منبع اطلاعات و اخبار فناوری اطلاعات


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

۳-۲-۵- فورس ماژور در کنوانسیون بیع بین‌المللی ۱۹۸۰ وین

 

مقررات کنوانسیون ۱۹۸۰ ‌در مورد مسائل شکلی قراردادهای بیع بین‌المللی از قبیل نحوه شکل گیری قرارداد، قلمرو کنوانسیون، تفسیر قرارداد و مسائل ماهوی از قبیل زمان و مکان شکل گیری قرارداد، حقوق و تعهدات طرفین در مقابل یکدیگر، انتقال مالکیت و مبحث خسارات را در یک جا جمع ‌کرده‌است. یکی از مباحث مهم در کنوانسیون مبحث حوادث غیر مترقبه (قوه قاهره) و یا فورس ماژور (force mageure) در حقوق قراردادها است.

 

ماده ۷۹ کنوانسیون به موضوع فورس ماژور و آثار آن در بیع بین‌المللی اشاره دارد بیش از مطالعه ی کنوانسیون باید به یک نکته اشاره کرد و آن اینکه با مراجعه به سایر مواد کنوانسیون مشخص شود که دامنه ی موارد رفع مسئولیت در ماده ی ۷۹ آمده محدود بوده و امور از قبیل از دست رفتن کالا در حین حمل و نقل و یا کالای معیوب از شمول آن خارج شده و خود تحت عناوین مستقل در کنوانسیون طرح و تعیین تکلیف گردیده اند با ملاحظه ی ماده ی ۷۹ مشخص می شود که به جز دو استثنا فوق، در سایر موارد پوشش این ماده با تاسی رویه نظام های حقوقی رومی – ژرمنی وسیع بوده و هر دو طرف قرارداد را شامل شده و در خصوص هر یک از تعهدات ایشان نیر قابل اجرا می‌باشد.

 

۳-۲-۵-۱- شرایط تحقق فورس ماژور

 

متعهد برای مبری شدن از مسئولیت بایستی پس از وقوع فورس ماژور سه امر را اثبات نماید. در واقع شرایط تحقق فورس ماژور طبق قوانین کنوانسیون به شرح ذیل می‌باشد.

 

الف- عدم اجرای قرارداد ناشی از وقوع حادثه و مانعی باشد که خارج از اختیار و کنترل متعهد است.

 

ب- در زمان عقد قرارداد او قادر به پیش‌بینی وقوع چنین مانعی نبوده است.

 

ج- پس از عقد قرارداد او نمی توانسته وقوع این عامل را مانع شده و یا پس از وقوع از تداوم و یا از بروز آثار آن جلوگیری نماید.

 

برخی از علما بر این سه عامل عنصر چهارمی اضافه می‌کنند که همان رابطه ی علیت میان مانع و عدم اجرای قرارداد است.(داراب پور ۱۳۷۴، ۱۳۶). در حقوق ایران نیز برخی معتقدند که حادثه باید ناگهانی نیز باشد که به نظر می‌رسد عبارت « غیر قابل پیش‌بینی » در بند ب بر این مفهوم نیز دلالت نماید. (کاتوزیان ۱۳۷۶، ۴:۲۰۴).

 

آنچه در بند یک ماده ی ۷۹ به عنوان شرط اساسی رفع مسئولیت عدم اجرا قرارداد آمده، آن است که مانع جلوی اجرا را بگیرد این مانع می‌تواند مانعی طبیعی و یا مقررات اداری و قانونی و یا حتی وضعیت های اقتصادی و پولی باشد.

 

البته احراز اینکه مانعی خارج از اختیار و کنترل متعهد سبب عدم اجرای قرارداد شده نیز به راحتی امکان پذیر نیست و طرفی که ادعای عدم امکان قرارداد را کرده و مدعی عدم مسئولیت خود است باید همان طور که گفته شد اثبات کند که : الف – این مانع خارج از اراده خارج وی بوده، به طور متعارف این پیش آمد نمی توانسته در زمان عقد قرارداد پیش‌بینی شده باشد. ج – و آخر این که امکان جلوگیری از وقوع آن مانع و یا رفع آثار آن نیز وجود نداشته است.

