باشد ؛ لازمه داشتن استقلال آن است که کودک بتواند شخصا و بدون کمک گرفتن از دیگران کار انجام دهد. مونته سوری تعلیم و تربیت مفید را در خودجوش بودن آن می‌داند ؛ ‌به این معنی که وقتی کودک با وضعیت کلی وظیفه اش آشنا شد، می‌تواند خود به تنهایی آن را ادامه دهد. چنانچه کودک اشتباه کند، فرصت خواهد داشت تا خطای خود را کشف و برطرف سازد. مونته سوری عقیده دارد که اگر کودک نتواند کاری را که به میل خود برگزیده، انجام دهد، هنوز برای آن کار آمادگی کافی ندارد. وی برای تحقق بخشیدن به تعلیم و تربیت خودجوش [۳۱] وسایل آموزشی ویژه ای تدارک دیده بود. در مدرسه مونته سوری کودک فعالیت مورد علاقه خود را برمی گزیند و بدون دخالت دیگران آن را انجام می‌داد. مگر اینکه باعث مزاحمت سایر کودکان می شد. تربیت حسی و عضلانی مورد توجه ویژه قرار می گرفت. هدف مونته سوری آن بود که از طریق تمرین هایی از قبیل دقت کردن، مقایسه کردن و تمیز دادن، حواس کودک را تقویت کند. مونته سوری با روش های خاصی که به کار می‌برد، به ویژه در تدریس خواندن و نوشتن نتایج بسیار عالی به دست آورده بود. با وجود این، احساس می شد که روش های او فقط در زبان های فونتیک نظیر ایتالیایی و آلمانی کاربرد دارد. مونته سوری پس از مطالعات زیاد، ‌به این نتیجه رسیده بود که آموزش خواندن و نوشتن به کودکانی که کمتر از شش سال دارند، درست نیست. ( صفوی، ۱۳۶۲، ص ۷۶ )

به هر حال، موفقیت و شهرت مونته سوری باعث گردید تا مدرسه اش در دیگر کشور ها نیز شعبه هایی داشته باشد و خانه های کودکان او مدت چهل سال به فعالیت خود ادامه دهد. ( مفیدی، ۱۳۸۱، ص ۱۰۹ )

خانه کودکان مونته سوری جایی است که در آن تمام کودکان سرگرم کاری دقیق و جالب یا دست به گریبان مسئله ای خاص خودشان هستند. نظم و آرامش همراه فعالیت خود خواسته کاملا در آن حکمرواست. دخالت مستقیم تنها وقتی در آن اتفاق می افتد که فردی در صدد تقلب باشد و یا بخواهد از کار دیگران جلوگیری یا ممانعت نماید. حتی در این حال شدیدترین تنبیه آن است که مقصر را – به نشانه کهتری و ناسازگاری اش – از دیگران جدا سازند و بیکار و بی فایده، بدون اینکه ماموریتی داشته باشد رها کنند. استثنایی که به نظر تمام کودکان عجیب و حیرت آور است. ( شاتو، ۱۳۵۵، ص ۳۲۲ )

برای تقلید، هم خانم مونته سوری آن اهمیتی که این همه روانشناسان دوران کودکی و مربیان برای آن قائل شده اند قائل نیست ؛ در حقیقت فرایندی که از طریق آن نوزاد و کودک رشد می‌کنند و پرورش می‌یابند تقلیدی نیست بلکه بیشتر به قول خود او تجسد است. خانم مونته سوری صراحتا می‌گوید که تمایل غیرارادی به حرکت امری روحانی است و « فعالیت کودک­در­آغاز روانی­است نه­جنبشی ». روش مونته سوری سرتاسر روش آزاد پژوهش و فعالیت آزاد از جانب کودک است که طبق نیازهای طبیعی رشد او ولی بر اساس یک تدارک عینی، یک سری لوازم مناسب که محیط آن ها را در دسترس می‌گذارد صورت می‌گیرد. ( همان، ص­۳۲۴ )

کلاس درس مونته سوری ‌به این منظور طراحی می شود تا به کودکان امکان دهد تمام توانایی شان را از طریق کلاس خودشان رشد دهند . از نظر او به همان نحوی که کودک خردسال از طریق مشاهده، حرکت و اکتشاف[۳۲] یاد می‌گیرد، کودک بزرگتر نباید از همان طریق یاد بگیرد. جنبه اساسی تعلیم و تربیت مونته سوری محیط آماده ای است که شامل محیط درونی و محیط بیرونی که مستلزم سازماندهی فضا و منابع است. کلاس درس مونته سوری شامل محوطه های یادگیری است که دارای قفسه هایی هستند که همه آن ها به اندازه ای پایین اند که کودکان هر چه را که برای یک فعالیت خاص نیاز دارند، می‌توانند به آسانی بردارند. هر وسیله در مکان خاصی از کلاس درس قرار دارد. برای ایجاد امنیت روانی کودکان، این وسایل همیشه در همان مکان قبلی گذاشته می شود. معلم، کسی که مونته سوری او را مدیر[۳۳] می نامد، در نقش جهت دهنده به رفتار کودک نیست، بلکه هر جاکه ممکن باشد جهت دهی و اصلاح رفتار کودک از طریق ساختار محیط انجام می‌گیرد و از این رو روش ها و وسایل خود اصلاح کننده اند.

جنبه ای از تعلیم و تربیت مونته سوری که با سایر الگوهای تعلیم و تربیت متفاوت است و باید مورد بحث قرار گیرد آن است که به کودک اجازه داده نمی شود با هر وسیله ساخته شده ای کار کند، مگر اینکه توسط معلم یعنی مدیر کلاس ساخته شدن آن به کودک نشان داده شود. برنامه درسی منطبق با دیدگاه های مونته سوری کودک را دارای دو نوع حساسیت پذیری خلاق می‌داند، که مستلزم ذهن جذب کننده [۳۴] و دوره های حساس [۳۵] است که این دو ابزار برای کمک به کودک به منظور سازگاری با محیطش است. مونته سوری به لزوم آزادی در یک محیط سازماندهی شده اشاره می‌کند. البته منظورش آن نیست که کودک هرچه بخواهد، انجام دهد. او استدلال می‌کند که نمی توانیم به طور مطلق آزاد باشیم و یا اگر آزادی مطلق داشته باشیم، نمی توانیم در جامعه زندگی کنیم. ( آلن، ۱۳۷۰، ص ۴۰ )

مونته سوری بر مدارس موجود خرده می گرفت که عموما برای کودک در حال رشد متناسب نیستند و او را از آزادی محروم می‌کنند. کودکان در محیطی ناخوشایند و دلتنگ به « بردگی » کشیده می‌شوند و ناچارند همواره بی حرکت و منفعلانه مطیع آموزگار باشند. آن ها را از کمک کردن به یکدیگر باز می دارند، با مجازات و جایزه منع و تشویق می‌کنند، و وا می دارند برنامه ای را دنبال کنند که ربطی به رشد آن ها ندارند و ساعت به ساعت از موضوعی به موضوع دیگر می پرد و این محیط که تمرین آزاد نیز مانند انتخاب کار و با خود اندیشیدن در آن ممنوع است و هر احساسی سرکوب می شود وهر محرک خارجی که بتواند ذهن را با دریافت های مستقل غنی سازد حذف می‌گردد. (کانل، ۱۳۶۸، ص ۲۸۲ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




۲- مختلس

فقها تعریف واحدی از این جرم ارائه نداده اند و نظرات مختلف و گاهی متفاوت درباره تعریف مختلس ارائه کرده‌اند از آن جمله می‌توان به برخی از این نظریات اشاره کرد :

    1. شهید ثانی در شرح لمعه خویش می نویسد : مختلس کسی است که مال را از غیر حرز به صورت پنهانی ‌از غیر خود بر می‌دارد[۱۲]۱٫

  1. صاحب ریاض می نویسد : مختلس کسی است که مخفیانه مال را از غیر حرز می‌گیرد[۱۳]۲

تعدادی دیگر از فقها نیز تعاریف مشابه ای را ارائه کرده‌اندکه با ملاحظه تعاریف این گروه از فقها معلوم می‌شود که اختلاس : ربودن مال به طور پنهانی ، ولی از غیر حرز می‌باشد . اما گروه دیگری از فقها تعریف دیگری از اختلاس بیان کرده‌اند از آن جمله : ابن ادریس در کتاب سرائر در تحریف اختلاس می نویسد: مختلس کسی است که چیزی را به صورت آشکار در راه ها و کوچه ها بدون سلاح و زور می‌گیرد ۳

۳- تصاحب

مرتکب باید با انجام فعل مثبت خود اموال یا اشیاء یا کالای متعلّق به دولت یا اشخاص را که بر حسب وظیفه به او سپرده شده است عالماً و عامداً تصاحب کند و تصاحب در این معنا اعم از فروش یا مصرف یا از بین بردن اموال و اشیاء مورد نظر است.صندوق­داری که وجوه صندوق را برداشته و به مصرف شخصی می‏رساند.

هرگاه مرتکب، اموال مذکور در ماده ۵ را به نفع خود یا دیگری تصاحب نماید یعنی آن ها را از آنِ خود انگاشته و وارد مایملک خود یا دیگری نماید، جرم اختلاس تحقق می‏یابد،‌بنابرین‏ صرف استفاده غیر مجاز از این اموال بدون قصد تملک آن ها به نفع خود یا دیگری را نمی‏توان مشمول ماده ۵ فوق الذکر دانست، در صورت اخیر، یعنی استفاده غیر مجاز از وجوه یا اموال دولتی (مثلاً استفاده شخصی و غیر مجاز از اتومبیلهای دولتی) بدون قصد تملک آن مرتکب به موجب ماده ۵۹۸ تعزیرات به دلیل تصرف غیر قانونی تحت تعقیب قرار خواهد گرفت.

چنان که ملاحظه شد قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، واژه «برداشت» و «تصاحب» را با حرف واو در کنار یکدیگر قرار داده است، در حالی که در ماده ۷۵ قانون تعزیرات سابق این دو واژه با حرف «یا» در کنار هم قرار گرفته بودند،[۱۴]. حال سوال این است که آیا بین این دو واژه تفاوتی وجود دارد یا این که هر دو یک معنا را می‏رساند؟ در صورت دوم فلسفه این که قانون‌گذار در قانون تشدید این دو واژه را با حرف «واو» آورده چه چیزی می‏تواند باشد؟ واژه «برداشت» مصدر مرخم و مخفف برداشتن است. برخی از لغویین آن را به آنچه دکان­دار یا یکی از دو شریک از نقود حاضر بهر خود برگیرد، معنا می‏ کنند، برداشت کردن را به، از دخل یا صندوق مشترک یا انحصاری مبلغی به نام خود تصرف کردن، معنا می‏ کنند[۱۵]. در خصوص واژه «تصاحب» ‏گفته شده است:

((تصاحب یعنی مالکیت و صاحب شدگی – صاحب و مالک شمردن و شدن،)) [۱۶]در ادامه می‏گوید:

(( این لفظ که به شکل عربی است در عربی استعمال نشده و جعل فارسی زبان از لفظ صاحب است. لفظ صاحب در لغت به معنی مصاحبت و دوستی است ولی معمولاً آن را از کلمه صاحب به معنی مالک می‏ گیرند و به جای تملک استعمال می‏ کنند.»[۱۷] ‌در مورد عبارت «تصاحب کردن» نیز گفته شده است:

(( مصدر مرکب به معنای مالک شدن، در تصرف خود در آوردن می‏ باشد.))[۱۸] به هر جهت اگر معنای «برداشت» اعم از برداشت به معنای تصرف غیر قانونی (استفاده غیر مجاز) و تصاحب باشد با عنایت به مشترک لفظی بودن بهتر است در جرم اختلاس و تصرف غیر قانونی نیاید تا اشتباهی رخ ندهد. و اگر واژه «برداشت» تنها به معنای اخذ غیر مجاز است و شامل تصاحب نمی‏باشد در این صورت نیز، آوردن این واژه در تعریف اختلاس، ضرورت چندانی ندارد.

امّا اگر این واژه به معنای «تصاحب» است و دو لفظ مترادف می‏ باشند و هر دو به معنای برخورد مالکانه کردن با مال باشد و از آنِ خود انگاشتن مال باشد، باز هم آوردن این واژه تطویل بلا طائل می‏ باشد.

در هر صورت به نظر می ‏آید، فلسفه این که قانون‌گذار، حرف (( یا)) را که در عنصر قانونی جرم اختلاس (ماده ۷۵ تعزیرات سابق) به حرف (( واو)) تبدیل نموده، معانی متعددی بوده است که در واژه «برداشت» نهفته بود. زیرا برخی از قضات، برداشت را به معانی تصرف غیر قانونی گرفته، و چون این واژه با تصرف غیر مالکانه نیز سازگاری داشت، مجازات مختلس را بر کارمندی که مرتکب تصرف غیر قانونی شده بود بار می‏ کردند. و دقیقاً عنایت ‌به این نکته بود که موجب حذف حرف «یا» شد. و حرف «واو» جانشین آن گردید تا راه بر چنین برداشت اشتباهی بسته شود.

در نهایت باید چنین جمع بندی نمود که ذکر واژه «برداشت» در تعریف جرم اختلاس موردی ندارد، زیرا یکی از شرایط تحقق جرم اختلاس، سپرده شدن مال به اختیار مستخدم دولت می‏ باشد، و وقتی چنین شد دیگر برداشت معنایی ندارد، بلکه معیار همان تصاحب و تغییر جهت دادن مال می‏ باشد. زیرا وقتی مال در اختیار کسی می‏ باشد دیگر برداشت مجدد معنا ندارد و همین که مالی که به طور امانی و به عنوان کارمند دولت بودن در اختیارش قرار دارد را به ملک شخصی خود یا دیگری وارد کند، اختلاس صورت گرفته است.

‌بنابرین‏ رکن مادی جرم اختلاس این است که مختلس مالی را که به سبب وظیفه به او سپرده شده است تصاحب و در آن تصرف مالکانه بنماید. در حقیقت جوهره اختلاس به تغییر نیت متهم بر می‏ گردد که حیازت ناقصه‏ای که به اعتبار کارمند دولت بودن، به وی داده شده است به حیازت کامل تغییر دهد. یعنی نیّت خود را متوجه تملک مالی کند که در اختیارش می‏ باشد و به عنوان یک مالک با او برخورد کند، منتهی باید همراه با این نیّت یک سلسله عملیات و افعال مادی که جرم در آن تحقق می‏یابد، انجام دهد و باید این عمل به گونه‏ای باشد که قاطعانه دلالت بر نیّت متهم نسبت به تصاحب مال سپرده شده به او، بنماید. ‌بنابرین‏ هرگاه مختلس عملی را انجام دهد که به صورت قاطع کشف از توجّه نیّت کارمند به تملک مالی که در اختیارش به حکم وظیفه است، بکند، برای تحقق جرم اختلاس کفایت می ‏کند. ‌بنابرین‏ در معرض فروش قرار دادن مال یا رهن یا هبه یا قرض و انفاق و مصرف آن در یک امر عمومی با این بهانه که متهم بر ذمه دولت، طلبی دارد و بین مورد اختلاس و حقش تقاص حاصل شده یا این که یک ضمانت مالی را در نظر گرفته که در صورت نقص، به آن رجوع شود و صدها مورد دیگر نمی‏تواند، راهی برای فرار از جرم اختلاس باشد. چنان که هرگاه حسابدار در محاسبات خود عاجز شود یا این که حسابهای وی تراز نباشد و یا تأخیر در ردّ مال در زمان مقرر یا محال بودن برگشت مال، نمی‏تواند حاکی از تحقق جرم اختلاس باشد زیرا ممکن است این اعمال به خاطر خستگی و اشتباه حساب­ها و اهمال ناشی از عمل دیگری؛ مثل سرقت، یا قوه قاهره یا آتش سوزی و غیره باشد.[۱۹]

۴- مامور دولتی

مفهوم مامور دولتی، به طور مفصل در گفتار دوم از مبحث دوم همین فصل، و در قسمت مربوط به عنصر مادی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.در این بخش صرفا به ذکر این نکته کلی اکتفا می‌کنیم که مامور و یا مستخدم دولتی که در حقوق عراق از آن به موظف یا مکلف به خدمات عمومی تعبیر شده است، در حقوق اداری به اشکال مختلفی تعریف شده است.اما این تعاریف در حقوق جزا عینا رعایت نمی شود و ممکن است اشخاصی در حقوق کیفری مستخدم دولتی تلقی گردند که با معیارهای حقوق اداری نتوان آنان را مستخدم دولتی دانست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




محرک

ویژگی های کالا

نوع

مکان

نمونه

وجهه اجتماعی

منحصر به فرد بودن

صنایع دستی

کالاهای بومی

طرحهای بومی

قطب شمال

اقیانوسیه

تلق

صدف

وجهه اجتماعی

منحصر به فرد بودن

لباس

پاریس

لباسهای مد روز

اقتصادی

صرفه جویی در هزینه

معاملات با صرفه

مراکز خرید بزرگ

کالاهای قاچاق

اجناس بدل

اسیا

امریکا

اسیا

اسیا

لوازم الکتریکی

همه نوع کالا

نوارکاست/تلویزیون ساعت

خود باوری

نشان پیروزی

سر حیوانات شکار شده

اقلام معروف

افریقا

مسابقات المپیک

مدال

دلتنگی/غرور

سوغاتی/هدیه

همه جا

همه جا

منبع : باتلر(۱۹۹۱)

انجمن سفر امریکا نیز ده دلیل برای خرید ذکر ‌کرده‌است که در جدول ۲-۲ به ان پرداخته شده است .

جدول ۲-۲ : ده دلیل برای خرید

انجام کاری

۲۲%

خرید چیزی برای دیگران

۲۱%

شرکت در یک رویداد یا داشتن تعطیلاتی که برای گذران ان مجبور به سفر می شوید

۱۵%

خرید سوغاتی

۱۳%

علاقه به خرید/ معمولا خرید در سفر

۱۲%

دوستان/خویشاوندان ما را به خرید می‌برند

۶%

قیمتهای پایین تر/صرفه جویی پول

۶%

خرید اقلام منحصر به فرد یک مقصد/کالاهای اصل

۴%

تنوع مغازه ها نسبت به کشور خود

۳%

منبع : صنعت سفر امریکا ۲۰۰۰

علاوه بر موارد ذکر شده اهداف و محرک‌های زیادی در خریدهای گردشگران نقش دارند که در زیر به آن ها اشاره می شود :

۱-۲-۱-۳-۲ گرایش به خرید یادگاری[۱۸] و یادبود[۱۹]

در طول تاریخ مردم سوغاتی ها یا یادگاریهای گوناگونی خریده اند که یاد اور سفرهای خاطره انگیز آن ها باشد (گوردون ۱۹۸۶) . برای بسیاری از مسافران خرید یادگاری کار مهمی است و سفرشان بدون خرید سوغاتی به ندرت کامل می شود دلیل اصلی خرید سوغاتی یا یادگاری به یاد اوردن مکانی است که از ان بازدید کرده‌اند . غالبا یادگاریها به افراد کمک می‌کنند تا زمان‌های خاص و یا فرهنگ‌ها و مکان‌های معروفی را که از ان لذت برده اند به یاد بیاورند (لیترل ۱۹۹۰) . در تحقیق انجام گرفته توسط لیترل (۱۹۹۰) گردشگران بین‌المللی مورد سوال قرار گرفته اند تا مفاهیم مرتبط با صنایع دستی پارچه ای را که در سفرهایشان خریداری کرده‌اند ، توصیف کنند . در این تحقیق مفاهیم زیادی بیان شد اما مهمترین آن ها ارتباط این اقلام با مکان ، فرهنگ و خاطره های شخصی سفر است . ‌بنابرین‏ سوغاتی ها ‌یادآور تجربیات مسافران در سفر و نشانه ای ملموس از حضور آن ها در ان مکان نیز هستند . علاوه بر این در بسیاری از موارد بعد از برگشت به خانه ، سوغاتیها و دیگر اشیائ یادگاری سفر را تأیید کرده و این تجربه را طولانی می‌کنند . این مهمترین عنصر خرید است زیرا در زمان بعد از سفر که از ان به عنوان مرحله تجدید خاطره یاد می شود ، خاطرات ممکن است با گذر زمان تغییر کنند و رویدادهای پیشین دچار تغییر شوند . کارت پستالها و یادگاریها کمک می‌کنند تا خاطره این تجربه زنده بماند . گوردون استدلال می‌کند که خرید سوغاتی ، شیوه تعریف و توقف تجربه کوتاه مدت سفر است و به افراد این اجازه را می‌دهد تا بقایای یک تجربه خارق العاده را به جهان عادی بر گردانند . مردم نمی توانند به صورت نامحدود در زمان خارق العاده باقی بمانند اما می‌توانند قطعه ملموسی از ان زمان خارق العاده را نزد خود نگه دارند (اسوانسون ۱۹۹۴ : ۱۸ ) . وقتی گردشگران استاد کارانی را می بینند که در حال رنگ گردن پارچه ، بافتن سبد ، ساخت سفالینه و یا کنده کاری روی چوب هستند این اقلام مفهوم خاصی برای انان پیدا می‌کنند و تمایل بیشتری برای خرید در آن ها بر می انگیزد (اندرسون و لیترل [۲۰]۱۹۹۵).

برای بسیاری از خریداران گردشگری این عمل تلاشی برای ارتباط با استادکاران بومی است و نوعی میل درونی که از تفاوت‌های فرهنگی بین خریدار و فروشنده فراتر می رود . برای خریداران صنایع دستی این ارتباطات و تبادلات بخش مهمی از سفر محسوب می‌گردد . داشتن کالایی از یک استاد کار ماهر باعث می شود گردشگران در جستجوی دائم برای یافتن جزئیات پیچیده یک کالای بافته شده ، یک کوزه خوش ساخت و یا تکنیک‌های اتصال چوب باشند و از ان لذت ببرند . کانین (۲۰۰۰) به محبوبیت کالاهای مجموعه ای اشاره دارد که اغلب مفهوم حسرت زدگی را با خود به همراه دارند . طبق نظر شاکلی[۲۱] (۱۹۹۷: ۲۶) مسافران یا به دلیل فرصت‌های استثنایی که به وجود می اید کالاهای مجموعه ای را می خرند و یا مجموعه دارانی جدی هستند که ارزش دقیق چیزی را که می خواهند بخرند دارند و ارزش ان را نیز می دانند .

۲-۲-۱-۳-۲ در جستجوی اصالت[۲۲]

اصالت مسئله ای مرتبط و تا اندازه ای با خرید و مسافرت مشترک است . ناظران استدلال می‌کنند که مردم اغلب در جستجوی مکان‌ها و تجربه های اصیل سفر می‌کنند (مک کانل ۱۹۷۳) ، هر چند اصالت ‌به این شکل با اصالتی که گردشگران به دنبال ان هستند تفاوت دارد . در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی اصالت ، جنبه مهمی از تجربه بازدید کننده است و میزان رضایت او از یک سفر یا یک مکان خاص بستگی به اصالت ان دارد اینکه تا چه حد گردشگران به اصالت کالاهای سوغاتی و به اصالت مناطق علاقه دارند . این سوال مطرح است که علاقه واقعی یک مسئله کلیدی برای تحقیق درباره مصرف گردشگران شده است . گرایش گردشگران به خرید ، بر اساس زمینه‌های فرهنگی انان ، گستره و نوع فرصت‌های خرید در مقاصد ، موقعیت اقتصادی و متغیرهای دیگر دچار تغییر می شود . تولید و بازاریابی سوغاتی های دست ساز پاسخی جهانی ‌به این بازار جدید گردشگری است ، اما سوالهایی را ‌در مورد اصالت و تشابهات فرهنگی ایجاد می‌کند . معمولا به اصالت به عنوان ساختاری از اهداف اجتماعی و مفاهیم پیرامون ان نگریسته می شود . به عبارت دیگر اصالت یک اندیشه ذهنی است که از مکانی به مکان دیگر ، از فرهنگی به فرهنگی دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت است . این برداشت‌های ذهنی ‌در مورد اصالت سوغاتی ها ممکن است توسط فروشندگان ، تجربه و دانش مصرف کننده ، سنتهای اجتماعی ، روش های تولید کنندگان و به کار بردن فرایندها و مواد ایجاد شود . بر اساس نظر هیچکاک (۲۰۰۰: ۹) مغازه های سوغاتی عنصری اساسی در ایجاد این واقعیت در اجتماع هستند و می‌توانند با روش های خاصی سازمان دهی شوند که باعث ارتقائ اصالت کالاها گردند . شاید موثرترین روش در تعیین اصالت ، مفاهیمی است که خود گردشگران از طریق روش های خاصی به اجناس خود اطلاق می‌کنند . اما طبق تحقیق جامیسون (۱۹۹۹) استنباط سوغاتی فروشان این بود که گردشگران به اصل یا طرح بودن کالاها اهمیتی نمی دهند . سوغاتی هایی که گردشگران با خود به خانه می‌برند نوعی یادبود هستند که باید تصور کشور بازدید شده را ایجاد کنند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




‌در مورد آثار خارجی هیجان‌ها ی دیگر که ظاهراًً اساسی ترند همین تفاوت‌ها مشاهده می‌شوند مثلاًگریه کردن به علامت رنج احتمالاًعمومیت دارد ولی ،عوامل فرهنگی در تعیین زمان ‌و مکان وحتی شدت گریه مؤثر واقع می شود . چینی ها معتقدند که ابزار خشم هیچگاه موجه نیست ولی آن ها اصرار دارند که غم واندوه باید در ملاءعام ابراز گردد سرخپوستان آمریکا توقع دارند که وقتی مردی زن یا فرزندش می میرد تا مدتی بعد از مرگ آن ها زار ی کند وبه صدای بلند بگرید. (استوتزل ،۲۰۷:۱۳۶۸)

  1. نظام خویشاوندی :

همه فرهنگ‌ها دارای شکل مشخصی از نظام خویشاوندی هستند که در آنارزشها وهنجارهاییدر ارتباط با ازدواج وجود دارد یکی از ویژگی‌های جالب ازدواج که می توان گفت کلی ترین وجهانی ترین اصل اجتماعی مربوط به آن است ممنوعیت ازدواج با بعضی از خویشاوندان مانند ازدواج با پدر ومادر ،خواهر ‌و برادر،دختر وپسر وامثال آن ها‌ است .

برخی از ازدواجها ممنوع است ،به جهت این که به عنوان تابوی زنا با محارم یعنی منبع اخلاقی نیرومندی علیه تماس جنسی بین طبقات معینی از خویشاوندان شناخته می شود ولی محتوای این ‌ممنوعیت‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می‌کند مثلاً در برخی از جامعه ها ازدواج بین دختر عمووپسر عمودر شمار ازدواج با محارم است و در جامعه های دیگر این طور نیست حتی این ممنوعیت در واردی شامل همه افرادی که دارای یک نام خانوادگی هستند ،نیز می‌گردد«در کره جنوبی»پادشاهان قدیم مصر موظف بودند با خواهران خود ازدواج کنند . در برخی از مناطق فنالند ،سنتی برجاست که مابقاً برداری توانسته است خواهر خودرا به زنی بگیرد . نموه های بسیار دیگری از عقاید مختلف راجع به زناشویی با نزدیکان وجود دارد که ثابت می‌کنند که عوامل اجتماعی بیش از عوامل زیستی در آن دخیل است .

۵٫بیان حالات با تغییرات چهره :

در فرایند ارتباط بین افراد از دو جامعه متفاوت هریک عادات مربوط به فرهنگ خود را دنبال می‌کنند ،چیزی که موجب مشکلاتی برقراری ارتباط کلامی می‌گردد. مثلاً در برخی از فرهنگ‌ها (تف کردن )الزاماًًیک علامت تحقیر یا تنفر نیست ویا آمریکاییان برای «آه کشیدن »نفس خود را بیرون می‌دهند در صورتی که سوئدیها نفس را به درون می‌دهند (بادن ۱۱۴:۱۳۷۴)وحرکات چشم سفیدها وسیاهان آمریکایی در هنگام گفتگو با هم فرق دارد . سفیدها ،هنگام گوش کردن ،به طرف مقابل چشم می دوزند ‌و هنگام سخن گفتن،چشم از طرف بر می گردانند ،در حالی که در محاوره بین سیاهان این رفتار معکوس است .

۶٫شیوه های پرورش نوزادان :

روابط نوزاد با مادر نخستین روابط جسمانی واجتماعی آدمی است . دامان مادر نخستین جهان کودک است و در ایجاد دیدار نسبت به جهان بسیار مؤثر است . به باور روانکاوان بی اعتنایی وبی توجهی به کودک باعث پیدایی خود ضعیف در وی می شود دلی تربیت صحیح که با نظم وانظباط متناسب همراه باشد کودک را دارای «خو»قوی ‌و اراده‌ ی محکم پرورش می‌دهد .برای مثال :کارد نیررلینتون شیوه نگاهداری ورسیدگی کودک را در جزایر مارکیز مطالعه واین گونه توصیف می‌کنند . در جزایر مارکیز عده مردان به مراتب بیشتر از زنان است وبه همین دلیل زنان بیشتر به فعالیت جنسی می پردازند ‌و وظیفه ونقش مادری خود را تا زیادی فراموش می‌کنند مادر ‌معمولا به کودک خود از سینه شیر نمی دهدیا این کار را تنها برای مدتی بسیار کوتاه انجام می‌دهد در عوض نوعی خمیر نرم تهیه کرده کودک را به پشت می خواباند وبا قدرت این خمیر را در دهان کودک قرار می دهدرفع بقیه نیازهای او را نیز مادر به مردانی که در واقع شوهران درجه دوم او هستند واگذار می‌کند . عدم تماس وعلاقه مادری سبب می شود که کودکان این جامعه مضطرب ونامطمئن بار آیند. (صانعی ۱۵۶:۱۳۴۲)

در آفریقای سیاه معمولاًنوزاد دائماًدر بغل یا پشت مادر خود است وبا تمامی حرکات بدنی او در جنبش است مثلاً در نیجریه مادر کودک خود را تا سن ۳سالگی در بغل یا پشت حمل می‌کند وبار سنگین تمامی غرایزی او به طور مستقیم ‌و کامل پس از مرحله دهانی به دوش اوست .برعکس در قبیله کومانش کودک را پیوسته پارچه ای پیچیده وجدا نگاهداری می‌کنند وشب هنگام او را در استوانه چوبی گذاشته ‌و کنار مادر می خوابانند .

عمل قنداق کردن نوزاد در مناطق مختلف جهان بسیار شایع است . بقراط درباره اهمیت قنداق کردن کودک می‌گوید که این کار افراد آدمی را خشن تر می‌کند (استنوتزل۹۷:۱۳۶۸)

جنبه ی دیگر از تفاوتهایی که در رفتار با کودکان دیده می شود به امراز شیر گرفتن مربوط است . چنان که از خود این امر چنین بر «ی اید ،از شیر گرفتن نوعی جدایی وبنابراین حادثه ای است دردناک که درباره آن بسیار مطالعه شده است . شرایط از سیر گرفتن نزد اقوام مختلف متغییر است واین کار ممکن است در بعضی جاها زودتر از هنگام و در برخی ،دیرتر از هنگام و در بعضی نقاط به طور ناگهانی و در جاهای دیگر آرام آرام انجام گیرد . در زندگی سنتی الجزایر زمان از شیر گرفتن به محض بارداری مجدد مادر ،با خشونت صورت می‌گیرد در غیر این صورت این امر با تأخیر یا به تدریج انجام می شود . قوم آراپش که به ملایمت ‌و مهربانی شهره اند ،کودکان خود را تا سه یا چهار سالگی شیر می‌دهند برعکس موندوگومرها که مردمانی پرخاشگر وجنگنده هستند وبرای آنان خشونت ‌و شجاعت اهمیت زیاد دارد . در تربیت کودکان شدت عمل به خرج می‌دهند نه تنها بسیار زود کودک را از شیر می گیرند بلکه بدون هیچگونه نوازشی این کار را انجام می‌دهند .

۷٫پایگاه اجتماعی کودک :

شیوه های گوناگون رفتار با کودک مایه نخستین مایه اولیه تجربه اجتماعی او از سرایط محیطی است واین تجربه ،او را برای جذب فرهنگی به گونه ای که باید در آینده انجام گیرد . آماده می‌کند . در برخی از جامعه های امروزی ،کودک موجودی عزیز بوده ،مورد توجه عاطفی نوازش قرار می‌گیرد ولی در همه جا این طور نیست . همچنین ‌در مورد افرادی که از او مواظبت می‌کنند ،نیز تفاوتهایی وجود دارد ،در جامعه ما ،غالباًمادر به تنهایی چنین وظیفه ای را به عهده دارد . تفاوتهایی نیز ‌در مورد پایگاه وموقعیت اجتماعی کودک در اغلب جامعه ها وجود دارد در مغرب زمین امروز هجامعه شاهد جدایی آشکار سطوح سنی است موقعیت کودک بسیار وابسته پایین تر از دیگران است به حدی که از رهایی کودک از استعمار سخن می‌گویند . نوجوان بایستی برای به دست آوردن استقلال خود مبارزه کند .

مفهوم شخصیت :

با روشن شدن مفهوم فرهنگ ،اکنون می توان اذعان نمود که رفتار ‌و حالات روانی افراد انعکاس فرهنگ آنان است وشخصیت تا حد زیادی نمایند . ویژگی‌های عناصر وعوامل فرهنگ موجود در محیط است در واقع ،شخصیت در فرایند جامعه پذیری به وجود می‌آید ،زیرا انسان در کنش متقابل با دیگران میراثهای جامعه را می‌گیرد وبه فرهنگ جامعه پیوند می‌خورد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




جونز (۱۹۹۲) [۶۰]پژوهشی تحت عنوان ” طلاق، والدین، تعارض خانوادگی و شبکه روابط دوستانه” انجام داد . نتایج این مطالعه آشکار ساخت که تعارضات خانوادگی بدون توجه به اندازه و حجم شبکه روابط و کیفیت مؤثر روابط دوستانه و تجربه تنهایی را افزایش داد.

طبق گزارش مؤسسه‌ ملی بهداشت روان ‌در مورد پیشگیری ها، کشمکش ها و تعارض های زناشویی مخرب از جمله عوامل خطر ساز اصلی برای بروز بسیاری از اشکال اختلال و آسیب روانی ، به ویژه افسردگی در بزرگسالان و اختلال سلوک در کودکان است(کوی و همکاران، ۱۹۹۳ .به نقل از کیسر[۶۱] و همکاران۱۹۹۸).

مذهب راهنمایی های کلی در اختیار بشر قرار می‌دهد که اگر انسان ها بدان ها عمل نمایند منجر به استحکام پیوند زناشویی می‌گردد . این راهنمایی ها شامل قوانینی د ر مورد رابطه ی جنسی ، نقش های جنسیتی ، از خود گذشتگی و حل تعارضات در روابط زناشویی می‌باشند(ماهونی[۶۲]، ۲۰۰۳).

یکی از دلایلی که نشان می‌دهد مذهب می‌تواند دیدگاه فکری زوجین را تحت تاثیر قرار دهد این است که احتمال اینکه افراد مذهبی تر ازدواج خود را دارای کیفیتی معنوی ببینند بیشتر است ، می‌باشد مطالعه بر روی ۹۷ زوج که نماینده ی تنوع مذهبی زوج های امریکایی بودند ، نشان داد که آن ها مفهوم تقدس را ‌در مورد ازدواج خود به کار می‌برند . بدین معنی که غالبا چنین تصور می‌کردند که ازدواج آن ها محتوایی معنوی دارد(ماهونی، ۲۰۰۵).

گلاسر[۶۳] و گلاسر در اثر خود(۲۰۰۲)، با عنوان به هم رسیدن و با هم ماندن به تفصیل رابطه ی زناشویی را بر اساس نظریه انتخاب تشریح می‌کنند.در بحث نیاز های اساسی و رابطه ی آن را با ازدواج ، گلاسر رابطه ی زناشویی را مانند دیگر روابط در نظر می‌گیرد ولی در ازدواج ، علاوه بر ویژگی های دیگر روابط، تعهد نسبت به رابطه ی زناشویی را بیشتر دخیل می‌داند به نظر وی همین تعهد طرفین را به استفاده از کنترل بیرونی می کشاند (گلاسر و گلاسر،۲۰۰۲).

چندین مطالعه (روس[۶۴]، وستفیلد[۶۵] ،انسلی[۶۶]، ۲۰۰۰)نشان دادند که مورد توجه قرار دادن باور های مذهبی در طی مراحل درمان می‌تواند در بهبود روابط زن وشوهر مفید باشد. بدین صورت که هر گاه تعارض خانوادگی بر سر موضوعی خاص ، شکل می‌گیرد، مذهب می‌تواند از طریق مفاهیم معنوی .و ارزش های مذهبی مشترک ، اختلاف نظر بین افراد را تعدیل کند. تأکید دین بر مفاهیمی مانند تقدس ازدواج می‌تواند مسیر حل تعارضات زناشویی را هموار سازد(به نقل از لطف آبادی، ۱۳۸۴).

ماهونی و همکاران (۱۹۹۹) معتقدند که درمانگران می‌توانند نقش باور های مذهبی و بعد متعالی رابطه ی زناشویی را طی فرایند حل اختلافات زناشویی مورد توجه قرار دهند و از سویی دیگر با بهره گرفتن از روش های مداخله ای مذهبی می توان به حل تعارضات زناشویی کمک نمود.

مسائل اقتصادی که نماینده ی نیاز به بقا می‌باشد با مشکلات رابطه ی زناشویی ارتباط تنگاتنگی دارد.اگر نیاز به بقا در دونفر در سطح متفاوتی باشند. یکی مقتصد و یکی ولخرج ، بسته به اهمیت اقتصاد برای طرفین می توان انتظار سطحی از تعارض را داشت(گلاسر و گلاسر ،۲۰۰۲)

در مطالعه ای تحت عنوان بررسی رابطه معنویت با کار و نقش های خانوادگی و رضایت از زندگی روی ۹۹ نفر انجام شد نتایج نشان داد که بهزیستی و رضایت زناشویی به طور معناداری با رضایت از زندگی رابطه دارد و شرکت کنندگان گزارش دادند که معنویت بر کار ، ازدواج، فرزند پروری و رضایت از زندگی شان مؤثر است(کیزاک[۶۷]،۲۰۰۶، به نقل از احمدی ۱۳۹۱).

.ویلیامز و لاور (۲۰۰۳) عنوان کرده‌اند زوج هایی که تجانس مذهبی داشته اند سطح بالاتری از رضایت زناشویی را گزارش کردند.

نتایج پژوهش برتونی [۶۸]، بودنمن[۶۹] (۲۰۱۰) نشان داد که در مقایسه با زوج های ناخشنود ، زوج های خشنود ابعاد مثبت بیشتر و منفی کمتری دارند و سبک های تعارض مناسب (بیشتر مصالحه می‌کنند و کمتر خشونت ، کناره گیری و توهین )داشته و به علاوه روابط بهتر با خانواده اصلی شان را داشتند ضمنا در ابعاد عشق تغریبا عشق کامل را داشته و از بودن کنار همسر احساس لذت می‌کردند.

محققان با این فرض که در موضوعات مربوط به عبادت، چندین عامل مرتبط با زوج درمانی وجود دارد مطالعه ای روی ۲۳۰ زوج که مدت ۷سال از ازدواجشان گذشته بود و دارای عقاید مذهبی بودند، انجام دادند. این عوامل عبارت بودند از کاهش منفی بینی، اهانت، خشونت در طی تعارض، کاهش واکنش پذیری هیجانی، افزایش مسئولیت پذیری به منظور مصالحه و حل مسئله، که فرضیه آن ها تأیید شد(باتلر[۷۰]، ۲۰۰۰، به نقل از احمدی ۱۳۹۱).

هیتون و پرات (۲۰۰۴) ‌به این نتیجه رسیدند که همبستگی مثبت و معناداری بین میزان عمل به باور های دینی و میزان صمیمیت ، توافق، صادق بودن، محبت و پایبندی به تعهدات وجود دارد. ‌به این معنا که هر چه میزان عمل به باور های دینی در زوج ها بالاتر باشد آن ها احساس رضایت بیشتری را تجربه می‌کنند.

هندرسون[۷۱] –کینگ[۷۲] ووروف[۷۳]،(۲۰۰۳) ‌به این نتیجه رسیدند که رضایت از رابطه ی جنسی نقش مهمی در رضایت زناشویی و رابطه زوج ها دارد و نارضایتی در رابطه جنسی در سال های اول ازدواج به اختلاف بین زوج ها و احتمالا جدایی در سال های بعد منجر می شود.

ب: تحقیقات داخلی

در پژوهش براتی (۱۳۷۵) تحت عنوان بررسی تعارضات زناشویی متقابل زن و شوهر هفت مؤلفه‌ کاهش همکاری کاهش رابطه جنسی ، افزایش واکنش های هیجانی ، افزایش جلب حمایت فرزندان ، افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود، کاهش همکاری با خویشاوندان همسر و دوستان، جدا کردن امور مالی از یکدیگر مورد بررسی قرار گرفت نتایج مطالعه نشان داد که هفت مقیاس فوق با تعارضات زناشویی رابطه مثبت دارد.

عامری و همکاران (۱۳۸۲) در پژوهش خود در خصوص اختلاف های زناشویی ‌به این نتیجه رسیدند که در مجموع در بین زوج های مراجعه کننده، هفت نوع اصلی اختلافات وجود دارد که شامل مشکلات ارتباطی ، تفاوت های شخصیتی، بی وفایی، مشکلات خانواده مرکب، تعارضات مالی، بدرفتاریو سوء ظن می‌باشد.

اثر بخشی دینداری در رضایت زناشویی در تحقیقات احمدی، فتحی، آشتیانی و عرب نیا (۱۳۸۵) و حیدری(۱۳۸۷) تأیید شده است

نتایج پژوهشی در زمینه تاثیر جنسیت بر گرایش های مذهبی نشان داد که زنان بیش از مردان به مذهب گرایش دارند(نصیرزاده،رسول زاده، ۱۳۸۸).

پژوهش ها نشان می دهدکه ایمان مذهبی در ارتباط مستقیم با بهداشت و سلامت روان قرار داشته و مکانیسم سازگاری افراد را افزایش داده و بهبودی ناراحتی های ناشی از رویداد های ناگوار و ناگهانی را تسریع می‌کند(فصیح،۱۳۸۱).

رحمت الهی (۱۳۸۵) در پژوهشی که در زمینه آسیب شناسی زندگی زناشویی انجام داد ‌به این نتیجه رسید که شش حیطه زیر ، از مهمترین عوامل آسیب رسان به زندگی زناشویی محسوب می‌شوند. این حیطه ها عبارتند از مشکلات رفتاری با همسر/مشکلات عاطفی/تفاوت در ویژگی های شخصیتی زوج ها/مشکلات مربوط به اوات فراغت/ مشکلات ارتباطی / الگو های ارتباطی.

بر اساس یافته های پژوهش خدایاری فرد و همکاران (۱۳۸۵) بین نگرش مذهبی و رضایت زناشویی رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد و خانواده درمانگر ها می‌توانند نقش باور های مذهبی را هم در بروز و هم در در حل اختلافات زناشویی به عنوان عاملی مهم در نظر بگیرند. نتایج این پژوهش با یافته های مارگارت [۷۴]و همکاران (۱۹۹۰)، کال و هیتون[۷۵](۱۹۹۷)، سولیوان[۷۶](۲۰۰۱)، هانلر و گنچوز(۲۰۰۵) و اورتینگال[۷۷] و ونستیوگن[۷۸](۲۰۰۶) همسویی دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




ماک[۶۷] ( ۲۰۰۶) در پژوهشی با عنوان مفاهیم ارزش ساز اطلاعات حسابداری به بررسی ضرورت شناخت ارزش اطلاعات و اهمیت آموزش کارکنان در ارتباط با سیستم‌های اطلاعات حسابداری و چگونگی جریان اطلاعات در سازمان و ارزیابی اطلاعات حاصله و بازخور مدل سیستم‌ها پرداخته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که به کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری نقش سازنده­ای در کنترل، برنامه ریزی و تصمیم ­گیری­های مدیریت ایفا می­ کند.

دیوید و همکاران[۶۸] (۲۰۰۵) در پژوهشی با عنوان یک چارچوب برای سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری، به بررسی این موضوع پرداخته که سیستم اطلاعات حسابداری باید به عنوان یک واسط و رابط عمل کند که از طریق آن سه متغیر مجزا، رفتار سازمانی را تحت تأثیر قرار دهند. سیستم اطلاعات حسابداری اطلاعاتی دربارۀ وقایع اقتصادی فراهم می­ کند و تصمیم­گیرنده از آن در برنامه­ ریزی، نظارت و کنترل سازمان استفاده می­ کند. طبق نظر آن ها تصمصم­گیری تابعی از سه متغیر ۱)اهداف ۲)مفاهیم ۳)نمادها ‌می‌باشد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که سیستم اطلاعات حسابداری باید بتواند اطلاعاتی فراهم کند که قابلیت فهم و مقایسه­ ای بودن داشته باشد و استفاده کنندگان بتوانند با آن داده ها کار کنند و قادر باشند آن ها را به مفاهیم اقتصادی مورد نیاز تبدیل کنند.

جوجنبون (۲۰۰۰) در پژوهش خود ‌به این نتیجه دست یافت که به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و از جمله اتوماسیون اداری ، منجر به ۴/۱ درصد رشد بهروری نیروی­کار شده است.

هیپ و دیگران ۲۰۰۴ در پژوهش خود درخصوص تأیید به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ۲۲ صفت ایران طی دوره ۹۹-۱۹۹۳ چنین نتیجه گیری کردند که فناوری اطلاعات و ارتباطات بر بهره وری صنایع در ایران اثر مثبت و معنی­داری داشته است.

۲-۲۰- ۲ پیشینه داخلی

دستگیر و جمشیدیان (۱۳۸۲) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر ویژگی‌های سیستم اطلاعات حسابداری بر بهبود تصمیم ­گیری مدیران: مورد گروه بهمن، به بررسی میزان تأثیر سیستم اطلاعات حسابداری بر بهبود تصمیم ­گیری مدیریت پرداختند. راز دستیابی به اهداف سازمان در شرایط پیچیده و دشوار محیطی، تصمیم ­گیری صحیح و عقلایی است. در این راستا، سیستم اطلاعات حسابداری به عنوان یکی از منابع تأمین­کننده اطلاعات جهت تصمیم ­گیری مدیران دارای اهمیت ویژه­ای است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیستم اطلاعات حسابداری بر بهبود تصمیم ­گیری مدیریت تأثیر دارد. نتایج حاصل از بررسی وضعیت موجود سیستم اطلاعات حسابداری گروه بهمن نشان داد این سیستم اطلاعات مورد نیاز مدیران را جهت تصمیم ­گیری فراهم نساخته است. به طور کلی نتایج نشان می­دهد بین وضعیت موجود و مطلوب سیستم اطلاعات حسابداری گروه بهمن تفاوت وجود دارد.

سرفرازی و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان تأثیر خلاقیت بر بهبود تصمیم گیری مدیران (مطالعه موردی)، به بررسی رابطۀ بین خلاقیت و بهبود تصمیم گیری مدیران سه سطح (ارشد- میانی- عملیاتی) در استانداریهای استان فارس، کهگیلویه و بویر احمد و هرمزگان پرداختند. برای این منظور ابزار اندازه ­گیری در این پژوهش، پرسشنامه­ای شامل ۱۵ سؤال تهیه کردند که با بهره گرفتن از آن ها فرضیه های تحقیق را مورد سنجش و اندازه گیری قرار دهند. سنج روایی پرسشنامه و ضریب قابلیت اعتبار ابزار
اندازه ­گیری نیز از طریق آلفای کرونباخ انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می­دهد که رابطه معنی داری بین تصمیم گیری مدیران و بهبود کارایی کارکنان وجود دارد و اکثریت مدیران استانداریهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان معتقدند که باید ابتدا مسایل تجزیه و تحلیل شده وسپس تصمیم ­گیری شوند. از یافته ­های این تحقیق ‌می‌توان نتیجه گرفت با آشنایی مدیران با خطرات مختلف، ‌می‌توان ریسک­پذیری آن ها را افزایش داد تا از این طریق بتوان مدیران را در اتخاذ تصمیمات حیاتی­تر یاری نمود. مدیران باید با تحقیق و بررسی خلاقیت و ابداع را افزایش دهند و از این طریق تصمیمات بهتری اتخاذ کنند، آن ها می­‌دانند که هر چه مدیران خلاق­تر و ریسک پذیرتر باشند تصمیمات بهتر و پویاتری اتخاذ ‌می‌کنند و هر چه خلاق­تر باشند تصمیم ­گیری آن ها سریع­تر خواهد بود.

لگزیان و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان ارزیابی سیستم اطلاعاتی مالی دانشگاه فردوسی مشهد با به کارگیری مدل تعدیل شده دلون و مکلین، به ارزیابی میزان موفقیت سیستم اطلاعاتی مالی دانشگاه فردوسی مشهد ‌بر اساس مدل تعدیل شده پرداختند. در محیط متحول، پویا و رقابتی کسب و کار کنونی سازمان‌ها، توسعه و استقرار سیستم های اطلاعاتی مدرن به صورت گسترده مورد توجه مدیران قرار گرفته و کاربرد این سیستم‌ها تأثیرات شگرفی را در تسهیل فرایند مدیریت بر جای گذاشته است، به
گونه ­ای که با ارائه ابزارهای تولید، پردازش و توزیع اطلاعات به مدیران سطوح مختلف این امکان را فراهم نموده که با اتکا به دانش بیشتر بتوانند بر جریان حرکت اطلاعات در سازمان خود نظارت داشته باشند و مدیریت سنجیده و فنی­تر بر آن اعمال نمایند. یافته ­های پژوهش بیانگر آن است که کیفیت سیستم اطلاعات مالی دانشگاه پیشگوی مناسبی برای استفاده کاربران و رضایت آن ها از این سیستم است. همچنین، کیفیت سیستم اطلاعاتی با تأثیرات فردی رابطه مثبتی دارد و کیفیت اطلاعات سیستم اشاره شده نیز با رضایت کاربران این سیستم رابطه مستقیم دارد، ولی رابطه­ای بین کیغیت اطلاعات و استفاده کاربران مشاهده نگردید.