 

۳-۲-۵-۲- دخالت شخص ثالث در اجرای تعهد

 

همچنین در صورتی که فروشنده به نحوی مشخص ثالثی را درگیر اجرای تعهدات خود نماید، مثلا اگر شخصی الف (فروشنده) تولید کالایی را که به فروش رسانده به شخص ب (شخص ثالث) به عنوان تولید کننده واگذار کرده باشد، و بعد به علتی ، شخص ثالث نتواند تعهد خود را انجام دهد و در نتیجه فروشنده نیز قادر به تحویل کالا به خریدار نشود، ‌بر اساس بند اول ماده ۷۹ کنوانسیون در صورتی که شخص الف بتواند اثبات نماید که عدم انجام تعهدات شخص ب به واسطه ی علتی که خارج از اقتدار و کنترل اوست صورت گرفته، مسئولیتی در مقابل خریدار نخواهد داشت. البته این امر به شرطی امکان پذیر است که ‌بر اساس بند ۲ مالده فوق تمام شرایطی که در بند یک برای رفع مسئولیت فروشنده آمده ‌در مورد شخص ثالث نیز محقق شود در واقع طرف اصلی قرارداد باید ثابت نماید که شخص ثالث واجد کلیه ی شرایط لازم جهت ایفای قرارداد بوده است، در غیر اینصورت فرض بر این خواهد بود که مانع غیر قابل پیش‌بینی و خارج از کنترل نبوده و در نتیجه ، فروشنده در مقابل خریدار مسئول خسارات خواهد بود و متعاقبا می‌تواند به شخص ثالث جهت جبران ضررهای خود مراجعه کند. اما در صورت اثبات صلاحیت شخص ثالث و این که وی مشمول بند دو ماده ۷۹ می‌باشد، نه فروشنده در مقابل خریدار مسئول خواهد بود، و نه شخص ثالث در مقابل فروشنده.

 

۳-۲-۵-۳- بقای فورس ماژور

 

اگر مدت زمان فورس ماژور محدود باشد و پس از مدت کوتاه (مثلا یک ماه) مانع رفع گردد، این سوال مطرح است که آیا فروشنده پس از رفع اثر باز هم موظف به اجرای تعهدات خویش هست یا خیر؟ همچنین آیا خریدار هم موظف به پذیرش اجرای تعهد پس از زمان رفع فورس ماژور می‌باشد یا خیر ؟

 

در پاسخ ‌به این دو سوال می توان به بند ۵ ماده ۷۹ اشاره کرد. ‌بر اساس این بند، دو طرف پس از وقوع فورس ماژور می‌توانند غیر از مطالبه خسارت هر حقی دیگری را که مقررات کنوانسیون به ایشان داده اعمال کنند براین اساس اگر خریدار پس از وقوع فورس ماژور و تعذر اجرای تعهدات فروشنده تمایلی به ادامه قرارداد نداشت ، الزامی به صبر کردن برای دریافت کالا نداشته و می‌تواند نسبت به فسخ آن اقدام نماید مشروط بر این که توقف اجرای قرارداد یک نقض اساسی باشد.(ماده ۲۵ کنوانسیون). اگر فسخ کرد و به فروشنده هم اطلاع داد دیگر فروشنده نمی تواند پس از رفع فورس ماژور نسبت به اجرای تعهدات خویش و تسلیم کالا به خریدار اقدام نماید، به علاوه دیگر، وی مسئول خسارات خریدار نیز نخواهد بود باید یادآور شد این حق را نمی توان ‌در مورد هر تأخیر کوتاه مدت هم اعمال کرد بلکه تأخیر باید بصورتی باشد که یک نقض اساسی محسوب گردد.(ماده ۶۴ کنوانسیون).