دستگیر و غالبی (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان ارزیابی ویژگی‌های کیفی سیستم اطلاعاتی حسابداری (مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی بندر امام)، به بررسی این مسئله که آیا سیستم حسابداری موجود در شرکت پتروشیمی بندر امام اطلاعات مورد نیاز را جهت تصمیم گیری مدیران فراهم می­ کند، پرداختند. امروزه به جرئت ‌می‌توان گفت که هر تصمیم مدیران، آثار و نتایج مالی در پی داشته و به همین جهت مدیران برای اخذ هر تصمیم به اطلاعات مالی نیازمند است. وظیفه تهیه این اطلاعات و پردازش آن ها به سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری است. نتیجه حاصل از پژوهش گویای آن بود که سیستم حسابداری پتروشیمی بندر امام ویژگی‌های کیفی سیستم اطلاعاتی را در بر دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]





از سوی دیگر باعث کاهش خطرپذیری و کاهش هزینه­ های تأمین مالی می­شوند و همچنین، می‌توانند از بروز شوک‌های نقدینگی جلوگیری کنند. ‌به این صورت که بانک‌ها می‌توانند سپرده‌های کوتاه‌مدت که از درجه نقدینگی بالایی برخوردار هستند را به سپرده‌های بلندمدت با درجه نقدینگی پایین تبدیل کنند. یعنی به خانوارها این امکان را بدهند که هر زمان که تمایل دارند، بتوانند سپرده‌های خود را از بانک برداشت کنند. در طرف مقابل، در بازار سرمایه (بورس) نیز، دارندگان اوراق سهام می‌توانند بدون اینکه دسترسی واحد‌های تولیدی و خدماتی به سرمایه مسدود شود، هر زمان که بخواهند سهام خود را در بازار بفروش برسانند[۶۷]. [۶۸] از سوی دیگر، تأمین مالی طرح­های بزرگ و پرداخت وام­های بلندمدت در نظام­های متکی بر نرخ بهره (اقتصاد سنتی)، بر عهده بازار سرمایه و بازار بورس ‌می‌باشد. لذا عمده اختلاف در فعالیت بازار پول و بازار سرمایه این اقتصادها، در «اختلاف در سررسید وام­ها» است، به نوعی که در بازار پول، سررسید این وام­ها کوتاه‌مدت و در بازار سرمایه به صورت بلندمدت ‌می‌باشد. گرچه در این نوع نظام اقتصادی، سپرده­گذاری در بانک بدون ریسک ‌می‌باشد. در حالی­که عمدۀ سرمایه ­گذاری­ها در بازار سرمایه همراه با ریسک و پذیرش خطر ‌می‌باشد[۶۹] و بازار سرمایه می‌تواند شرایطی را فراهم کند که خانواده ها بهتر بتوانند ترجیحات ریسک خود را طبقه‌بندی نموده و نقدینگی مورد نیاز خود را تأمین نمایند[۷۰]. ‌بنابرین‏، با توجه به مطالب مطرح شده، نظام بانکی در اقتصاد سنتی مکمل بازار سرمایه می‌باشد.



همچنین، با توجه به اینکه نظام اقتصاد اسلامی مبتنی بر فعالیت‌های اسلامی ‌می‌باشد و چون نظام بانکی نیز از این قابلیت به خوبی برخوردار است و می ­تواند بخش عمده­ای از سرمایه ­های مورد نیاز را از طریق تجهیز سپرده‌های بلندمدت جذب کند، ولی با توجه به محدودیت­هایی که سیستم بانکی برای ‌پاسخ‌گویی‌ به نیاز همه متقاضیان سرمایه وجود دارد، بازار سرمایه می ­تواند به عنوان یک مکمل در کنار نظام بانکی در جذب و هدایت سرمایه­ها فعالیت کند. اما چون در سیستم بانکداری اسلامی، هیچ­گونه وامی پرداخت نمی‌شود، مگر وام­های قرض­الحسنه و بدون بهره، که آن هم بسیار محدود ‌می‌باشد، بیشتر فعالیت­ها در این نظام بر طبق عقود اسلامی ‌می‌باشد.[۷۱] از سوی دیگر، بانک‌ها در نظام اقتصاد اسلامی (همانند نظام اقتصاد سنتی)، طی عملیات مقاطعه‌کاری و واسطه‌گری اوراق بهادار شرکت‌های فعال در بازار سرمایه به شرکت‌هایی که از این طریق، اوراق سهام‌شان را در بازار سرمایه عرضه می‌کنند، می‌توانند در زمینه افزایش قیمت اوراق سهام این شرکت‌ها کمک کنند و هزینه پذیره‌نویسی اوراق این شرکت‌ها را نیز کاهش دهند. معاملات کوتاه‌مدت ابزارهای بدهی (و یا وام‌ها) نیز، از طریق بازارهای پول، ثابت می‌کند که بازار پول، بازوی مهم افزایش بهره‌وری بازار سرمایه می‌باشد[۷۲].

به لحاظ نظری، ایفای نقش مؤثر بانک‌های اسلامی در عرصه فعالیت‌های اقتصادی، در گرو حضور بازار گسترده دادوستد انواع اوراق بهادار (بازار سرمایه فعال) می‌باشد[۷۳] و اجرای صحیح عملیات بانکداری اسلامی از یک طرف و انجام مطلوب عملیات بازار سرمایه از طرف دیگر، می‌تواند نقش مکملی این دو را نشان دهد. به گونه‌ای که عملیات نظام بانکی بر نحوه فعالیت بازار سرمایه و برعکس، عملیات بازار سرمایه بر فعالیت‌های نظام بانکی تأثیر می‌گذارد. زیرا گسترش حجم مبادلات در بازار سرمایه، به افزایش سرمایه‌گذاری، تولید ملی و در نتیجه، پس‌انداز ملی منجر می‌شود و در نهایت، بر حجم فعالیت‌های نظام بانکی تأثیرگذار خواهد بود و بالعکس.

از آنجایی­که مطابق قانون عملیات بانکی بدون ربا، بانک­ها می ­توانند در جایگاه وکیل
سپرده­گذاران در خرید اوراق بهادار و اوراق سهام از بازار سرمایه، سرمایه ­گذاری کنند؛ رونق بیشتر بازار سرمایه، افزون بر این­که می‌تواند در شکل­ گیری بیشتر پس­انداز­ها و هدایت آن­ها به سرمایه ­گذاری گسترده ­تر و متنوع­تر کمک کند، امکان سرمایه ­گذاری بیشتر و گسترده ­تر بانک­ها را در بازار سرمایه فراهم می­سازد و از این طریق زمینه مناسبی برای سرمایه ­گذاری بیشتر و تأمین مالی مطمئن­تر برای بنگاه­های اقتصادی فراهم می­سازد. از سوی دیگر بانک­ها با داشتن افراد خبره و کارشناسان برجسته، با محدودیت کمتری در مقایسه با اشخاص حقیقی و حقوقی مواجهند که این خود عاملی برای ثبات و بهبود نسبی بازده­های حاصل از سرمایه ­گذاری بانک­ها و کاهش احتمال زیان و سبب اعتماد مردم به سپرده­گذاری در بانک­ها می­ شود.[۷۴]

طبق مباحث ذکر شده فوق، ‌می‌توان گفت که نظام بانکی مکمل خوبی برای بازار سرمایه در جهت جذب سرمایه ­های مازاد جامعه و تأمین مالی طرح­های کوتاه­مدت و بلندمدت، محسوب می­ شود. عکس این قضیه نیز صادق ‌می‌باشد.

۲-۶-۷) بانک؛ رقیب بازار سرمایه

در این حالت بانک‌ها و بازار سرمایه در تأمین منابع مالی، رقیب یکدیگرند و اصولاً رقابت میان بازارهای مالی موجب بهبود فعالیت، ایجاد خلاقیت و ارائه خدمات هرچه بهتر به متقاضیان با هزینه کمتر خواهد شد و این خود، زمینه توسعه بازارهای مالی و همچنین توسعه و رونق اقتصادی را فراهم خواهد نمود. به گونه‌ای که، اقتصاددانانی نظیر استیگلیتز[۷۵] (۱۹۸۵) و بید[۷۶] (۱۹۹۳) بیان کرده‌اند که بازار سرمایه نمی‌تواند به خوبیِ بانک‌ها، منابع مالی را تخصیص دهد[۷۷].[۷۸] ادوارد گراهام[۷۹] (۱۹۹۸)، هدف سیاست­های رقابتی را در کارایی بیشتر از طریق بهبود ساختار بازارهای مالی و پویا نمودن آن می­داند. در همین زمینه، کرین وایتر[۸۰] (۱۹۹۸)، اقتصاددان برجسته نیوزیلندی، رقابت را دارای بیشترین سهم در بین نیروهای لازم جهت ساماندهی مناسب بازارها می­داند. از این‌رو، امروزه بسیاری از نهادهای مالی به منظور متنوع­سازی وظایف خود، محصولات و خدمات متنوعی را ارائه می­ دهند. در نتیجه خدمات آن­ها به گونه ­ای با هم همپوشانی دارد و رقابت میان آن­ها را نیز افزایش می­دهد و از آن­جایی که نهاد‌های قانونگذاریِ متفاوتی برای انواع مختلف نهادهای اقتصادی و بازارهای مالی وجود دارد، هماهنگی میان این قانونگذاران، بسیار دشوار می­ شود. از این­رو، وضع قوانین مختلف توسط این نهادهای قانون‌گذار، باعث ایجاد نوعی مزیت رقابتی میان برخی بازارها و همچنین نهادهای مالی یک بازار با بازار دیگر می­ شود. از این‌رو، بازارهای مالی هم در نظام اقتصادی متعارف و هم در نظام اقتصادی اسلام، در زمینه تأمین منابع مالی متقاضیان، رقیب هم می‌باشند.[۸۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




حضرت امیرالمومنین علی (ع) در مذمت این کار زشت در حکمت ۳۲۰ نهج البلاغه می فرمایند:

«برای فهمیدن بپرس، نه برای آزار دادن، که نادانِ آموزش گیرنده همانند داناست و همانا دانای بی انصاف همچون نادان بهانه جو است.»

در تربیت دینی و اخلاقی و همچنین در تعلیم ارزش های دینی و اخلاقی تأکید بر یک نکته ی ویژه دیگر لازم به نظر می‌رسد که که عبارت است از خودسازی معنوی متربی.

۴-۲-۱۵٫خودسازی معنوی:

خود سازی معنوی از چهار مرحله اساسی دیگر تشکیل شده است که بدین ترتیب می‌باشند:

۴-۲-۱۵-۱٫ مشارطه یا عزم:

موسـوی کاشمری ( ۱۳۷۹: ۴۰) معتقـد است انسانـی که قصد حرکت در جهـت کمال و تربیت

نفسانی خود را دارد در ابتدای هر روز لازم است با خود شرط کند که در طول روز مرتکب گناهی نگردد.

در مبحث آموزش ارزش ها، پیروی متربی از این اصل موجب می شود که متربی با خود عهد و پیمان می بندد که از اصول ارزشی تخطی ننماید و در عمل به آن ها کوشا باشد، با خویش پیمان می بندد که از ضد ارزش ها و صفات رذیله ای که نفس آدمی را به ذلت می کشانند پرهیز نماید و به مبارزه با آن ها برخیزد. این تصمیم نیازمند عزم و اراده ای قوی است تا فرد را یاری کند که در تصمیم خویش دچار سستی نگردد.

خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه نحل: آیه۹۱ و سوره مبارکه اسراء: آیه۳۴ ‌به این اصل اشاره می فرمایند.

۴-۲-۱۵-۲٫ مراقبه:

متربی پس از طی مرحله ی اول یعنی مشارطه و عزم بایستی مراقبت و مواظبت نماید تا بر عـهد و

پیمان خویش پایدار بماند تا دچار وسوسه های نفس و شیطان نگردد.

بهشتی(۱۳۸۸: ۳۶۰) به نقل از فیض کاشانی راهکاری را جهت مراقبت از نفس بیان می کند. این راهکار عبارت است از این که فرد قبل از انجام هر عمل و سخن هرقدر هم کوچک باشد، برای ثبت ویژگی های آن عمل، سه دفتر در پیش روی خود می گشاید:

دفتر اول با عنوان چرا؟ و دفتر دوم چگونه؟ و سوم، برای چه؟

سوال اول این است که خاستگاه این عمل چیست؟ آیا شهوت و غضب و تمایلات و خواسته های نفسانی مرا به انجام این عمل خوانده ، یا خواسته و رضایت مولا ؟

سـوال دوم این است که چـگونه می خواهی این عمل را انجام دهی؟ آیا از سر علم یا جهل و ظن؟ آیا فرمان خدا را در چگونگی انجام این عمل یاد گرفته ای؟ سوال سوم این است که نیت و انگیزش تو در انجام عمل چیست؟ برای چه ‌به این عمل دست می یازی: دنیا می خواهی یا مولا؟

متربی پس از پاسخ ‌به این سوال وارد مرحله عمل می شود.

۴-۲-۱۵-۳٫محاسبه:

محاسبه آن است که انسان هر روز از خود حساب گیرد که چه طاعتی یا معصیتی مرتکب شده است. اگر طاعتی داشته بر آن بیفزاید و اگر گناهی مرتکب شده در جبران آن بکوشد و بداند که خداوند از اعمال و اسرار نهان او آگاه است و آن را حسابرسی می‌کند ( رهبر و رحیمیان، ۱۳۷۷: ۱۳۱) .

بر متربی لازم است در ادای این وظیفه و محاسبه نفس خویش نهایت همت خویش را مبذول داشته تا از گمراهی در امان باشد.

مولای متقیان حضرت علی(ع) در خطبه ۲۲۲ در وصف ویژگی افراد اهل ذکر می فرمایند:« اگر اهل ذکر را در اندیشه ی خود آوری و مقامات ستوده ی آنان و مجالس آشکارشان را بنگری، می بینی که آنان نامه های اعمال خود را گشوده و برای حسابرسی آماده اند که همه را جبران کنند. و در اندیشه انددرکدامیک از اعمال کوچک و بزرگی که به آنان فرمان داده شده کوتاه کرده‌اند یا چه اعمالی که از آن نهی شده بودند مرتکب گردیده اند. می بینی که آنان نامه های اعمال خود را گشوده و برای حسابرسی آماده اند که همه را جبران کنند. و در اندیشه اند در کدامیک از اعمال کوچک و بزرگی که به آنان فرمان داده شده کوتاه کرده‌اند یا چه اعمالی که از آن نهی شده بودند مرتکب گردیده اند.»

۴-۲-۱۵-۴٫ مؤاخذه:

قدم نهایی برای متربی طی این مرحله، مواخذه است:

موسوی کاشمری( ۱۳۷۹: ۴۱) می نویسد در طی این مرحله است که با برخورد جدی با خود و گریبانگیری از خویشتن و تنبیه نفس در صورت نقض پیمان، از او برای رعایت کردن و نشکستن دوباره ی آن تعهد گیرد.

متربی،به عنوان محور اصلی آموزش ارزش ها که تمام فرآیندهای آموزش در جهت کمک به تربیت ایشان صورت می‌گیرد وبایستی از ویژگی های یاد شده برخوردار باشد .

    1. ۱٫ Shukla ↑

    1. ۱ . Shukla ↑

    1. ۱٫ Venkataiah ↑

    1. ۱- Venkataiah ↑

    1. ۱٫ Shukla ↑

    1. ۱٫lerner 2.Geiger 3.Elam ↑

    1. ۱٫ Knowles, Mclean ↑

    1. ۲-Dix ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]




۳-۱) روش پژوهش

پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی است و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی است.

۳-۲) جامعه آماری

جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی می‌باشند که در سال ۹۳-۱۳۹۲ مشغول به تحصیل هستند. بر اساس آمار ارائه شده توسط اداره آموزش دانشگاه بوعلی سینا، تعداد دانشجویان ۲۱۸۹ نفر می‌باشد. در جدول ۳-۱، حجم جامعه آماری بر حسب رشته تحصیلی ارائه شده است.

جدول ۳-۱: ترکیب افراد جامعه آماری بر حسب رشته تحصیلی

رشته

تعداد

درصد

زبان و ادبیات فارسی

۳۲۸

۹۸/۱۴

علوم تربیتی

۴۶۰

۰۱/۲۱

زبان و ادبیات عرب

۲۶۶

۱۵/۱۲

الهیات

۲۷۴

۵۱/۱۲

حقوق

۴۶۲

۱۰/۲۱

زبان‌ و ادبیات انگلیسی

۲۲۷

۳۷/۱۰

زبان و ادبیات فرانسه

۱۷۲

۸۵/۷

مجموع

۲۱۸۹

۱۰۰

۳-۳) حجم نمونه و روش نمونه گیری

روش نمونه‌گیری در این پژوهش، روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی است. با بهره گرفتن از این روش و جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان، حجم نمونه‌ آماری ۳۲۷ نفر است. پس از توزیع پرسشنامه‌ها، تعداد ۳۰۹ پرسشنامه توسط نمونه تکمیل گردید و تعداد ۱۸ پرسشنامه پس از پی‌گیری‌های مکرر بازگردانده نشد. ‌بنابرین‏ حجم واقعی نمونه ۳۰۹ است. حجم نمونه‌ آماری به تفکیک رشته‌ها در جدول ۳-۲ گزارش شده است.

جدول ۳-۲: ترکیب افراد نمونه بر حسب رشته تحصیلی

رشته

تعداد

درصد

زبان و ادبیات فارسی

۴۶

۹۰/۱۴

علوم تربیتی

۶۲

۱۰/۲۰

زبان و ادبیات عرب

۳۷

۰۰/۱۲

الهیات

۳۷

۰۰/۱۲

حقوق

۶۵

۰۰/۲۱

زبان‌ و ادبیات انگلیسی

۳۸

۳۰/۱۲

زبان و ادبیات فرانسه

۲۴

۷۰/۷

مجموع

۳۰۹

۱۰۰

۳-۴) ابزار گردآوری داده ­ها

ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، دو پرسشنامه محقق‌ساخته سنجش سبک‌های مدیریت کلاس و خودارزشیابی دانشجویان بود. پرسشنامه سبک‌های مدیریت کلاس درس شامل ۲۴ سؤال بسته‌پاسخ بود که سبک‌های مختلف مدیریت کلاس درس را در قالب سه سبک غیرمداخله‌ای (سؤالات ۱ تا ۸)، مداخله‌ای (سؤالات ۹ تا ۱۶)، و تعاملی (سؤالات ۱۷ تا ۲۴) اندازه می‌گرفت. ، پرسشنامه خودارزشیابی نیز دارای ۲۳ سؤال بود و مؤلفه‌ای نداشت.

۳-۵) روائی و پایائی ابزار گردآوری داده ها

برای سنجش روایی ابزارها از روش روایی محتوایی استفاده شد. برای این کار از دیدگاه‌های پنج نفر از متخصصان حوزه علوم تربیتی استفاده گردید. مبنای تأیید روائی ‌در مورد هر سؤال این بود که حدأقل سه نفر از مجموع پنج نفر، آن سؤال را مناسب ارزیابی کرده باشند. روایی پرسشنامه‌ها از دیدگاه متخصصان قابل قبول گزارش شد.

همچنین جهت سنجش پایایی پرسشنامه‌ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد؛ ‌به این منظور پرسشنامه‌های پژوهش بر روی نمونه‌ای سی نفری از دانشجویان اجرا گردید و ضریب آلفای کرونباخ آن‌ ها محاسبه شد. در جدول ۳-۳، مقادیر آلفای کرونباخ پرسشنامه سبک‌های مدیریت کلاس درس و پرسشنامه خودارزشیابی دانشجویان، در مجموع و به تفکیک مؤلفه‌های تشکیل دهنده آن‌ ها ارائه شده است.

جدول ۳-۳: ضرایب آلفای کرونباخ پیرامون ارزیابی پایایی پرسشنامه‌های پژوهش

متغیر

تعداد گویه‌ها

آلفای کرونباخ

سبک مدیریت غیرمداخله‌ای

۸

۷۳۷/.

سبک مدیریت مداخله‌ای

۸

۵۳۶/.

سبک مدیریت تعاملی

۸

۸۹۵/.

سبک‌های مدیریت کلاس درس

۲۴

۷۸۷/.

خودارزشیابی دانشجویان

۲۳

۸۵۶/.

۳-۶) روش تجزیه و تحلیل داده ها

برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از شاخص­ های آمار توصیفی شامل جداول، نمودارها، درصد فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، و آزمون آمار استنباطی کولموگروف اسمیرنف، آزمون t تک گروهی، آزمون فریدمن، آزمون تحلیل واریانس دوطرفه، آزمون ضریب همبستگی پیرسون، و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد.

فصل چهارم:

تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه

تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش علمی، یکی از پایه های اساسی هر روش تحقیقی است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل عبارت از روشی است که از طریق آن کل فرایند پژوهشی، از انتخاب مسأله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت می‌شود. چون غالب مسائلی که در تعلیم و تربیت مورد پژوهش قرار می‌گیرند خیلی گسترده و وسیع هستند، ‌بنابرین‏ پژوهشگر برای پاسخ‌گویی به مسأله تدوین شده و یا تصمیم‌گیری ‌در مورد رد یا تأیید فرضیه‌ای که صورت‌بندی ‌کرده‌است، از روش‌های مختلف تجزیه و تحلیل استفاده می‌کند (دلاور، ۱۳۸۹: ۲۴۳ و ۲۴۴). در این فصل داده های گردآوری شده و سؤالات و فرضیه‌های پژوهش، با بهره گرفتن از آزمون‌های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند.

۴-۱- یافته های توصیفی

قبل از بررسی سؤالات پژوهش، نحوه توزیع افراد نمونه بر حسب متغیرهای جمعیت‌شناختی ارائه شده است. متغیرهای جمعیت شناختی مورد نظر در این بخش شامل دوره تحصیلی، رشته تحصیلی و ترم تحصیلی بودند. توزیع افراد نمونه بر حسب هر یک از این متغیرها به تفکیک ارائه شده است.

۴-۱-۱- توزیع افراد نمونه بر حسب دوره تحصیلی

جدول ۴-۱: توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب دوره تحصیلی

متغیر

سطوح

تعداد

درصد

دوره تحصیلی

روزانه

۲۱۹

۹۰/۷۰

نوبت دوم

۷۷

۹۰/۲۴

نامشخص

۱۳

۲۰/۴

کل

۳۰۹

۱۰۰

نمودار ۴-۱: توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب دوره تحصیلی

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱، می‌توان گفت که تعداد دانشجویان دوره روزانه ۲۱۹ نفر بود که ۷۱ درصد از افراد نمونه را تشکیل می‌دادند. همچنین یک‌چهارم از افراد نمونه، نیز دانشجویان نوبت دوم بودند که تعداد آن‌ ها ۷۷ نفر بود. لازم به ذکر است که تعداد ۱۳ نفر نیز دوره تحصیلی خود را مشخص نکرده بودند.

۴-۱-۲- توزیع افراد نمونه بر حسب رشته تحصیلی

جدول ۴-۲: توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب رشته تحصیلی

متغیر

سطوح

تعداد

درصد

رشته تحصیلی

حقوق

۶۵

۰۰/۲۱

زبان و ادبیات فرانسه

۲۴

۸۰/۷

زبان و ادبیات فارسی

۴۶

۹۰/۱۴

علوم تربیتی

۶۲

۱۰/۲۰

ادبیات عرب

۳۷

۰۰/۱۲

الهیات

۳۷

۰۰/۱۲

زبان و ادبیات انگلیسی

۳۸

۳۰/۱۲

کل

۳۰۹

۱۰۰

نمودار ۴-۲: توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب رشته تحصیلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




    1. بین همسویی اهداف فردی و سازمانی و مدیریت مشارکتی رابطه معنادار وجود دارد.

    1. بین جنسیت و نظر آنان ‌در مورد همسویی اهداف فردی و سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.

    1. بین سن کارکنان و همسویی اهداف فردی و سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.

    1. بین سابقه کارکنان و نظر آن ها ‌در مورد همسویی اهداف فردی و سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.

    1. بین وضعیت تحصیلی کارکنان و نظر آن ها ‌در مورد همسویی اهداف فردی و سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.

    1. بین وضعیت تأهل کارکنان و نظر آن ها ‌در مورد همسویی اهداف فردی و سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.

  1. بین وضعیت استخدامی کارکنان و نظر آن ها ‌در مورد همسویی اهداف فردی و سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.

۲-۴-۲ – تعاریف مفهومی متغیرها

همسویی اهداف فردی و سازمانی:منظور از همسویی اهداف فردی و سازمانی فهم دقیق و روشن از اهداف فردی و اهداف سازمانی و همسویی آنان است که می ­تواند یک استراتژی مهم در سازمان تلقی گردد. (سیروتا و دیگران، ۲۰۰۵).

مدیریت بر مبنای ارزش: در واقع این ارزش­های سازمانی است که توانایی این را دارد که افراد و کارکنان سازمانی را حول یک محور واحد متحد نموده و به سوی اهداف سازمانی گسیل دهد. شاید در یک جمله بتوان گفتآنچه که افراد و اعضای یک سازمان را می ­تواند همداستان نماید ارزش­های سازمانی است. (بلانچارد، ۱۳۸۱: ۲۳).

معنویت در محیط کار: معنویت محیط کار عبارت است از دانستن این موضوع که کارکنان از یک حیات و زندگی درونی برخوردار می­باشند که از طریق کار پر‌معنی که در یک بستر ارتباطی اتفاق می ­افتد تقویت می­گردند (آشموسو داچن، ۲۰۰۰: ۱۳۴).

شفافیت: ‌در مورد واژه شفافیت از سوی اندیشمندان و صاحب‌نظران تفسیرها و برداشت­های گوناگونی وجود دارد؛ عده­ای آن را به باز و منعطف بودن فرایندهای اداری مرتبط می­دانند و بعضی آن را به موضوع پاسخ‌دهی و جواب‌گویی مرتبط می­دانند(یانگ، ۲۰۰۶: ۵۷۳).

نظام انگیزشی پرداخت : نظام جبران خدمات یا نظام پرداخت حقوق و دستمزد می ­تواند به عنوان ابزار انگیزشی به کار آید. آنچه که حایز اهمیت است ذکر این نکته است که سازمان­ها در نظام جبران خدمات بایستی هم انتظارات متقابل کارکنان و هم عدالت و برابری را رعایت نمایند. در صورتی که سازمان­ها در پرداخت حقوق، دستمزد و پاداش­ها به گونه ­ای ناعادلانه عمل نمایند، این مسأله موجب می­گردد که افراد درباره نحوه تخصیص منابع خود به سازمان با توجه به مزایای اقتصادی و اجتماعی تصمیم‌گیری نمایند (مانکینز و استیل، ۲۰۰۵).

نظارت و کنترل: سازمان­ها برای هدایت فعالیت­های خود در مسیر نیل به اهداف تعیین شده، به برنامه‌ریزی می­پردازند؛ در این مسیر همواره ممکن است که موانع و محدودیت­هایی بروز کنند و سیستم سازمانی را منحرف سازند. هر یکی از این موانع ممکن است عاملی برای انصراف یا متوقف ساختن حرکت سازمان گردد، ‌بنابرین‏ همواره باید از یک ساز و کار اصلاح کننده یا خرده سیستم کنترل برای حفظ عملکرد سازمان در جریان دستیابی به اهداف تعیین شده استفاده شود (رضاییان، ۱۳۸۳،: ۴۹۵).

مدیریت مشارکتی : ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﻳﻚ ﻧﮕﺮﺵ ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﺭﺷﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺑﻌﺎﺩ تلاش ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ، ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺳﺖ(سیدجوادین و پورولی، ۱۳۸۸: ۶۹).

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

۳-۱- مقدمه

در این فصل روش‌شناسی تحقیق مورد نظر قرار داده شده و ‌در مورد جامعه آماری، نحوه نمونه‌گیری و تعیین اندازه‌آن مطالبی آورده شده است.سپس ابزار جمع‌ آوری اطلاعات در این تحقیق معرفی و در پایان روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته و روش تجزیه و تحلیل داده ها آورده شده است.

۳-۲- روش تحقیق

از آنجایی که هدف پژوهش شناسایی عوامل مؤثر در همسویی اهداف فردی و سازمانی ‌می‌باشد، تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از جهت نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی محسوب می­گردد.

قلمرو زمانی این پژوهش سال ۱۳۹۳، قلمرو مکانی آن ستاد مجتمع گاز پارس جنوبی و قلمرو موضوعی آن بررسی عوامل مؤثر بر همسویی اهداف فردی و سازمانی است.

۳-۳- جامعه آماری

جامعه آماری در این پژوهش کارکنان ستادی مجتمع گاز پارس جنوبی با آمار ۲۶۰ نفر ‌می‌باشد. که در بخش اداری، مالی، مهندسی ساختمان، بازرگانی، پژوهش و توسعه، برنامه‌ریزی تلفیقی، امور حقوقی و قراردادها، فن‌آوری اطلاعات و فروش مشغول به فعالیت هستند. میدان گازی پارس جنوبی بزرگترین میدان گازی جهان است که ‌در خلیج فارس و در‌آبهای سرزمینی ایران و قطر واقع شده است. این میدان گازی بین ایرانو قطر مشترک بوده و در کشور قطر میدان گازی گنبد شمالی نام دارد. در صورت برداشت‌کامل گاز این میدان، انرژی ده سال کل ساکنان کره زمین تأمین می‌گردد.مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهایسرزمینی ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای سرزمینی قطر قرار دارد. حجم گازبرداشتشدنی میدان به همراه میعانات گازی، معادل ۲۳۰ بیلیون بشکه نفت خام است.

ذخیره بخش ایرانی میدان ۱۴ تریلیون مترمکعب گاز درجا و۱۰ تریلیون مترمکعب گازقابل برداشت و ۱۷ بیلیون بشکه میعانات گازی است که ۵۰درصد ذخایر گازی ایران و ۸ درصد از ذخایر گازی جهان است.ذخیره بخش قطری میدان ۳۷ تریلیون مترمکعب گاز درجا و ۲۶ تریلیون مترمکعب گازقابل برداشت و ۳۰ بیلیون بشکه میعانات گازی است که معادل۹/۹۹ درصد ذخایر گازی قطر و ۲۱ درصد ذخایر گازی جهان است.

۳-۴- روش نمونه‏گیری و حجم نمونه

قسمت ستادی مجتمع گاز پارس جنوبی شامل بخش اداری، مالی، مهندسی ساختمان، بازرگانی، پژوهش و توسعه، برنامه‌ریزی تلفیقی، امور‌حقوقی و قراردادها، فن‌‌آوری اطلاعاتو فروش است.برای انتخاب حجم نمونه بین افراد از فرمول عمومی کوکران که در آن احتمال وجود رابطه و عدم وجود رابطه ۵/۰ در نظر گرفته می‌شود ، استفاده شد.حجم نمونه ۱۵۵ نفر محاسبه گردید که به روش طبقه‌ای تصادفی از بین کارکنان بخش‌های اداری، مالی، مهندسی ساختمان، بازرگانی، پژوهش و توسعه، برنامه‌ریزی تلفیقی، امور حقوقی و قراردادها، فن‌آوری اطلاعات و فروش مجتمع مطابق جدول شماره ۳-۱ انتخاب شدند.

۵/۰=p احتمال وجود رابطه ۲۶۰

۵/۰=q احتمال عدم وجود رابطه

۲۶۰ =N کارکنان ستادی مجتمع گاز پارس جنوبی

تقریب در برآورد پارورمتر مورد مطالعه

وقتی سطح معنی داری آزمون برابر ۰۵/۰ باشد

۱۵۵ = =n

جدول شماره ۳-۱- توزیع کارکنان به تفکیک بخش

بخش

تعداد کارکنان ستادی

درصد نمونه

تعداد نمونه

اداری

۳۰

۵/۱۱%

۱۸

مالی

۳۰

۵/۱۱%

۱۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




۳-۵-۲- وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده:

این پرسشنامه استاندارد بوده و در مطالعات تیمز از آن استفاده می شود. تیمز سومین مطالعه بین‌المللی ریاضی و علوم است که در سال ۱۹۹۳ توسط انجمن بین اللملی پیشرفت تحصیلی در بین ۳۸ کشور شرکت کننده برگزار شد. پرسشنامه وضعیت اقتصادی اجتماعی استاندارد بوده و دارای ۷ سؤال می‌باشد که سواد پدر و مادر و دارایی های آموزشی دانش آموز در منزل نظیر فرهنگ لغت، میز تحریر، تعداد کتاب­های آموزشی موجود در منزل را می سنجد. برخی از سوالات از این قرار هستند: سواد پدر یا ناپدری شما چقدر است؟ سواد مادر یا نامادری شما چقدر است؟ که آزمودنی در یک پیوستار ۵ درجه ای به میزان سال­های تحصیل سواد والدین خود را به ترتیب برای ابتدایی(۱)، راهنمایی و سیکل(۲)، دیپلم و فوق دیپلم(۳) لیسانس(۴) و فوق لیسانس و بالاتر (۵)ذکر می‌کند. سوال دیگر مربوط به تعداد کتاب‌های آموزشی موجود در منزل است که از۰ تا ۱۰ جلد کتاب (۱)، ۱۱ تا ۲۵ جلد (۲)، ۲۶ تا ۱۰۰ جلد(۳)، ۱۰۱ تا ۲۰۰جلد(۴) و بیش از ۲۰۰ جلد (۵) نمره دارد و نمرات با هم جمع بسته و مقیاس را تشکیل می‌دهند. علوی (۱۳۸۶) پایایی این مقیاس را ۶۱/۰ گزارش ‌کرده‌است و برای روایی این مقیاس از روایی سازه استفاده ‌کرده‌است که آن را قابل قبول گزارش ‌کرده‌است.

۳-۵-۳- مقیاس سنجش نگرش نسبت به مدرسه:

پرسشنامه سنجش نگرش به مدرسه ( فرم تجدید نظرشده) شامل ۳۵ سوال است که دارای ۵ خرده مقیاس ادراک ازخود نسبت به تحصیل، نگرش نسبت به معلمان وکلاسها، نگرش نسبت به مدرسه، ارزش

      1. Zarina Akhtar and Hamid Khan Niazi

    1. Fan ↑

    1. Malonon, contli and freetz- cut ↑

    1. Duncan, Federman and Duncan ↑

    1. Third International Mathematics and Science study(TIMSS) ↑

    1. Wechesler ↑

    1. Leeper ↑

    1. Gardner ↑

    1. Meyer ↑

    1. Head Land & Sternberg ↑

    1. Self-control ↑

    1. Heins ↑

    1. ۱٫ Webster’s third new international dictionary ↑

    1. ۲٫ Socioeconomic ↑

    1. ۳٫ May ↑

    1. ۴٫ Alba Edwards ↑

    1. ۵٫ Process ↑

    1. ۱٫ Lamdin ↑

    1. ۲٫ Sutton & Soderstrom ↑

    1. ۳٫ Ripple & Luthar ↑

    1. ۴٫ Seyfried ↑

    1. ۵٫ Entwisle& Astone ↑

    1. ۱٫ Haveman& wolfe ↑

    1. ۲٫ Mcloyd ↑

    1. ۳٫ Wang , Haertal, & Walberg ↑

    1. ۴٫ U. S. Department of Education ↑

    1. ۱٫ Grissmer , Kirby , Berends & Williamson ↑

    1. ۲٫ Duncan , Featherman &Duncan ↑

    1. ۳٫ Gottfried ↑

    1. ۴٫ Hauser ↑

    1. ۵٫ Mueller & Parcel ↑

    1. ۱٫ Bollen , Glanville & Stecklov ↑

    1. ۲٫ Hauser & Huang ↑

    1. ۳٫ Coleman ↑

    1. ۴٫ Oakes ↑

    1. ۵٫ Azturk ↑

    1. ۱٫ Poverty Concentration ↑

    1. ۲٫ این مسئله با این که در آمریکا مورد بررسی قرار گرفته می‌تواند ‌در مورد سایر کشورها نیز صدق کند. ↑

    1. ۳٫ Limited English Proficiency ↑

    1. ۴٫ Violence and poor health ↑

    1. ۱٫ Hauser & Warren ↑

    1. ۲٫ Comer ↑

    1. ۱٫ Duncan’s socioeconomic index ↑

    1. ۲٫ Eccles, Lord & Midgley ↑

    1. ۱٫ Beroek, et al. ↑

    1. ۲٫ Brecko ↑

      1. Popea, Roper and Qualter

    1. . Mavroveli and Jos´e Sanchez-Ruiz ↑

    1. . Trait Emotional Intelligence Questionnaire-Child Form (TEIQue-CF), ↑

    1. . DOWNEY, MOUNTSTEPHEN, LLOYD, HANSEN, & STOUGH ↑

    1. . Swinburne University Emotional Intelligence Test (SUEIT ↑

    1. . Lerner ↑

    1. ۱٫ Eccless et al. ↑

    1. ۲٫ Fraser & Butts ↑

    1. ۳٫ Willson ↑

    1. ۴٫ Eisnhardt ↑

    1. ۱٫ Popea, Roper and Qualter ↑

    1. ۲٫ Mavroveli and Jos´e Sanchez-Ruiz ↑

    1. ۳٫ DOWNEY, MOUNTSTEPHEN, LLOYD, HANSEN, & STOUGH ↑

    1. ۱٫ Anderson & Burns ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




۳-۵-۲- پایایی ابزار سنجش

پایایی ابزار که از آن به اعتبار، دقت و اعتماد پذیری نیز تعبیر می‌شود عبارت است از اینکه اگر یک وسیله اندازه گیری که برای سنجش متغیر و صفتی ساخته شد، در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد، نتایج مشابهی از آن حاصل شود. به عبارت دیگر، ابزار پایایی یا معتبر ابزاری است که از خاصیت تکرار پذیری، سنجش یکسان برخوردار باشد. (همان).

به منظور سنجش پایایایی، ابتدا پرسشنامه بر روی ۲۰ نفر از افراد جامعه آماری به صورت اتفاقی آزمون شده است. سپس برای ارزیابی سؤال‌ها و همبستگی هر سؤال با سایر سؤال‌ها از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شده‌است که میزان آن قابل قبول می‌باشد . با توجه به اینکه پایایی ۲۲ سؤال مربوط به پرسشنامه گروه کارکنان ۶۹ درصد بوده و بسیار به ۷۰ درصد نزدیک است ‌بنابرین‏ پایایی پرسشنامه مورد قبول واقع می‌شود.

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱-توصیف داده ها

در این قسمت ابتدا خصوصیات فردی و جمعیتی جامعه مطالعاتی را توصیف می­کنیم و سپس به آماره­ های مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته می­­پردازیم.

۴-۱-۱- سن کارکنان پلیس پیشگیری

توزیع فروانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سن آن ها، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۱-۴): توزیع فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سن

سن

فراوانی

درصد

۳۰سال و کمتر

۱۸

۲۰

۳۱-۴۰سال

۳۰

۳۳٫۳

۴۱-۵۰سال

۲۸

۳۱٫۱

بالای ۵۰ سال

۱۴

۱۵٫۶

کل

۹۰

۱۰۰

۲۰ درصد کارکنان پلیس پیشگیری در رده سنی۳۰ سال و کمتر، ۳۳٫۳ درصد بین ۳۱-۴۰ سال، ۳۱٫۱ درصد بین ۴۱-۵۰ سال و ۱۵٫۶ درصد بالای ۵۰ سال قرار دارند. نمودار زیر، توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری را برحسب توزیع سنی آن ها، نشان می‌دهد:

نمودار شماره(۱- ۴): توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب رده سنی

در این نمودار با توجه به رده سنی کارکنان پلیس پیشگیری درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و همان‌ طور که می دانید در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد.

۴-۱-۲- سن کارشناسان آگاهی

توزیع فروانی کارشناسان آگاهی بر حسب سن آن ها، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۲-۴): توزیع فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب سن

سن

فراوانی

درصد

۳۰ سال و کمتر

۱۱

۲۲

۳۱-۴۰ سال

۱۷

۳۴

۴۱-۵۰ سال

۱۶

۳۲

بالای ۵۰ سال

۶

۱۲

کل

۵۰

۱۰۰

۲۲ درصد از کارشناسان آگاهی ۳۰ سال و کمتر، ۳۴ درصد بین ۳۱-۴۰ سال، ۳۲ درصد بین ۴۱-۵۰ سال و ۱۲ درصد بالای۵۰ سال سن دارند. نمودار زیر، توزیع درصد فراوانی کارشناسان آگاهی را برحسب توزیع سنی آن ها، نشان می‌دهد:

نمودار شماره(۲- ۴): توزیع درصد فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب رده سنی

در این نمودار با توجه به رده سنی کارکنان پلیس آگاهی درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و همان‌ طور که می دانید در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد.

۴-۱-۳- تحصیلات کارکنان پلیس پیشگیری

توزیع فروانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سطح تحصیلات آن ها، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۳-۴): توزیع فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سطح تحصیلات

سطح تحصیلات

فراوانی

درصد

لیسانس

۶۸

۷۵٫۶

فوق لیسانس

۲۲

۲۴٫۴

کل

۹۰

۱۰۰

تحصیلات ۷۵٫۶ درصد از کارکنان پلیس پیشگیری در سطح لیسانس و ۲۴٫۴ درصد فوق لیسانس ‌می‌باشد. نمودار زیر، توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری را برحسب سطح تحصیلات آن ها، نشان می‌دهد:

نمودار شماره(۳- ۴): توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سطح تحصیلات

در این نمودار با توجه به سطح تحصیلات کارکنان پلیس پیشگیری درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد

۴-۱-۴- تحصیلات کارشناسان آگاهی

توزیع فروانی کارشناسان آگاهی بر حسب سطح تحصیلات آن ها، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۴-۴): توزیع فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب سطح تحصیلات

سطح تحصیلات

فراوانی

درصد

دیپلم

۱۳

۲۶

فوق دیپلم

۱۶

۳۲

لیسانس

۱۳

۲۶

فوق لیسانس

۸

۱۶

کل

۵۰

۱۰۰

تحصیلات ۲۶ درصد کارشناسان آگاهی در حد دیپلم، ۳۲ درصد فوق دیپلم،۲۶ درصد لیسانس و ۱۶ درصد فوق لیسانس است.نمودار زیر، توزیع درصد فراوانی کارشناسان آگاهی را برحسب سطح تحصیلات آن ها، نشان می‌دهد:

نمودار شماره(۴- ۴): توزیع درصد فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب سطح تحصیلات

در این نمودار با توجه به سطح تحصیلات کارکنان پلیس آگاهی درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد.

۴-۱-۵-سابقه خدمت کارکنان پلیس پیشگیری

توزیع فروانی سابقه خدمت کارکنان پلیس پیشگیری، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۵-۴): توزیع فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سابقه خدمت

سابقه خدمت

فراوانی

درصد

۵سال و کمتر

۲۱

۲۳٫۳

بین ۶-۱۰ سال

۲۶

۲۸٫۹

بین ۱۱-۲۰ سال

۲۸

۳۱٫۱

بالای ۲۰ سال

۱۵

۱۶٫۷

کل

۹۰

۱۰۰

۲۳٫۳درصد از کارکنان پلیس پیشگیری ۵ سال و کمتر، ۲۸٫۹ درصد بین ۶-۱۰ سال، ۳۱٫۱ درصد بین ۱۱-۲۰ سال و ۱۶٫۷ درصد بالای ۲۰ سال سابقه دارند.نمودار زیر، توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری را برحسب سابقه خدمت آن ها، نشان می‌دهد:

نمودار شماره(۵- ۴): توزیع درصد فراوانی کارکنان پلیس پیشگیری بر حسب سابقه خدمت

در این نمودار با توجه به سابقه خدمت کارکنان پلیس پیشگیری درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد.

۴-۱-۶-سابقه خدمت کارشناسان آگاهی

توزیع فروانی سابقه خدمت کارشناسان آگاهی ، در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(۶-۴): توزیع فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب سابقه خدمت

سابقه خدمت

فراوانی

درصد

۵سال و کمتر

۱۰

۲۰

بین ۶-۱۰ سال

۱۲

۲۴

بین ۱۱-۲۰ سال

۱۹

۳۸

بالای ۲۰ سال

۹

۱۸

کل

۵۰

۱۰۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




احزاب سیاسی برای اینکه بتوانند در اذهان و افکار مردم رخنه نمایند، می بایست به دنبال ارائه دکترین ها، ایدئولوژی ها، و نیز تبیین و توجیه آن ها باشند که شاید از روش های عوام فریبانه ای هم در این راه بهره ببرند. اما در یک جامعه دموکراتیک، احزاب رقیب هم به نوبه خود می‌توانند با افشاگری و برملا کردن توطئه های احزاب دیگر در محضر افکار عمومی، آن ها را به اصلاح الگوها و رفتارهای حزبی شان مجبور سازند. اینکه آیا احزاب سیاسی می‌توانند افکار عمومی را که در آن اراده واقعی مردم نهفته است، به طور تام و کمال سازماندهی نمایند یا خیر؛ بستگی به عوامل متعددی دارد. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که دموکراسی، صرفاً کوتاه ترین راه بین اراده مردم و حکومت است و نه انطباق کامل این دو بر یکدیگر.

ب- گزینش نامزدها و داوطلبان انتخاباتی

افراد در جامعه سیاسی، هم به صورت انفرادی و هم جمعی می‌توانند جهت استفاده از حقوق سیاسی خود اقدام نمایند. شکل بارز بهره مندی جمعی از حقوق و آزادیهای سیاسی، ایجاد سازمان‌ها و تشکل های سیاسی و اجتماعی است. اصل آزادی اراده و حق دسترسی به خدمات عمومی ایجاب می‌کند که افراد خود را به طور مستقل و یا از طریق احزاب سیاسی نامزد انتخابات نمایند؛ به منظور کارآمدی انتخابات و نظام سیاسی و اداره مطلوب حکومت، نامزدهای انتخاباتی که از طریق احزاب و تشکل های سیاسی نامزد می‌شوند، علاوه بر شروط مقرر در قانون احزاب، بایستی شرایط مقرر در اساسنامه داخلی حزب را نیز داشته باشند و از طرفی احزاب می‌توانند اقدام به معرفی نامزدهایی نمایند که بر اساس قوانین مقرر شکل گرفته و منطبق با قانون انتخابات و اساسنامه داخلی خود نامزد انتخاباتی معرفی نموده باشند، اکثر کشورها مقررات خاصی را در خصوص شکل گیری و فعالیت احزاب بالاخص، نحوه شرکت در انتخابات وضع نموده اند؛ اما چنین قواعدی می بایستی تضمین بخش و روشن کننده حقوق و تکالیفی برای فعالیت احزاب در عرصه مشارکت سیاسی باشند.[۴۳]

احزاب در معرفی کاندیداها و شکل دادن به افکار عمومی به انتخاب درست و منطقی و سازمان یافته کردن اذهان مردم کمک زیادی می‌کنند. در فقدان احزاب سیاسی در جامعه نوعی سردرگمی و ضعف در انتخاب برنامه پیش می‌آید؛ زیرا افراد و کاندیداهای مستقل و یا بدون برنامه و نیز ‌گروه‌های کوچکی همانند ‌گروه‌های ذینفوذ و تشکلهایی که نه با عنوان حزب متشکل و سازمان یافته بلکه با مرامی مبهم و سازمان نیافته در عرصه سیاسی، توانایی این را ندارند تا برنامه هایی پخته و حقوقی و نیز افکار و اندیشه هایی در خور و شایسته که منافع ملی تمامی شهروندان را شامل گردد، به شهروندان ارائه دهند. معرفی و نامزد کردن کاندیداهای حزبی و وابسته به تشکیلات حزبی در کمپین های انتخاباتی مشهودترین و بارز ترین کارکرد و نقش انتخاباتی احزاب محسوب می‌گردد.

فرح کریمی نماینده ایرانی الاصل پارلمان هلند، می‌گوید: «در هلند، احزاب سیاسی مسئول انتخاب نماینده و تهیه لیست کاندیداها هستند. هیچ گونه صافی برای عبور نمایندگان وجود ندارد؛ فقط احزاب هستند که نامزدها را معرفی می‌کنند و آن ها مسئولیت دارند که چه کسانی را در فهرست خود قرار دهند. احزاب هم مقررات خود را برای کاندیداها دارند. معمولاً از طریق کمیسیون های حزبی نامزدها مشخص و به کنگره حزب معرفی می‌شوند و در نهایت، این کنگره است که نامزدها را تعیین می‌کند.[۴۴]

در حکومت‌های پارلمانی، احزاب ثبت نام نامزدهای انتخاباتی را کنترل می‌کنند و سبب یکپارچگی رفتار انتخاباتی می‌شوند. هر حزب برای انتخاب نامزدهایش و شکل دهی سیاست‌های عمومی پس از کسب قدرت اجرایی، باید با گروه ها و احزاب دیگر داد و ستد و مذاکره کند و اولویت‌های سیاسی ‌گروه‌های رقیب را به مخاطره اندازد.[۴۵]

درجات دخالت احزاب در تعیین نامزدهای انتخاباتی بسیار متغیر است. برای پی بردن ‌به این مسأله باید مشخص گردد که آیا در این مورد احزاب، حق انحصاری دارند یا قضیه جنبه رقابتی دارد؟

به عبارت دیگر آیا نامزد بایستی الزاماًً توسط حزب معرفی شود، یا آنکه می‌تواند آزادانه، بدون سرپرستی حزب، از آرای رأی دهندگان استفاده نماید؟

باید گفت که این امر جنبه حقوقی و عملی هم دارد و در برخی کشورها، احزاب، مطابق قانون از انحصار استفاده می‌کنند و تنها آن ها هستند که می‌توانند کاندیدا معرفی کنند و هیچ کس نمی تواند به عنوان نامزد غیر حزبی، در انتخابات شرکت کند. در برابر این انحصار مطلق که بسیار هم نادر است، انحصارهای نسبی هم وجود دارد. در آمریکا و در بسیاری از کشورها، قوانین انتخاباتی، نامزدها را مجبور می نمایند که در صورت شرکت در انتخابات به عنوان کاندیدای غیر حزبی، تعدادی امضاء، ابراز نمایند.

به طور کلی در کشورهایی که این انحصار را پیش‌بینی می‌کنند، مقررات خاصی هم برای تشکیل احزاب وضع می نمایند و کنترل و نظارت اداری و قضائی را برای شناختن صفت حزب جهت مجامعی که مایلند نامزدهایی معرفی کنند ضروری می دانند. در انگلستان عرف و عادت حکم می‌کند که یک نامزد، به طور منفرد در انتخابات شرکت نکند و کمیته ای نامزد شدن او را تأیید نماید. با این روش، دخالت احزاب در انتخابات جدی تر می شود. مهمترین عواملی که در افزایش نقش احزاب در معرفی نامزدهای انتخاباتی مؤثرند، یکی نظام تناسبی است که میان این نظام با اخذ رأی فهرستی و جمعی، نسبت مستقیمی وجود دارد. در تقسیم ‌کرسی‌های باقیمانده در پارلمان، تأثیر احزاب به حد اعلای خود می‌رسد. به طوری که نامزدهایی که طبق فهرست مکمل در سطح مملکتی به وسیله آرای باقیمانده اضافی انتخاب شوند، مستقیماً منتخب حزب می‌باشند.

شیوه ای گزینش داوطلبان در کشورها و احزاب مختلف، متفاوت است. این گزینش در سطح ملی، منطقه ای و یا محلی صورت می‌گیرد. ‌بنابرین‏ میزان تمرکزگرایی حزب مورد نظر در شیوه گزینش نامزدها مؤثر است. با این حال، رایج ترین شیوه گزینش نامزدها یکی گزینش توسط مراجع حزبی در سطح حوزه های انتخابیه تحت نظارت مراجع حزبی در سطح ملی یا منطقه ای است و دیگری گزینش توسط مراجع حزبی پس از مشاوره با مراجع محلی و منطقه ای است.[۴۶]

در برخی از کشورها از جمله انگلستان، رهبران حزب در سطح ملی، می‌توانند نامزدهای گزینش شده در سطح محلی را رد کننند و حتی در مواردی هم می‌توانند افرادی را به عنوان نامزد به مقامات حزب در سطح محلی پیشنهاد نمایند.