 

۳-۲-۵-۴- ارسال اخطار کتبی

 

‌بر اساس بند ۴ ماده ۷۹ طرفی که قادر به اجرای تعهدات خود نیست طی اخطار کتبی طرف مقابل را از این امر مطلع گرداند. بنحوی که وی فرصت کافی برای انجام اقدامات لازم به منظور جلوگیری از خسارات را داشته باشد تصریح این امر در ماده ۷۹ سبب می شود که بار مسئولیت عدم اطلاع بر عهده طرف خاصی قرار گیرد، و او ضامن خسارات طرف غیر مقصر ناشی از عدم اجرای قرارداد و عدم دادن اخطار کتبی به وی شناخته شود. البته به نظر می‌رسد که ، اگر چنین تصریحی نیز در کنوانسیون نمی شد نتیجه مشابهی را می شد از عرف بین الملل و قاعده حسن نیت طرف قاصر استنباط کرد.(داراب پور ۱۳۷۴، ۳:۱۴۰)

 

لازم بذکر است که این اخطار وقتی باید ارسال شود که به طور مسلم وقوع مانع و عدم امکان اجرای قرارداد محرز شده باشد و در آن جزئیات امر و نتایج آن ذکر شود.

 

۳-۲-۵-۵- فورس ماژور در اجرای بخشی از تعهدات

 

اگر اجرای بخشی از قرارداد و نه تمام آن با مانع روبرو شود مانند اینکه فروشنده بتواند فقط نیمی از کالای موضوع قرارداد را تحویل دهد و نه تمام آن را، و علت عدم اجرای بخش باقی مانده هم با ویژگی‌های مربوط به فورس ماژور مطابقت کند، تکلیف دو طرف قرارداد چیست؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:59:00 ق.ظ ]




 

تورم عبارت است از «پدیده عمومی تعدیل تنش‌های فعال در مجموعه اقتصادی ـ اجتماعی از راه مکانیسم پولی که صفت مشخصه آن ترقی سطح عمومی قیمت‌ها و کاهش ارزش پول است» (نیک‌گهر، ۱۳۶۹)

 

تورم (Inflation) عارضه اقتصادی نگران کننده ای است که وجود آن در اقتصاد در بیشتر موارد نشانه ای از ناموفق بودن مسئولان پولی و اقتصادی کشور تلقی می شود و در تمام مکاتب اقتصادی به تفصیل به دلایل بروز این عارضه پرداخته شده است.اگرچه در موارد مختلف مکاتبی ‌به این باور رسیده اند که مقدار محدود تورم می‌تواند مطلوب باشد و به اقتصاد کشور کمک کند که روند توسعه ای خود را ادامه بدهد، امر واقع این است که در هیچ مکتب اقتصادی، وجود تورم گسترده پذیرفته شده نیست و دفع این عارضه به عنوان یک خواسته اصلی و اصولی در تمام مکاتب مطرح شده است(بهمنی اسکویی،۱۳۷۷).

 

اغلب محققان تورم را نوعی وضعیت اقتصادی تعریف می‌کنند.که در آن قیمت کالاها و خدمات ‌بر اساس واحد شمارش ارزش در اقتصاد (یعنی پول کشور) روند صعودی مداوم پیدا می‌کند، در حالی که عرضه کالاها و خدمات همگام با افت ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. در تعریف مشابه گفته می شود که تورم حالتی است که در آن میزان پول و اعتبار نسبت به میزان عرضه کالا و خدمات افزایش می‌یابد و در نتیجه آن سطح عمومی قیمت ها رو به افزایش می‌گذارد. در صورت تداوم روند صعودی قیمت ها، قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد(خلعت بری،۱۳۸۰).