گاهی دیده شده است که حزب، نامزد را معین نمی کند بلکه نامزد، حزب خود را بر می گزیند. مثلاً در زمان جمهوری سوم فرانسه، برخی کاندیداها، مورد تأیید برخی از احزاب قرار می گرفتند. بدین ترتیب ابتکار عمل از جانب کاندیداها بود و از طریق استفاده از عنوان حزب، برای به دست آوردن موفقیت و ایجاد شانس بیشتر پیروزی، تلاش می‌کردند. در حوزه های وسیع انتخابیه، استفاده از عنوان حزبی(مثلاً عنوان حزب کارگر) عامل اساسی اخذ رأی می‌گردد، در حالی که در حوزه های کوچک، عنوان حزبی جنبه ثانوی و فرعی دارد.

به هر حال درجه نفوذ احزاب در بین نامزدها، تابع عوامل متعددی است که در این میان عوامل حقوقی و از جمله قوانین، تأثیر مستقیمی دارند. قوانین می‌توانند برای حزب حق انحصاری بشناسند، یا امتیازات گوناگونی به حزب بدهند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




( تاکر و همکاران ۱۳۹۱)طبق تحقیقی به بررسی رابطه بین پاداش هیئت مدیره و مالکیت نهادی با مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی در سطح شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سال ۱۳۸۸-۱۳۸۴پرداختند. نتایج تحقیق با به کارگیری آزمون داده ­های ترکیبی اثرات تصادفی بیانگر آن است که بین مالکیت نهادی[۱۱۱] سهام و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد به عبارت دیگر با افزایش درصد مالکیت نهادی سهام، انعطاف پذیری شرکت برای مدیریت اقلام تعهدی کاهش می­یابد. همچنین نتایج حاکی از آن است که بین میزان پاداش هیئت مدیره و مدیریت سود رابطه مستقیم وجود دارد[۱۱۲].

ودیعی و عظیمی­فر (۱۳۹۱)در این پژوهش،ارتباط بین ارزش­گذاری بالای حقوق صاحبان سهام و اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ‌بر اساس داده ­های ۸۶ شرکت طی دوره ۸۸-۱۳۸۲ بررسی شده است.ابتدا به طبقه بندی شرکت­ها به لحاظ ارزش حقوق صاحبان سهام آن­ها پرداخته شده و سپس سه نوع آزمون مختلف شامل،آزمون –t استیودنت دو نمونه ­ای مستقل،تحلیل همبستگی و مدل رگرسیون برای بررسی فرضیه ­ها به کار گرفته شده است.نتایج حاصل از آزمون فرضیه ­های تحقیق،بیانگر آن است که شرکت­های بالا ارزش­گذاری شده در مقایسه با شرکت­های با ارزش­گذاری پایین،اقلام تعهدی اختیاری جاری بیش­تری را در سال جاری گزارش خواهند نمود و همچنین رابطه­ معکوس بین جریان وجوه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی اختیاری جاری علی­رغم این که در شرکت­های بالا ارزش­گذاری شده نسبت به شرکت­های با ارزش­گذاری پایین،از شدت بالاتری برخوردار است؛ اما این اختلاف در سطح ۵% معنادار نیست.

اعتمادی و سلوری (۱۳۹۱) در تحقیق خود در بررسی انگیزه مدیریت از هموار سازی سود “مبنی بر اینکه آیا مدیران به قصد تحریف اقدام به هموارسازی ‌می‌کنند یا به قصد انتقال اطلاعات” پرداختند. در این پژوهش اثر هموارسازی سود را با توجه به دو متغیر اندازه شرکت(به شرکت‌های بزرگ و کوچک[۱۱۳]) و نوع صنعت(به محوری و پیرامونی[۱۱۴]) بر پیش‌بینی سود و جریان­های نقد دوره ­های آتی ‌در مورد ۸۲ شرکت نمونه انتخابی از سال ۱۳۷۸ تا سال ۱۳۸۸مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آن نشان می­دهد که هموار سازی سود در گروه ­های مختلف تفکیک شده بیشتر به قصد تحریف و نه به قصد انتقال اطلاعات صورت ‌می‌گیرد. البته در صورت عدم تفکیک شرکت‌ها نتایج نشان می­دهد، هموار سازی در مجموع ثبات سود را افزایش می­دهد(۳۹).

شایسته شجاعی (۱۳۹۱)طی مطالعه به بررسی تبیین رابطه بین اجزای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام با اقلام تعهدی غیر عادی پرداختند، بدین منظور در این تحقیق، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام با توجه به نحوه محاسبه ارزش ذاتی سهام، به دو نسبت ارزش دفتری به ارزش ذاتی و نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار تفکیک شده و قدرت توضیح دهندگی هر یک از آن ها تبیین و با قدرت توضیح دهندگی نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار مقایسه شد. دوره زمانی این تحقیق، شامل شش سال متوالی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹ و مشتمل ۱۴۱ شرکت از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به ‌عنوان نمونه آماری انتخاب شده. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که در شرکت‌های دارای اقلام تعهدی بالا، نسبت ارزش دفتری به ارزش ذاتی قادر به تبیین اقلام تعهدی بوده و دارای قدرت توضیح دهندگی است. همچنین در خصوص قدرت توضیح دهندگی نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار در هیچ یک از دو گروه شرکت مورد مطالعه نتایج معناداری مشاهده نشد. از طرف دیگر این فرضیه که قدرت توضیح دهندگی اجزای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در مقایسه با قدرت توضیح دهندگی نسبت مذبور نیز بیشتر است، با توجه به نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق پذیرفته نشد.

(دستگیر و مهرجو ۱۳۹۱)طبق تحقیقی به بررسی “اثر تغییرات اجزاء اقلام تعهدی عملیاتی بر سودآوری شرکت‌ها” ‌در مورد ۱۴۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال­های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ پرداختند، ‌به این نحو که ابتدا اقلام تعهدی با بهره گرفتن از مدل ریچاردسون به اجزاءکوچکتری تقسیم کرده وسپس اثر هریک از اجزاء به طور جداگانه بر سود سال آینده شرکت‌ها سنجیده شد[۱۱۵]. نتایج حاصل از تحقیق نشان­دهنده وجود رابطه منفی معنادار بین تغییرات خالص اقلام تعهدی عملیاتی و تغییرات سرمایه در گردش شرکت در سال جاری و در سمت مقابل سود سال آینده است. همچنین نتایج نشان­دهنده وجود رابطه مثبت بین تغییرات در کارایی در سال جاری و سود سال آینده است و این امر نشان می­دهد که تغییرات کارایی در سال جاری با سود آینده هم جهت است. لذا این متغیر باعث پایداری بیشتر سود می­ شود. شایان ذکر است که نتایج به دست آمده ‌در مورد تغییرات خالص اقلام تعهدی عملیاتی بلند مدت و رشد فروش معنادار نیست.

(هاشمی و بهزادفر ۱۳۹۰)[۱۱۶]طی پژوهشی با عنوان “ارزیابی رابطه محتوای اجزای اقلام تعهدی و نسبت­های مالی منتخب با قیمت سهام شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” تعداد نه فرضیه را تدوین و برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از سه مدل رگرسیون استفاده کردند. هر مدل علاوه بر سود هر سهم، شامل متغیرهایی[۱۱۷] است که می ­تواند در زمینه دستکاری صورت‌های مالی و ارزیابی سود و قیمت دارای محتوی اطلاعاتی باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ­ها و تخمین مدل­های به کارگرفته شده، از اطلاعات مالی ۱۳۷ شرکت بین سال­های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ و از روش داده ­های ترکیبی استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ­های پژوهش بیانگر مربوط بودن سود هر سهم، نسبت­های سرمایه در گردش به دارایی، سود خالص به فروش و گردش دارایی ها در سطح اطمینان ۹۵% در تبیین قیمت سهام شرکت‌های نمونه است. همچنین نتایج نشان داد که در توضیح رابطه سود هر سهم و قیمت سهام، در نظر گرفتن اقلام تعهدی به عنوان معیاری برای کیفیت سود، اهمیت زیادی را نشان نمی­دهد و تغییر پذیری سود کمتر تحت تأثیر موقعیت تجاری و تصمیمات مدیر از ناحیه اقلام تعهدی قرار ‌می‌گیرد. به طور کلی یافته ­های پژوهش نشان داد که سود هر سهم مربوط ترین متغیر حسابداری به اررزش شرکت است و بین دارایی­ های جاری و قیمت سهام رابطه معکوس وجود دارد.

صالحی و قربانی (۱۳۹۰)طی تحقیقی به بررسی رابطه بین محافظه کاری سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری طبق روش باسو پرداختند آن ها طی مطالعه خود از ۱۵۵ شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در طی بازه زمانی ۷ ساله(۱۳۸۴-۹۰) ‌به این نتایج دست یافتند که بین محافظه کاری سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ارتباط معناداری وجود ندارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




رفتارهای مقابله­ای خاص همسران یک دسته از پیش­آیندهای مصرف را تشکیل می­دهد. زنان (همسران افراد معتاد) اغلب شوهران معتاد خود را ترک ‌می‌کنند ‌به این دلیل که معتقدند ترک همسرشان آن­ها را در جهت پرهیز از مصرف مواد تقویت می­ کند، اما مطالعات تجربی نشان داده ­اند که عکس این قضیه ممکن است صادق باشد. مطالعه­ ای که توسط موس، فینی و کرانکیت[۱۸۴] (۱۹۹۰) انجام شد و قبل از آن، آنچه توسط ارفورد[۱۸۵] (۱۹۷۵، به نقل از دریانورد، ۱۳۸۸) و همکاران انجام شد، دریافتند که رفتارهای اجتنابی و ترک کردن منجر به پیامدهای مصرفی بدتری می­ شود. در حالی که سبک­های مقابله­ای همسران جرئت­ورز[۱۸۶] و متعهد[۱۸۷]، با کاهش در میزان مصرف شوهران معتاد آن­ها در ارتباط بوده است. ‌بنابرین‏ برنامه ­های خانواده­درمانی باید بر آموزش ارتباطات قاطعانه اما حمایت­کننده تأکید ورزند (مک­کرادی، اپشتاین و سل، ۲۰۰۳، به نقل از دریانورد، ۱۳۸۸).

دسته دوم پیش­آیندهای خانوادگی، تعاملات منفی است. مدل نگهداری شناختی-رفتاری-سیستمی تا حدی بر یک سری یافته­ هایی مبتنی است که خانواده­های معتادان منفی­تر، متعارض­تر و بیگانه­تر[۱۸۸] (دورتر) از خانواده­های کنترل هستند (روتاندا و افارل[۱۸۹]، ۱۹۹۷). وجود این تعاملات منفی منبع استرس برای خانواده­های معتادان است و به عنوان یک پیش­آیند برای مصرف و عود خدمت می­ کند.

همچنین مک­کرادی، اپشتاین و سل (۲۰۰۳، به نقل از دریانورد، ۱۳۸۸) دو سبک ارتباطی دیگر را در تعاملات زوج­هایی که یکی از همسران معتاد است مشخص کرده ­اند که عبارتند از سبک ارتباطی تقاضا-ترک[۱۹۰] و سبک ارتباطی با سطح بالای هیجان ابراز شده[۱۹۱]، آن­ها در ادامه این دو سبک را اینگونه توصیف ‌می‌کنند:

  1. تعاملات تقاضا- ترک

تعاملات تقاضا- ترک نوع خاصی از سبک ارتباطی منفی در خانواده­های معتادان است که در آن یک همسر تعقیب[۱۹۲] و تقاضا می­ کند در حالی که همسر دیگر فاصله ‌می‌گیرد، دفاع می­ کند و کنار می­کشد. این نوع تعامل در روابط همسری معتادان بسیار رایج است که در آن همسر غیرمعتاد، انتقاد می­ کند و از همسر معتاد که کنار می­کشد تقاضای تغییر می­ کند و این حالت منجر به یک چرخه تقاضا- ترک می­ شود. این چرخه ممکن است مشکل مصرف را حفظ کند و همچنین منجر می­ شود به استرس و نارضایتی زناشویی بیشتر برای هر دو همسر و استرس و نارضایتی هم به نوبه خود پیش­آیندی برای مصرف بیشتر می­ شود.

  1. هیجان ابراز شده

هیجان ابراز شده نیز شکلی از ارتباطات منفی است که در ادبیات اعتیاد و خانواده مورد توجه بسیاری قرار گرفته است (اُفارل، چوکیت[۱۹۳] و کاتر[۱۹۴]، ۱۹۹۸) و احتمالاً یک پیش­آیند مهم برای مصرف را نشان می­دهد. استرس ابراز شده در خانواده­های معتادان، ترکیبی از انتقادگری، خصومت و درگیری هیجانی بیش­ از اندازه به سمت همسر معتاد، تعریف شده است. هیجان ابراز شده بالا (در همسران معتادان)، در مقایسه با هیجان ابراز شده پایین، با رضایت زناشویی پایین­تر، نرخ بالاتر عود، زمان کوتاه­تر برای عود پس از درمان ارتباط دارد. انتقادگری و ناامیدی همسر غیرمعتاد هنگامی که به سوی همسر معتاد باشد، ممکن است منجر شود به استرس زناشویی بیشتر و سرانجام مصرف بیشتر مواد شود. به نوبه خود یک مشکل اعتیادی شدیدتر ممکن است منجر به هیجان ابراز شده بیشتر و به همان اندازه، احتمال بیشتر عود شود. مشکلات ارتباطی خاص، مانند نارضایتی و بدکارکردی جنسی، ممکن است منابع دیگر استرس و یک پیش­آیند امکان­ پذیر برای مصرف مواد باشد.

به عنوان بخشی از مدل شناختی- رفتاری- سیستمی نگهداری، هر تعاملی که منجر به عواطف منفی با استرس شود، احتمالاً سهمی در نگهداری سوء­مصرف مواد دارد (مک­کرادی، اپشتاین و سل، ۲۰۰۳، به نقل از دریانورد، ۱۳۸۸).

۲-۱۱- پیشینه پژوهشی

مطالعات بلیسنر[۱۹۵]، آلبرچ[۱۹۶]،شواگر[۱۹۷]، وک­بکر[۱۹۸]، لیچرمن[۱۹۹] و کلینگ­مولر[۲۰۰] (۲۰۰۴) روی گروهی از سوء مصرف­ کنندگان هروئین، نشان­دهنده شیوع قابل ملاحظه این اختلال در بین بیماران در شروع درمان است. در پژوهشی که روی ۲۰۱ مرد سوء مصرف ­کننده مواد تحت درمان نگهدارنده متادون در ۷ کلینیک درمان نگهدارنده متادون و بوپرنورفین صورت پذیرفته، مشخص شده است که ۲۴% از این بیماران از اختلالات خفیف تا متوسط جنسی و ۱۸% آن­ها از اختلالات شدید جنسی در رنج بودند (وسپس و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از باباخانیان و همکاران، ۱۳۹۰). در پژوهشی که در ارتباط با شیوع اختلالات جنسی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد، محققان دریافتند که این بیماران، دارای اختلال قابل ملاحظه در عملکرد جنسی به خصوص عملکرد نعوظی در مقایسه با جمعیت سالم بودند (لاپرا[۲۰۱]، فرانچ[۲۰۲]،تگی[۲۰۳] و مچیا[۲۰۴]، ۲۰۰۳).

مطالعه هانبری و همکاران (۲۰۰۰) روی عملکرد جنسی معیوب ۵۰ بیمار مرد تحت درمان نگهدارنده متادون نشان داد که ۳۳% این افراد، دچار اختلال جدی در عملکرد جنسی بوده و ۵۰% این افراد، حتی پس از گذشت یک ماه از درمان­شان، همچنان دارای اختلال بودند. در این میان، افراد مصرف کننده هروئین به میزان ۷۱% این اختلال را نشان دادند.

پژوهش تاتاری، فرنیا، فقیه و نصیری (۲۰۱۰) روی ۱۷۷ بیمار وابسته به مواد افیونی صورت پذیرفته و نشان­دهنده وجود اختلالات جنسی قابل ملاحظه در ۷۰% مراجعه­کنندگان بوده­ است.

باباخانیان و همکاران (۱۳۹۰)، به بررسی مقدماتی اختلال عملکرد جنسی در گروهی از بیماران وابسته به مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده متادون قبل و بعد از ۶ ماه درمان پرداختند و دریافتند که عملکرد نعوظی با افزایش میانگین بهبودی متوسطی را نشان داد، در حالی که وضعیت مقاربت جنسی بهبودی کامل یافت. میزان میل جنسی و نمره کلی رضایت جنسی بهبود جزئی نشان دادند در حالی که عملکرد ارگاسمی با تغییر اندک نشان­دهنده بهبودی نبود.

باباخانیان و همکاران (۱۳۹۰) مطالعه­ ای در زمینه­ اختلالات عملکرد جنسی مردان مبتلا به سوء­مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده متادون انجام دادند و نتایج تحقیق مبین شیوع اختلالات عملکرد جنسی و بهبود برخی از مؤلفه­ های عملکرد جنسی در درمان بود.

رحمانی، صادقی، الله­قلی، مرقاتی خویی (۱۳۸۹) در تعیین ارتباط رضایت جنسی با عوامل فردی در زوجین نشان دادند که ارتباط آماری معناداری بین هرکدام از عوامل فاصله سنی زوجین، مدت­زمان ازدواج و وضعیت اعتیاد زنان و مردان و رضایت جنسی آنان وجود دارد.

رحمانی، مرقاتی خویی، صادقی، الله­قلی (۱۳۹۰) طی تحقیق دیگری نشان دادند که رضایت از زندگی زناشویی با رضایت جنسی رابطه معناداری دارد. همچنین بین رضایت از زندگی زناشویی و فاصله سنی زوجین ارتباط آماری معناداری پیدا شد.

وزیری و لطفی کاشانی (۱۳۸۷)، ۱۹۴ نفر از دانشجویان زن دانشکده روانشناسی واحد رودهن را مورد مطالعه قرار داده و اعلام داشتند که خودکارآمدی جنسی با سازگاری زناشویی رابطه معناداری داشته و از نمرات خودکارآمدی جنسی ‌می‌توان نمرات سازگاری زناشویی افراد را پیش ­بینی کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:12:00 ب.ظ ]




۱-۴- اهداف تحقیق

۱-۴-۱ هدف اصلی

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری از جرایم اداری.

۱-۴-۲ اهداف فرعی

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری اجتماعی از جرایم اداری.

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری وضعی از جرایم اداری.

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع اول از جرایم اداری.

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع دوم از جرایم اداری.

تعیین نقش دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع سوم از جرایم اداری.

۱-۵- سوالات تحقیق

۱-۵-۱ سوال اصلی

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری از جرایم اداری دارد؟

۱-۵-۲ سوالات فرعی

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری اجتماعی از جرایم اداری دارد؟

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری وضعی از جرایم اداری دارد؟

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری نوع اول از جرایم اداری دارد؟

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری نوع دوم از جرایم اداری دارد؟

دیوان عدالت اداری چه نقشی در پیشگیری نوع سوم از جرایم اداری دارد؟

۱-۶- فرضیه های تحقیق

۱-۶-۱ فرضیه اصلی

دیوان عدالت اداری در پیشگیری از جرایم اداری نقش دارد.

۱-۶-۲ فرضیه های فرعی

دیوان عدالت اداری در پیشگیری اجتماعی از جرایم اداری نقش دارد.

دیوان عدالت اداری در پیشگیری وضعی از جرایم اداری نقش دارد.

دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع اول از جرایم اداری نقش دارد.

دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع دوم از جرایم اداری نقش دارد.

دیوان عدالت اداری در پیشگیری نوع سوم از جرایم اداری نقش دارد.

۱-۷- روش تحقیق

تحقیق حاضر به صورت تحلیلی استنباطی می‌باشد و به روش اسنادی نسبت به جمع‌ آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز استفاده می شود.

۱-۸- مشکلات و موانع تحقیق

هیچ تحقیق و پژوهشی بدون مشکل و موانع نیست. تحقیق حاضر علاوه بر نداشتن منابع مستقیم و عدم دسترسی حتی به یک مقاله دارایمشکلاتی از قبیل مبهم بودن قوانین و مقررات و مشخص نبودن نقش صریح دیوان عدالت اداری در پیشگیری های اجتماعی و وضعی می‌باشد.

۱-۹- فصل بندی تحقیق‌:

این تحقیق در چهار فصل بخش بندی شده است که شامل فصل اول کلیات، فصل دوم پیشگیری های غیرکیفری، پیشگیری های کیفری، فصل چهارم نتیجه گیری و پیشنهادات می‌باشد.

۱-۱۰- مفاهیم ،مبانی ‌و تاریخچه

۱-۱۰-۱ تعریف دیوان عدالت اداری

دیوان عدالت اداری به عنوان یک دادگاه اختصاصی در ساختار قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران وظیفه رسیدگی به شکایات مردم از دستگاه های اداری برعهده دارد. در حقیقت دیوان عدالت اداری در نقش حامی مردم ومدافع حقوق آن ها ،اقدام ها،تصمیم هاو مصوبه های مأمورین وواحد های دولتی را زیر نظر می‌گیرد.

۱-۱۰-۲ پیشینه ی عدالت اداری

با آنکه در طی حاکمیت دو هزار وچند صد ساله ی شاهان و سلاطین بر ایران وضعیت عدالت اداری صورت خوشایندی نداشت و حتی در ادواری کارنامه ی آن تیره وتأسف بار بود. اما با این همه ،همواره وضع بر این منوال نبود.سیمای قدرت دولت در جامعه ایران همواره در هاله ای از نور غوطه می خورده است.شاهان حامل قدرت الهی و آسمانی وصاحبان فره ایزدی بودند.این باور چه پیش از ورود اسلام به ایران وچه پس از آن همواره یکی از محمل های عمده ی مشروعیت تلقی می شد. دولت در ایران نماینده ی هیچ طبقه ی دیگر از تاجر تا کاسب گرفته تا پیشرو و رعیت نبود،بلکه این طبقات نیز گذشته از سلطه ی طبقات بالاتر از خود تحت سلطه ی دولت قرار داشتند.

بر این پایه هیچ یک از طبقات در برابر دولت حقوقی نداشتند ودولت در طبقات فوق طبقات یعنی در فوق جامعه در نتیجه دولت در خارج از خود مشروعیت مستمر و مداومی نداشت یعنی ((مشروعیت)) دولت اساسا ناشی از واقعیت قدرت آن و در نتیجه توانایی اداره کشور بود.به همین دلیل قانون یعنی چارچوبی که تصمیمات دولت به حدود آن محدود و در نتیجه قابل پیش‌بینی باشد وجود نداشت، اگرچه احکام و اوامر و مقررات معمولا فراوان بود قانون عبارت از رأی‌ دولت بود که می‌توانست هر لحظه تغییر کند که نه متکی به طبقات بود ونه محدود به قانون[۱]۱ (کاتوزیان۱۳۸۳،۷۵).

بر این اساس برخی محققان نتیجه گیری کرده‌اند که ((ایران در سراسر تاریخ خود دولت و جامعه ای خودکامه بوده،یعنی قدرت و اقتدار ، پایه وحقوق وقانون نداشته است)[۲]۲(کاتوزیان ۱۳۸۳ ،۲۵).در استبداد ایرانی دولت به هیچ حدود قانونی –به هر معنایی از واژه قانون محدود نبود و حتی ((شهروندی )) وجود نداشته است .در ایران چون شاه دارای فره ایزدی وبرگزیده ی خدا است تنها در برابر خدااست نه در برابر مردمان-اعم از مردمان دارا ،نیرومندو ندار و ناتوان ایشان ،او برگزیده ی خدا است، پس مشروعیت او فقط ناشی از این برگزیدگی است و در آنچه می‌کند فقط در برابر خدا مسئول است و بدیهی است در چنین جایگاهی می بایست منشاء و سرچشمه ی دارایی ومقام و قدرت اجتماعی افراد جامعه باشد،از هر که می‌خواهد بگیرد

وبه هرکه می‌خواهد بدهد.در یک کلام ،حرف او قانون استو قانون حرف اوست .[۳]۱ (کاتوزیان ۱۳۸۳ ،۸۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




با این حال سختگیری بیش از اندازه قانون‌گذار نیز می‌تواند تولید کننده را به خاطر ترس از مسئولیت ، از تولید بیش تر باز دارد . از این رو توصیه می شود که در صورت وضع قانون خاص ، مسئولیت ناشی از عیب تولید در ایران، دامنه مسئولیت محض ، محدود به خسارت های مالی و بدنی باشد و نه خسارت عدم النفع و خسارت معنوی.

گفتاردوم : تقصیر

تقصیر در لغت از قصربه معنای کوتاه کردن یا کوتاه کردن آمده است . درکتاب ترمینولوژی دکتر لنگرودی تقصیر را چنین تعریف ‌کرده‌است :

تقصیر یعنی خودداری کردن از انجام عملی با وجود توانایی صورت دادن آن عمل .

درتعریف دیگری آمده است « تقصیر کاری است نامشروع که قابل انتساب به مرتکب باشد»

درقانون مجازات اسلامی تقصیر به بی احتیاطی ،بی مبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی تعریف شده است. [۳۰] اما در قانون مدنی از تقصیر تعریفی به عمل نیامده است .فقط در ماده ۹۵۳ تقصیر را اعم از تعدی و تفریط دانسته است که با ملاحظه مواد مربوط به تعدی و تفریط ، تقصیر را از لحاظ قانون مدنی می توان چنین تعریف کرد .

« تقصیر عبارت است از ترک عملی که شخص ملزم به انجام آن است یا ارتکاب عملی که شخص از انجام دادن آن منع شده است .»

بند اول : مسئولیت مبتنی بر تقصیر

اگر به سبب عمل غیرمتعارف شخصی خسارتی رخ دهد ، در صورتی وی به جبران خسارت محکوم می شود که متضرر ، تقصیر وی را ونیز رابطه سببیت را میان تقصیر و ضرر ، ثابت کند. زمانی در حقوق اروپا و امریکا این بحث مطرح بود که برای مسئول دانستن شخص آیا او باید تقصیری اخلاقی را مرتکب شده باشد یا تقصیری نوعی و اجتماعی . امروز نظر بر آن است که ارتکاب تقصیر عرفی در ایجاد مسئولیت کفایت می‌کند ، ‌هر شخصی در رفتار خود ، مکلف به رعایت احتیاطاتی ضروری است که به طور معمول ، فردی متعارف در اوضاع و احوالی مشابه به کار می‌گیرد . برخلاف مسئولیت قراردادی و اصل نسبیت قراردادی که تنها طرف های قرارداد رادر برابر هم مسئول می شناسد . در مسئولیت تقصیری ، هر کس در برابر هم نوع خود مسئول ضررهائی است که از بی مبالاتی وی حاصل شده است.

بند دوم : تقصیر در تولید و فروش کالا

اگر تولید کننده در تولید کالا و فروشنده درفروش آن ، اقدامات احتیاطی مناسب را در پیش نگیرند ، مقصرند ؛ اقداماتی که به طور متعارف هرسازنده و فروشنده رعایت می‌کند همچون دقت در ساختن فراورده ها از مواد اولیه مناسب ، آزمایش و بازرسی کالا، دادن هشدارها و ‌راهنمایی های کافی و وافی ، دقت در بسته بندی کالا و رعایت استانداردها و ضوابطی که به طور مشخص و متعارف برای هریک از شغل های تولیدی و تجاری در نظر گرفته اند . صرف این حقیقت که کالا به ذات خود خطرناک است، تولید یا فروش آن را تقصیرگرانه نمی کند . دربرخی آرای دادگاه های ایا لات متحده حتی عدول از استانداردهای صنعتی را نیز همیشه تقصیر ندانسته اند .

بند سوم : اثبات تقصیر

دردعوا بر بنیاد تقصیر ، مصرف کننده متضرر با مشکلی بزرگ مواجه است ، آن بار اثبات تقصیر و بی مبالاتی سازنده یا فروشنده است که بر عهده متضرر قراردارد و ای بسا سنگینی این بار که اورا از تعقیب دعوای خود منصرف کند؛ زیرا برای اثبات تقصیر ، داشتن دانش فنی و تخصص کافی ضروری است وبرای مثال ، مصرف کنندگان خودرو چگونه می‌توانند تقصیر تولید کننده را در شیوه طراحی پنجره جلوی آن ثابت کنند؟؟

اگرچه قاعده « موضوع خود گویای واقعیت است» را در کامن لا در دعاوی مبتنی بر مسئولیت های غیر قراردادی می پذیرفتند و تقصیر خوانده را مفروض اعلام می‌کردند اما توسل ‌به این قاعده نیز همواره آسان نبود . در دعاوی دوناف و استونسون شخصی بطری آبجوئی را برای مهمان کردن دیگری از فروشنده ای می خرد .درون بطری ، لاشه فاسد حلزونی بوده که به علت تار بودن شیشه ، از بیرون آن را نمی دیدند . میهمان پس از نوشیدن بیمار می شود و دادگاه اگرچه در تصمیم نهائی فروشنده را مسئول می شناسد اما به صراحت اعلام می‌کند که برای اعمال قاعده « موضوع خود گویای واقعیت است » در این دعوا دلیلی نمی بیند [۳۱].

گفتنی است که در حقوق امریکا ، با آن که مسئولیت حقوقی سازندگان و فروشندگان کالا را با نظریه مسئولیت محض می نگرند ولی دو گروه از دعاوی را هنوز بر بنیاد تقصیر استوار می دانند و خواهان باید درآنها ، تقصیر خوانده را اثبات کند :

۱- دعوائی که با بی احتیاطی و تقصیر خوانده در طراحی کالا و طرز ساختمان و مواد به کار رفته در آن ها ارجاع داده ،و

۲- دعوائی که خواهان ، نحوه هشدار فروشنده و سازنده را به خریدار درباره خطرهای کالاها نادرست دانسته.

بند چهارم : تسبیب

هرگاه دو یا چند نفر موجب ورود خسارتی به دیگری شوند آنکه بین عمل او و خسارت دیگری و دیگران که بین او و خسارت حاصله عمل مباشر واسطه شده است ، سبب نامیده می شود . ‌بنابرین‏ آنچه از تمامی تعریف فوق مستفاد می‌گردد ، این است که در تسبیب عامل زیان به طور مستقیم و بدون واسطه باعث ورود خسارتی به جان یا مال دیگری نمی شود ، بلکه عمل عامل زیان علت غیر مستقیم ورود چنین خسارتی می‌باشد، منتهی ، علتی است که قوی تر از فعل مستقیم وارد کننده ضرر می‌باشد.

‌بر مبنای‌ این تئوری تولید کننده که کالا را وارد بازار می کند و یا فروشنده ای که آن را در اختیار خریدار قرار می‌دهد ، اگر کالای معیوبی را وارد بازار کرده ویا در اختیار خریدار قرار داده باشد وبه علت وجود این عیب ، کالا زیانی به بار آورد ، درچنین حالتی ، باید گفت که تولید کننده و فروشنده با وارد کردن کالای معیوب در بازار و فروش آن سبب ورود زیان به مصرف کننده شده اند و باید بر مبنای تئوری تسبیب خسارت وارده به متضرر را جبران نماید . به عبارت دیگر درست است که در چنین اوضاع و احوالی تولید کننده و فروشنده مستقیماً علت و سبب ورود ضرر به مصرف کننده نمی باشد و منشاء مستقیم ضرر ، کالای معیوب یا خود مصرف کننده است ، چنانچه اگر کالا نبود ویا حتی علی رغم وجود کالا، اگر مصرف کننده ، کالا را مورد استفاده قرار نمی داد، ضرری هم ایجاد نمی شد ، اما تولید کننده و فروشنده کالا با تولید و فروش چنین کالایی به طور غیر مستقیم سبب و علت ورود خسارت گردیده اند از آن جهت که ، دست به تولید و فروش کالای معیوب زده اند . سبب که هرچند علت مستقیم ورود خسارت نمی باشد اما، در وارد کردن زیان از علت مستقیم قوی تر می‌باشد، فلذا ، باید جبران کننده ی خسارت وارده باشد، چراکه قانون مقرر می‌دارد :

« هرکس سبب تلف مالی شود باید مثل یا قیمت آن را بپردازد و اگر سبب عیب یا نقص آن شده باشد باید از عهده نقص قیمت آن برآید.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




ماده ۲۳۴ قانون مدنی در قسمت آخر نیز تعهد و شرط بر شخص ثالث را دوباره آورده است که « … اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.» در واقع طبق مواد ۱۹۶ و ۲۳۴ ق .م شرط می‌تواند هم به نفع و هم به ضرر شخص ثالث باشد البته چنین ‌شرط‌هایی موقعی بر شخص ثالث بار می‌گردد که شخص ثالث آن را مورد قبول قرار دهد در غیر اینصورت شرط ( چه به ضرر و چه به نفع ) تاثیری نخواهد داشت به عبارت دیگر بدون موافقت شخص ثالث نمی توان تعهدی را بر عهده وی گذاشت .

در شرط فعل خواه مثبت و خواه منفی ماده ۲۳۷ قانون مدنی که مقرر می‌دارد : « هر گاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد ،اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف، طرف معامله می‌تواند به حاکم رجوع نموده و تقاضای اجبار به وفاء شرط بنماید »که مدلول این ماده قول مشهور در فقه است .[۴۹] در فرض امتناع مشروط علیه ، نخست مشروط له حق دارد که از دادگاه الزام به اجرای مفاد شرط را بخواهد . چنانچه مشروط علیه از انجام شرط امتناع نماید و به الزام داگاه هم توجهی ننماید ولی مفاد شرط قابل انجام توسط غیر شخص مشروط علیه باشد ، دادگاه توسط غیر انجام و مخارج آن را از اموال مشروط علیه برداشت می‌کند . (ماده ۲۳۸ ق . م)

اگر اجبار مشروط علیه به انجام فعل ممکن نباشد و فعل مشروط جز ء کارهایی نباشد که دیگری بتواند انجام بدهد طبق ماده ۲۳۹ قانون مدنی طرف مقابل ( مشروط‌ له) حق فسخ معامله را دارد و نیز اگر بعد از عقد انجام شرط غیر ممکن شود یا در زمان عقد انجام آن غیر ممکن بوده باشد در این مورد نیز مشروط له اختیار فسخ عقد را خواهد داشت ( مستفاد از ماده ۲۴۰ قانون مدنی )[۵۰] مگر این‌که خود مشروط‌ له باعث شود که فعل انجام نگیرد که در این صورت مشروط له بنا به قاعده اقدام حق فسخ ندارد چون به ضرر خود اقدام کرده و کسی که به ضرر خود اقدام کند هر ضرری که از آن پدید آید باید عهده دار شود. در واقع قانون مدنی در خصوص ضمانت اجرای تخلف از شرط فعل مقرر نموده است که ابتدا باید متعهد را به انجام یا عدم انجام توسط حاکم اجبار نموده و در ثانی در صورت مقدور نبودن اجبار متعهد ،اگر انجام آن به وسیله دیگر مقدور باشد توسط حاکم به خرج ملتزم موجبات انجام فعل را فراهم آورده و الا متعهد‌ له دارای حق فسخ خواهد بود.

آرای قضایی کشورمان در خصوص ضمانت اجرای تخلف از شرط فعل رویه یکسانی ندارد .

به عنوان مثال : ۱ـ حکم شماره ۱۳۸۷ ـ ۱۵/۶/۱۳۱۶ شعبه یک دیوان عالی کشور مقرر می‌دارد. « اصولاً طبق مواد ۲۳۷و ۲۳۸ قانون مدنی با فرض این ‌که اثبات شود مدعی علیه تخلف از شرط ‌کرده‌است بدواً بایستی اجبار او بر وفای به شرط تقاضا شود و مادام که تعذر به اجبار معلوم نباشد برای مدعی حق فسخ نخواهد بود» .[۵۱]

۲ـ حکم شماره ۴۱۷ ـ ۱۰/۲/۱۳۲۷ شعبه ۶ دیوان عالی کشور مقرر می‌دارد. « ماده ۲۳۷ قانون مدنی در موردی است که مشروط علیه از انجام شرط فعل تخلف نماید و در ضمن عقد برای مشروط له فسخ در صورت تخلف مقرر نشده باشد.»[۵۲]

۳ ـ حکم شماره ۳۷۳۷ ـ ۲۶/۱۲/۲۱ شعبه یک دیوان عالی کشور مقرر می‌دارد « اگر کسی به موجب قرارداد در مقابل گرفتن مبلغی متعهد گردد که ( مقداری زمین به متعهد واگذار نموده در ظرف مدت معین قباله رسمی در دفترخانه تنظیم کند ) در صورت تخلف از قرارداد مطالبه عین وجه از طرف متعهد‌ له با تغییر او مانع قانونی ندارد و مفاد ماده ۲۳۷ قانون مدنی دلالت ندارد که مشارالیه فقط ملزم به درخواست انجام تعهد باشد و نتواند استرداد وجهی را که داده، بنماید .»[۵۳]

آنچه در خصوص سه حکم فوق به نظر می‌رسد این است که حکم اول با مواد ۲۳۷ و ۲۳۸ قانون مدنی مطابقت دارد و در خصوص حکم دوم به نظر می‌رسد که اگر طرفین قرارداد در صورت تخلف از شرط حق فسخ قرار داده باشند عمل به فسخ می شود چون قصد و تراضی طرفین بر آن استوار گشته و نیز مواد ۲۳۷ و ۲۳۸ قانون مدنی جزو قوانین امری نمی باشد که نتوان برخلاف آن مواد تصریح کرد.

اما در خصوص حکم سوم که آورده است اگر تخلف از شرط بشود مشروط له حق فسخ عقد را دارد و نیز آورده است که ماده ۲۳۷ قانون مدنی دلالت ندارد که مشارالیه فقط ملزم به درخواست انجام تعهد باشد. البته باید گفت درست است از ماده ۲۳۷ قانون مدنی فقط الزام به انجام تعهد بر نمی آید ولی ماده۲۳۹ قانون مدنی به صراحت حق فسخ را در صورت تخلف از شرط فعل را در موردی می‌داند که انجام فعل مشروط مقدور نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند انجام دهد. فقط حق فسخ قبل از الزام مشروط علیه در موقعی است که انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است. [۵۴] (مستفاد از ماده ۲۴۰ قانون مدنی ).

پس از اینکه عقد به علت عدم انجام شرط از طرف مشروط له فسخ گردید در این صورت مشروط له به علت عدم انجام شرط می‌تواند از مشروط علیه مطالبه خسارت نماید اما در این صورت مطابق ماده ۲۲۶ قانون مدنی باید اثبات نماید که اولا عدم انجام شرط متوجه شخص او ( مشروط له) نبوده است . ثانیاً ایفاء تعهد را از مشروط علیه خواسته است و ثالثا اگر مهلتی در عقد یا شرط بوده سپری شده است در این صورت می‌تواند به دادگاه مراجعه و جبران خسارتش را مطالبه نماید البته لازم به ذکر است که اگر موعدی برای اجرای تعهد یا شرط در عقد معین شده باشد در این صورت پس از انقضای موعد مقرر متعهد له می‌تواند ادعای خسارت نماید و مطالبه اجرای تعهد قبل از ادعای خسارت ضرورت ندارد .

تبصره : شرط دادن رهن یا ضامن :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




۶- پرورش قوه ابداع وابتکاروخلاقیت کودک.

۷- هدایت دانش آموزان ‌به این که اصول نوشتن را به تدریج یاد بگیرند،تادراین امر ورزیده شوند(پیوند،۱۳۸۱).

۲-۱۰-۲ آثار مثبت تکلیف شب

۱- سرعت گرفتن پیشرفت تحصیلی و یادگیری.

۲- ایجاد انگیزه وایجاد آثارتحصیلی دراز مدت از قبیل افزایش اشتیاق به یادگیری دراوقات فراعت به ایجادعادت ،مطالعه،مهارت آموزی و ‌ایجاد انگیزه نسبت به مدرسه و تحصیل.

۳- پرورش احساس مسئولیت،قدرت برنامه ریزی و مدیریت ،اعتمادبه نفس و پشتکار،تحریک کنجکاوی و پرورش روحیه استقلال در دانش آموزان.

۴- پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان به شکل سالم.

۵- احتمال تعلیم آموخته ها در موقعیت تازه و پیشرفت های تازه و اضافی و توان به کار گیری یافته ها در این قبیل موقعیت های از پیش تعیین شده.

۶- آگاه شدن والدین از آن چه در کلاس درس می گذرد (پیوند، ۱۳۸۱).

۲-۱۰-۳ آثار منفی تکلیف شب

۱- بیزاری ‌از مدرسه،از دست دادن علاقه به درس ،خستگی روحی و جسمی ناشی از تکرارمطالب و حجم زیاد مطالب،محروم شدن از اوقات فراغت وفعالیت های اجتماعی مورد علاقه واحساس مظلوم واقع شدن به دلیل اشتغال در اوقات فراغت .

۲- افزایش فاصله بین دانش آموزان ممتاز و ضعیف.

۳- برخورد بین والدین و فرزندان و فشاروالدین برای انجام دادن تکالیف و بروز تعارض بین روش تدریس معلمان و والدین.

۴- افزایش رفتار سازش نیافته،تقلب در شاگردان و توسل به شگرد هایی از قبیل رونویسی ازتکالیف سایر دانش آموزان یا واگذار کردن تکالیف به بقیه افراد مانند والدین و خواهران و برادران دیگر(کوپر،۱۳۷۷).

۲-۱۱ چگونه دانش آموزان را تکلیف پذیر کنیم ؟

۱- می توان تکالیف را متناسب با توانایی و استعداد کودک ارائه کرد.

۲- تلاش کنیم،تکلیف به کودک تحمیل نشود.

۳- کودکان درانجام تکالیف یاری دهیم .

۴- میزان فرصت دادن به کودک رادرانجام تکلیف در نظر بگیریم .

۵- به دانش آموزان تکلیف کم بدهیم،اما خوب تحویل بگیریم تا او منضبط و حسابگر بار بیاید .

با مراعات همه این نکات ممکن است کودک قصور کند،در این جاانعطاف پذیروبا گذشت باشیم وازاو بخواهیم که وظایفش را دوباره کامل و درست انجام دهد(رشد،۱۳۷۰).

۲-۱۱-۱ وقت انجام تکالیف

انجام دادن تکالیف به عنوان یکی ‌از مراحل یادگیری باید در شرایطی خاص صورت گیرد تا اهداف مورد نظر تأمین گردند . یکی ازاین شرایط زمان انجام تکالیف است.مشاهده می شود که برخی از دانش آموزان اندکی پس ازمراجعت ‌از مدرسه علی رغم خستگی به انجام تکالیف شان مشغول می‌شوند تا اضطراب ناشی ازفشاری راکه در این زمینه احساس می کندکاهش دهند . گروه قابل توجهی ‌از دانش آموزان نیز تکالیف شان را پس از چند ساعت فعالیت‌های جسمی،تماشای تلویزیون وامثالهم انجام می‌دهند،بازدهی یادگیری دانش آموزان در هردو حالت فوق ضعیف می‌باشد. توصیه می شود فراگیرهرروز طبق برنامه وشرایط خاصی به انجام تکالیفش بپردازد.تکالیف رادر ساعت خاصی که معلم یاوالدین برایش تعیین کرده‌اند آغاز نماید و تا ساعت مشخص مثلاً پس از دو ساعت آن رابه پایان برساند.تعیین چنین محدودیتی برای دانش آموز او را ملزم می‌کند تا بدون آن که به فعالیت های جنبی دیگری بپردازد فقط به انجام تکالیفش مشغول باشد(پیوند،۱۳۸۱).

۲-۱۱-۲ نقش والدین در انجام تکالیف شب دانش آموزان

روش ها و طرح های متعددی برای همکاری پدرومادرها با مدرسه وجود دارد که در شرایط مختلف و به فراخور حال والدین قابل اجرا و بهره برداری می‌باشند.میزان تحصیلات ،مشغله زیاد،سن و موقعیت اجتماعی – اقتصادی پدر مادرها از جمله عوامل تعیین کننده ای می‌باشد که حدود و نحوه همکاری آنان را در امور تحصیلی فرزندانشان مشخص می‌سازد . معلم آگاه و فعال می‌تواند با بهره برداری ازحداقل توانایی‌های والدین بیشترین مشارکت را از ایشان جلب نماید . درامر تکلیف شب باید چگونگی دیدگاه والدین نسبت ‌به این امر اصلاح گردد و نقش و اهمیت آن درامر تعلیم و تربیت برای ایشان روشن شود.والدین باید بر اساس خط مشی و نیازهای افراد خانواده برنامه خاصی رابرای فرزندانشان طراحی کنند،تا در بهترین و مناسب ترین اوقات همه ی فعالیت های لازم رااز قبیل:مطالعه ی دروس،نظافت،انجام مسئولیت هایی در خانه،مهمانی،بازی،و… را در نظر بگیریدوبر حسن اجرای آن نظارت نزدیک داشته باشد. ضروری است والدین در مواقع اضطراری در تغییر برنامه از خودشان انعطافی منطقی نشان دهند. شاید بزرگترین مسئولیت پدران و مادران تلاش به جهت تعلیم و تربیت صحیح فرزندانشان باشد. سهیم شدن والدین در جریان تعلیم و تربیت کودکان نه تنها در موفقیت یا شکست آنان در زندگی بلکه ‌در نقش پدری ‌و مادری همان کودکان در آینده نیز مؤثر است .باید شرایط مطلوب و لوازم مناسب برای انجام تکلیف از طرف اولیا رعایت شود . زیرا دانش آموزان نمی توانند در هر جا و تحت هر شرایطی کار کنند . پس محیطی بی سر و صداو مطلوب از نظر نور و حرارت و لوازمی مثل مداد،خودکار ، پاک کن و … را برای او فراهم آورند . بهتر است والدین دورا دور به طور غیر مستقیم تکلیف درسی فرزندانشان را زیر نظر داشته و مراقبت حسن انجام آن باشد .طور خلاصه بایدگفت بهبود انجام تکلیف درسی کودکان درخانه نه به وسیله ی زور میسر خواهد شد.نه با ابراز نگرانی ، نه با سرزنش و نه با تحمیل راه و روش اولیا . زیرا این روش هاغالباً مقاومت کودکان را بر خواهد انگیخت و بی میلی و اکراه آن ها به درس خواندن و مدرسه رفتن خواهد افزود . آنچه مهم است ایجاد محیطی مطلوبی برای یادگیری و وجود اولیایی که بتوانند تفاهم حمایت و حتی گاهی هم دردی خود را نسبت به کودک نشان دهند . اولیایی که بتوانند از تکلیف شب به عنوان وسیله ای در بهبود ارتباطات خانوادگی در نزدیک کردن افراد خانواده به هم و کمک متقابل به یکدیگر استفاده کنند و با انگیزه گام مؤثری در جهت تعلیم و تربیت فرزند خویش برداشته اند(عباس زاده،۱۳۸۰).

۲-۱۲ نظریات مخالفان وموافقان ارائه تکلیف به دانش آموزان

تکلیف شب در شرایط فعلی مدارس،امری لازم به نظر می‌رسد،اما تکالیفی که طولانی و خسته کننده نباشد،انگیزه انجام آن در شاگردان به وجود آمده باشد و با توانایی آنان از نظرجسمی و ذهنی مطابقت کند. از همان زمان که بچه ها تمرینات درسی خود را روی لوح کوچک سنگی انجام می‌دادند، تا به امروز که کاغذ و الوان کتابچه های کلاسور، وسیله انجام این وظیفه آموزشی است،مسئله تکلیف شب ومباحثات مربوط به آن همواره برای دانش آموزان ،معلمان و اولیاء مطرح بوده و نظریات موافق و مخالف آنان را برانگیخته است(کردی،۱۳۷۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




مبحث اول: ماهیت معاونت درجرم

فردی که به فکر ارتکاب جرم می افتد، ممکن است آن اندازه از جسار ت برخوردار باشد که بتواند به تنهایی و بدون واسطه دیگری، جرم مورد نظر را درخارج محقق سازد و یا اینکه به هر دلیلی خودش درصحنه جرم حاضر شود، ولی چون خواهان وقوع آن جرم بوده از پس پرده بر کار مباشر جرم نظارت، هم فکری و همکاری می‌کند و در پی این همکاری جرم مورد نظر نیز واقع می شود و چنین فردی­ را که به صورت فرعی و تبعی مجرم را یاری­می­رساند ولی در عملیات سازنده یا عنصر مادی جرم دخالت مستقیم ندارد، معاون و چنین عملی را معاونت در جرم می‌گویند.

گفتار اول: تعریف معاونت در جرم

یکی از اشکال ارتکاب جرم معاونت درجرم به صورت همکاری و مشارکت با سایر بزهکاران است. چنانچه همکاری و مشارکت بدون تفاهم و تبانی قبلی در ارتکاب جرم باشد، با فقدان نص قانونی خاص، هریک از مشارکت کنندگان به میزان مسئولیت کیفری ناشی از رفتار مجرمانه­ی خود راساً و شخصاً قابل تعقیب و محاکمه ‌می‌باشد. به طور مثال درجرایمی چون سرقت دزدی و غارت اموال ویا ضرب و جرحی که در نتیجه ی خشم اتفاقی و تصادفی دسته و جمعیتی بدون برنامه و نقشه قبلی وصرفاً بر اثر تحریک و تاثیر ناشی ازتقلید گروهی رخ دهد. چنانچه ارتکاب اعمال مجرمانه مذبور توسط افراد معینی از دسته و جمعیت ثابت شده باشد. هریک از آن افراد مسئول رفتار مجرمانه­ی خود بوده و مستوجب کیفر جرم یا جرایمی است که شخصاً مرتکب شده است. [۱]۱

«این همان مفهوم موسع از معاونت است که شامل هر گونه مداخله و مشارکت در ارتکاب جرم و از آن جمله شامل اصطلاح خاص و حقوقی«معاونت در جرم» ‌می‌باشد معاونت در این مفهوم اطلاق داشته و شامل تمام افرادی است که به نحوی از انحاء اعم از مباشرت، شرکت و معاونت سهمی در تحقیق جرم دارند، می­گردد».۲[۲]۱

ولی گاهی پدیده جزایی مسبوق به تبانی قبلی و نتیجه فعالیت گروهی است که برای ارتکاب جرم تشکیل یافته است. از این قبیل است اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایم موضوع ماده ۶۱۰ ق.م.ا که طبق آن «هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی برضد امنیت. داخلی یا خارجی کشورمرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند، درصورتی که عنوان محارب بر آن صادق نباشد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهند شد»(م. ۶۱ ق.م.ا) همینطور ماده ۵۱۲ ق.م.ا «‌در مورد اغواء و تحریک به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد بر هم زدن امنیت درچنین مواردی مشارکت در پدیده جزایی بعد از تبانی یا تفاهم است. ولی در اینجا جرایم خاص و کیفرهای معینی مطرح است.۳ [۳]۲

ولی­در بعضی موارد مشارکت جزایی شامل تبانی و تفاهم آنی بین دو یا چند شخص برای ارتکاب یک جرم معینی است.این همان مفهوم مضیق معاونت است که نوع خاص و معینی از همکاری در ارتکاب جرم است و شامل کسانی است که رفتار شان تنها جنبه­ کمک به مباشر یا شرکای جرم در تدارک یا ارتکاب مادی جرم داشته است. به طوری که مجرم راساً هیچ گونه مداخله ای در عملیات اجرایی سازنده ی جرم نداشته و نقش او فرعی و تبعی بوده و تنها در اطراف جرم محدود و منحصر به اموری چون تهیه مقدّمات جرم یا تشویق و ترغیب مرتکب می‌باشد».۴ [۴]۱

برای تبیین بیشتر مفهوم معاونت در جرم در ابتدا آن را از نظر لغوی تعریف نموده و سپس به تعریف حقوقی معاونت در جرم خواهیم پرداخت.