 

«تورم هنگامی اتفاق می‌افتد که حجم پولِ رایج افزایش یابد بدون اینکه، حجم کالاها به همان اندازه افزایش یافته باشد؛ و نیز در موردی (روی می‌دهد) که حجم پول کاغذی افزایش یابد، بدون اینکه پشتوانه فلزی آن به همان اندازه زیاد شده باشد. تورم به شکلِ تصاعد قیمت‌ها و کمبود کالاهای ضروری و وسایل رفاه متجلی می‌شود و معلول ایجادِ قدرت خرید اضافی است» (تامسون[۲۸]،۱۹۶۹)

 

تورم عبارت است از «افزایش زیاد، نامنظم و لجام گسیخته قیمت‌ها» (مشکوه،۱۳۴۸، ۱۶۸)

 

تورم ناشی از وضعیتی است که در اقتصاد سطح عمومی قیمت ها بی رویه یابی تناسب، معنی دار و مداوم و اغلب به صورت غیرقابل بازگشت افزایش می‌یابد. در این تعریف چند نکته مهم ملاحظه می شود: نکته اول مربوط به ماهیت نامتناسب افزایش قیمت ها در یک دوره تورمی است.

 

اگر در این زمان افزایش نسبی قیمت ها(P) برابر با متوسط افزایش بهره وری یا محصول نهایی نیروی کار(MPL ) شود و دستمزد اسمی (NW) نیز به همان نسبت افزایش یابد به طوری که میزان دستمزد واقعی ثابت بماند، با وجود آنکه قیمت ها ترقی ‌کرده‌است ، افزایش سطح عمومی قیمت ها متناسب تلقی می شود. از این لحاظ ممکن است فشار روی قیمت ها در شرایط معین و با افزایش سطح عمومی دستمزد که خود نشأت گرفته از افزایش بهره وری نیروی کار است، خنثی شود. در این وضعیت در اقتصاد تورم وجود ندارد و در نتیجه درآمد واقعی بوده و درآمدی ثابت به طور معکوس تحت تأثیر قرار نمی گیرد و ارزش واقعی پول کاهش نمی یابد. ‌بنابرین‏ به افزایش عادی قیمت ها در اقتصاد پس از یک دوره تنزل یا رکود ملایم اقتصادی تورم گفته نمی شود(تجلی و همکاران،۱۵،۱۳۸۹).

 

تورم به مفهوم واقعی یعنی افزایش نامتناسب قیمت ها و کاهش قدرت خرید پول به وجود می‌آید، زیرا در این حالت دستمزد واقعی کاهش می‌یابد، و هرگاه دروضعیت نامتعادل و در شرایطی که محصول نهایی کار ثابت است قیمت ها افزایش یابد ویا اینکه افزایش نسبی آن از افزایش نسبی دستمزد اسمی کمتر باشد ، سطح عمومی قیمت ها افزایش یافته و نتیجه حاصله تورم است.

 

«تورم پول موقعی پیدا می‌شود که میزان وسایل پرداخت، زیادتر از احتیاجاتِ اقتصادی کشور و حجم کالاهای موجود باشد» (پورهمایون، ۱۳۴۸، ۴۲۴)

 

«تورم عبارت از مازادِ قدرت خرید است یا مازادِ وسایل پرداخت» (بودوئن، ۱۳۴۷، ۶۱)

 

در یک اقتصاد پولی، نرخ بهره اسمی در حقیقت هزینه فرصت دارایی‌های پولی بدون بهره می‌باشد. افزایش در نرخ تورم موجب خواهد شد نرخ بهره اسمی افزایش یافته و از جذابیت دارایی پولی بدون بهره کاسته شود. در این شرایط، عاملان اقتصادی تلاش می‌کنند تراز پولی شان را محدودتر ساخته و دارایی پولی بدون بهره آمتری نگه دارند تا زیان سرمایه کمتری متحمل شوند. این امر خدمات حاصل از دارایی پولی در ایجاد سهولت در معاملات را کاهش داده و تعدیلات هزینه بری را به عاملان اقتصادی تحمیل می آند. در نتیجه از مقداررفاه آن ها می کاهد(جعفری صمیمی وتقی نژاد عمران،۶۰،۱۳۸۳).