بند اول: تعریف لغوی

واژه معاونت (به­ضم میم و فتح واو و نون) واژه بر گرفته از زبان عربی است که ریشه آن «عون» می‌باشد.این واژه اصولاً به شکل تاء مربوطه نوشته می­ شود­(معاونه)وئ مصدرثلاثی­مزید ازباب­مفاعله می باشد.

لغت نامه­ های­مختلفی­که به زبان عربی تدوین ‌شده‌اند­معانی­مختلفی را­برای این واژه ذکر کرده ­اند.

«المعاونه؛ الموازره، المساعده» یعنی­کسی­که کمک و یاری کند. در برخی فرهنگ آمده است: «عون تعویناً و عاون معاونه و عواناه علی الشیء، ساعده» و تعاون و اعتون القوم؛ اعان بعضاً بعضا»

و نیز برخی فرهنگ­ها تمامی کلمات «معاونت، اعانه، تعوین و عون» را به یک معانی دانسته ­اند: «عونه علی الشیء تعویناً و عاونه معاونه و عواناً و اعانه؛ ساعده» یعنی، او را کمک کرد.۱ [۵]۳

معاونه به معنای کمک و یاری رساندن و معاون به معنای کمک و یاری دهنده می‌باشد.۲ [۶]۴

در فرهنگ­های فارسی هم معانی متعددی از معاونت و معاون به چشم می‌خورد که عبارتند از:

معاون به­معنای­یاری­کننده،کمک­کننده ومعاونت­به­معنای­یاری،کمک و­جمع­آن معاونین ‌می‌باشد»۳ [۷]۵

معاون به معنای «یاری­کننده، کمک­کننده و دستیار»۴ [۸]۶

در ترمینولوژی حقوقی معاونت را این گونه تعریف نموده: معاونت تحریک عامل اصلی جرم (مباشر فعل­جرم)ویا کمک ‌در تهیه ­مقدّمات و لواحق جرم و معاون به معنای کمک کننده و یاور است.۵ [۹]۱

از دیگر واژه ­هایی که درباب معاونت در جرم به کار می­رود، واژه «تحریک» است. این واژه عربی مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل و از ریشه «حرکه» ‌می‌باشد به معنای جنبانیدن، به حرکت در آوردن، برانگیختن و وادار کردن آمده است.۶ [۱۰]۲

واژه «ترغیب» نیز از مصادیق معاونت در جرم می‌باشد این واژه عربی مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل از ریشه رغب بوده و به معنای راغب کردن به رغبت آوردن و خواهان کردن آمده است.۷۳ [۱۱]۱

واژه دیگرکه از مصادیق معاونت در جرم محسوب می­گردد، واژه «تطمیع» می‌باشد. این واژه عربی مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل به معنای به طمع انداختن آزمند ساختن کسی را به طمع آوردن و به کاری وادار کردن ‌می‌باشد.

بند دوم: تعریف حقوقی

قانونگذاران هیچ یک از دو نظام کیفری ایران و لبنان، تعریف مشخص و کاملی از معاونت در جرم ارائه نکردند و لذا برای ارائه مفهوم دقیق­تری از آن به بیان تعاریف صاحب نظران حقوقی هر دو کشور در خصوص معاونت در جرم می پردازیم:

الف) معاونت درجرم از نظرگاه حقوق ‌دانان ایران

قانون‌گذار ایران هیچگاه معاونت در جرم را تعریف نکرده و همواره به ذکر مصادیق آن بسنده ‌کرده‌است، لکن ‌در یکی از آرای صادره از شعبه سوم دیوان عالی کشور مقصود از معاون چنین بیان شده است: «منظورازمعاونان جرم،اشخاصی­هستند­که­اقدامی دراصل عمل یا شروع آن نکرده باشند،…»۸[۱۲]۴

«چون کمک کردن و یاری رساندن دارای مصادیق متعدد است غالباً معاونت تعریف­ نمی شود بلکه قانون‌گذار با احصای موارد و نشان دادن مصادیق معاونت، آن را مشخص­کرده ­اند»۵[۱۳]۴حقوقدانان ایران تعاریفی از معاونت درجرم و معاون جرم بیان نموده اند،که دراینجا به ذکرچند نمونه از این تعاریف می پردازیم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:11:00 ب.ظ ]




نتایج تحقیق زکی (۱۳۸۵) با عنوان خودکارآمدی کامپیوتر: سنجش و جایگاه آن در مدل پذیرش فناوری اطلاعات که در بین دانشجویان دانشگاه‌های اصفهان و آزاد اسلامی واحد شهرضا انجام داد، نشان می­دهد که میزان خودکارآمدی رایانه در بین تمامی دانشجویان و همچنین به تفکیک جنسیت برحسب دانشجویان مرد و زن به طور جداگانه در سطح بالایی ابراز شده و این نتایج در بین دانشجویان دو دانشگاه اصفهان و آزاد اسلامی واحد شهرضا، مشابه و یکسان است و تفاوت معناداری در خودکارآمدی کامپیوتر بین دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد.

در پژوهشی که توسط اکبری­بورنگ و رضاییان (۱۳۸۷) با هدف بررسی اضطراب رایانه در دانشجویان و رابطه آن با کارآمدی رایانه در دانشگاه اراک انجام شد، ۳۷۰ آزمودنی (۱۲۳ مرد، ۲۱۸ زن) ارزیابی شدند. یافته­ ها حاکی از آن است که بین کارآمدی رایانه و اضطراب رایانه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در متغیر کارآمدی رایانه تفاوت جنسیتی معنادار بود.

حقایق و همکاران (١٣٨۷) در پژوهشی با عنوان ” ویژگی‌های روان سنجی مقیاس نگرش نسبت به اینترنت” به بررسی ویژگی­های روان سنجی مقیاس نگرش به اینترنت (IAS-40) در دانشجویان دانشگاه ­های شهر اصفهان پرداخته است. نتایج نشان می­دهد که تمام مقیاس­های تحت بررسی از ضرایب همسانی درونی و بازآزمایی بالا و معنی­داری برخوردارند. در بررسی روایی سازه، نتایج تحلیل عامل تاییدی، نشان داد که چهار عامل به دست آمده با ساختار اصلی پرسش­نامه­ ها و چهار خرده مقیاس آن هماهنگی کامل دارد و همه بارهای عامل به دست آمده، معنی‌دار بودند.

احمدی ده قطب الدینی (١٣٨٨) به بررسی تأثیر خودکارآمدی رایانه و اضطراب رایانه بر سازه­ های مدل پذیرش فناوری دیویس در دانشجویان نیمسال اول کامپیوتر پرداخته است. یافته­ ها نشان داد که خودکارآمدی رایانه می ­تواند اثر اضطراب رایانه را بر سهولت ادراک شده کاربرد رایانه تعدیل کند. نتایج وجود رابطه­ای قوی بین خودکارآمدی رایانه و اضطراب رایانه را تأیید کرده و نشان داد که افزایش اضطراب رایانه باعث سهولت کاربرد رایانه می­ شود. همچنین نتایج نشان داد که هرچه سطح خودکارآمدی رایانه در فرد بالاتر باشد فرد کار با رایانه را ساده­ و در نتیجه آن را برای کاربرد مفیدتر می­داند.

نارمنجی و نوکاریزی (١٣٨٨) در پایان نامه­ خود به بررسی اضطراب اینترنتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های بیرجند و فردوسی در فرایند جستجوی اطلاعات پرداخته است. یافته­ ها نشان داد که میزان اضطراب اینترنتی ١/٨۲ درصد پاسخ­گویان پایین­تر از حد متوسط و دچار اضطراب اینترنتی بودند، با این حال توزیع نمره اضطراب اینترنتی در نمونه مورد مطالعه نرمال بوده است. بین میانگین نمرات اضطراب اینترنتی دانشجویان مرد و زن و نیز دانشجویان حوزه ­های تحصیلی مورد مطالعه تفاوت معناداری یافته نشد.

یافته ­های رحیمی و یداللهی (١٣٨٨) در مقاله‌ای با عنوان “بررسی اضطراب رایانه دانش آموزان دوره متوسطه و ارتباط آن با میزان استفاده از رایانه و لذت بردن از آن و تملک رایانه شخصی” ‌در مورد میزان استفاده از رایانه نشان داد که میزان استفاده از رایانه با اضطراب رایانه مرتبط است و افرادی که بیشتر با رایانه کار ‌می‌کنند اضطراب رایانه کمتری دارند؛ همچنین بین جنسیت و میزان کار با رایانه رابطه معناداری وجود دارد. نتایج ‌در مورد تملک رایانه نشان داد که بین داشتن رایانه و اضطراب رایانه رابطه معناداری وجود ندارد؛ تملک رایانه و جنسیت نیز با یکدیگر مرتبط نبوده و دانش­اموزان مذکر و مؤنث به یک نسبت در منزل به رایانه دسترسی دارند.

ملکی و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان “بررسی نگرش و عملکرد اساتید و دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نسبت به کاربرد کامپیوتر و اینترنت در آموزش دندانپزشکی” نیز ‌به این نتیجه رسیدند که میزان دستیابی به اینترنت و مفید بودن آن در دانشجویان و استادان مناسب است. در هر دو گروه نیز نگرش نسبت به کاربرد اینترنت در آموزش دندانپزشکی مثبت بود.

۲-۱۵-۲- پژوهش‌های خارجی

نخستین‌ تلاش‌ها از سوی‌ هوپ[۷۸] و بری[۷۹] (١۹۶۷) صورت‌ گرفته‌ است‌ که‌ در قلمروهای‌ فنی‌ به‌ سنجش نگرش‌ کارکنان نسبت‌ به‌ رایانه پرداخته‌اند. لوید[۸۰] و گریسارد[۸۱] (١۹٨۰) و هم­چنین ریس[۸۲]‌ و گابل[۸۳] (١۹٨۲) هر یک‌ به ‌بسط‌ و آزمون‌ مقیاس‌هایی‌ برای سنجش‌ نگرش‌های‌ افراد نسبت‌ به‌ رایانه در زمینه‌های‌ آموزشی ‌اقدام‌ نموده‌اند. نهایت‌ آن‌که‌ کریستن‌‌سن[۸۴] و کنیزک[۸۵] (۲۰۰۰) در جدیدترین‌ پژوهش‌ به‌ اعتباریابی‌ چهارده مقیاس ‌استاندارد (طراحی ‌شده‌ در طی‌ دهه‌ ٨۰ و ۹۰ میلادی) درخصوص‌ نگرش‌های افراد‌ نسبت‌ به‌ رایانه پرداخته‌اند (نارمنجی و نوکاریزی، ۱۳۸۸).

پرسنو (١۹۹٨) در پژوهشی چهار حوزه اصلی اضطراب اینترنتی را مورد شناسایی قرار داد: اضطراب از اصطلاحات اینترنتی، اضطراب جستجوی شبکه ­ای، اضطراب تأخیر زمانی اینترنتی، و ترس کلی از عدم موفقیت در استفاده از اینترنت. نتایج پژوهش وی نشان داد که نگرانی­ها درباره خود اثر بخشی[۸۶] پایین، نقش اصلی را در اشکال مختلف اضطراب اینترنتی بازی می­ کند، به طوری­که شرکت­ کنندگان غالباً خودشان را به خاطر عدم توانایی به دست آوردن پایگاه ­های مطلوب در اینترنت، یا نیافتن اطلاعات مطلوب، سرزنش می­کردند.

شمو[۸۷] (۲۰۰١)، شکل­های اضطراب اینترنتی پرسنو را در میان دانشجویان بررسی کرد. نتایج حاکی از آن بود که اکثریت دانشجویان از تأخیر زمانی اینترنتی اضطراب داشتند، اما میزان سه شکل دیگر اضطراب (اضطراب اصطلاح­شناسی اینترنتی، اضطراب جستجوی شبکه ­ای، و ترس کلی از عدم موفقیت در استفاده از اینترنت)، در میان دانشجویان اندک بود. نتایج هم چنین نشان داد که بین مردان و زنان از نظر اضطراب اینترنتی تفاوت معناداری وجود دارد. زنان در هر چهار شکل، اضطراب بیش­تری نسبت به مردان بروز دادند، خصوصاًً ‌در مورد اضطراب اصطلاح­شناسی اینترنتی، که نمره اضطراب زنان تقریباً دو برابر مردان بود.

تسائی و همکاران (۲۰۰۰) پرسشنامه‌ای درباره نگرش کاربران به اینترنت در چهار حوزه اصلی (احساس سودمندی، احساس کنترل در استفاده، عاطفی و رفتاری) طراحی و اعتباریابی نمودند و دریافتند که رابطه معناداری بین “تجربه استفاده از اینترنت” و “نگرش به اینترنت” وجود دارد.

آیستین[۸۸] و لاروس[۸۹] (۲۰۰۲) با توجه به رهیافت شناخت اجتماعی (خودکارآمدی) باندورا، پرسشنامه­ای برای سنجش خودکارآمدی اینترنت ساختند که رابطه معناداری با تجربه اینترنتی، استفاده از اینترنت، و همچنین رابطه معناداری منفی با اضطراب اینترنتی داشت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




۱-۷-۳-۲-۲- کودکی یا صغر سن

کودکی از دوران قدیم، مگردر شرایط استثنایی، غالبا علتی برای رفع مسئولیت شناخته شده، هرچند دوران کودکی حسب زمان و مکان متغییر بوده است (نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۳۱ ). در همه نظام‌های حقوقی کودکانی که به سن معینی نرسیده‌اند فاقد مسئولیت کیفری می‌باشند و پس از رسیدن به آن سن نیز، تا زمان رسیدن به سن مسئولیت کامل کیفری، برخورد متفاوتی با انان نسبت به افراد بزرگسال می‌شود (میرمحمد صادقی، ۱۳۹۰، ص ۲۷۴) مبحث بلوغ حدود حدود قانونی و شرعی و میزان تأثیر گذاری بر مسئولیت با توجه به تقسیم بندی دوران بلوغ به دوره فقدان مسئولیت (اهلیت) کیفری و دوره برخورداری از مسئولیت کیفری نسبی (اردبیلی، ۱۳۹۳، ص ۲۰۳) مبحث مفصل و جداگانه‌ای می‌طلبد.

۱-۷-۳-۲-۳- جنون

جنون در لغت به معنی پوشیده گشتن و پنهان شدن است. (اردبیلی، ۱۳۹۳، ص ۱۵۳) جنون از علل تام رافع مسئولیت جزایی است اما مجنون در قبال جرم انجام گرفته از نظر جبران خسارات مسئولیت دارد (نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۴۲ ). در فقه اسلامی نیز روایات راجع به رفع قلم دلالت بر آن دارند که بار تکلیف از دوش مجانین برداشته شده است. لذا در حقوق جزای امروز وجود مسئولیت کیفری مستلزم آن است که مرتکب بر اعمال خود کنترل داشته و ماهیت آن را درک کند (میرمحمد صادقی، ۱۳۹۰، ص ۲۷۷ ).

۱-۷-۳-۲-۴- اجبار

اجبار به عنوان یکی از علل رافع مسئولیت به حالتی اطلاق می‌شود که مجرم، علی رغم برخورداری از عقل و هوش متعارف، در شرایطی قرار می‌گیرد که به ارتکاب جرم دست می‌زند. برخی از حقوق ‌دانان بین جنون و اجبار تفکیک به عمل آورده‌اند که ابهام دارد. به اعتقاد ایشان در جنون اصولا اراده شخص زایل می‌شود و شخص مجنون هیچ گونه قدرت تمیزی برای تشخیص خوب و بد ندارد و آگاه از طبیعت عمل مجرمانه‌ای که انجام می‌دهد نیست، در حالی که مجبور با آگاهی اقدام می‌کند و می‌داند چه عملی انجام می‌دهد (نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۴۴ ).

۱-۷-۳-۲-۵- مستی

مستی حالتی است که شخص بر اثر استعمال مواد الکلی و با میل خود اراده خویش را دچار ضعف یا انهدام می‌کند (نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۵۳) در مستی ارادی خود فرد موجب بروز چنین حالتی شده و ‌بنابرین‏ تا حدودی قابل سرزنش بوده (میرمحمد صادقی، ۱۳۹۰، ص ۲۸۱) و نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. بنا براین بین کسی که به طور ارادی خود را مست کرده با کسی که مجبور ‌به این کار شده است تفاوت وجود دارد که به نظر می‌رسد چنانچه به وسیله اجبار فرد را مست کرده باشند مسئولیت اعمال وی از ایشان ساقط و چنانچه خود وی از روی اراده و میل باعث مست شدن شده باشد موجب سلب مسئولیت از ایشان نشود.

۱-۷-۳-۲-۶- خواب و بیهوشی

می توان گفت در هنگام خواب و بیهوشی چون قصد مجرمانه وجود ندارد پس اصولا جرایم عمدی غیر متصورند، مگر اینکه شخص آگاه به عواقب اعمال خود باشد. به عنوان مثال، کسی را که می‌داند تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار می‌گیرد تا بمبی را در فلان محل منفجر کند نمی‌توان از مسئولیت معاف کرد، اما چنانچه فردی را به اجبار بیهوش کنند و یا او را با قوه قهریه تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار دهند و بعد جرمی به وسیله او انجام دهند، می‌توان گفت که چون شخص فاقد قصد مجرمانه بوده مسئولیت ندارد (نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۵۷ ).

۱-۷-۳-۲-۷- اشتباه

در بین موارد مطرح شده آنچه که با موضوع مورد بحث ما ارتباط دارد اشتباه است.اشتباه همان‌ طور که بیان شد ممکن است در حکم یا موضوع باشد. اشتباه در حقوق عبارت است از تصوری خلاف واقع داشتن از امری اعم از موضوعی یا حکمی و اشتباه موضوعی نیز ممکن است در جرائم عمدی با غیر عمدی متفاوت خواهد بود. اشتباه در جرایم عمدی نیز به اشتباه در شخص، شخصیت مجنی علیه و یا عناصر تشکیل دهنده جرم بار تأثیر گذاری متفاوتی خواهد داشت (گلدوزیان، ۱۳۸۶، ج اول، ۵۵۸) ‌بنابرین‏ اشتباه یا در موضوع است و یا در حکم.اما در رابطه با اشتباه حکمی به اعتقاد غالب حقوق ‌دانان اشتباه حکمی علی الاصول در مسئولیت جزایی افراد بی تاثیر است (گلدوزیان ۱۳۸۶، ص ۵۵۹ و نوربها، ۱۳۸۱، ص ۳۵۹ ). لذا گاهی ممکن است علت اشتباه جهل به قانون باشد. در خصوص موضوع جهل یا اشتباه ‌در مورد اینکه جزء کدام یک از عوامل (معذور کننده یا موجهه) قرار دارد می‌توان گفت که جهل با وضعیتی و خصوصیتی که دارد که دیگر عوامل و اسباب دارند متفاوت بوده و در واقع نمی‌توان گفت که جزء کدام یک ازعوامل می‌باشد که البته چنانچه جهل را شبهه قلمداد کنیم شاید قضیه متفاوت باشد. در این خصوص برخی معتقدند مبحث اشتباه یا جهل در بحث اسباب رافع مسئولیت کیفری نه به دلیل شبهه که ممکن است رافع تقصیر باشد، بلکه از باب شناسایی کیفیاتی است که مانع از ایفای تکلیف و حصول علم به دستورهای قانون‌گذار می‌گردد (اردبیلی، ۱۳۹۳، ص ۱۵۲ ).

فصل دوم

« جهل به حکم و رابطه آن با مسئولیت کیفری از منظر فقه »

۲-۱- کلیات

در فقه امامیه موضوع جهل به حکم در تحت مبحث قبح عقاب بلا بیان مطرح شده و فقها به استناد آیات و روایات متعدد درصدد توجیه عدم مسئولیت جاهل به حکم بر آمده‌اند و برای این منظور از مستندات عقلی و نقلی متعددی بهره گرفته‌اند. غالب فقهای امامیه بر این باورند که مجازات کردن کسی که به تکلیف شرعی اطلاع نداشته باشد مصداق ظلم و ناعدالتی است و مجازات شخص جاهل را تنها در شرایط خاصی مجاز می‌دانند و به عبارتی اصل را بر عدم مجازات و مسئولیت جاهل به حکم دانسته‌اند در ذیل به برخی از استنادات اشاره خواهیم کرد :

۲-۱-۱- دلایل پذیرش جهل به حکم در رفع مسئولیت کیفری

۲-۱-۱-۱- قاعده قبح عقاب بلا بیان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




۲-۴-۵-۴- حق رسیدگی عادلانه

دادرسی عادلانه ‌و برخورداری مطلوب افراد از این حق یکی از حقوق مسلم شهروندان می‌باشد که در اسناد بین‌المللی و قوانین اساسی ‌و داخلی اکثر کشورها مورد تأکید وتوجه قرارگرفته است.حق رسیدگی عادلانه جزء لاینفک مفهوم دادرسی عادلانه است. حق رسیدگی منصفانه درمحاکمات بین‌المللی با برخی ازحقوق واقعی ومرتبط مانند حق فرض بی گناهی ، حق محاکمه بدون تأخیرغیرموجه،حق تهیه دفاعیه،حق دفاع از طریق وکیل یا شخصاً،‌حق احضاروسوال از شهود وحق حمایت در برابر قوانین کیفری عطف بماسبق شونده تعیین ومشخص می شود. بااین وجود مطابق با استانداردهای بین‌المللی حاکم برمحاکمات ،‌حقوق-خصوصاًً حقوقی که برشمرده شدند- حداقل تضمینات دادرسی عادلانه هستند. رعایت هریک از این تضمینات رسیدگی منصفانه را درتمام موارد وشرایط تأمین نمی کند. حق دادرسی عادلانه وسیعتر از میزان تضمینات اختصاصی ‌و فردی است وبستگی به برگزاری واداره درست محاکمه دارد.

یکی دیگر از تضمینات دادرسی عادلانه اصل تساوی ابزاروامکانات بین دوطرف پرونده است .بند یک ماده۶۷ اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی مقرر نموده که:«برای احراز هراتهامی ،‌متهم این حق را دارد که با رعایت مقررات این اساسنامه به صورت علنی،منصفانه وبیطرفانه و با رعایت تضمینات در مساوات کامل محاکمه شود». درمحاکمات کیفری که تعقیب از حمایت تمام تشکیلات دولتی برخوردار است ،‌اصل تساوی ابزار و امکانات اساسی برای حق دفاع شخصی متهم است[۱۵۲].

۳-۴-۵-۴ حق رسیدگی علنی

حق رسیدگی علنی ‌به این معنا است که نه تنها طرفین یک پرونده بلکه عامه مردم نیز حق حضور را دارند.عموم مردم حق دارند بدانند عدالت چگونه اجرا می شود وچگونه آرای درنظام قضایی محقق می شود. رسیدگی علنی به عنوان یک تضمین اساسی برای عادلانه بودن واستقلال روند قضایی است وابزاری حمایتی برای اعتماد عمومی درنظام قضایی است .رسیدگی علنی مستلزم برگزاری جلسات به صورت شفاهی درمورد ماهیت پرونده می‌باشد که به صورت علنی بوده ‌و عموم مردم منجمله رسانه ها ‌و جراید بتوانند شرکت کنند.دادگاه باید اطلاعاتی درمورد زمان ‌و مکان جلسات در دسترس عموم مردم قرارداده و برای حضور افراد علاقمند ‌با اعمال محدودیت های معقول تسهیلات کافی رافراهم کند[۱۵۳].

بندیک ماده ۶۷اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی ناظر برهمین مورداست .دسترسی عموم به جلسات رسیدگی به جزء استثنائات محدود،احکام در تمام رسیدگی های کیفری وحقوقی باید به صورت علنی صادر شود.

۴-۴-۵-۴ اصل برائت

اصل برائت یا فرض بی گناهی یکی از مهمترین اصول وقواعد عمومی محسوب شده و هدایت گرحقوق جزاست .امروزه درنظام های نوین دادرسی ‌با توسعه بخشیدن به مفهوم اصل برائت کیفری از آن کارکردی به منظور تضمین احساس امنیت وآزادی افراد واعضاء جامعه انتظار می‌رود. به عبارت دیگر غرض از مفهوم اصل برائت یافرض بی گناهی مصونیت بخشیدن به افراد عادی از تعرض سایرین به ویژه صاحبان قدرت ونمایندگان قوای عمومی است .درنظام های نوین دادرسی آنچه از اهمیت اولیه برخوردار است اجرایی ساختن آثاراصل برائت کیفری ‌در کلیه مراحل دادرسی به ویژه رعایت برابری افراد ‌در مقابل‌ قانون ودسترسی به وسایل لازم دفاعی است .‌بنابرین‏ می توان از اصل برائت به عنوان «ام الاصول»، ‌در دادرسی کیفری تعبیر کرد.زیرا موجب پیشگیری از خودسری قضات وپلیس دربازداشت وسلب حقوق شهروندان شده،وآزادی آنان را تأمین می‌کند. درمواردبرچسب زنی واتهام، امکان اعمال اجبار وشکنجه علیه او را از بین می‌برد و با تضمین حق سکوت متهم،مقام تعقیب را مکلف به اثبات جرم اتهامی می‌کند (بوسار اندرو، ۱۹۹۷). درحقوق اسلام اصل برائت ‌بر اساس آیات مختلف قرآن کریم (سوره اسراء،آیه۱۵) و قواعد شرعی (قبح عقاب بلابیان) پذیرفته شده است. آثاراصل برائت تاآنجایی که به حقوق دفاعی متهم مربوط می شود عبارتند از:

۱- تکلیف مقام تعقیب به تحصیل وارائه دلایل اتهام جزءدرموارد استثناء؛

۲- منع اجبار متهم به اثبات بی گناهی یا شهادت واقرار علیه خود؛

۳- ضرورت تدوین قوانین باهدف عادلانه بودن ‌دادرسی‌ها؛

۴- لزوم تفسیرشک به سود متهم؛

۵- یکسانی فرض برائت نسبت به متهمان اتفاقی وحرفه ای ؛

۶- همچنین ‌در مورد آزادی متهم نیز اصل برائت دارای آثار ذیل است:

۷- استثنایی بودن بازداشت موقت ومنع توسل به آن جزء به اقتضای ضرورت؛

۸- دخالت مقام قضایی درسلب آزادی از متهم؛

۹- آزادی فوری متهم به محض صدورحکم برائت وبه رغم فرجام خواهی مقام تعقیب؛

۱۰- وجود مقررات روشن درباره حق اعتراض متهم به قرار بازداشت ورسیدگی سریع به آن دردادگاهی مستقل و بیطرف؛

۱۱- جبران خسارت متهمانی که بازداشت آن ها غیرموجه تشخیص داده شده است[۱۵۴]

رعایت اصل برائت از بدو توجه اتهام به متهم تا خاتمه رسیدگی نهایی ضروری است .پلیس ومقامات تعقیب،‌ تحقیق ورسیدگی هرکدام دربرابر اصل برائت مسئولیتی دارند. اصل برائت وحقوق دفاعی متهم درمرحله رسیدگی در دادگاه نیز لوازم واقتضائاتی متعدد دارد: قرائت و تفهیم متن کیفرخواست،امکان پرسش متهم از شهود مخالف، معاضدت مترجم، حق اعتراض به حکم دادگاه، منع محاکمه ومجازات مجدد،شرایط احضارشهودحقوق دفاعی متهم را در این مرحله تشکیل می‌دهند..همچنین ماده ۶۶اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی مقرر نموده که :« اصل بر بی گناهی اشخاص است مگرآن که برطبق حقوق قابل اجراء خلاف آن دردادگاه ثابت شود».

اصرار برحفظ اعتباراصل برائت به اندازه ای است که حتی موارد حاکمیت فروض قانونی راهم که درآنها استناد به ظواهر حال وقراین معقول مجرمیت متهم ازهمان آغاز مفروض تلقی می شود، نباید حاکم براین اصل تلقی شوند[۱۵۵]

۵-۴-۵-۴ ممنوعیت عطف بماسبق شدن قوانین جزایی و مجازات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




فرضیه اصلی : بین عوامل فردی کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

فرضیه های فرعی :

۱-بین اعتماد به نفس کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۲-بین ریسک پذیری کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۳-بین خواست فردی کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۴-بین آگاهیهای اجتماعی کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۵-بین مهارت کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۶-بین دانش فردی کارکنان زن و احراز پستهای مدیریتی رابطه معنا داری وجود دارد

۱-۷) تعریف متغیرهای و اصطلاحات تحقیق

۱-۷-۱) اعتماد به نفس :

خود باوری ، به معنای توانایی کنترل بر زندگی خود می‌باشد . ما یک راهنمایی درونی داریم که جهت را برایمان مشخص می‌کند . ‌بنابرین‏ احساس می‌کنیم که کانون کنترل به جای اینکه بیرون یعنی در جهان خارج قرار داشته باشد، در درونمان است (براندن ،۱۳۷۹، ص ۶۳)

زمانی که فردی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند ، می گوئیم «اعتماد به نفس »دارد .(سلحشور،۱۳۸۲،ص ۱)

۱-۷-۲) ریسک پذیری:

ترس یکی از بزرگترین موانع کسب قدرت است ، زیرا آنگاه که باید به جلو حرکت کنیم عقب می نشینیم و آنگاه که باید متمرکز شویم به پریشانی ذهن گرفتار می‌شویم ، هنگامی که اعمال ما برپایه ترس باشند نمی توانیم با استدلال و منطق ، با الهام یا با توانایی‌های خود ، با دیگران ارتباط برقرار کنیم . تمامی این نکات می توان سنگ بنای کسب قدرت برای زنان باشد .(لرنر رابینز ،۱۳۸۳،ص ۵۱)

انسان‌ها از نظر گرایش به خطر پذیری متفاوتند . این میل که مبتنی بر پذیرش یا اجتناب از خطر است ، ثابت شده است که بر موارد زیر اثرات شدیدی می‌گذارد : مدت زمانی که طول می کشد تا مدیر تصمیم بگیرد و مقدار اطلاعاتی را که وی برای گرفتن تصمیم به آن نیاز دارد . در حالی که معمولا این گفتار درست است که مدیران سازمان‌ها ضد خطر هستند ، ولی هنوز هم افراد درباره این بعد شخصیتی ، متفاوتند . در نتیجه عقل سلیم حکم می‌کند که متوجه این تفاوت شخصیتی باشیم و حتی درباره نوع شغل و پستی که شخص باید آن را احراز کند ، مسئله میل او را به خطر پذیری مورد توجه قرار دهیم (رابینز ،۱۳۷۸،ص ۱۵۲)

۱-۷-۳) خواست فردی :

علاقه مندی فرد را به پذیرش مسئولیت شامل می شود .

۱-۷-۴) آگاهیهای اجتماعی :

میزان برخورداری از ارتباطات و اطلاعات اجتماعی را شامل می شود

۱-۷-۵) مهارت :

مجموعه مهارت‌های مدیریت را که شامل مهارت فنی ،انسانی و مفهومی است در بر دارد . که میزان برخورداری از مهارت فنی ، یعنی «توانایی مدیر در کاربرد دانش تخصصی یا تخصصهای ویژه » همچنین مهارت انسانی یعنی «توانایی در کار کردن ،درک نمودن و ایجاد انگیزش در فرد یا گروه» و مهارت مفهومی یعنی «مدیران بتوانند از نظر فکری ،مسائل و مشکلات پیچیده را تجزیه و تحلیل کنند و آن ها را شناسایی نمایند » را شامل می شود .(رابینز ،۱۳۸۴،ص ۹)

۱-۷-۶) دانش فردی :

میزان برخورداری فرد از معلومات عمومی و آشنایی با دانش روز یا به عبارت دیگر برخورداری از اطلاعات و ‌آگاهی‌هایی را که می‌تواند در احراز پست مدیریت ،مؤثر باشد را شامل می شود

۱-۷-۷) احراز پست :

عبارت است از مجموعه وظایفی که برای انجام کار در سازمان به یک نفر واگذار می‌گردد .(سید جوادین ،۱۳۸۴،ص ۹۹)

۱-۷-۸) مدیریت :

مدیریت ، فرایند به کارگیری مؤثر و کار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات و هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی بر اساس نظام ارزشی مورد قبول ، صورت می‌گیرد (رضائیان ،۱۳۷۱ ، ص ۶ ) مدیریت عبارت است از عملی که به صورت آگاهانه و مستمر انجام می شود و به سازمان شکل می‌دهد . هر سازمان دارای افرادی است که جهت کمک در راه تامین این هدف ها مسئولیتهایی را می‌پذیرند ، این افراد را مدیر می‌نامند (استونر ، ۱۳۷۹، ص ۷) .

۱-۷-۹) عوامل فردی :

عوامل فردی به کلیه عواملی گفته می شود که افراد با خود همراه دارند که بعضی از این عوامل ذاتی و فطری اند و برخی اکتسابی و آموختنی و فرد طی فرایند اجتماعی شدن آن ها را احراز می‌کند (زاهدی ،۱۳۸۳، ص ۲ )

۱-۷-۱۰) عوامل شخصیتی :

شخصیت به عنوان مجموعه ای از ویژگی های ذهنی و فیزیکی که به افراد هویت می‌دهد ، تعریف شده است این ویژگی ها با رفتار ها یی شامل چگونه فکر کردن ، چگونه عمل کردن و احساس فرد مشخص می‌گردد (سید جوادین ،۱۳۸۴ ، ص۸۳ )

شخصیت هر فرد مجموعه ای از ویژگی های یکتا و یگانه ای است که مختص آن فرد می‌باشد . مجموعه ساخت شخصیتی ، افراد را از یکدیگر متمایز می‌سازد (شفیع آبادی ،۱۳۷۵،ص ۶۸)

۱-۷-۱۱) توانمندی :

توانایی ، دانش و مهارتهایی را توصیف می‌کند که کارکنان را در اعمال نفوذ مبتنی بر صلاحیت مجاز می دانند.(کنیلا ،۱۳۸۳،ص۱۲۰)

توانایی ، ارزیابی کار یا عملی است که فرد می‌تواند انجام دهد . (رابینز ،۱۳۷۸،ص۱۳۰)

۱-۸) قلمرو تحقیق :

این تحقیق دارای سه قلمرو مکانی ،زمانی و موضوعی می‌باشد .

۱-۸-۱) قلمرو مکانی : از نظر مکانی در برگیرنده کلیه زنان شاغل در دستگاه های اجرایی شهرستان رشت می‌باشد

۱-۸-۲) قلمرو زمانی : محدوده زمانی تحقیق حاضر از مهر ماه سال ۱۳۹۰ تا آبان ماه ۱۳۹۱سال می‌باشد

۱-۸-۳) قلمرو موضوعی : از نظر موضوعی پژوهش حاضر پیرامون نقش عوامل فردی و تاثیر آن در احراز پستهای مدیریتی توسط زنان می‌باشد

فصل دوم:

ادبیات تحقیق

۲-۱)مقدمه

تحقق اهداف توسعه اجتماعی و اقتصادی ، وابسته به عوامل متعددی است که یکی از مهمترین این عوامل استفاده مناسب و بهینه از منابع انسانی است که باید متناسب با نیاز جامعه باشد و همچنین زمینه ظهور و رشد استعدادهای بالقوه ، توانایی ها ، ایجاد تخصص های لازم و نیز مشارکت هرچه بیشتر کلیه افراد جامعه اعم از زن و مرد را فراهم سازد . مهمتر آنکه این مشارکت نه تنها در محدوده خاص بلکه باید کلیه سطوح شغلی از پایین ترین تا بالاترین مناصب سیاست گذاری و اجرایی را در برگیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]





ﻋﻤﻠﮑﺮد، ﻧﺤﻮه ی اﻧﺠﺎم وﻇـﺎﯾﻒ و ﻣـﺴﺆوﻟﯿﺖ ﻫـﺎی ﻣﺤﻮّﻟﻪ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﻫﻤﺎن رﻓﺘﺎرﻫﺎ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺷﻐﻞ ﮐﻪ اﻓﺮاد از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ (ﮔﺮﯾﻔﯿﻦ[۳۲]،۲۰۰۰) دﺳﻠﺮ[۳۳](۱۹۸۸) رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻓﺮد، اﻧﮕﯿﺰه، ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﺜﺒـﺖ، ﻏﻨـﯽ ﺳـﺎزی ﺷـﻐﻞ، روﺣﯿـﻪ، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، رواﺑﻂ ﻣﯿﺎن ﮔﺮوﻫﯽ، رﻫﺒﺮی در ﺳﺎزﻣﺎن، ﯾﺎدﮔﯿﺮی و آﻣﻮزش، ﺗﻐﯿﯿـﺮو ﺑﻬﺒﻮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ درﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﯽ داﻧﺪ. (رجایی پور،۱۳۸۷،۶۲). باتز و هالتن (۱۹۹۵) معتقدند که «عملکرد یک مفهوم چند بعدی است که با توجه به عوامل مختلف اندازه گیری آن متغیر است». همچنین اظهار می‌کنند، مهم است که مشخص گردد که هدف اندازه گیری، ارزیابی نتایج عملکرد است یا رفتار. که در این زمینه دیدگاه های مختلفی وجود دارد. عملکرد را می توان صرفا به عنوان نتایج کسب شده در نظر گرفت. از لحاظ فردی عملکرد به سابقه موفقیت های یک شخص اشاره دارد(Bates,R.A, Holton, E.F, 1995).


جدول۲-۵: طبقه بندی تعاریف مختلفی از عملکرد(حقیقی و همکاران،۱۳۸۸، ۸۶)



































نویسنده
سال
تعریف

براماچ

۱۹۸۸

عملکرد عبارت است از رفتار و نتایج.

رابینز

۱۹۸۹

عملکرد عبارت است از کارایی و اثربخشی در وظایف محوله.

کمپل

۱۹۹۰

فرایندی است که اعم از رفتار است و از نتایج مجزا می‌باشد.

آرمسترانگ

۱۹۹۴

دست یابی به اهدافی که کمیت و کیفیت آن ها تعیین شده است.

برنادین

۱۹۹۵

عملکرد عبارت است از نتایج کاری.

کنی

۱۹۹۶

فرایندی است که فرد به آن توجهی ندارد و در واقع جدا از هدف است.

گریفین

۲۰۰۰

مجموع رفتارهایی که افراد در ارتباط با شغل از خود نشان می‌دهند.

هو

۲۰۰۸

عملکرد سازمانی شاخصی است که چگونگی تحقق اهداف یک سازمان یا مؤسسه‌ را اندازه گیری می کند.

۲-۲-۲ عملکرد سازمانی

عملکرد سازمانی، مهم ترین مسئله برای سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی است و برآیند عوامل چندی است که در قالب الگوی ماهواره ای عملکرد سازمانی مطرح شده است. در این الگو، عوامل مهمی مورد شناسایی قرار گرفته اند که شامل ساختار سازمان، دانش، منابع غیر انسانی، موقعیت استراتژیک و روند انسانی می شود. تلفیق این عوامل نه تنها برای دستیابی به اهداف جاری سازمان و نیازهای اجتماعی لازم است بلکه فراگرد تغییر در جهت رسیدن به هدفها و نیازهای آتی سازمان نیز ضروری است. در حالی که تمام این عوامل مهم است و هر یک ارزش مطالعه و بررسی خاص خود را دارد،‌اما تأکید عمده ما بر منابع انسانی است(رضائیان،۱۳۸۰، ۴۱۵) این تأکید از این جهت موجه است که امروز توجه فزاینده ای به منابع انسانی معطوف می شود البته نه فقط از جهت نقشهای متداول آن ها بلکه از جهت نفوذی که در دیگر عوامل کلیدی دارند، مثلاً مک میلن و شولر می‌گویند : ((تأکید بر منابع انسانی یک شرکت می‌تواند برای کسب امتیازی پایدار و مطمئن بر رقبا فرصتی درخور توجه فراهم آورد.)) (کبیری،۱۳۷۳، ۵۰۶)


نمودار ۲-۳ مدل ماهواره ای عملکرد سازمانی منبع: (هرسی و بلانچارد،۱۹۹۵)

فنی

اداری

روند انسانی

سیستم ها

وسایل

کارخانه

محیط کار

سرمایه

سازمان

مدیریت، سیستم‌ها

اطلاعات، سیستم‌ها

انعطاف پذیری

کسب و کار

خط مشی اجتماعی

منابع انسانی

تغییر محیطی

ارزش ها

گرایش ها

هنجارها

کنش های متقابل

عملکرد:

دستیابی یا فراتر رفتن از اهداف اجتماعی یا شغلی یا مسئولیت‌ها از نقطه نظر فرد ناظر



۲-۲-۳ عملکرد فردی

هر فردی که در سازمان کاری را انجام می‌دهد، بخشی از سیستم است که متشکل از داده، ستاده، پیامدها، بازخور، دانش/مهارت و ظرفیت افراد می‌باشد، که این سیستم را سیستم عملکرد می‌نامند. اگر یک سازمان نتواند این متغییرها را بدرستی سازماندهی کند، عملکرد آن از سطح بهینه پایین تر خواهد شد(فیشر[۳۴]،۲۱،۱۹۹۷).

داده ها[۳۵]: داده های عملکرد عبارتند از مواد جاری یا ضروری برای انجام کار.

ستاده[۳۶]: چیزی است که فرد در سازمان تولید می‌کند.

پیامدها[۳۷]: پاداش ها، که نه تنها جبران خدمت، بلکه ارتقا، جایزه و رضایت شغلی را نیز شامل می شود.

بازخور[۳۸]: افراد باید نتیجه کار خود را به صورت واضح ببینند.

دانش/مهارت[۳۹]: آموزشی که به فرد داده می شود باید متناسب با کاری که انجام می‌دهد باشد.

ظرفیت فردی[۴۰]: زمانی که کار چندان رضایت بخش نیست، این متغییر اولین چیزی است که مورد سؤال قرار خواهد گرفت.

بازخور

ستاده

فرد

داده

دانش / مهارت

پیامدها

نمودار۲-۴: سیستم عملکرد فردی (فیشر،۱۹۹۷)


      1. دیدگاه های عملکرد

۲-۲-۴-۱ نظریه اجبار:

اگر چه به صورت رسمی چنین نظریه ای در کتب و منابع مدیریت و سازمان وجود ندارد ولی در عمل یک سابقه تاریخی طولانی از این طرز تفکر وجود دارد. از برده داری اولیه و شیوه رفتار با آن ها تا نظریه X , Y مک گریگور تأییدی بر وجود چنین نگرشی ‌در مورد عملکرد انسان هاست طبق این دیدگاه انسان ها تا موقعی که قدرت اجبار بالای سرشان نباشد آن گونه که در توانشان است عمل نمی کنند. اگر چه این نظریه ظاهراًً مترود ترین دیدگاه ‌در مورد عملکرد کارکنان پنداشته می شود اما پژوهش‌های کافی ‌در مورد نوع شغل و قدرت اجبار صورت نگرفته است زیرا بسته به نوع و رده شغلی، کارایی قدرت اجبار متفاوت خواهد بود ولی آنچه مسلم است هنوز این نوع نگرش به انسان‌ها و رفتار آن ها در سازمان سایه افکنده است. مفهوم اجبار تا حدودی با مفهوم امروزی تنبیه متفاوت است اگر چه هر دو آزاردهنده است و لیکن مفهوم امروزی تنبیه کمتر جنبه جسمی دارد و به شیوه های مختلف صورت می‌گیرد. موارد تنبیه همچون کسر حقوق و موارد مشابه تا حدودی ریشه در این طرز تفکر دارند که ((عملکرد تابع زور و اجبار است)).

۲-۲-۴-۲ نظریه بزرگمرد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]




و باز قانون جدید به مانند قانون نمونه آنسیترال وجود توافقنامه ی داوری را «طی مبادله درخواست یا دفاعیه» در صورتی که مورد پذیرش طرف دیگر باشد را می پذیرد و همین موضوع موافقتنامه ی داوری را ثابت می‌کند[۳۶]. ‌بنابرین‏ دلالت مبادله نامه، تلکس، تلگرام یا نظیر این ها را بر وجود موافقت­ نامه را کافی دانسته و حتی انعقاد قرارداد داوری با این وسایل را ضروری ندانسته است. ‌بنابرین‏ حتی ممکن است وسایل و دلایل موصوف دال بر انعقاد یک قرارداد شفاهی باشد.

اما قانون داوری تجاری در عین حال دست به یک نوآوری مناسب با قوانین ملی ایران زده است؛ در بند ج ماده ی یک، امکان ارجاع اختلافات آینده به داوری را از طریق توافقنامه ای با شرط داوری را درج کرد؛ هر چند امکان ارجاع اختلافات آتی به داوری در قانون آیین دادرسی مدنی پیشتر وجود داشت[۳۷]. تنها مسئله ای که ماده ی ۶۳۳ آیین دادرسی مدنی را از کابرد لازم دور می کرد، موضوع «معلوم و معین بودن» موضوع اختلاف در حقوق مدنی ایران[۳۸] بود که با تصویب و طرح به جای این موضوع در قانون داوری ۱۳۷۶، امکان ارجاع اختلافات آتی به داوری که از اساس داوری های بین‌المللی هم هست، بی هیچ تردیدی به تصویب رسید. پس از تصویب قانون داوری تجاری ایران تردیدها در خصوص موضوع اختلافات آتی از بین رفت و درج این ماده در قانون جدید تاکیدی بر امکان آن در داوری ها به حساب می‌آید. هر چند بنا به مصلحت ملی ماده ی ۱۱ در قانون جدید محدودیت موجود در قسمت آخر ماده ی ۶۳۳ آیین دادرسی مدنی را حفظ ‌کرده‌است. بدین صورت که قبل از ایجاد اختلاف طرف ایرانی نمی تواند خود را ملزم سازد که اختلاف را به داوری یک یا چند شخص ارجاع بدهد، که این شخص یا اشخاص تابعیت طرف دیگر را داشته باشند.

در حقیقت این مسئله بیشتر محدودیتی بر انتخاب داور یا داوران غیر ایرانی توسط طرف ایرانی قبل از وقوع اختلاف است، تا محدودیتی برای ارجاع اختلافات آتی. از دیگر محسنات قانون داوری تجاری وجود مبنای شناسایی صریح اصل استقلال یا تفکیک شرط داوری از قرارداد اصلی است. این اصل در قانون نمونه آنسیترال بند ۱ از ماده ی ۱۶ نیز عنوان شده است. قانون جدید پذیرفته که شرط داوری، وقتی قسمتی از قرارداد اصلی را تشکیل می‌دهد یک موافقت نامه ی مستقل تلقی خواهد شد و تصمیم دیوان داوری مبنی بر بطلان قرارداد اصلی به خودی خود موجب بی اعتباری شرط داوری نخواهد شد[۳۹]. در عمل نیز شرط استقلال داوری به طور گسترده در تئوری و رویه داوری پذیرفته شده است. (Redfern & Hunter, 1991, 133-134)

توجه ‌به این موضوع که شرط ابتدایی مندرج در قرارداد، بر طبق قوانین ایران معمولاً فاقد موجودیت مستقل است[۴۰] و تنها در موارد خاصی علی رغم بی اعتباری خود قرارداد مفاد شرط از اعتبار ساقط نمی شود، می‌تواند اهمیت این قسمت از قانون جدید را به ما نشان دهد. ضمن اینکه این موضوع نیز الزاماًً محتاج ذکر صریح در قانون می بود. شاید به همین جهت گنجاندن اصل استقلال شرط داوری در قانون جدید (قانون داوری تجاری) برای جلوگیری از هر حیث مشکل و تردید دارای اهمیت به سزایی هست.

گفتار دوم- بی اعتباری موافقتنامه ی داوری به دلایل ماهوی

هر چند بیشتر مفسرین حقوقی وقتی صحبت از بی اعتباری قرارداد داوری می شود فقط دلایل شکلی را موید این موضوع می دانند؛ اما بی اعتباری ماهوی نیز گاهی دست مایه ی جلوگیری از رأی‌ داوری می شود.

دلایل ماهوی به سه قسمت قابل تقسیم است:

۱- فقدان اهلیت؛ که به طور مفصل در گفتار اول از فصل دوم ‌در مورد آن صحبت شد. اما خوب است ‌به این موضوع توجه شود که عدم اهلیت از مسایل بی اعتباری ماهوی قرارداد داوری محسوب می شود. اما چون قانون گذار عدم اهلیت را به طور جداگانه و نه زیر مجموعه ی بی اعتباری قرارداد درج ‌کرده‌است، نگارنده نیز آن را در معیار جدا مورد بررسی قرار داده است.

۲- فقدان یا معیوب بودن قصد و رضا

بی اعتباری قرارداد داوری از لحاظ ماهوی، گاهی به دلیل فقدان یا معیوب بودن قصد و رضای طرفین است. قصد و رضای طرفین برای انعقاد هر قراردادی و از جمله قرارداد داوری یک قاعده و اصل حقوقی به شمار می رود. ‌بنابرین‏ ارجاع اختلاف به داوری چه بر مبنای شرطی در یک قرارداد کلی باشد و چه بر مبنای یک قرارداد جداگانه ی داوری باشد، محتاج قصد و رضایت هر طرف برای این ارجاع است. با قاطعیت می توان گفت مسئله ی بی اعتباری قرارداد داوری از اساس قواعد عمومی قراردادهاست که در بیشتر کشورها عیوب مشترکی را برای آن شمرده اند. از جمله ی این عیوب اشتباه، تدلیس، فریب، اکراه و اجبار است که هر کدام از این معیارها موجب بی اعتباری قرارداد می شود. این مسئله در ماده ی ۱۹۰ قانون مدنی ایران مطرح شده است. در این ماده چهار شرط کلی برای صحت معاملات بیان شده است: قصد و رضای طرفین، اهلیت آن ها و موضوع معین مورد معامله و در آخر مشروعیت جهت معامله.

در کنار این ماده، موضوع نظم عمومی که شرط ترتیب اثر دادن به قراردادهای خصوصی و حتی قوانین دیگر کشورها، که به نوعی ممکن است حاکم بر قرارداد یا ماهیت داوری باشد در ماده ی۹۷۵ قانون مدنی ایران درج شده است. و در نهایت ماده ی ۱۰ قانون مدنی ایران که بر لزوم رعایت قانون امری در اصل حاکمیت اراده تأکید داشته است.

این عیوب ممکن است در کشورهای مختلف عناوین گوناگونی داشته باشد؛ اما آنچه در همه مشترک است، این که در هر مورد باید به قانونی مرجعه نمود که حاکم بر اعتبار قرارداد داوری است. تردیدی نیست که اعتبار ماهوی قرارداد داوری بر اساس کنوانسیون نیویورک به موجب نص ماده ی پنج بند اول الف بر اساس قانونی که طرفین انتخاب کرده‌اند یا در فقدان آن بر اساس قانون محل داوری ارزیابی خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:10:00 ب.ظ ]
1 3 4 5