 

در واقع تورم فقط یک افزایش عمومی سطح قیمت ها نیست، زیرا اگر چنین می بود،بدون تردید این پرسش مطرح می شد که چرا باید افزایش عمومی سطح قیمت ها بد و نامطلوب باشد؟ در علم اقتصاد گفته شده است که وقتی تورم بروز می‌کند، خریدهای متکی به نگرورزی گسترش می‌یابد که این کار به اتلاف منابع اقتصادی منجر می شود. ازسوی دیگر نظر به اینکه تورم درآمد اشخاص دارای حقوق ثابت را زائل می‌کند، به تخصیص نابهینه منابع هم منجر می شود. استدلال هایی از این دست سبب شده است که تعریف تورم به صورت افزایش عمومی قیمت ها در ذهن عموم باقی بماند و نامطلوبیت آن هم مورد تأیید قرار بگیرد. افزایش قیمت ها در زمان بروز عارضه تورم، حادث می شود، ولی این افزایش معلول وضعیت تورمی است و نباید آن را معادل و عامل بروز وضعیت تورمی محسوب کرد(خلعت بری،۱۳۸۸،۵).

 

محاسبه شاخص تورم

 

• اریبی برخاسته از نمایندگی: اقلام برگزیده در سبد مصرف ممکن است اقلامی پایدار نباشد و مصرف کنندگان این اقلام را ظرف مدتی کوتاه تغییر بدهند. در این شرایط لازم است ترتیبی اتخاذ شود که سبد برگزیده همیشه نماینده واقعی مصرف مصرف کنندگان باشد و تغییرات در اقلام مصرفی را در کوتاه ترین زمان ممکن در محاسبات منظور کند .با این اوصاف تجدید پایه در محاسبه شاخص قیمت بسیار اهمیت دارد.

 

• انتخاب روش محاسبه شاخص قیمت: به نظر می‌رسد که ساده ترین روش محاسبه استفاده از میانگین های حسابی باشد. با وجود این لازم است ‌در مورد روش بهینه محاسبه شاخص قیمت دقت و مطالعه لازم انجام شود. متداول ترین روش محاسبه در واقع استفاده از شاخص لاسپیرز با بهره گرفتن از وزن های زمان پایه است. با وجود این روش های دیگری هم وجود دارد که عمده ترین روش های محاسبه شاخص در زیر آورده شده است(خلعت بری،۱۳۸۸، ۱۱).

 

روش لاسپیرز: شاخص لاسپیرز قیمت‌ها/مقادیر را ‌بر مبنای‌ قیمت سبد در زمان پایه محاسبه می‌کند.

 

• روش پاشه: شاخص پاشه قیمت‌ها/مقادیر را ‌بر مبنای‌ قیمت سبد در زمان جاری محاسبه می‌کند.

 

• روش کارلی[۲۹]: که در آن وزن تمام اقلام ثابت فرض شده است. در این حالت آنچه درصورت کسر وجود دارد، متوسط بدون وزن قیمتهای جاری است و در مخرج کسر متوسط بدون وزن قیمت‌ها در زمان پایه مد نظر قرار گرفته است.

 

• روش مارشال اجورث[۳۰]: شاخص مارشال اجورث ترکیبی از سبد مصرف و قیمت را در شاخص مندرج می‌کند.

 

• روش والش[۳۱]: شاخص والش ترکیب سبد مصرف و قیمت را در شکل ریشه دوم محاسبه می‌کند.

 

• روش فیشر[۳۲]: شاخص فیشر نیز شاخصی ترکیبی از وزن کالا و قیمتهاست.

 

• روش هندسی لاسپیرز: شاخص هندسی لاسپیرز مشابه شاخص لاسپیرز است بجز آن که از متوسط هندسی به جای متوسط حسابی استفاده می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:44:00 ق.ظ ]